# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
378 subscribers
2.09K photos
1.12K videos
1 file
218 links
بنده یک عدد خانه خرابِ بیلکین‌پیپی، وینی‌ساتانگ، اسکای‌نانی، فرست‌خائو و همه‌ی خانومی‌های نازم.🎀

جهت برقراری ارتباط:
t.me/hidenchat_bot?start=361707597
Download Telegram
# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
Photo
تحلیل‌های پوستر فصل سه:

💔ویله پشت به سیمون نشسته و انگار ازش رو برگردونده اما فکر نمیکنم به این معنی باشه که میخواد ازش دور بشه. ویله کسیه که رو به روی مسیری که باید طی کنه نشسته (سمت پرچم سوئد؛ اون ولیعهده و گزینه بعدی تاج و تخت) با این حال سمت سیمون چرخیده و بیشتر تمایل داره به طرف اون حرکت کنه.

💔سیمون پشت ویلهلم نشسته. اون اینجاست تا از ویله و تصمیماتش حمایت کنه؛ با اینکه ترجیح میده ویله اون و زندگی جدای از سلطنت رو انتخاب کنه.

💔سر ویله به طرف سیمون چرخیده که یعنی از مسیری که براش مقدر شده بود، دور میشه و مسیر جدیدی برای خودش پیدا میکنه که شامل ازادی و فرصت بودن با سیمونه.

💔سیمون و ویله از اینکه زندگیشون با خانواده سلطنتی مرتبط باشه، ناراضی‌ان، پس ویله سعی میکنه فاصله بگیره؛ برای همین اینجا از پرچم سوئد (نماد سلطنت) رو برگردونده، ولی کاری از دستشون برنمیاد و رابطشون با وجود پادشاه شدن ویله ادامه پیدا میکنه که هیچکدومشون درباره‌ی این موضوع خوشحال نخواهند بود به خصوص سیمون.

💔ویله به احتمال زیاد از سلطنت کناره‌گیری میکنه که حتی اگه انجامش نده، چون هنوز جوونه، ممکنه توی اینده انجامش بده یا ممکنه فلش فوروارد داشته باشیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
"دختری از یک افسانه‌ی سرقت که کت‌های زمستانی را از کیف‌های دزدی میدوخت. یک دزد، جیب بر و کلاهبردار. او ناجی زندگی من شد و امد تا اشک را از زندگی من جدا کند. تاماکوی من. سووکی من."

Headline :
The Handmaiden
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"و بعد، ترم گذشته، من یه دوست جدید پیدا کردم که باعث شد احساسات جدیدی بهم دست بده؛ که ای کاش هیچوقت اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود هرگز نمی‌فهمیدم چه حسی داره."
# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
Video
🐈﹚: you know what first?
🐈‍⬛️﹚: huh?
🐈﹚: the two of us look cute together.
و بالاخره ما و کلی عکس و فیلم‌‌ و ادیت‌های دونفره از لانا و تیلور (my mothers) برای ادامه‌ زندگیم.
توی قسمت ۳ از فصل ۲ یانگ رویالز یه سکانسی هست که معلمشون ازشون میخواد هر کی یدونه کتاب انتخاب کنه و اون‌هایی که کتاب‌هاشون مشابه هست، یه گروه تشکیل بدن، کتاب رو بخونن و ارائه‌‌ی شفاهی درموردش بدن.
(سیمون و ویله هر دو کتاب crisis یا به سوئدیش kris رو برداشتن و با سارا و هنری، همگروهی شدن.)
بحران/crisis اثر karin boye درباره‌ی زندگینامه‌ی "مالین فورست" ۲۰ ساله‌اس که در دهه‌ ۱۹۳۰ توی کالجی در استکهلم برای معلم شدن درس میخوند.
اون با بحران مذهبی عمیقی دست و پنجه نرم میکرد که در همین حین به یکی از همکلاسی‌هاش "سیو" احساساتی پیدا میکنه که مالین باید خود واقعیش رو فراتر از همه‌ی ارمان‌های موجود، پیدا میکرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میرسیم به قسمت ۵؛ روزی که قراره کتابشون رو ارائه بدن.
قبل از ارائه، معلم به تک تک میزها سر میزنه و وقتی به گروه ویلمون میرسه، راجب کتاب باهاشون صحبت میکنه و میپرسه که: "خب، شما فکر میکنین دغدغه‌اش چیه؟"

و ما ویله‌ و سیمونی رو داریم که در قالب کرکترهای کتاب، همدیگه رو مخاطب حرف‌هاشون قرار میدن.🫡

سیمون : اینکه "مالین" با اعتقادات مذهبی خیلی قوی‌ای بزرگ شده و توی تطبیق دادن احساسی که داره با اعتقاداتش به مشکل خورده؛ مخصوصا درمورد "سیو".

ویله : کاش "مالین" میتونست اون‌هارو نادیده بگیره.
منظورم اعتقادات و تکالیف مربوط به خداست. به ادم‌هایی که بیرون‌ان مربوط نیست. تقصیر خودشم هست.

سیمون : اون مجبور شده از قوانین پیروی کنه؛
اینطوری نیست که اون بتونه هرچیزی رو که تا الان در مورد درست یا غلط بودن یاد گرفته، از پنجره پرت کنه بیرون.
اون فهمیده که میخواد زندگیش رو تغییر بده بخاطر چیزهایی که از احساساتش نسبت به سیو یاد گرفته.
پس.. خیلی هم بد نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM