ابر نانوشته
80 subscribers
1.39K photos
31 videos
7 files
46 links
بی‌محتوا.
غلط تایپی.
Download Telegram
ابر نانوشته
Stone Sour – Tired
I'm not close, I'm not safe.
🕊1
امروز (از لحاظ فنی، دیروز) تصمیم گرفتم غیرمنتظره باشم و خودم رو غافلگیر کنم.
بعد در نهایت الف بودن سرم رو انداختم پایین و برگشتم خونه.
بعضی اخلاقای گند آدم عوض نمی‌شن.
کاش با این فرهنگ تعارف، درها رو بزرگ‌تر می‌ساختن.
از ورودی دانشکده فقط یه نفر می‌تونه رد شه. بعد می‌بینی کلهٔ سحر داری با یه استاد مسن سروکله می‌‌زنه که «نه، اول شما بفرمایید».
ولم کن دوست عزیز. سرتو بنداز پایین و رد شو. وانمود کن من وجود ندارم.
اصلاً چرا باید روز تعطیل به این فکر کنم؟ بخواب زن.
🗿2
هیچ‌کدوم از کارامو انجام نداده‌م. صبحونه نخوردم و هیچ فکری برای ناهار ندارم.
الآن دارم چی کار می‌کنم؟ میم می‌بینم.
2🐳1
To Baroon Ke Rafty
Siavash Ghomeyshi
۱۳۸۷

(فقط به‌خاطر هوای امروز.)
1
یادم نمیاد اون قسمت کتابه که هفتهٔ پیش خوندم، چی بود. فقط یادمه نوشته بود بدیهیه که آدم کم‌حافظه نادان می‌مونه.
🗿1
برنامه‌ریزی اینا این‌طوریه که من فردا در یک زمان هم باید برم نمی‌دونم چی‌چی سلامت، هم نشست نمی‌دونم چی‌، هم سر کلاس.
تا صبح وقت دارم تکثیر شم.
🗿2
از پینترست.
نه به انسان‌‌ها.
🐳3🤓1🗿1
ابر نانوشته
نه به انسان‌‌ها.
وای همین اول روز یکی اومد کله‌مو نامساعد کرد.
Forwarded from هرچیزی از انبار اطاق ۱۲
گاهی فکر میکنم این احساسم بخاطر اینه که ادم ها باهم حرف میزنن و ارتباط برقرار میکنن، من نمی‌تونم حس میکنم بیگانه‌م
بعد چون احساس ناتونی دارم در جذبشون یا دخالت خودم توی صحبتشون، از خودم دفع‌شون میکنم
این‌قدر این جلسهٔ کوفتیو لغو کردن که الآن منتظرم وسطش بهمون حمله کنن.
امروز یکی از اساتید گفت: «به کلوپ مجانین و دیوانگان خوش اومدید.»
دقیق و زیبا.
🐳4