Forwarded from به دوستان خوبم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماشین غول پیکر هرس کننده گیاهان که البته نه تنها چمن و شمشاد بلکه درختان را هرس می کند.
🆔 @to_my_good_friends
🆔 @to_my_good_friends
#اصطلاحات در مورد مو
🔷My hair is very greasy
🔴موهايم خيلي چرب است.
🔷My hair is falling out.
🔴موهايم مي ريزد.
🔷I'm losing my hair
🔴موهايم مي ريزد.
🔷My hair is thinning
🔴موهايم دارد کم پشت مي شود.
🔷I'm getting bald
🔴دارم طاس مي شوم
🔷 I have a bald patch
🔴وسط سرم طاس شده است
🔷I have a lot of dandruff
🔴موهايم (خيلي) شوره دارد
🔷Why don't you use some hair tonic?
🔴چرا از داروي تقويت مو استفاده نمي کني.
🆔 @classnum
🔷My hair is very greasy
🔴موهايم خيلي چرب است.
🔷My hair is falling out.
🔴موهايم مي ريزد.
🔷I'm losing my hair
🔴موهايم مي ريزد.
🔷My hair is thinning
🔴موهايم دارد کم پشت مي شود.
🔷I'm getting bald
🔴دارم طاس مي شوم
🔷 I have a bald patch
🔴وسط سرم طاس شده است
🔷I have a lot of dandruff
🔴موهايم (خيلي) شوره دارد
🔷Why don't you use some hair tonic?
🔴چرا از داروي تقويت مو استفاده نمي کني.
🆔 @classnum
4_5798909214919231164.pdf
565.7 KB
🍃🌸 صفت های متضاد در انگلیسی 🌸🍃🍃
🔶 Same 👉 همانند
🔷 Different 👉 متفاوت
🔶 Clean 👉 تمیز
🔷 Dirty 👉 کثیف
🔶 Dry 👉 خشک
🔷 Wet 👉 خیس
🔶 Far 👉 دور
🔷 Near 👉 نزدیک
🔶 Alive 👉 زنده
🔷 Dead 👉 مرده
🔶 Best 👉 بهترین
🔷 Worst 👉 بدترین
🔶 Bitter 👉 تلخ
🔷 Sweet 👉 شیرین
🔶 Calm 👉 آرام
🔷 Nervous 👉 عصبی
🔶 Same 👉 همانند
🔷 Different 👉 متفاوت
🔶 Clean 👉 تمیز
🔷 Dirty 👉 کثیف
🔶 Dry 👉 خشک
🔷 Wet 👉 خیس
🔶 Far 👉 دور
🔷 Near 👉 نزدیک
🔶 Alive 👉 زنده
🔷 Dead 👉 مرده
🔶 Best 👉 بهترین
🔷 Worst 👉 بدترین
🔶 Bitter 👉 تلخ
🔷 Sweet 👉 شیرین
🔶 Calm 👉 آرام
🔷 Nervous 👉 عصبی
🌺
اصطلاحات با run
👉 The child ran to her mother
کودک به سوی مادرش دوید
👉His tongue ran on and on
زبانش بند آمدنی نبود.
👉 The memory of that accident keeps running through my mind
خاطرهی آن حادثه مرتبا در فکرم خطور میکند.
👉 Her eyes were running with tears
چشمانش از اشک لبریز بودند.
👉The days ran into weeks
روزها به هفتهها کشید.
👉 Several newspapers run his articles
چندین روزنامه مقالههای او را چاپ میکنند.
👉 He ran out of money.
پولش تمام شد
👉 He ran me over
منو زیر گرفت
🆔 @classnum
اصطلاحات با run
👉 The child ran to her mother
کودک به سوی مادرش دوید
👉His tongue ran on and on
زبانش بند آمدنی نبود.
👉 The memory of that accident keeps running through my mind
خاطرهی آن حادثه مرتبا در فکرم خطور میکند.
👉 Her eyes were running with tears
چشمانش از اشک لبریز بودند.
👉The days ran into weeks
روزها به هفتهها کشید.
👉 Several newspapers run his articles
چندین روزنامه مقالههای او را چاپ میکنند.
👉 He ran out of money.
پولش تمام شد
👉 He ran me over
منو زیر گرفت
🆔 @classnum
⛔️ تفاوت Great - Big - Large ⛔️
بسیاری از زبان آموزان در استفاده از این سه لغت اشتباه میکنند! برای نحوه استفاده صحیح از این لغات به توضیحات زیر توجه کنید.
▶️ Great: بزرگ از لحاظ معنوی
🍀 Gundhi was a great man.
➡️ Big:بزرگ از لحاظ اندازه
🍀 There are many big buildings in Tehran.
➡️ Large: بزرگ از لحاظ سایز یا برای چیزی که حجمی را اشغال کرده است
🍀 Los Angeles is the second largest city in the US
🆔 @classnum
بسیاری از زبان آموزان در استفاده از این سه لغت اشتباه میکنند! برای نحوه استفاده صحیح از این لغات به توضیحات زیر توجه کنید.
▶️ Great: بزرگ از لحاظ معنوی
🍀 Gundhi was a great man.
➡️ Big:بزرگ از لحاظ اندازه
🍀 There are many big buildings in Tehran.
➡️ Large: بزرگ از لحاظ سایز یا برای چیزی که حجمی را اشغال کرده است
🍀 Los Angeles is the second largest city in the US
🆔 @classnum