Classics
1.9K subscribers
1.23K photos
12 videos
1 file
485 links
• Aesthetic Wandering •
[ Classics works under ©️ Disclaimer of Section 107-Act 1976 as Fair Use for Criticism & Research. ]
Download Telegram
©Eva Eller, Alter Ego, 2023 🇪🇪

When collapse is near, every crack gets clear...
❤‍🔥21💔2
Does anybody know ingredients of her beauty?
💔2❤‍🔥1
©Serge Marshennikov (b. 1971) 🇷🇺

Forget about all I've said,
Let me make it simple for you,
Her softness, was just 1 inch away from nothingness
❤‍🔥16
Classics
©Serge Marshennikov (b. 1971) 🇷🇺 Forget about all I've said, Let me make it simple for you, Her softness, was just 1 inch away from nothingness
©Paul François Quinsac (1858 - 1929), Reclining odalisque 🇫🇷

After that, if it was a classic persian poem, I was going to tell you the dimensions of her petrified heart.
But,
No...

She was kind as hell...
❤‍🔥12
©Sir Ivor Hele (1912 - 1993), The Bangle 🇦🇺
❤‍🔥18
©Khosrow’s Victory, illuminated manuscript Khamsa of Nizami, 1593 🇮🇷

خداوند ماه و خداوند هور
خداونت پیل و خداوند مور

جز از داد و خوبی مکن در جهان
چه در آشکار و چه اندر نهان

سواران رومی همه جنگ‌جوی
به درگاه خسرو نهادند روی

چو زان کارها شد به شاه آگهی
ز قیصر شدش کار با فرّهی

پذیره فرستاد خسرو سوار
گرانمایگانی گرامی هزار

به دستور فرمود پس شهریار
بدان جامهٔ رومیِ زر نگار

به خسرو چنین گفت پس رهنمای
که دین نیست شاها به پوشش، بپای!

بدانی که دهقان ز دین کهن
نپیچد مگر خام باشد سخن

تو بر دین زردشت پیغمبری
اگر چند پیوستهٔ قیصری

بپوشید پس جامهٔ شهریار
بیاویخت آن تاج گوهرنگار

برفتند رومی و ایرانیان
ز هر گونه مردم به اندر میان

وزان فیلسوفان رومی چهار
برفتند با هدیه و با نثار

ز لشکر هر آنکس که هنگام کار
بماندند با نامور شهریار

همی خلعت خسروی دادشان
به شاهی به مرزی فرستادشان

همه پادشاهند بر گنج خویش
کسی را که گِرد آورد رنج خویش

مجویید کین و مریزید خون
مباشید بر کار بد رهنمون
- گزیده ابیات از شاهنامه فردوسی (بخش ۳۵ تا ۳۷ گنجور)
❤‍🔥25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥14
و انگار آن دیوها به زمین دوخته شده بودند،

مست، نعره می‌زدند و نشخوار می‌‌کردند؛

فرشتگان را دیگر اشکی نمانده بود،

به جز یک قطره،

که برای آباد کردن سرزمینی دیگر نگه‌داشتند...
💔14
Forwarded from Miraiel
La Revolution
Valentine Cameron Prinsep (1838–1904)
💔15❤‍🔥2
©Roberto Ferri (b. 1978), Santa Rosalia 🇮🇹

رنج کشیدن، رنج کشیدن؛
صلیب، صلیب...
💔19
نفرین بر کسی که زنده ماندن را پر از شرم کرد
💔71❤‍🔥4
💔13
©Charles Courtney Curran, Dance of the Spiderweb, 1908 🇺🇸

گو دیده ز سر واکُن
تا دیده به دل بینی

جان را ز تنت برکَن
تا جان به لبت گیری


رفتست همی در او
در بی‌خبری چون وی

چون باز رَوی در خود
خود را به بَرش بینی


بس سر به تنان چون ما
در حیرت او چون وی

گر سر ز تنت چینی
سر تا به سرش بینی
❤‍🔥15
آی ایران!

چقدر تو را دوست دارم!
❤‍🔥29💔11
Come;

Listen to the Classophils
...

https://t.me/Classophil/7405 ⚘️
❤‍🔥7
©Fletcher Sibthorp (b. 1968), The devotion 🇬🇧

اندکی آغوش می‌خواهم، کمی نان، یک بوسه و خوابی عمیق
❤‍🔥23
©William-Adolphe Bouguereau, Elegy, 1899 🇫🇷

A poem touched my lips,
But didn't kissed.
❤‍🔥13💔6
©Edgard Wiethase (1881 - 1965), Lady at a writing table 🇧🇪

Do you know where the home is?

Somewhere you can put your sorrow on the bed, your misery on the table, play a sad song on the piano, and still feel the peace.
❤‍🔥16💔4