جلوی نور افتاب ایستاده بود که صورت پسرشو اذیت نکنه خب گی تو بختم این چه زندگیایه من دارم؟
بیاین بگین فقط من نیستم و شما هم وقتی چیچنگ شب برگشت پیش سووی و بغلش کرد، قلبتون اروم گرفت.😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه بده ایستاده تشویقت کنم تیان شونینگ..
# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
اجازه بده ایستاده تشویقت کنم تیان شونینگ..
TIAN, THE ACTOR YOU ARE.❤️🔥
و دوستان راه افتادن و به چیچنگی هیت میدن که قبل از اینکه بره داخل اتاق، با ذوق روی موهاش دست میکشید و مرتبشون میکرد چون ویوی اومده بود ملاقاتش..
اخه همچین ادمی میتونه اون جمله رو از ته دل گفته باشه؟ میتونه اصلا مخاطبش سووی باشه؟
خودتون رو بذارین جاش و تصور کنین که کسی که براش جون میدین و بهش قول دادین که مراقبش باشین، بخاطرتون بلند شه بره کل زار و زندگیشو بفروشه که فقط از توی زندان بیارتتون بیرون.. مخصوصا خونهای که کل بچگیش رو توش گذرونه بود و براش پر از خاطره بود و تو خوب خبر داشتی چقدر عاشق اون خونهاس!
چیچنگ از خودش عصبانی و متنفر بود، نه سووی.
چیزی رو توجیه نمیکنم و قطعا سووی میدونه که چیچنگ تحتفشاره و مسلما اینو از ته دلش نگفته، با اینکه باید چیچنگ رفتار بهتری نشون میداد و احساساتش رو کنترل میکرد (که توی اون لحظه سخت بود) و تلاشهای سووی رو با دو کلمه حرف لگدمال نمیکرد، ولی بازم..
he's not ok and blames himself for all of this..
اخه همچین ادمی میتونه اون جمله رو از ته دل گفته باشه؟ میتونه اصلا مخاطبش سووی باشه؟
خودتون رو بذارین جاش و تصور کنین که کسی که براش جون میدین و بهش قول دادین که مراقبش باشین، بخاطرتون بلند شه بره کل زار و زندگیشو بفروشه که فقط از توی زندان بیارتتون بیرون.. مخصوصا خونهای که کل بچگیش رو توش گذرونه بود و براش پر از خاطره بود و تو خوب خبر داشتی چقدر عاشق اون خونهاس!
چیچنگ از خودش عصبانی و متنفر بود، نه سووی.
چیزی رو توجیه نمیکنم و قطعا سووی میدونه که چیچنگ تحتفشاره و مسلما اینو از ته دلش نگفته، با اینکه باید چیچنگ رفتار بهتری نشون میداد و احساساتش رو کنترل میکرد (که توی اون لحظه سخت بود) و تلاشهای سووی رو با دو کلمه حرف لگدمال نمیکرد، ولی بازم..
he's not ok and blames himself for all of this..