ابر نانوشته ☁
Maziyar – Mazani
#آهستگی
(آفتاب میزد به صفحهٔ گوشی نمیدیدم دارم از چی عکس میگیرم. اون همه گشتم آخر هم عکسش شد این.😭)
(آفتاب میزد به صفحهٔ گوشی نمیدیدم دارم از چی عکس میگیرم. اون همه گشتم آخر هم عکسش شد این.😭)
🕊6
دوتا آقاهه هم نشسته بودن بالاسر شاملو. میگفتن: «چپ که... والا ایران چپ واقعی نداره. راست؟ راست واقعی هم نداره. ببین الآن گرایش جوونا سمت لیبرالیسمه ولی لیبرال واقعی هم نداره.»
دوست داشتم بیشتر گوش بدم ولی ترسیدم زمین آدم واقعی نداشته باشه.
دوست داشتم بیشتر گوش بدم ولی ترسیدم زمین آدم واقعی نداشته باشه.
🤡2🦄2🗿1👾1