ایرج میرزا حدود صدسال پیش دربارهٔ ملاها گفت: «زمان رفتن این خار و خس نیست؟» و دارم به این فکر میکنم که چقدر گناه داریم.
🕊6
ابر نانوشته ☁
Metallica – I Disappear
«وقتی برم، خاکم میکنی؟»
به گوینده غبطه میخورم. کسی هست که بتونه اینو ازش بپرسه. باید جالب باشه.
«من دردم، امیدم، رنجم.»
معلومه که میتونی خود امید باشی. تو میدونی کی دفنت میکنه. نگو «سعادتی ندارم». چشماتو باز کن و ببینش.
به گوینده غبطه میخورم. کسی هست که بتونه اینو ازش بپرسه. باید جالب باشه.
«من دردم، امیدم، رنجم.»
معلومه که میتونی خود امید باشی. تو میدونی کی دفنت میکنه. نگو «سعادتی ندارم». چشماتو باز کن و ببینش.
☃1🕊1
ابر نانوشته ☁
Nick Cave & The Bad Seeds – Train Long Suffering (2009 Remastered Version)
ریتمش هم به متن میخوره، هم نمیخوره. :))
خیلی شاده ولی صدای قطار رو تداعی میکنه.
خیلی شاده ولی صدای قطار رو تداعی میکنه.
🗿1
ابر نانوشته ☁
Megadeth – Sweating Bullets (2004 Digital Remaster)
ما چون خیلی فرهیختهایم، به خود آهنگها توجه میکنیم و درگیر دعوای بچگانهٔ متالیکافنا و مگادثفنا نمیشیم چون میدونیم بهطور کلی متالیکا بهتره .
بههرحال، این هم از اون آهنگاییه که بغلت میکنه و تسکینت میده.
بههرحال، این هم از اون آهنگاییه که بغلت میکنه و تسکینت میده.
🕊2🤡1
ابر نانوشته ☁
واکنشهای غیرمنتظره به ویدیوی کودکی.
تازه اولیه فقط دیده کتابایی که دربارهٔ متالن رو توی گودریدز چیز کردم. :)))
🤡1
mastaneh
Daryosh rafiee
سالش رو نمیدونم. دههٔ سی؟ شاید. بیمدرک میگم. شاید اواخر دههٔ بیست. غیر این دوحالت نیست.
🐳1
ابر نانوشته ☁
همون کپشن قبل. طبیعیه، عمرش به بیشتر خوندن نکشید. – منتظرت بودم
رفیعی درس زندگیه. درس اول اینه که تف بندازید تو صورت ضدواکسنا. درس دوم هم اینه که معتاد نشید. خودم پریروز برای دومینبار قول انگشتی دادم که معتاد نشم. (نمیدونم چرا این بچه به یهبار قانع نشد.) شما هم یکیو پیدا کنید بهش قول انگشتی بدید که معتاد نشید.
رفیعی فقط ۳۱ سال زندگی کرد. حیف شد. ایبابا.
رفیعی فقط ۳۱ سال زندگی کرد. حیف شد. ایبابا.
🕊2
یه نسخهٔ متال از این دارم. یادم باشه دوباره گوش بدم، اگه جالب بود اینجا هم بذارم.
(الآن دارم دفتونز گوش میدم. نمیشه چیز دیگهای بذارم.)
(الآن دارم دفتونز گوش میدم. نمیشه چیز دیگهای بذارم.)
Telegram
مایان
گذران
تا به کی بايد رفت
از دياری به دياری ديگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و ياری ديگر
کاش ما آن دو پرستو بوديم
که همه عمر سفر میکرديم
از بهاری به بهاری ديگر
آه، اکنون ديريست
که فرو ريخته در من، گویی،
تيره آواری از ابر گران
چو میآميزم، با بوسهی…
تا به کی بايد رفت
از دياری به دياری ديگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و ياری ديگر
کاش ما آن دو پرستو بوديم
که همه عمر سفر میکرديم
از بهاری به بهاری ديگر
آه، اکنون ديريست
که فرو ريخته در من، گویی،
تيره آواری از ابر گران
چو میآميزم، با بوسهی…
🍌1