Parspoya English
20 subscribers
1.14K photos
317 videos
1.45K files
30 links
Download Telegram
اسامی آقایون در زبان انگلیسی🇬🇧

Great_Grandfather👨‍🦳
پدربزرگ
Grandfather👴
پدربزرگ
Grandpa🧔
پدربزرگ
Father👱‍♂
پدر
Daddy👨‍💼
پدر
Pa🤵
بابا
Uncle👨‍🦲
دایی، عمو
Husband🧔
شوهر
Father in law👨‍🦱
پدر شوهر، پدر زن
Brother👬
برادر
Nephew👦
پسر خواهر، پسر برادر
Boy🧑‍🦱
پسر
Baby boy👶
پسر بچه
Twin boys👬
پسر های دوقلو
Cousin👱‍♂
پسر دایی، پسر خاله، پسر عمو، پسر عمه
Son in law🤵
داماد
Grand son👩‍🦲
نوه ی پسر
Son👦
پسر
Brother in law👨‍🦰
برادر شوهر، برادر زن، باجناق
Boy friend👱‍♂
دوست پسر
Man🧍‍♂
مَرد
Men👨‍👨‍👦‍👦
مَردها
Male 🚹
مذکر
اسامی خانم ها در زبان انگلیسی🇬🇧

Great_grandmother👵
مادربزرگ
Grandmother🧑‍🦳
مادربزرگ
Mother🧕
مادر
Mom🤱
مادر
Mommy🤰
مادر
Cousin 👩‍👩‍👧‍👧
دختر دایی، دختر عمو، دختر خاله، دختر عمه
Niece👨‍👧👩‍👧
دختر خواهر، دختر برادر
Daughter🧒
فرزند دختر
Grand daughter👩‍💼
دختر بزرگ
Sister in law 🙍‍♀
خواهر شوهر، خواهر زن، زن برادر، جاری
Aunt🙎
عمه، خاله
Girl twins 👯‍♀
دوقلوهای دختر
Girl 💁‍♀
دختر
Sister👭
خواهر
Girlfriend👱‍♀
دوست دختر
Wife👰
همسر
Teen👩‍🎓
نوجوان
Woman 👩
خانم
Women 👩‍👩‍👧‍👧
خانم ها
Female 🚺
مونث
#Collocation

MAKE

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

☑️make a difference
💐تفاوت کردن
☑️make a mess
💐گند زدن
☑️make a mistake
💐اشتباه کردن
☑️make a noise
💐سروصدا کردن
☑️make an effort
💐تلاش کردن
☑️make a call
💐تماس گرفتن
☑️make money
💐پول درآوردن
☑️make progress
💐پیشرفت کردن
☑️make trouble
💐دردسر درست کردن
☑️make a U turn
💐 دور زدن
☑️make a boo boo
💐سوتی دادن
☑️make a guff
💐 سوتی دادن
☑️make ready
💐آماده کردن
☑️make an example
💐مثال زدن
☑️make discrimination
💐تبعیض قائل شدن
☑️make sb sad
💐کسی را ناراحت کردن
☑️make decission
💐تصمیم گرفتن
☑️make freind
💐دوست شدن
☑️make profit
💐سود کردن
☑️make copy
💐کپی کردن
☑️make a loan
💐وام جور کردن
Forwarded from Khz Prospect & Vision
booklet(Hamdavi)G7.l1.pdf
1.3 MB
💢#درسنامه_زبان_انگلیسی
⭕️ #پایه_هفتم
🔺#درس_اول
🔻همراه با نمونه سوال

✴️تهیه کننده : سرکار خانم لیلا حمداوی از آبادان، استان خوزستان

🆔 @Prospect_Vision
Forwarded from Khz Prospect & Vision
booklet(Hamdavi)G8L1.pdf
959.4 KB
💢#درسنامه_زبان_انگلیسی
⭕️ #پایه_هشتم
🔺#درس_اول
🔻همراه با نمونه سوال

✴️تهیه کننده : سرکار خانم لیلا حمداوی از آبادان، استان خوزستان

🆔 @Prospect_Vision
Forwarded from Khz Prospect & Vision
booklet(Hamdavi)G9L1.pdf
1.1 MB
💢#درسنامه_زبان_انگلیسی
⭕️ #پایه_نهم
🔺#درس_اول
🔻همراه با نمونه سوال

✴️تهیه کننده : سرکار خانم لیلا حمداوی از آبادان، استان خوزستان

🆔 @Prospect_Vision
اصطلاحات بانکی:

دستگاه خود پرداز:ATM
چک کشیدن:draw a check
موجودی:balance
بانکداری:banking
معاملات بانکی: bank transaction
برات:bill of exchange
چک سفید امضاء:blank check
حساب را مسدود کردن:block an account
چک برگشتی:bounced check
چک تضمینی:certified check
دسته چک:check book
وصول چک:check clearing
ته چک: check stub
چک در وجه: check to the order of
چک بی محل:dud/ bad check
حواله بانکی:draft
پشت نویسی کردن:endorse a check
وام خرید مسکن:housing procurement loan
وام قرض الحسنه: interest-free loan
حساب مشترک:joint account
وام بلند مدت: long-term loan
چک مدت دار:post-dated check
سفته: promissory note
وام را تمدید کردن:renew a loan
چک تاریخ گذشته: stale check
🔴توصيف ظاهري افراد در زبان انگلیسی🔴

📕Good looking
📕خوش قيافه
📘Attractive
📘خيره كننده
📕Skinny
📕استخواني و لاغر
📘Obese
📘خيلي چاق
📕Muscular
📕 عضلاني
📘Broad shouldered
📘شانه پهن
📕Sun tanned
📕آفتاب سوخته
📘Rosy cheecked
📘لپ گلي
📕Thin faced
📕 صورت باريك
📘Round faced
📘صورت گرد
📕Bald
📕كچل
📘Scruffy
📘شلخته
📕Dry hair/ greasy hair
📕موي خشك/ چرب
📘Freckles
📘كك و مك
📕Arched brows
📕ابرو كماني
📘High cheekbones
📘گونه هاي برجسته
❤️🌸🦋ربط دو جمله قیدربط

قیود ربط.  که دو جمله مستقل را از لحاظ معنایی بهم مرتبط می سازد. یعنی این قیود در جملات ناقص(پیرو) بکار نمی رود و این وجه تمایز شان با کلمات ربط وابستگی است.

برای سرچ آنها یا برای تشخیص آنها در دیکشنری بهتره معادل انگلیسی قیود ربط رو بدونید
.

however
هرچند
nevertheless
با این حال
still
با این حال -هنوز
nonetheless
با این حال
even so
با این حال
instead
درعوض
besides
به علاوه
in addition
به علاوه 
moreover
به علاوه
furthermore
  به علاوه
Likewise
  همچنین به علاوه
also
همچنین - به علاوه
similarly
به همین شکل
otherwise 
درغیر این صورت 
therefore
بنابراین
thus
بنابراین
as a result
در نتیجه
then
سپس
hence
ازین رو
consequently
درنتیجه
afterwards
سپس
accordingly
بنابراین
♦️ابراز پشیمانی در انگلیسی
Expressing Regret in English

ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I wish/If only + Past perfect

▼▼▼
I wish I had come to your party!
ای کاش به میهمانی تو آمده بودم
.
I wish I had worked harder.
ای کاش بیشتر کار کرده بودم
.
If only I hadn’t eaten so much.
چی می شد اگه زیاد نخورده بودم
.
If only I had driven more carefully.
چی می شد اگر با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I should have (not) + Past Participle

▼▼▼
I should have come to your party.
باید به میهمانی تو آمده بودم
.
I should have worked harder.
باید بیشتر کار کرده بودم
.
I should haven’t eaten so much.
نباید زیاد خورده بودم(می‌خوردم)
.
I should have driven more carefully.
باید با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I regret +Noun/V+ing

▼▼▼
I regret not coming to your party.
از نیامدن به میهمانی تو پشیمانم
.
I regret not working harder.
از کار نکردن زیاد پشیمانم
.
I regret eating so much.
از خوردن زیاد پشیمانم
.
I regret leaving you alone.
از تنها گذاشتن تو پشیمانم
.
I regret the things I didn’t do when I had the chance.
از انجام ندادن کارهایی که شانسش  را داشتم و انجام ندادم پشیمانم.

بفرست واسه کسایی که خیلی دوس دارن زبان انگلیسی یاد بگیرن
🔷کلمات متضاد پرکاربرد در زبان انگلیسی:

Ability ≠ Inability
🔺ناتوانی ≠ توانایی

Happy ≠ Unhappy
🔺شاد ≠ ناشاد

Import ≠ Export
🔺واردات ≠ صادرات

Interior ≠ Exterior
🔺داخلی ≠ بیرونی

Maximum ≠ Minimum
🔺حداکثر ≠ حداقل

Include ≠ Exclude
🔺شامل ≠ نا شامل

Junior ≠ Senior
🔺تازه کار ≠ زبده

Above ≠ Below
🔺بالا ≠ زیر

Majority ≠ Minority
🔺اکثریت ≠ اقلیت

Optimist ≠ Pessimist
🔺بدبین ≠ خوشبین

Superior ≠ Inferior
🔺برتر ≠ پست تر

Accept ≠ Refuse
🔺قبول ≠ رد

Civilized ≠ Uncivilized
🔺متمدن ≠ غیرمتمدن
⭕️Vocabulary
⭕️اسامی مغازه ها:



🔷carpentry                      نجاری
🔷furniture shop     مبل فروشی
🔷pharmacy                داروخانه
🔷drug store               داروخانه بزرگ
🔷stall                                دکه
🔷 tailor shop       خیاطی مردانه
🔷dress making saloonخیاطی زنانه
🔷barber shop  آرایشگاه مردانه
🔷hair dressing saloon  آرایشگاه زنانه
🔷real estate agency    بنگاه معاملاتی
🔷jewellery         جواهر فروشی
🔷gold Smith shop       زرگری
🔷copper Smith shop مسگری
🔷black Smith shop    آهنگری
Forwarded from EnglishClub51 (ذبیح اله صادقی)
⭕️تفاوت دو قید hard و hardly :

🔹I work hard.
من به سختي كار ميكنم.
🔹I hardly work.
من به ندرت كار ميكنم.

📍نکته؛ hardly عموما قبل از فعل اصلي در جمله قرار ميگيرد ولی hard در آخر جمله می آید. وقتي منظور، به شدت و به سختي است، از hard و وقتي منظور به ندرت است، از hardly ever يا hardly استفاده مي كنيم.
#کاربرد_واژه

کاربرد و تفاوت و فرق بین Miss-Mrs-Ms-Mr- در انگلیسی


Miss
برای دخترانی که قطعا مجرد هستند
و ما مطمئنیم که مجردند!
تلفظ: میس
Mrs
برای زنانی که قطعا متاهل هستند
همراه با نام کامل، یا نام خانوادگی بکار میرود
مخفف Missus است.
تلفظ: میسیز 
Ms
عنوان برای یک خانم، اگر ندانیم و یا مجرد یا متاهل بودن
تلفظ: هم میسیز گفته میشه هم میس

Mr
برای آقایان است : فارغ از متاهل یا مجرد بودن
و فقط با نام خانوادگی به کار میرود
بهتره با اسم کوچیک استفاده نشه.
همچنین مخفف: Mister است
#کاربرد_عبارت

۳ کاربرد عبارت as well as

۱- یک کاربرد آن به معنی همچنین می باشد.
☆ They sell books as well as newspapers.
👈آنها کتاب و همچنین روزنامه می‌فروشند‌.

۲- دومین معنی آن به معنای "علاوه بر" وقتی فاعلِ جمله "علاوه بر" چیزی، یک چیز دیگر هم در اختیار دارد.
مثال
☆ He has a car as well as motorbike.
👈او علاوه بر خودرو ، موتور سیکلت هم دارد.

۳- به معنی "نه تنها" نیز کاربرد دارد.( در این مورد بعد از as well as،  فعل بصورت ing می آید.
☆ as well as breaking his leg, he hurt his arm.
👈نه تنها پاش شکست، بلکه بازوش هم صدمه دید.
#حرف_اضافه

حرف اضافه Over

برای نشان دادن حرکت از یک مکان به مکان دیگر استفاده می شود:

Come over to my house for dinner sometime   
بعضی وقت ها برای شام به خونه من بیا

They sent over a gift for his promotion
   
آنها به خاطر ارتقایش، هدیه ای برایش فرستادند

برای نشان دادن حرکت به سمت پایین استفاده می شود:

The big tree fell over on the road 
 
درخت بزرگ در جاده افتاد

Can you bend over and get the dish for me
   
آیا شما می توانید خم شوید و ظرف را برای من بیاورید؟

مورد استفاده برای نشان دادن بیش از تعداد مورد انتظار یا مقدار مورد انتظار:

This amount is over our prediction 
 
این مقدار بیش از پیش بینی ماست

Kids twelve and over can watch this movie 
 
بچه های دوازده ساله یا بیشتر می توانند این فیلم را تماشا کنند

The phone rang for over a minute 
 
تلفن بیش از یک دقیقه زنگ خورد

برای نشان دادن یک دوره زمانی استفاده می شود:

I worked there over a year   
من بیش از یک سال آنجا کار کرده ام

He has not come here over this past month   
او بیش از یک ماه است که به اینجا نیامده