شما هرگز شجاع نخواهيد شد
اگر صدمه نبينيد
هرگز ياد نخواهيد گرفت
اگر اشتباه نکنيد
و هرگز موفق نخواهيد شد
اگر با شکست مواجه نشويد.
🆔 @classnum
اگر صدمه نبينيد
هرگز ياد نخواهيد گرفت
اگر اشتباه نکنيد
و هرگز موفق نخواهيد شد
اگر با شکست مواجه نشويد.
🆔 @classnum
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افعال بی قاعده
آموزش شکل گذشته و قسمت سوم ( اسم مفعول) افعال بی قاعده با موسیقی بسیار عالی
🆔 @classnum
آموزش شکل گذشته و قسمت سوم ( اسم مفعول) افعال بی قاعده با موسیقی بسیار عالی
🆔 @classnum
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ_کودکانه
#انگلیسی
Wash Your Hands 👐
کانالی پر از کارتون و انیمیشن های کوتاه و بی نظیر
#کارتونی
🆔 @classnum
#انگلیسی
Wash Your Hands 👐
کانالی پر از کارتون و انیمیشن های کوتاه و بی نظیر
#کارتونی
🆔 @classnum
زمان حال استمراری
کاربرد
1- براي بيان عملی که هماکنون جريان دارد:
She is watching TV.
He is working at the moment.
2- برای بيان عملی يا موقعيتی که در حال حاضر در حال وقوع ميباشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست:
I'm reading an exciting book.
He is learning Arabic.
(توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله اول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)
3- برای بيان قراری تعيين شده در آينده:
I am meeting him at the park.
4- برای بيان كار يا شرايطی موقتی:
I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگی میکنم، اما دارم سعی میکنم يک بهترش را پيدا کنم.
نكاتی در مورد دیکته (افعال ing دار):
1- افعالی که به يک e ختم میشوند، آن e حذف میشود:
come, coming take, taking write, writing
ولی در مورد افعالی که به ee ختم میشوند، اين قاعده صدق نمیکند:
agree, agreeing see, seeing
2- در افعال يک بخشی (يک هجايی) که دارای يک حرف صدادار و يک حرف بیصدامیباشند، حرف بیصدای آخر تکرار میشود:
running, stopping, getting
ولی چنانچه حرف بیصدای آخر y يا w باشد، تکرار نمیشود:
showing, enjoying
🆔 @classnum
کاربرد
1- براي بيان عملی که هماکنون جريان دارد:
She is watching TV.
He is working at the moment.
2- برای بيان عملی يا موقعيتی که در حال حاضر در حال وقوع ميباشد، اما الزاماً در همين زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نيست:
I'm reading an exciting book.
He is learning Arabic.
(توجه داشته باشيد که مثلاً در جمله اول، شخص گوينده ممکن است در همين لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و يا اينکه ممکن است منظورش اين باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)
3- برای بيان قراری تعيين شده در آينده:
I am meeting him at the park.
4- برای بيان كار يا شرايطی موقتی:
I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
در حال حاضر در يک آپارتمان کوچک زندگی میکنم، اما دارم سعی میکنم يک بهترش را پيدا کنم.
نكاتی در مورد دیکته (افعال ing دار):
1- افعالی که به يک e ختم میشوند، آن e حذف میشود:
come, coming take, taking write, writing
ولی در مورد افعالی که به ee ختم میشوند، اين قاعده صدق نمیکند:
agree, agreeing see, seeing
2- در افعال يک بخشی (يک هجايی) که دارای يک حرف صدادار و يک حرف بیصدامیباشند، حرف بیصدای آخر تکرار میشود:
running, stopping, getting
ولی چنانچه حرف بیصدای آخر y يا w باشد، تکرار نمیشود:
showing, enjoying
🆔 @classnum
Live for ourselves not for showing that to others.
برای خودمون زندگی كنيم نه برای نمايش دادنش به ديگران.
🆔 @classnum
برای خودمون زندگی كنيم نه برای نمايش دادنش به ديگران.
🆔 @classnum
⭐️ soap صابون
⭐️ soup سوپ
⭐️ soup up موتور را قوی تر کردن (در اتوموبیل)
⭐️ soapbox تریبون خیابانی
👀stare زل زدن
📍stair پله
✴️ flea کنه) حشره)
✴️ flee فرار کردن
📍luck شانس
📍 lock قفل
🔹steal دزدیدن
🔹still هنوز
🔹steel فولاد
🔸sale حراج،مزایده
🔸sail بادبان
🔼shot عکسبرداری
🔼shut بستن
🔼shout فریاد زدن
▶️liar دروغگو
▶️lawyer وکیل
🔘coach مربی، آموزنده
🔘couch مبل، کاناپه
✅ shore ساحل ، کرانه
✅ sure خاطر جمع
✔️ rich ثروتمند
✔️ reach رسیدن
✴️ buck جفتک انداختن
✴️ bulk عظیم الجثه
⭐️ soap صابون
⭐️ soup سوپ
⭐️ soup up موتور را قوی تر کردن (در اتوموبیل)
⭐️ soapbox تریبون خیابانی
👀stare زل زدن
📍stair پله
✴️ flea کنه) حشره)
✴️ flee فرار کردن
📍luck شانس
📍 lock قفل
🔹steal دزدیدن
🔹still هنوز
🔹steel فولاد
🔸sale حراج،مزایده
🔸sail بادبان
🔼shot عکسبرداری
🔼shut بستن
🔼shout فریاد زدن
▶️liar دروغگو
▶️lawyer وکیل
🔘coach مربی، آموزنده
🔘couch مبل، کاناپه
✅ shore ساحل ، کرانه
✅ sure خاطر جمع
✔️ rich ثروتمند
✔️ reach رسیدن
✴️ buck جفتک انداختن
✴️ bulk عظیم الجثه
🆔 @classnum
⭐️ soup سوپ
⭐️ soup up موتور را قوی تر کردن (در اتوموبیل)
⭐️ soapbox تریبون خیابانی
👀stare زل زدن
📍stair پله
✴️ flea کنه) حشره)
✴️ flee فرار کردن
📍luck شانس
📍 lock قفل
🔹steal دزدیدن
🔹still هنوز
🔹steel فولاد
🔸sale حراج،مزایده
🔸sail بادبان
🔼shot عکسبرداری
🔼shut بستن
🔼shout فریاد زدن
▶️liar دروغگو
▶️lawyer وکیل
🔘coach مربی، آموزنده
🔘couch مبل، کاناپه
✅ shore ساحل ، کرانه
✅ sure خاطر جمع
✔️ rich ثروتمند
✔️ reach رسیدن
✴️ buck جفتک انداختن
✴️ bulk عظیم الجثه
⭐️ soap صابون
⭐️ soup سوپ
⭐️ soup up موتور را قوی تر کردن (در اتوموبیل)
⭐️ soapbox تریبون خیابانی
👀stare زل زدن
📍stair پله
✴️ flea کنه) حشره)
✴️ flee فرار کردن
📍luck شانس
📍 lock قفل
🔹steal دزدیدن
🔹still هنوز
🔹steel فولاد
🔸sale حراج،مزایده
🔸sail بادبان
🔼shot عکسبرداری
🔼shut بستن
🔼shout فریاد زدن
▶️liar دروغگو
▶️lawyer وکیل
🔘coach مربی، آموزنده
🔘couch مبل، کاناپه
✅ shore ساحل ، کرانه
✅ sure خاطر جمع
✔️ rich ثروتمند
✔️ reach رسیدن
✴️ buck جفتک انداختن
✴️ bulk عظیم الجثه
🆔 @classnum
🔷 impact /'ɪmpækt/(n/v)
🔴ضربه؛ با شدت اصابت کردن
.
.
🔷 impossible /ɪm'pæsəbəl/(adj)
🔴محال؛ غیر ممکن
.
.
🔷industry /'ɪndəstri/(n)
🔴صنعت؛ پیشه و هنر
.
.
🔷inflate /ɪn'fleɪt/(v)
🔴باد کردن؛ متورم شدن
.
.
#لغت
🍀🔴🔵⚫️
#اصطلاحات با نان
🔷He supports a family of seven
🔴 هفت سر عایله را نان میدهد
🔷 After all I have eaten his salt
🔴 هر چه باشد با هم نان و نمک خوردیم
🔷He is on easy street
🔴 نانش تو روغن است
🔷I am the bread winner of the family
🔴 من نان اور خانواده هستم
🔷He is a time-server/He sails with the wind
🔴 نان به نرخ روز خور است
🔷 They scratch each other's back
🔴نان به قرض هم میدهند
🔷He took away my living
🔴 من را از نان خوردن انداخت
🔷He is in abject poverty
🔴 محتاج یک لقمه نان است
#اصطلاحات با خدا
🔷You can't have your cake and eat it
🔴 نمیشه هم خدا را بخوای هم خرما را.
🔷He is a past master at it
🔴خدای اینکار است.
🔷God forbid!
🔴 خدا نکند.
🔷Where one door shuts another opens.
🔴خدا گر ز حکمت ببندد دری به رحمت گشاید در دیگری.
🔷 God grant that …
🔴 خدا کند که ....
🔷Something will turn up
🔴خدا بزرگه (ناامید نباش)
🔷One must give the devil his due
🔴 خودش نیست خداش که هست.
🔷 I was keeping my fingers crossed
🔴خدا خدا می کردم.
🆔 @classnum
🔴ضربه؛ با شدت اصابت کردن
.
.
🔷 impossible /ɪm'pæsəbəl/(adj)
🔴محال؛ غیر ممکن
.
.
🔷industry /'ɪndəstri/(n)
🔴صنعت؛ پیشه و هنر
.
.
🔷inflate /ɪn'fleɪt/(v)
🔴باد کردن؛ متورم شدن
.
.
#لغت
🍀🔴🔵⚫️
#اصطلاحات با نان
🔷He supports a family of seven
🔴 هفت سر عایله را نان میدهد
🔷 After all I have eaten his salt
🔴 هر چه باشد با هم نان و نمک خوردیم
🔷He is on easy street
🔴 نانش تو روغن است
🔷I am the bread winner of the family
🔴 من نان اور خانواده هستم
🔷He is a time-server/He sails with the wind
🔴 نان به نرخ روز خور است
🔷 They scratch each other's back
🔴نان به قرض هم میدهند
🔷He took away my living
🔴 من را از نان خوردن انداخت
🔷He is in abject poverty
🔴 محتاج یک لقمه نان است
#اصطلاحات با خدا
🔷You can't have your cake and eat it
🔴 نمیشه هم خدا را بخوای هم خرما را.
🔷He is a past master at it
🔴خدای اینکار است.
🔷God forbid!
🔴 خدا نکند.
🔷Where one door shuts another opens.
🔴خدا گر ز حکمت ببندد دری به رحمت گشاید در دیگری.
🔷 God grant that …
🔴 خدا کند که ....
🔷Something will turn up
🔴خدا بزرگه (ناامید نباش)
🔷One must give the devil his due
🔴 خودش نیست خداش که هست.
🔷 I was keeping my fingers crossed
🔴خدا خدا می کردم.
🆔 @classnum