ابر نانوشته ☁
بازم مترو. هعی.
گویا ظهر تندرو نداره.
آیا بدبخت شدم و دیر میرسم؟ با ما همراه باشید.
آیا بدبخت شدم و دیر میرسم؟ با ما همراه باشید.
ابر نانوشته ☁
گویا ظهر تندرو نداره. آیا بدبخت شدم و دیر میرسم؟ با ما همراه باشید.
زود هم رسیدم.
عجیبه.
عجیبه.
ابر نانوشته ☁
تا اینجا سهتا مترو اومد که توش جا نشدم.
آپدیت:
توی چهارمی جا شدم.
نمیتونم هیچجا رو نگه دارم و دارم میافتم.
توی چهارمی جا شدم.
نمیتونم هیچجا رو نگه دارم و دارم میافتم.
صبحونه چایی خوردم با تهدیگ و ماست. امیدوارم معدهم لیاقت داشته باشه و علیهم شورش نکنه.
🗿2
خواب دیدم دارم از یه دستفروش کتاب میگیرم.
عنوان یکی از کتابا این بود: «آیا من اُسکلم که فلسفه میخوانم؟»
دقیقاً همین. حتی ضمهش رو یادمه.
خریدمش ولی قبل خوندن بیدار شدم.
ناخودآگاهم رو نمیفهمم.
عنوان یکی از کتابا این بود: «آیا من اُسکلم که فلسفه میخوانم؟»
دقیقاً همین. حتی ضمهش رو یادمه.
خریدمش ولی قبل خوندن بیدار شدم.
ناخودآگاهم رو نمیفهمم.
👾4🐳1🤓1
ابر نانوشته ☁
Stone Sour – Tired
I know what I'm looking for
Somewhere close, somewhere safe
Somewhere I know, I know I'll never live in chains
Somewhere close, somewhere safe
Somewhere I know, I know I'll never live in chains
امروز (از لحاظ فنی، دیروز) تصمیم گرفتم غیرمنتظره باشم و خودم رو غافلگیر کنم.
بعد در نهایت الف بودن سرم رو انداختم پایین و برگشتم خونه.
بعضی اخلاقای گند آدم عوض نمیشن.
بعد در نهایت الف بودن سرم رو انداختم پایین و برگشتم خونه.
بعضی اخلاقای گند آدم عوض نمیشن.
کاش با این فرهنگ تعارف، درها رو بزرگتر میساختن.
از ورودی دانشکده فقط یه نفر میتونه رد شه. بعد میبینی کلهٔ سحر داری با یه استاد مسن سروکله میزنه که «نه، اول شما بفرمایید».
ولم کن دوست عزیز. سرتو بنداز پایین و رد شو. وانمود کن من وجود ندارم.
از ورودی دانشکده فقط یه نفر میتونه رد شه. بعد میبینی کلهٔ سحر داری با یه استاد مسن سروکله میزنه که «نه، اول شما بفرمایید».
ولم کن دوست عزیز. سرتو بنداز پایین و رد شو. وانمود کن من وجود ندارم.
هیچکدوم از کارامو انجام ندادهم. صبحونه نخوردم و هیچ فکری برای ناهار ندارم.
الآن دارم چی کار میکنم؟ میم میبینم.
الآن دارم چی کار میکنم؟ میم میبینم.
☃2🐳1