Parspoya English
20 subscribers
1.14K photos
317 videos
1.45K files
30 links
Download Telegram
🔷کلمات متضاد پرکاربرد در زبان انگلیسی:

Ability ≠ Inability
🔺ناتوانی ≠ توانایی

Happy ≠ Unhappy
🔺شاد ≠ ناشاد

Import ≠ Export
🔺واردات ≠ صادرات

Interior ≠ Exterior
🔺داخلی ≠ بیرونی

Maximum ≠ Minimum
🔺حداکثر ≠ حداقل

Include ≠ Exclude
🔺شامل ≠ نا شامل

Junior ≠ Senior
🔺تازه کار ≠ زبده

Above ≠ Below
🔺بالا ≠ زیر

Majority ≠ Minority
🔺اکثریت ≠ اقلیت

Optimist ≠ Pessimist
🔺بدبین ≠ خوشبین

Superior ≠ Inferior
🔺برتر ≠ پست تر

Accept ≠ Refuse
🔺قبول ≠ رد

Civilized ≠ Uncivilized
🔺متمدن ≠ غیرمتمدن
⭕️Vocabulary
⭕️اسامی مغازه ها:



🔷carpentry                      نجاری
🔷furniture shop     مبل فروشی
🔷pharmacy                داروخانه
🔷drug store               داروخانه بزرگ
🔷stall                                دکه
🔷 tailor shop       خیاطی مردانه
🔷dress making saloonخیاطی زنانه
🔷barber shop  آرایشگاه مردانه
🔷hair dressing saloon  آرایشگاه زنانه
🔷real estate agency    بنگاه معاملاتی
🔷jewellery         جواهر فروشی
🔷gold Smith shop       زرگری
🔷copper Smith shop مسگری
🔷black Smith shop    آهنگری
Forwarded from EnglishClub51 (ذبیح اله صادقی)
⭕️تفاوت دو قید hard و hardly :

🔹I work hard.
من به سختي كار ميكنم.
🔹I hardly work.
من به ندرت كار ميكنم.

📍نکته؛ hardly عموما قبل از فعل اصلي در جمله قرار ميگيرد ولی hard در آخر جمله می آید. وقتي منظور، به شدت و به سختي است، از hard و وقتي منظور به ندرت است، از hardly ever يا hardly استفاده مي كنيم.
#کاربرد_واژه

کاربرد و تفاوت و فرق بین Miss-Mrs-Ms-Mr- در انگلیسی


Miss
برای دخترانی که قطعا مجرد هستند
و ما مطمئنیم که مجردند!
تلفظ: میس
Mrs
برای زنانی که قطعا متاهل هستند
همراه با نام کامل، یا نام خانوادگی بکار میرود
مخفف Missus است.
تلفظ: میسیز 
Ms
عنوان برای یک خانم، اگر ندانیم و یا مجرد یا متاهل بودن
تلفظ: هم میسیز گفته میشه هم میس

Mr
برای آقایان است : فارغ از متاهل یا مجرد بودن
و فقط با نام خانوادگی به کار میرود
بهتره با اسم کوچیک استفاده نشه.
همچنین مخفف: Mister است
#کاربرد_عبارت

۳ کاربرد عبارت as well as

۱- یک کاربرد آن به معنی همچنین می باشد.
☆ They sell books as well as newspapers.
👈آنها کتاب و همچنین روزنامه می‌فروشند‌.

۲- دومین معنی آن به معنای "علاوه بر" وقتی فاعلِ جمله "علاوه بر" چیزی، یک چیز دیگر هم در اختیار دارد.
مثال
☆ He has a car as well as motorbike.
👈او علاوه بر خودرو ، موتور سیکلت هم دارد.

۳- به معنی "نه تنها" نیز کاربرد دارد.( در این مورد بعد از as well as،  فعل بصورت ing می آید.
☆ as well as breaking his leg, he hurt his arm.
👈نه تنها پاش شکست، بلکه بازوش هم صدمه دید.
#حرف_اضافه

حرف اضافه Over

برای نشان دادن حرکت از یک مکان به مکان دیگر استفاده می شود:

Come over to my house for dinner sometime   
بعضی وقت ها برای شام به خونه من بیا

They sent over a gift for his promotion
   
آنها به خاطر ارتقایش، هدیه ای برایش فرستادند

برای نشان دادن حرکت به سمت پایین استفاده می شود:

The big tree fell over on the road 
 
درخت بزرگ در جاده افتاد

Can you bend over and get the dish for me
   
آیا شما می توانید خم شوید و ظرف را برای من بیاورید؟

مورد استفاده برای نشان دادن بیش از تعداد مورد انتظار یا مقدار مورد انتظار:

This amount is over our prediction 
 
این مقدار بیش از پیش بینی ماست

Kids twelve and over can watch this movie 
 
بچه های دوازده ساله یا بیشتر می توانند این فیلم را تماشا کنند

The phone rang for over a minute 
 
تلفن بیش از یک دقیقه زنگ خورد

برای نشان دادن یک دوره زمانی استفاده می شود:

I worked there over a year   
من بیش از یک سال آنجا کار کرده ام

He has not come here over this past month   
او بیش از یک ماه است که به اینجا نیامده
#حرف_اضافه
کاربرد حرف اضافه of

۱- در زبان انگلیسی وقتی بخواهیم بگوییم ( چیزی متعلق به چیز دیگری است یا جزیی از آن است ) معمولاً از of استفاده می کنیم 

The door of the room
در اتاق
The first of June
اول ژوئن

۲-وقتی حرف تعریفی مانند that , this , the , some , a و نظایر آن همراه با اسم اشیایی آمده باشد که متعلق به یک شخص هستند ، یا همراه با اسم خود آن شخص آمده باشد ، می توانیم حرف اضافه ی of و ‘s را با هم به کار ببریم:

that old bike of Cathy’s
دوچرخه قدیمی کتی

a friend of Terry’s
دوستِ تری

۳-ما همچنین وقتی در مورد دلیل (یعنی منشاء) چیزی صحبت می کنیم از Of استفاده می کنیم

He died of a heart attack
او بر اثر سکته قلبی درگذشت.
The cause of death is unknown
علت مرگ مشخص نیست.

۴-نشان دادن جزئی از یک کل ، ما اغلب Of را زمانی استفاده می کنیم که می خواهیم چیزی را نشان دهیم که یک شیء جزئی از یک کل است.

It is part of the plan
بخشی از طرح است.

Can you give me some of your orange?
میشه مقداری از پرتقال خود را به من بدهید؟
.I want to be part of the team
من می خواهم بخشی از تیم باشم.

۵-ما از OF برای نشان دادن اینکه یک شیء از چه چیزی تشکیل شده است استفاده می کنیم.

The car is made up of metal parts and computers
این خودرو از قطعات فلزی و کامپیوتر تشکیل شده است.

.Many tables are made of wood
بسیاری از میزها از چوب ساخته شده اند.
#اصطلاح

🔵 have a hunch (هَو اِ هانچ)
گمان بردن، حدس زدن، حس درونی

☆I had a hunch that I'd see you here again.
👈 حدس میزدم که تورو دوباره اینجا میبینم

☆I have a hunch that we’re going to be good partners for each other.
☆ یه حسی بهم میگه (حدس میزنم) که ما قرار همکارای خوبی برای همدیگه باشیم.

☆My hunch is that she’s his mother.
👈 حدس من اینه که اون مادرشه

☆ I had a hunch that something like this would happen.
👈 یه حسی بهم میگفت که همچین اتفاقی میافته
#اصطلاح_کاربردی

🔵 the very
همون، دقیقا همون، 

☆ This is the very cellphone I like
👈این همون موبایلیه که میخوام.

☆ you are the very person we need for the job.
👈 تو همون شخصی هستی که برای این شغل نیاز داشتیم.

☆ This is the very book we were looking for.
👈 این همون کتابیه که دنبالش بودیم.

☆ This is the very place I have been looking for.
👈 اینجا همون جائیه که دنبالش بودم.
💙 چند اصطلاح رایج با کلمه blue 🥶👇


⭐️Out of the blue
ناگهانی و غیرمنتظره

مثال: The news came out of the blue.
(خبر کاملاً غیرمنتظره بود.)

⭐️ Feeling blue
غمگین و افسرده بودن

مثال: She’s been feeling blue since she moved away.
(از وقتی که رفت، احساس غمگینی می‌کند.)

⭐️ Once in a blue moon
خیلی به ندرت، به‌ندرت

مثال: We only meet once in a blue moon.
(ما خیلی به ندرت همدیگر را می‌بینیم.)

⭐️ Blue blood
اصالت اشرافی یا خانواده‌ی نجیب

مثال: She comes from a family of blue blood.
(او از یک خانواده اشرافی است.)

⭐️Blue collar
کارگر یا شغل یدی

مثال: He has a blue-collar job in the factory.
(او در کارخانه یک شغل یدی دارد.)
⭕️ جملات کاربردی در کلاس درس

👉Classroom Language- what the learner says

👉Part 1

👨‍🦰🧑‍🦰
1- عذر می خوام که دیر آمدم.
I’m sorry I’m late. I’m sorry for being late.
👨‍🦰🧑‍🦰
2- متأسفانه ناچارم جلسه بعد غیبت کنم.
I’m sorry but I have to miss the next session.
👨‍🦰🧑‍🦰
3- ببخشید من "درس را" متوجه نمی شوم.
I’m sorry I don’t get it.
👨‍🦰🧑‍🦰
4- خیلی متأسفم، تکلیفم را انجام نداده ام.
I’m awfully sorry but I haven’t done my homework، assignment.
👨‍🦰🧑‍🦰
5- کارم تمام شد. "پس از انجام دادن تمرین می گویند"
I’m done.
👨‍🦰🧑‍🦰
6- متأسفم تمرینم را در منزل جا گذاشته ام.
I’m afraid I’ve left my homework at home.
👨‍🦰🧑‍🦰
7- صفحه 20 هستیم.
We’re on page 20.
👨‍🦰🧑‍🦰
8- کتاب تمارین را تا صفحه 15 انجام داده ایم.
We’ve done our workbook up to page 15.
👨‍🦰🧑‍🦰
9- من 15 دقیقه تأخیر داشتم. آیا برام غیبت زدید؟
I was 15 minutes late. Did you mark me absent?
👨‍🦰🧑‍🦰
10- این کلاس به وقت من نمی خورد.
This class doesn’t suit my time.
👨‍🦰🧑‍🦰
11- کلاس زبان با کلاس دانشگاهم همزمان است. "تداخل دارد"
My English class coincides with my university class.
👨‍🦰🧑‍🦰
12- نوک زبانم است.
It’s on the tip of my tongue.
👨‍🦰🧑‍🦰
13- زنگ خورده است.
The bell has gone.
👨‍🦰🧑‍🦰
14- اجازه هست بیام تو، سوالی بپرسم؟
May I come in، ask a question?
👨‍🦰🧑‍🦰
15- میشه اونو تکرار کنید؟
Could you repeat it, please?
👨‍🦰🧑‍🦰
16- می تونم چند کلمه با شما صحبت کنم؟
Can I have word with you?
👨‍🦰🧑‍🦰
17- می شه بیشتر توضیح بدید؟
Could you explain it a little more?