"..اون (سیمون) میبینه که ویله و خانوادهاش دارن اسیب میبینن و این موضوع باعث میشه که سیمون و خانوادهاش هم عذاب بکشن. اون یجورایی به نقطهای میرسه که: ما نمیتونیم با همدیگه باشیم چون هر دوی ما اسیب دیدیم و باید التیام پیدا کنیم."
دیگه دارم طاقتمو از دست میدم.
# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
و بعد ویله دست سیمون رو میگیره و میبرتش سمت اتاقش که اون رویایی که بالا گفتم رو نشونش بده-
فعلا یکی از تئوریهامون درست از اب دراومد:>
اسپویل از فصل سه: ویلمون همدیگه رو بلعیدن.
# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
00:47 "jag älskar dig."
lose something, babe, risk something.