Information Technology Broadcasting - اطلاع‌رسانی فناوری اطلاعات
407 subscribers
13.9K photos
41 videos
505 files
489 links
Information Technology, Cloud computing, Digital transformation, IoT, Edge computing, IT governance, Fog computing, IT security, IT regulation, IT trends, Programming، Big data, Monitoring, Databases, Api, Service
Download Telegram
Forwarded from Hadi
یتر تیل خود یک سرمایه گذار و کارآفرین موفق محسوب می شود. وی جزو بنیان گذاران شرکت PayPal و از سرمایه گذاران اولیه Facebook بوده و همچنان به عنوان سرمایه گذار و Venture Capitalist در عرصه حمایت از کسب و کارهای نو فعال است. با توجه به تجربه او در کار با شرکت های چندین میلیارد دلاری و ایده های بزرگ و همچنین ارتباط او با پیشروترین افراد در زمینه کسب و کارهای نو، نقطه نظرات او می تواند به عنوان منبع اطلاعاتی با ارزشی به حساب آید. در برخی از قسمت های کتاب نظراتی مطرح شده که بر خلاف ایده های پذیرفته شده معمول می باشد و در این خلاصه نیز به آنها اشاره خواهد شد.

ایده اصلی کتاب حرکت از سمت صفر به سمت یک است. در واقع هنگامی که یک شرکت یا گروه بر روی مساله ای که آن را می شناسد کار می کند، در حال حرکت از ۱ به سمت ۱+N است. اما وقتی کار بر روی مساله ای که هیچ راه حل شناخته شده ای در مورد آن وجود ندارد آغاز می شود، در واقع حرکت از هیچ یا ۰ به سمت ۱ یا اولین پاسخ معتبر صورت می پذیرد. با این توجیه نویسنده جهان را در یک رخوت نوآوری در می یابد که در چند دهه اخیر در هیچ زمینه به خصوصی به جز ارتباطات، دارای پیشرفت اساسی نبوده است. تولید خودرو سالهاست که با اصول ثابتی انجام میگیرد، صنعت انرژی تحول اساسی نداشته و اساسا جهان انقلاب در فناوری را کنار گذاشته است. هدف از مطرح نمودن این موضوعات، معرفی دلایل مسبب آن می باشد. نویسنده بر نقش تعیین کننده نوآوری به جای پیشرفت تکوینی و تدریجی تاکید دارد و خواننده را به مطرح نمودن پرسش های معکوس ترغیب می کند. از خود بپرسیم چقدر به آنچه که از گذشته آموخته ایم اطمینان داریم؟ چقدر فکر می کنیم که گذشته را آن گونه که واقعا بوده است می شناسیم؟

این مقدمه برای ورود به نقدی بر آموخته های دنیای صنعت از وقایع سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ در بازار سهام شرکت های تکنولوژی امریکا مطرح می گردد که از ان به عنوان حباب دات کام یاد می شود. در آن سالها با توجه به افزایش بیش از حد قیمت سهام شرکت های اینترنتی در بازار امریکا، یک حباب قیمتی به وجود آمد که ترکیدن آن به عنوان بزرگترین فاجعه اقتصادی بعد از سقوط بورس امریکا در سال ۱۹۲۹ به حساب می آید. در نتیجه این ورشکستگی های عظیم در صنعت اینترنت و تکنولوژی، زمینه برای معرفی اندیشه ها و آموزه های جدیدی فراهم شد که از نظر تیل همگی آنها درست نیستند. چهار درسی که به غلط از ترکیدن حباب دات کام مطرح و پذیرفته شدند عبارتند از:

پیشرفت های تدریجی و افزایشی ایجاد کنید.
ناب (Lean) و انعطاف پذیر بمانید.
به فضای رقابتی وارد شوید و محصولی بهتر از محصول مشابه رقبای موجود را تولید کنید.
بر روی محصول تمرکز کنید چرا که فروش خود به خود انجام می پذیرد.

این آموزه ها تحت تاثیر جو بسیار منفی که در آن زمان ایجاد شده بود و تنها هدف را از دست ندادن پول تلقی می کرد به عنوان اصول کسب و کار پذیرفته شد. در دیدگاه نویسنده، عکس آنچه که در این درسها عنوان شده بیشتر با منطق کسب و کار تناسب دارد و باید این باورهای غلط دور ریخته شود. درس های اصلاح شده به این صورت بیان می شوند:

بهتر است در راه بزرگ شدن تلاش کنید حتی اگر شکست بخورید تا اینکه ناچیز بمانید.
داشتن یک نقشه و طرح حتی اگر بد باشد بهتر از این است که هیچ نقشه ای نداشته باشید.
بازارهای رقابتی سود را از بین می برند و نباید به آنها وارد شوید.
فرایند و راهکارهای فروش به اندازه خود محصول مهم هستند.
برخی از این آموزه های پیشنهادی با آنچه که به طور معمول توسط متد Lean تبلیغ می شود در تضاد قرار دارد، چرا که به جای تاکید بر انعطاف پذیری حداکثری و انجام اصلاحات بر اساس بازخورد بازار و مشتری، بر داشتن یک نقشه کلی و بزرگ از ابتدای راه تاکید می کند.

در بخش های بعدی کتاب، ایده داشتن یک بازار انحصاری مطرح میگردد و به کارآفرینان پیشنهاد می شود که وارد بازارهایی شوند و یا محصولی ارائه کنند و یا به کسانی خدمات ارائه کنند که برای آنها انحصار ایجاد کند. این ایده در کنار مذمت رقابت شدید اثبات می شود. به این منظور مثال هایی همچون تسخیر بازار کامپیوتر و ابزار الکترونیکی شخصی توسط شرکت اپل وقتی که مایکروسافت و گوگل مشغول رقابت برای عرضه محصولات رقیب یکدیگر بودند و یا تسخیر بازار انرژی بوسیله نفت شیل وقتی که تولید کنندگان سنتی سوخت های فسیلی و فعالان انرژی های نو مشغول رقابت برای قیمت بودند مطرح می گردد. کتاب سرشار از مثال های جالب در زمینه کسب و کارهای بزرگ و تصمیمات درست و غلط مدیریتی است.

پس از این، کتاب در یک چرخش موضوعی به سراغ طبقه بندی افراد و شرکت ها از نظر ذهنیت و سپس درس هایی برای استارتاپ ها می رود. در طبقه بندی ذهنیت، چهار گروه تعریف می شود؛
Forwarded from Hadi
کسانی که به آینده بدبین هستند و معتقدند می توانند برای آن آماده شوند (Definite Pessimist)،
کسانی که به آینده بدبین هستند و معتقدند نمی شود کاری کرد و باید سرنوشت را پذیرفت (Indefinite Pessimist)،
کسانی که به آینده خوش بین هستند و معتقدند باید این آینده بهتر را خودشان بسازند (Definite Optimist)،
کسانی که به آینده خوش بین هستند اما این بهبود را بدون هیچ تلاشی انتظار دارند و آن را جزو سیر طبیعی میدانند (Indefinite Optimist).
پس از این طبقه بندی کلی، کشور ها و ملت ها از نظر نوع ذهنیت و عملکرد کلی تحلیل می شوند (شامل امریکا، چین، کره و …) و ریشه های اندیشه آنها بررسی می شود. این توضیحات از حوصله این خلاصه خارج است و از علاقه مندان دعوت می شود که به اصل کتاب روجوع نمایند.
Forwarded from Hadi
این قسمت بر بخش دوم کتاب که در واقع نکاتی برای استارت آپ ها، کارآفرینان و سرمایه گذاران می باشد تمرکز دارد.

کتاب با ارائه نکاتی کلی در مورد ارزش گذاری شرکت های نوپا و به خصوص شرکت هایی در زمینه تکنولوژی که قابلیت مقیاس پذیری و انحصار بازار دارند، پیش میرود. بر اساس نظر نگارنده قیمت شرکت هایی از این دست، نه بر اساس مقدار فروش سالانه آنها در ابتدای راه اندازی، بلکه بر اساس پتانسیل فروش آتی آنها در مجموع سالهای آینده که با نرخ تورم به سال پایه منتقل می شود محاسبه می گردد. مثال هایی از ارزش گذاری شرکت های PayPal و LinkedIn ارائه شده و دوام شرکت با ارزش گذاری آن گره می خورد. چرا که اگر یک شرکت به فعالیت خود ادامه ندهد اساسا ارزش فروش سالهای آتی را از دست می دهد و قیمت پایه آن بسیار کاهش می یابد.

بخش دیگری از کتاب که روی سخن آن با سرمایه گذاران است به موضوع سرمایه گذاری هوشمند می پردازد. امروزه با پدیده ای به نام سرمایه گذاران سریالی و کارآفرینان سریالی مواجه هستیم. پیتر تیل با جلب توجه مخاطب به اصل ۸۰/۲۰ (که ۸۰ درصد درآمد از ۲۰ درصد فعالیت ها به دست می آید) تاکید می کند که راه بقاء سرمایه گذاران این است که یک یا چند مورد از سرمایه گذاری های آنها به حدی بازگشت داشته باشد که تمامی ضررهای دیگر را جبران نماید و به سرمایه گذاری خود در Facebook و سرمایه گذاران Instagram به عنوان نمونه رجوع می کند. در هر دوی این مثال ها، سرمایه گذاری بر روی یک شرکت از مجموع جوابدهی سرمایه گذاری های دیگر، بازگشت بیشتری داشته است. با حذف کردن شانس از فرایند انتخاب شرکت ها برای حمایت، یک سرمایه گذار می تواند امید بیشتر به بازگشت سرمایه خود و سود داشته باشد.

تاکید بر ادامه دار بودن فعالیت شرکت های نوپا اهمیت تیم سازی هوشمندانه را آشکار می سازد. با توجه به انتظار ادامه فعالیت شرکت ها، تیم های تشکیل شده در سطوح هیات مدیره، مدیران اجرایی، تیم های مهندسی حساس و حیاتی و سایر اجزایی که بنیان و اساس یک شرکت را در اختیار دارند باید بتوانند با یکدیگر همکاری نمایند و اختلافات خود را حل و فصل کنند. با این ذهنیت، افرادی که فقط با حقوق ثابت به شرکت های نوپا جذب می شوند مناسب نیستند و کارکنان باید سهامدار محصول عملکرد خود باشند. با این منطق، یک شرکت نوپا به جای اینکه به دنبال جذب حداکثر استعداد ممکن باشد، به دنبال افراد وفادار خواهد بود. وکلا و حسابداران از این دیدگاه مستثنی هستند چرا که ماهیت فعالیت آنها با پرداخت سهام به جای حقوق سازگاری ندارد. پیشنهاد نویسنده کتاب، هیات مدیره ای ۳ تا ۵ نفره است که بتوانند تصمیمات موثر جمعی بگیرند.

موضوع جذب افراد جدید با ارائه مثال ها و مقایسه ای از شرکت های Google و PayPal پی گرفته می شود. تیل معتقد است جذب افراد اولیه چندان مشکل نیست و آنچه که چالش اصلی خواهد بود جذب مثلا بیستمین نفر به شرکت است. نفر بیستم اصولا باید فردی با توانایی بالا و با استعداد باشد و در حالی که دهها فرصت شغلی مناسب دارد، چرا باید برای یک شرکت نوپا کار کند؟ پاسخ این پرسش با اشاره به روح فعالیت و هدف شرکت نوپا داده می شود. در حالی که شرکت های کوچک قطعا توان رقابت با شرکت های عظیمی همچون گوگل برای ارائه دادن حقوق و مزایا به کارکنان خود را ندارند، اما احساس ارتباط و نزدیکی که میان کارکنان به وجود می آید و تعهد جمعی که برای رسیدن به هدف در میان آنها محسوس تر است می تواند عامل جذب کننده نیروهای با استعداد جدید باشد. بنیان گذاران باید همواره پاسخی برای پرسش های از این دست داشته باشند، پاسخ هایی که شرکت آنها را از سایرین متمایز کند و کار کردن برای آن را ارزشمند سازد.
Forwarded from Hadi
فصول پایانی کتاب بیشتر با نگاهی به آینده جامعه بشری همراه است. در این بخش در مورد جایگزینی ماشین ها به جای انسان به عنوان یک چالش عامیانه بحث می شود. نویسنده معتقد است که ماشین ها و انسان ها مکمل یکدیگر هستند و با امکان انجام محاسبات پیشرفته و روزافزون، این همکاری و نقش مکملی به ثمر می نشیند. در این فضا باید به این موضوع اندیشید که در چه زمینه هایی امکان بهره بردن بیشتر از ماشین ها وجود دارد؟ چه کسب و کارهایی به تازگی امکان پذیر شده اند؟ همچنین توجه به این نکته لازم است که در ترسیم چشم انداز شرکت ها به تغییرات جامعه توجه شود تا امکان بقاء شرکت در سالهای آینده محفوظ بماند. انرژی های نو موضوع دیگری است که در حال حاضر به آن توجه می شود. تیل این موضوع را برای پرداختن به درس هایی که از حباب شکل گرفته در این بازار آموخته شده انتخاب کرده است. با اعلام سیاست های حمایتی دولت امریکا از انرژی های نو، یک حرکت بسیار پر شتاب به سمت راه اندازی کسب و کار در این زمینه شکل گرفت. در بازار انرژی به همان نسبت که اعداد و ارقام بزرگتر هستند، رقابت شدیدتر و رقبا قویتر هستند. این مساله موجب ورشکستگی تعداد زیادی از شرکت هایی شد که به محض اطلاع از سیاست های تشویقی و بدون در نظر گرفتن مسائل بلند مدت و فضای بازار، اقدام به سرمایه گذاری نمودند. حرکت بر روی موج های مقیاس کلان اقتصادی کافی نیست و هر شرکت باید سیاست روشن خود برای بازار هدف انتخاب شده را داشته باشد. در صورت حرکت جمعی شرکت ها به دنبال یک موج اقتصادی، حباب هایی مشابه حباب دات کام در دهه نود میلادی شکل می گیرد.

در فصل پایانی کتاب، جمع بندی مطالب مطرح شده که از تنوع موضوعی بالایی نیز برخوردار بودند برای پیش بینی آینده مورد استفاده قرار می گیرد. پیش بینی آینده دشوار است هنگامی که بلند نظر ترین کارآفرینان نیز نمی توانند در مورد بیش از ۲۰ سال آینده نظری بدهند. آنچه که روشن است اینکه نمی توان آینده را تضمین شده دانست و چنانچه به بقاء و زندگی بهتر فکر می کنیم باید دست به اقدام بزنیم. وظیفه امروز یافتن راه های نو برای مسائل حل نشده است. وظیفه امروز ما حرکت از صفر به یک است.
Forwarded from Hadi
تو این کلیپ میتونید با مفهوم کارآفرینی اجتماعی آشنا بشید....
Forwarded from Hadi
توییتر با شعار «چه کار می‌کنید؟» (به انگلیسی: ?What are you doing) پا به میدان وب ۲٫۰ گذاشت امّا در نوامبر سال ۲۰۰۹ میلادی این شعار به «چه چیزی در حال رخ دادن است؟» (به انگلیسی: ?What's happening) تغییر کرد. یکی از ویژگی‌های توییتر محدود بودن به تایپ تنها ۱۴۰ کاراکتر است. این دو شناسه به قدری نو بود که به سرعت در بین کاربران اینترنت به محبوبیّت رسید. در توییتر افزون برفرستادن نوشتار می‌توان فیلم، عکس، و صدا نیز فرستاد. توییتر در لغت به معنی جیک جیک کردن است.
طرح اولیه توئیتر روی کاغذ....😊
Word of day...


information silo

An information silo is a business division or group of employees within an organization that fails to communicate freely or effectively with other groups, including management. When an organization's culture does not encourage employees to share knowledge and work collaboratively, information silos can grow quite quickly and prevent the organization from responding to changing market conditions in an agile manner
Forwarded from Hadi
دیگه خبری از server core نیست!!