ابر نانوشته
81 subscribers
1.39K photos
31 videos
7 files
44 links
بی‌محتوا.
غلط تایپی.
Download Telegram
Robert Frank
زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۲۴
درگذشتهٔ ۹ سپتامبر ۲۰۱۹
🐳1
تجربهٔ جدید و از این حرفا.
#خط
🐳5🕊2🦄1
ابر نانوشته
تجربهٔ جدید و از این حرفا. #خط
در نگاه اول خوبه ولی بعد پنج‌ثانیه یه‌طوری می‌شه.
🗿3🍌1
ما مثل همیم.
🗿1
نمی‌دونم چی شد که این اومد جلوی چشمم.
برای تیره احتمالاً.
عکس تروتمیزی نیست ولی ابر و درخت خوبی داره. :)

#آهستگی
🐳7🦄1
آناهیتا/اَناهید/ناهید (=ناآلوده، پاک. خدابانوی زندگی و آب)
تصورم همچین چیزی بود.
(نسخهٔ گوگولی‌ شده)
#خط
🕊3🐳3
خانم پرزرق‌وبرق
#خط
🦄6
ابر نانوشته
خانم پرزرق‌وبرق #خط
وای می‌خواستم سایهٔ چشم بزنم یادم رفت.
فقط هم خروجی jpg گرفتم.
عیب نداره.
سری بعد.
اینو پارسال تقریبن همین موقعا کشیدم. عکسِ ژینا رو گذاشتم جلوم، اشک ریختم و نقاشی کردم. هنوز عکسِ ژینا روی تخت بیمارستان رو نگاه می‌کنم، اون عکس، چیزی فراتر از یه عکسه.
بعد از کشیدنِ این، که دیجیتال کار اش کردم، تصمیم گرفتم همه‌ی اون آدم‌هایی که سال‌ها، پنهان از خونواده‌ی ارزشی‌ام، با خوندن قصه‌هاشون اشک ریخته بودم و عزاداری کرده بودم و هی افسرده و افسرده‌تر شده بودم رو نقاشی کنم. یکی از دفترهام که دوستم هاله بهم کادو داده بود و خیلی برام عزیز بود رو برداشتم تا همه‌ی صفحاتش رو با چهره‌های تصویرسازی‌شده‌ی اون قهرمان‌ها پُر کنم.
از ستار بهشتی و گوهر عشقی شروع کردم و ...
همون‌جا هم تموم شد! بال‌هام رو چیدن، قلمم رو شکستن و .. چی بگم.
سال عجیبی بود. واسه‌ی من سالِ عبور بود. عبور از خیلی چیزا و خیلی آدما.
سایه‌ی سیاه ج.ا هنوز رو سرمونه، با این وجود از خیلی چیزا آزاد شدیم. حداقل از دیکتاتورهای اطراف‌مون عبور کردیم. من از این که مستعمره‌ی خونواده و بزرگ‌ترهام بودم رها شدم. خونواده‌ای که به خودشون اجازه میدن که صرفا به این علت که سن‌شون از من بیش‌تره، برای همه‌ی مسائل ریز و درشت زندگیم تعیین تکلیف کنن.
🕊2🐳1