#گفتارهای_فلسفی
«حقیقت این است که مردم همدیگر را دوست نمی دارند،
می دانی مانع دوستی چیست؟
اختلاف طبقاتی، فقر، مذلت.»
شیطان و خدا، ژان پل سارتر
@civilizers
«حقیقت این است که مردم همدیگر را دوست نمی دارند،
می دانی مانع دوستی چیست؟
اختلاف طبقاتی، فقر، مذلت.»
شیطان و خدا، ژان پل سارتر
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
منصور خضاعی
ژان پل سارتر، فیلسوف اهل فرانسه درباره اخلاق نظریاتی چنین دارد:
«آزادی من یگانه مبنای ارزش هاست و هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز مرا در پذیرش این یا آن ارزش خاص، این یا آن معیار خاص برای ارزش ها توجیه نمی کند. من به عنوان موجودی که به وسیله آن، ارزش ها وجود دارد، توجیه ناپذیر هستم.»
در اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است هم می گوید:
«گفتن اینکه ما ارزش ها را ابداع می کنیم دقیقا به این معناست که زندگی هیچ معنای پیشینی ندارد. زندگی پیش از آنکه شما زندگی کنید هیچ معنایی ندارد، شما هستید که به آن معنا می دهید و ارزش زندگی چیزی نیست جز معنایی که شما انتخاب می کنید.»
نظریات سارتر درباره اخلاق و مفهوم زندگی تفاوت زیادی با کانت، فیلسوف آلمانی دارد، از نظر کانت ارزش های اخلاقی مطلق، پیشینی و قابل کشف هستند و گویی که خدایی آنها را در ضمیر بشر قرار داده است، از نگاه کانت ارزش ها ابداع نمی شوند بلکه از پیش در نهاد انسان وجود دارند، در حالیکه از نگاه سارتر این ارزش ها، قراردادی، پسینی و نسبی اند.
@civilizers
منصور خضاعی
ژان پل سارتر، فیلسوف اهل فرانسه درباره اخلاق نظریاتی چنین دارد:
«آزادی من یگانه مبنای ارزش هاست و هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز مرا در پذیرش این یا آن ارزش خاص، این یا آن معیار خاص برای ارزش ها توجیه نمی کند. من به عنوان موجودی که به وسیله آن، ارزش ها وجود دارد، توجیه ناپذیر هستم.»
در اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است هم می گوید:
«گفتن اینکه ما ارزش ها را ابداع می کنیم دقیقا به این معناست که زندگی هیچ معنای پیشینی ندارد. زندگی پیش از آنکه شما زندگی کنید هیچ معنایی ندارد، شما هستید که به آن معنا می دهید و ارزش زندگی چیزی نیست جز معنایی که شما انتخاب می کنید.»
نظریات سارتر درباره اخلاق و مفهوم زندگی تفاوت زیادی با کانت، فیلسوف آلمانی دارد، از نظر کانت ارزش های اخلاقی مطلق، پیشینی و قابل کشف هستند و گویی که خدایی آنها را در ضمیر بشر قرار داده است، از نگاه کانت ارزش ها ابداع نمی شوند بلکه از پیش در نهاد انسان وجود دارند، در حالیکه از نگاه سارتر این ارزش ها، قراردادی، پسینی و نسبی اند.
@civilizers
نکته
بازتاب نظرات فیلسوفان در اینجا یکی از ماموریت های این کانال با توجه به موضوعات دربرگیرنده کانال ماست و صرفا جهت آشنایی مخاطبین علاقمند به فلسفه می باشد و واضح است که نظرات فیلسوفان حاصل جهان بینی و کندوکاو شخصی ایشان در پروژه های اپیستمیک(معرفت شناسانه) و اونتولوژیک(وجودشناسانه) شان است و خالی از خطا و اشتباه نیست، لذا بازتاب این نظرات لزوما به معنی اعتقاد ما بدانها نبوده، بلکه تلاشی است در جهت پویایی و رونق بخشی به اندیشه ما، از این جهت که سپهر اندیشه و تفکر تا چه اندازه می تواند متفاوت، متنوع و بیکرانه باشد. این خود به تنهایی کوششی است به منظور پرهیز و اجتناب از تعصب، کوته نظری و کوتاه بینی.
@civilizers
بازتاب نظرات فیلسوفان در اینجا یکی از ماموریت های این کانال با توجه به موضوعات دربرگیرنده کانال ماست و صرفا جهت آشنایی مخاطبین علاقمند به فلسفه می باشد و واضح است که نظرات فیلسوفان حاصل جهان بینی و کندوکاو شخصی ایشان در پروژه های اپیستمیک(معرفت شناسانه) و اونتولوژیک(وجودشناسانه) شان است و خالی از خطا و اشتباه نیست، لذا بازتاب این نظرات لزوما به معنی اعتقاد ما بدانها نبوده، بلکه تلاشی است در جهت پویایی و رونق بخشی به اندیشه ما، از این جهت که سپهر اندیشه و تفکر تا چه اندازه می تواند متفاوت، متنوع و بیکرانه باشد. این خود به تنهایی کوششی است به منظور پرهیز و اجتناب از تعصب، کوته نظری و کوتاه بینی.
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
«بزرگترین خطر زمانی رخ میدهد که شرارت در قالب زبان بوروکراتیک و با چهرهای «عادی» و «وظیفهشناسانه» ظاهر شود و افراد بدون تأمل اخلاقی، ابزار یک ساختار اقتدارگرا شوند.»
هانا آرنت
@civilizers
«بزرگترین خطر زمانی رخ میدهد که شرارت در قالب زبان بوروکراتیک و با چهرهای «عادی» و «وظیفهشناسانه» ظاهر شود و افراد بدون تأمل اخلاقی، ابزار یک ساختار اقتدارگرا شوند.»
هانا آرنت
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
از نظر راسل، فلسفه برزخی است که در میان "علم" و "دین" قرار دارد و از جانب هردو مورد حمله قرار گرفته، هرگونه دانش قطعی علم است و هر نوع عقیده جزمی که از دانش های قطعی فراتر قدم بگذارد دین است.
حال فلسفه از این جهت مورد حمله قرار میگیرد که اهالی علم آن را امری بیهوده، و اهالی دین آن را امری کفر آمیز میدانند.
اما کاربرد فلسفه در مسائلی است که علم نمیتواند به آن ها پاسخ دهد و پاسخ هایِ اهلِ دین نیز همچون قرن های گذشته قانع کننده نیستند. مثل این مسائل که آیا جهان از روح و ماده تشکیل شده؟ و اصلا روح چیست؟ و اگر وجود دارد، ماده تابع آن است یا خود ماده دارای نیروهای مستقل است؟یا این مسئله که عدل و نیکی اموری یکسان و واقعیتی ثابت است یا نسبی اند؟
بله، آنجا که دیگر نمیتوان پاسخی برای این مسائل پیدا کرد، کارکرد فلسفه نمایان میشود.
-برتراند راسل
از کانال جامعه شناسی و فلسفه
@civilizers
از نظر راسل، فلسفه برزخی است که در میان "علم" و "دین" قرار دارد و از جانب هردو مورد حمله قرار گرفته، هرگونه دانش قطعی علم است و هر نوع عقیده جزمی که از دانش های قطعی فراتر قدم بگذارد دین است.
حال فلسفه از این جهت مورد حمله قرار میگیرد که اهالی علم آن را امری بیهوده، و اهالی دین آن را امری کفر آمیز میدانند.
اما کاربرد فلسفه در مسائلی است که علم نمیتواند به آن ها پاسخ دهد و پاسخ هایِ اهلِ دین نیز همچون قرن های گذشته قانع کننده نیستند. مثل این مسائل که آیا جهان از روح و ماده تشکیل شده؟ و اصلا روح چیست؟ و اگر وجود دارد، ماده تابع آن است یا خود ماده دارای نیروهای مستقل است؟یا این مسئله که عدل و نیکی اموری یکسان و واقعیتی ثابت است یا نسبی اند؟
بله، آنجا که دیگر نمیتوان پاسخی برای این مسائل پیدا کرد، کارکرد فلسفه نمایان میشود.
-برتراند راسل
از کانال جامعه شناسی و فلسفه
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
«تا زمانی که اندیشیدن ممکن است، تسلیم شدن خیانت است.»
تئودور آدورنو، فیلسوف مکتب فرانکفورت اهل آلمان
@civilizers
«تا زمانی که اندیشیدن ممکن است، تسلیم شدن خیانت است.»
تئودور آدورنو، فیلسوف مکتب فرانکفورت اهل آلمان
@civilizers
👏3
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی
این روزها سالگرد انقلاب مشروطه است، ۱۱۹ سال از آن رویداد بسیار مهم در تاریخ معاصرمان می گذرد. اگر کسی که امروز زندگی می کند از چیستی و چگونگی این رویداد مهم تاریخی ما اطلاعی هر چند جزئی نداشته باشد گویی که موجودی اضافی در این پهنه خاکی است. در این صوت با انقلاب مشروطه آشنا شوید.
آرمان حافظی
انقلاب مشروطه: چرا انقلاب مشروطه اتفاق افتاد؟
کانال سخنرانی ها
@civilizers
این روزها سالگرد انقلاب مشروطه است، ۱۱۹ سال از آن رویداد بسیار مهم در تاریخ معاصرمان می گذرد. اگر کسی که امروز زندگی می کند از چیستی و چگونگی این رویداد مهم تاریخی ما اطلاعی هر چند جزئی نداشته باشد گویی که موجودی اضافی در این پهنه خاکی است. در این صوت با انقلاب مشروطه آشنا شوید.
آرمان حافظی
انقلاب مشروطه: چرا انقلاب مشروطه اتفاق افتاد؟
کانال سخنرانی ها
@civilizers
❤3
Forwarded from شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع) (منصور)
حتی یک دولت توسعه یافته با حاکمیت استبدادی در جهان وجود ندارد
منصور خضاعی
حتی در جهان، یک دولت و کشور را نمی توان یافت که رشد یافته و پیشرفته باشد اما نظام حاکمیتی آن استبدادی باشد، استبداد از بنیاد با توسعه تناقض دارد و یک جا جمع نمی شوند، باید در نظر داشت که مقصود از دولت و کشورهای پیشرفته، کشورهایی هستند که از توسعه همه جانبه و درونزار برخوردار باشند و با این تعریف کشورهایی مانند امارات، قطر و حتی چین هم پیشرفته محسوب نمی شوند، زیرا رشد کشورهای امیرنشین نظیر امارات و قطر مبتنی بر نفت بوده و در بخش های علمی، تکنولوژی، فرهنگی به طور کامل وابسته به دولت های غربی می باشند، چین هم اگرچه دولتی استبدادی نیست اما دموکراتیک هم نیست؛ چین توسط هیئت حاکمه حزب کمونیست که بدنه آن حدود دویست و پنجاه میلیون عضو دارد اداره می شود و رهبر آن هر پنج سال یک بار توسط همین هئیت عالی رتبه برگزیده و اختیارات بدو واگذار می گردد. اگرچه که نشانه هایی از تداوم قدرت بشکل دیکتاتوری در رهبر فعلی آن شی جین پینگ دیده می شود. لازم به ذکر است که چین نیز اگر در آینده بخواهد به مسیر توسعه همه جانبه ادامه دهد هیچ راه گریزی از باز کردن درهای توسعه سیاسی و مشارکت دادن تمام بخش های جامعه در مدیریت کلان سیاسی کشورش ندارد واگرنه دچار استبداد شده و روند پیشرفت آن متوقف خواهد شد.
برخی استدلال می کنند کشورهایی مثل انگلستان و دانمارک و سوئد هم از زمره ملل پیشرفته جهان اند و ضمنا نظام حاکمیتی شان، پادشاهی و پادشاهی مشروطه است و نهایتا نتیجه می گیرند که نظام مشروطه پادشاهی برابر با دولت توسعه یافته است و اضافه می کنند که اگر این کشورها در نظام پادشاهی منفعتی نمی دیدند حتما آن را ملغی می کردند. در این استدلال مغالطه وجود دارد زیرا اولا نظام پادشاهی در این کشورها کاملا تشریفاتی است لذا پادشاه و دربار هیچ دخالتی نه در امر قانونگذاری و نه در امر اجراء ندارند، بدین نحو که اگر کل نهاد سلطنت را به یکباره از آن کشورها حذف کنیم هیچ تغییر و تاثیری در آن کشورها رخ نمی دهد مگر اینکه به عدالت و برابری کمک کرده و تبعیض اولویت بی منطق یک خانواده بر کل ملت را کنار زده باشد، از این رو رشد و توسعه نتیجه انتصاب و چرخش نخبگان یک جامعه با رای ملت بر کرسی های قدرت و توانایی عزل بلا شرط آنهاست. و ثانیا اینکه وجود نهاد سلطنت در این کشورها از جهت این بوده که براندازی شان هزینه بیشتری نسبت به نگهداری شان داشته و خود بدین جهت بوده که نظام پادشاهی در روند تاریخی تحولات خودش به این درک رسیده که باید بتدریج جای خودش را به نظام دموکراسی داده و اولویت حضور آن را پذیرفته و خودش درانزوا قرار گیرد.
بخاطر داشته باشیم که این تحمل و درک در همه کشورها مثل فرانسه و آلمان وجود نداشت و درنتیجه این ملت ها درخت استبداد را از بن برکنده و برای همیشه به دفینه تاریخ سپردند. کشور ما ایران نیز بیش از یکصد سال است در مسیر مردمسالاری و دموکراسی حرکت می کند، باوجود اینکه از ۱۲۰ سال پیش تاکنون نظام حاکمیتی مان چندین بار بین سلطنت و جمهوری دست به دست شده ( و از این بابت شباهت نسبی به فرانسه پس از انقلاب قرن هجده آن داریم) اما روند کلی تاریخ ما بشکل دیالکتیکی بسمت دموکراسی و نظام جمهوری در حرکت است حتی اگر در میانه راه آینده بازهم اشکال دیگری از وضعیت های غیردموکراتیک پدیدار شوند که وضعیتی موقت خواهند بود. لذا دموکراسی و مشارکت حداکثری سرنوشت محتوم همه ملت هایی است که بدنبال توسعه پایدار و درونزا هستند. همواره طبیعت انسان میل به قدرت دارد و میخواهد بر دیگری تسلط یافته و دیگر انسانها را به خدمت و برده گی خویش درآورد، از اینرو به هر شکل ممکن باید این میل را مهار کرد و این نهادینه کردن دموکراسی در قالب نظام جمهوری است که طی سیصد سال اخیر در برخی دول پیشرفته از عهده این مسئولیت مهم برآمده است. از قضا همین کشورها بیرق دار توسعه در نظام بین الملل هستند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
منصور خضاعی
حتی در جهان، یک دولت و کشور را نمی توان یافت که رشد یافته و پیشرفته باشد اما نظام حاکمیتی آن استبدادی باشد، استبداد از بنیاد با توسعه تناقض دارد و یک جا جمع نمی شوند، باید در نظر داشت که مقصود از دولت و کشورهای پیشرفته، کشورهایی هستند که از توسعه همه جانبه و درونزار برخوردار باشند و با این تعریف کشورهایی مانند امارات، قطر و حتی چین هم پیشرفته محسوب نمی شوند، زیرا رشد کشورهای امیرنشین نظیر امارات و قطر مبتنی بر نفت بوده و در بخش های علمی، تکنولوژی، فرهنگی به طور کامل وابسته به دولت های غربی می باشند، چین هم اگرچه دولتی استبدادی نیست اما دموکراتیک هم نیست؛ چین توسط هیئت حاکمه حزب کمونیست که بدنه آن حدود دویست و پنجاه میلیون عضو دارد اداره می شود و رهبر آن هر پنج سال یک بار توسط همین هئیت عالی رتبه برگزیده و اختیارات بدو واگذار می گردد. اگرچه که نشانه هایی از تداوم قدرت بشکل دیکتاتوری در رهبر فعلی آن شی جین پینگ دیده می شود. لازم به ذکر است که چین نیز اگر در آینده بخواهد به مسیر توسعه همه جانبه ادامه دهد هیچ راه گریزی از باز کردن درهای توسعه سیاسی و مشارکت دادن تمام بخش های جامعه در مدیریت کلان سیاسی کشورش ندارد واگرنه دچار استبداد شده و روند پیشرفت آن متوقف خواهد شد.
برخی استدلال می کنند کشورهایی مثل انگلستان و دانمارک و سوئد هم از زمره ملل پیشرفته جهان اند و ضمنا نظام حاکمیتی شان، پادشاهی و پادشاهی مشروطه است و نهایتا نتیجه می گیرند که نظام مشروطه پادشاهی برابر با دولت توسعه یافته است و اضافه می کنند که اگر این کشورها در نظام پادشاهی منفعتی نمی دیدند حتما آن را ملغی می کردند. در این استدلال مغالطه وجود دارد زیرا اولا نظام پادشاهی در این کشورها کاملا تشریفاتی است لذا پادشاه و دربار هیچ دخالتی نه در امر قانونگذاری و نه در امر اجراء ندارند، بدین نحو که اگر کل نهاد سلطنت را به یکباره از آن کشورها حذف کنیم هیچ تغییر و تاثیری در آن کشورها رخ نمی دهد مگر اینکه به عدالت و برابری کمک کرده و تبعیض اولویت بی منطق یک خانواده بر کل ملت را کنار زده باشد، از این رو رشد و توسعه نتیجه انتصاب و چرخش نخبگان یک جامعه با رای ملت بر کرسی های قدرت و توانایی عزل بلا شرط آنهاست. و ثانیا اینکه وجود نهاد سلطنت در این کشورها از جهت این بوده که براندازی شان هزینه بیشتری نسبت به نگهداری شان داشته و خود بدین جهت بوده که نظام پادشاهی در روند تاریخی تحولات خودش به این درک رسیده که باید بتدریج جای خودش را به نظام دموکراسی داده و اولویت حضور آن را پذیرفته و خودش درانزوا قرار گیرد.
بخاطر داشته باشیم که این تحمل و درک در همه کشورها مثل فرانسه و آلمان وجود نداشت و درنتیجه این ملت ها درخت استبداد را از بن برکنده و برای همیشه به دفینه تاریخ سپردند. کشور ما ایران نیز بیش از یکصد سال است در مسیر مردمسالاری و دموکراسی حرکت می کند، باوجود اینکه از ۱۲۰ سال پیش تاکنون نظام حاکمیتی مان چندین بار بین سلطنت و جمهوری دست به دست شده ( و از این بابت شباهت نسبی به فرانسه پس از انقلاب قرن هجده آن داریم) اما روند کلی تاریخ ما بشکل دیالکتیکی بسمت دموکراسی و نظام جمهوری در حرکت است حتی اگر در میانه راه آینده بازهم اشکال دیگری از وضعیت های غیردموکراتیک پدیدار شوند که وضعیتی موقت خواهند بود. لذا دموکراسی و مشارکت حداکثری سرنوشت محتوم همه ملت هایی است که بدنبال توسعه پایدار و درونزا هستند. همواره طبیعت انسان میل به قدرت دارد و میخواهد بر دیگری تسلط یافته و دیگر انسانها را به خدمت و برده گی خویش درآورد، از اینرو به هر شکل ممکن باید این میل را مهار کرد و این نهادینه کردن دموکراسی در قالب نظام جمهوری است که طی سیصد سال اخیر در برخی دول پیشرفته از عهده این مسئولیت مهم برآمده است. از قضا همین کشورها بیرق دار توسعه در نظام بین الملل هستند.
#شبکه_جامعه_مدنی
@civilizers
❤1👎1
Forwarded from شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع) (منصور)
ترجیح نظام پادشاهی، چه نوع مطلقه و چه نوع مشروطه آن، بر نظام جمهوری و دموکراسی، همانند ترجیح خیش و گاوآهن و داس بر تراکتور و کمباین است؛ آنچه به تاریخ پیوسته و بلااستفاده شده را به همان تاریخ واگذاریم، جای آن در موزه ها و دفینه های باستانی است.
@civilizers
@civilizers
❤2👎1
Forwarded from شبکه جامعه مدنی( فلسفه, تاریخ, سیاست, اجتماع) (منصور)
وقتی مشروطه شد، به خیال آن افتادیم که همهی مشکل ما حل شد، چون که تمام مشکل را در تغییر قدرت میدیدیم و هیچکس ما را نگفت که باید خود را نیز تغییر دهیم، همهی خیالمان این بود که قدرت را کوتاه کنیم، قدرت شاه را و هیچ به اندیشهی قامتِ خود نبودیم که آن را هم بالا ببریم..."
"سیدحسن_تقیزاده" (1348_1257)
از رهبران انقلاب جنبش مشروطه در ایران
#فرهیختگان راهی به رهایی
پانوشت: گیریم که دیکتاتور را بیرون کردیم، با دیکتاتور درون خود چه کنیم؟
@civilizers
"سیدحسن_تقیزاده" (1348_1257)
از رهبران انقلاب جنبش مشروطه در ایران
#فرهیختگان راهی به رهایی
پانوشت: گیریم که دیکتاتور را بیرون کردیم، با دیکتاتور درون خود چه کنیم؟
@civilizers
انقلاب ما
منصور خضاعی
یکصد و نوزده سال از انقلاب مشروطه می گذرد، جماعت ایرانی که از ظلم و بی لیاقتی شاه پنجاه ساله قاجار به تنگ آمده بود، طلب حکومت قانون و دارالشورای و عدلیه مستقل میکرد، این خواسته ها در انقلاب مشروطه تبلور یافت، متاسفانه پس از زنگ انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ شمسی، از میان اختلاف روشنفکران با مذهبیون و خلف وعده شاه جدید، دیکتاتوری رضاخان برآمد، تبعید رضا خان بدلیل خودمحوری و درگیری اش با متفقین با استقبال مردم تحت رنج ایران مواجه شد و کسی آخ نگفت ، پسرش محمد رضا با رویای تمدن ایرانی بر تخت نشست اما او که خودسری را از پدر به ارث برده بود با کارناشناسی موجبات انقلاب ایران علیه حکومتش را فراهم کرد، از بد حادثه سکان بدست روحانیتی افتاد که هفتاد سال برای چنین روزی لحظه شماری کرده بود، بخش جمهوری، هر روز نحیف تر و بخش ولایت اسلامی فربه تر شد تا نهایتا، ولایت، جمهوری را کنار گذاشت. پس از دست بدست شدن چندباره قدرت بین شاه و شیخ، این شد سرنوشت انقلاب ما..... امید ما اکنون به دموکراسی است، چرخه ای از قدرت که هیچ احدی نتواند در مقام قدرت انتصابی جا خوش کند، بیاید، کار کند، برود و هرگز به پشت سرش نگاه نکند.
@civilizers
منصور خضاعی
یکصد و نوزده سال از انقلاب مشروطه می گذرد، جماعت ایرانی که از ظلم و بی لیاقتی شاه پنجاه ساله قاجار به تنگ آمده بود، طلب حکومت قانون و دارالشورای و عدلیه مستقل میکرد، این خواسته ها در انقلاب مشروطه تبلور یافت، متاسفانه پس از زنگ انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ شمسی، از میان اختلاف روشنفکران با مذهبیون و خلف وعده شاه جدید، دیکتاتوری رضاخان برآمد، تبعید رضا خان بدلیل خودمحوری و درگیری اش با متفقین با استقبال مردم تحت رنج ایران مواجه شد و کسی آخ نگفت ، پسرش محمد رضا با رویای تمدن ایرانی بر تخت نشست اما او که خودسری را از پدر به ارث برده بود با کارناشناسی موجبات انقلاب ایران علیه حکومتش را فراهم کرد، از بد حادثه سکان بدست روحانیتی افتاد که هفتاد سال برای چنین روزی لحظه شماری کرده بود، بخش جمهوری، هر روز نحیف تر و بخش ولایت اسلامی فربه تر شد تا نهایتا، ولایت، جمهوری را کنار گذاشت. پس از دست بدست شدن چندباره قدرت بین شاه و شیخ، این شد سرنوشت انقلاب ما..... امید ما اکنون به دموکراسی است، چرخه ای از قدرت که هیچ احدی نتواند در مقام قدرت انتصابی جا خوش کند، بیاید، کار کند، برود و هرگز به پشت سرش نگاه نکند.
@civilizers
👎1
✍️ قربان عباسی
🖊 ذهن استبدادزده: زنجیرهایی که خودمان به دست و زبان خود بستهایم
@sokhanranihaa
بزرگترین مصیبت یک ملت، فقط حاکمان ستمگرش نیستند؛ بلکه مردمانی هستند که استبداد را درونی کردهاند، آن را بخشی از هویت خود میدانند، و در کلام و کردارشان بازتولیدش میکنند. ذهن استبدادزده، زهر هزارسالهای است که در جان ما ایرانیان رسوب کرده و از آن خلاصی نیافتهایم.
ما با هزار سال استبداد زیستهایم. حکومتها سرکوب کردند، ما اطاعت کردیم؛ حکومتها غارت کردند، ما خاموش ماندیم؛ حکومتها فریب دادند، ما تکرار کردیم. اما آیا این فقط به خاطر زور بود؟ یا بخشی از ما این زور را در درون خود پذیرفت؟
استبداد فقط در کاخها و زندانها نیست. استبداد در زبان ماست. وقتی میگوییم «باید یک نفر بیاید که همه را جمع کند»، وقتی میگوییم «ملت ما لیاقت آزادی ندارد»، وقتی میگوییم «اینجا فقط با چماق میشود حکومت کرد»، در واقع نهتنها قربانی استبدادیم، بلکه مبلغ آن هم شدهایم.
ذهن استبدادزده، همیشه به دنبال یک قَدَر قُدرت میگردد. در نگاهش، مردم «رعیت»اند و دولت «صاحب»؛ و همیشه تصور میکند بدون یک ارباب، جامعه فرو میپاشد. این ذهن، مسئولیت نمیپذیرد، چون همیشه میگوید «کار از ما گذشته»، یا «کاری از دست ما برنمیآید». خودش را در برابر ظلم ناتوان میبیند و از همین ناتوانی، برای مشروعیتبخشی به ظلم استفاده میکند.
استبدادزدگی در رفتار ما هم هست. وقتی در صف نانوایی، همدیگر را له میکنیم اما در برابر مأمور زورگو سکوت میکنیم. وقتی در خانه، بر فرزند یا زن یا زیردست خود همان سلطهای را اعمال میکنیم که از آن متنفر بودیم. وقتی در یک جمع، به جای دفاع از مظلوم، با قویتر همصدا میشویم و مظلوم را تنها میگذاریم.
این ذهن، حتی زبان آزادیخواهی ما را هم آلوده کرده است. ما حتی وقتی از آزادی حرف میزنیم، اغلب آزادی را نه برای همه، که فقط برای «ما» میخواهیم. وقتی میگوییم «اگر ما به قدرت برسیم، حساب همه را میرسیم»، وقتی میگوییم «این ملت فقط با داغ و درفش آدم میشود»، یعنی هنوز در همان مدار بستهی استبداد گرفتاریم.
استبداد فقط بیرون از ما نیست؛ در ماست. بیرون، فقط حاکمی با چکمه و شلاق و زندان میبینیم؛ اما در درون، ذهنی داریم که خودش را به زنجیر کشیده. ذهنی که به زور احترام میگذارد، به آزادی بیاعتماد است، و همیشه برای ظلم بهانه میتراشد.
ذهن استبدادزده از ترس تغذیه میکند. چون میترسد، ترجیح میدهد به قدرتمند بچسبد. اما فقط ترس نیست؛ تنبلی هم هست. آزادی دردناک است، چون مسئولیت میآورد. ذهن استبدادزده از آزادی فراری است، چون نمیخواهد بپذیرد که خودش مسئول است: مسئول حرفی که میزند، سکوتی که میکند، ظلمی که میبیند و تحمل میکند.
برای شکستن این چرخه، باید از درون خودمان آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که در برابر ظلم کوچک مقاومت کنیم، حتی اگر زورمان به ظلم بزرگ نرسد. باید در زبانمان، به جای زانو زدن، مطالبهگری و جسارت بیاوریم. به جای گفتن «مملکت همین است»، بگوییم «میتواند بهتر باشد». به جای گفتن «ما کاری از دستمان برنمیآید»، بگوییم «هر تغییر از من شروع میشود».
راه آزادی فقط از سقوط یک دیکتاتور نمیگذرد. اگر ذهن استبدادزده تغییر نکند، حتی اگر دیکتاتور امروز برود، دیکتاتوری فردا دوباره بازخواهد گشت، این بار با چهرهای تازه و شعارهایی تازه.
ما باید با همان شدت که با زندانبان بیرونی میجنگیم، با زندانبان درون بجنگیم. تا این زنجیرهای ذهنی را پاره نکنیم، زنجیرهای اجتماعی و سیاسی هم پابرجا میمانند.
بیایید صادق باشیم: ما ایرانیان بیش از هرچیز، باید جرات کنیم ذهن خود را آزاد کنیم. تنها یک ملت با ذهن آزاد میتواند آزاد زندگی کند.
کانال سخنرانی ها
@civilizers
🖊 ذهن استبدادزده: زنجیرهایی که خودمان به دست و زبان خود بستهایم
@sokhanranihaa
بزرگترین مصیبت یک ملت، فقط حاکمان ستمگرش نیستند؛ بلکه مردمانی هستند که استبداد را درونی کردهاند، آن را بخشی از هویت خود میدانند، و در کلام و کردارشان بازتولیدش میکنند. ذهن استبدادزده، زهر هزارسالهای است که در جان ما ایرانیان رسوب کرده و از آن خلاصی نیافتهایم.
ما با هزار سال استبداد زیستهایم. حکومتها سرکوب کردند، ما اطاعت کردیم؛ حکومتها غارت کردند، ما خاموش ماندیم؛ حکومتها فریب دادند، ما تکرار کردیم. اما آیا این فقط به خاطر زور بود؟ یا بخشی از ما این زور را در درون خود پذیرفت؟
استبداد فقط در کاخها و زندانها نیست. استبداد در زبان ماست. وقتی میگوییم «باید یک نفر بیاید که همه را جمع کند»، وقتی میگوییم «ملت ما لیاقت آزادی ندارد»، وقتی میگوییم «اینجا فقط با چماق میشود حکومت کرد»، در واقع نهتنها قربانی استبدادیم، بلکه مبلغ آن هم شدهایم.
ذهن استبدادزده، همیشه به دنبال یک قَدَر قُدرت میگردد. در نگاهش، مردم «رعیت»اند و دولت «صاحب»؛ و همیشه تصور میکند بدون یک ارباب، جامعه فرو میپاشد. این ذهن، مسئولیت نمیپذیرد، چون همیشه میگوید «کار از ما گذشته»، یا «کاری از دست ما برنمیآید». خودش را در برابر ظلم ناتوان میبیند و از همین ناتوانی، برای مشروعیتبخشی به ظلم استفاده میکند.
استبدادزدگی در رفتار ما هم هست. وقتی در صف نانوایی، همدیگر را له میکنیم اما در برابر مأمور زورگو سکوت میکنیم. وقتی در خانه، بر فرزند یا زن یا زیردست خود همان سلطهای را اعمال میکنیم که از آن متنفر بودیم. وقتی در یک جمع، به جای دفاع از مظلوم، با قویتر همصدا میشویم و مظلوم را تنها میگذاریم.
این ذهن، حتی زبان آزادیخواهی ما را هم آلوده کرده است. ما حتی وقتی از آزادی حرف میزنیم، اغلب آزادی را نه برای همه، که فقط برای «ما» میخواهیم. وقتی میگوییم «اگر ما به قدرت برسیم، حساب همه را میرسیم»، وقتی میگوییم «این ملت فقط با داغ و درفش آدم میشود»، یعنی هنوز در همان مدار بستهی استبداد گرفتاریم.
استبداد فقط بیرون از ما نیست؛ در ماست. بیرون، فقط حاکمی با چکمه و شلاق و زندان میبینیم؛ اما در درون، ذهنی داریم که خودش را به زنجیر کشیده. ذهنی که به زور احترام میگذارد، به آزادی بیاعتماد است، و همیشه برای ظلم بهانه میتراشد.
ذهن استبدادزده از ترس تغذیه میکند. چون میترسد، ترجیح میدهد به قدرتمند بچسبد. اما فقط ترس نیست؛ تنبلی هم هست. آزادی دردناک است، چون مسئولیت میآورد. ذهن استبدادزده از آزادی فراری است، چون نمیخواهد بپذیرد که خودش مسئول است: مسئول حرفی که میزند، سکوتی که میکند، ظلمی که میبیند و تحمل میکند.
برای شکستن این چرخه، باید از درون خودمان آغاز کنیم. باید یاد بگیریم که در برابر ظلم کوچک مقاومت کنیم، حتی اگر زورمان به ظلم بزرگ نرسد. باید در زبانمان، به جای زانو زدن، مطالبهگری و جسارت بیاوریم. به جای گفتن «مملکت همین است»، بگوییم «میتواند بهتر باشد». به جای گفتن «ما کاری از دستمان برنمیآید»، بگوییم «هر تغییر از من شروع میشود».
راه آزادی فقط از سقوط یک دیکتاتور نمیگذرد. اگر ذهن استبدادزده تغییر نکند، حتی اگر دیکتاتور امروز برود، دیکتاتوری فردا دوباره بازخواهد گشت، این بار با چهرهای تازه و شعارهایی تازه.
ما باید با همان شدت که با زندانبان بیرونی میجنگیم، با زندانبان درون بجنگیم. تا این زنجیرهای ذهنی را پاره نکنیم، زنجیرهای اجتماعی و سیاسی هم پابرجا میمانند.
بیایید صادق باشیم: ما ایرانیان بیش از هرچیز، باید جرات کنیم ذهن خود را آزاد کنیم. تنها یک ملت با ذهن آزاد میتواند آزاد زندگی کند.
کانال سخنرانی ها
@civilizers
❤4
سلاوی ژیژک: " در ١٩٤٦، چندين نفر از جمله آلبرت انشتن و هانا آرنت نامه اى به روزنامه نيويورک تايمز نوشتند كه، صهيونيسم نوعى فاشيسم است".
ژیژک: "نبايد اجازه داد كه جنايات اسراييل نورماليزه و عادى سازى شود."
از کانال فرهیختگان
@civilizers
ژیژک: "نبايد اجازه داد كه جنايات اسراييل نورماليزه و عادى سازى شود."
از کانال فرهیختگان
@civilizers
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر آذرخش مکری
️چرا متولدین پاییز و زمستان یک سال در تحصیل و ورزش از متولدین بهار و تابستان همان سال خیلی موفقترند؟
تاثیر چندماه، که کل زندگی فرد و آیندهاش را تغییر میدهد.
@civilizers
️چرا متولدین پاییز و زمستان یک سال در تحصیل و ورزش از متولدین بهار و تابستان همان سال خیلی موفقترند؟
تاثیر چندماه، که کل زندگی فرد و آیندهاش را تغییر میدهد.
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
امانوئل کانت
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.
مابعدالطبیعه اخلاق
از کانال جامعه شناسی و فلسفه
@civilizers
امانوئل کانت
انسان مراسم دینی را به خصایل اخلاقی ترجیح میدهد زیرا خصایل اخلاقی دشوار و پر زحمت اند و انسان پیوسته و هر لحظه باید مراقب آنها باشد، به این جهت انسان در زندگی خود نظامی از مراسم به وجود می آورد. تاثیر این مراسم این است که انسان از دین به عنوان تسکین دهنده ی احساسات خود استفاده می کند یعنی این مراسم را جبران گناهانی تلقی می کندکه در مقابل خداوند مرتکب شده است. پس مراسم دینی از ابداعات انسان است. انسان هر قدر از لحاظ اخلاق فاقد دقت است در عوض در اجرای مراسم دینی دقیق است زیرا می خواهد از طریق این مراسم، اخلاق خود را تثبیت کند.
مابعدالطبیعه اخلاق
از کانال جامعه شناسی و فلسفه
@civilizers
👍2
اینقدر اختلاف سلیقه و رویکرد
منصور خضاعی
درباره کریدور زنگزور که قرار است از خاک ارمنستان تا کشور آذربایجان کشیده شود و اروپا را به قفقاز و آسیای میانه وصل کند، بین نهادهای رسمی حکومت، یعنی دقیقا میان دولت پزشکیان و وزارت خارجه اش از یک طرف و نهادهای زیر نظر رهبری و اصولکرایان از طرف دیگر اختلاف رویکرد عمیق در حد دره وجود دارد، وزارت خارجه و خود آقای پزشکیان معتقدند هیچ جای نگرانی نیست زیرا احتیاط های امنیتی ما توسط ارمنستان و آذربایجان رعایت شده، حتی آقای عراقچی از صلح بین ارمنستان و آذربایجان استقبال کرده و تنها نگرانی این است که ممکن است یک شرکت آمریکایی مسئولیت ساخت آن را عهده دار شود.
از سوی دیگر آقای ولایتی مشاور رهبر می گوید آنجا، یعنی کریدور زنگزور یا همان راه ترامپ تبدیل به گورستان نیروهای آمریکایی خواهد شد، آقای یدالله جوانی معاونت سیاسی سپاه هم خط و نشان سنگینی برای طرف های غربی کشیده است، سایر اصولگرایان هم شدیدا از همین الان بدنبال رویارویی اند. خب یک شهر مگر چند کلانتر دارد؟ مگر این مسائل به حوزه امنیت کلان کشور مربوط نیست؟ چرا هر کسی ساز خودش را می زند؟ مگر سیاست واحدی در آن بالادست حکم فرما نیست که تا این اندازه اختلاف وجود دارد؟
@civilizers
منصور خضاعی
درباره کریدور زنگزور که قرار است از خاک ارمنستان تا کشور آذربایجان کشیده شود و اروپا را به قفقاز و آسیای میانه وصل کند، بین نهادهای رسمی حکومت، یعنی دقیقا میان دولت پزشکیان و وزارت خارجه اش از یک طرف و نهادهای زیر نظر رهبری و اصولکرایان از طرف دیگر اختلاف رویکرد عمیق در حد دره وجود دارد، وزارت خارجه و خود آقای پزشکیان معتقدند هیچ جای نگرانی نیست زیرا احتیاط های امنیتی ما توسط ارمنستان و آذربایجان رعایت شده، حتی آقای عراقچی از صلح بین ارمنستان و آذربایجان استقبال کرده و تنها نگرانی این است که ممکن است یک شرکت آمریکایی مسئولیت ساخت آن را عهده دار شود.
از سوی دیگر آقای ولایتی مشاور رهبر می گوید آنجا، یعنی کریدور زنگزور یا همان راه ترامپ تبدیل به گورستان نیروهای آمریکایی خواهد شد، آقای یدالله جوانی معاونت سیاسی سپاه هم خط و نشان سنگینی برای طرف های غربی کشیده است، سایر اصولگرایان هم شدیدا از همین الان بدنبال رویارویی اند. خب یک شهر مگر چند کلانتر دارد؟ مگر این مسائل به حوزه امنیت کلان کشور مربوط نیست؟ چرا هر کسی ساز خودش را می زند؟ مگر سیاست واحدی در آن بالادست حکم فرما نیست که تا این اندازه اختلاف وجود دارد؟
@civilizers
سیاست خارجی یعنی چه؟
هنوز بعد از گذشت نزدیک ۳۰ سال از شروع مذاکرات ایران با کشورهای غربی، امروز عارف معاون اول رئیس جمهور هنوز داره درجا میزنه، گفته اگر شرایط مهیا باشد شاید با آمریکا مذاکره مستقیم کنیم. هنوز تو مستقیم و غیرمستقیم گیر کردند. یا تخت روانچی گفته در برابر لغو تحریم ها حاضریم محدودیت درصد غنی سازی و میزان ان را بپذیریم. هنوز از سی سال پیش تا امروز حتی یک گام به جلو برنداشتید. هنوز با تکرار حرف های کودکانه درصدد فریب دیگران هستید، فریب کسانی که خودشان استاد فریب کاری اند.
در این سرزمین چیزهای کمی برای زندگی و دلخوشی باقی مانده، همین طور به فرسایش منابع ادامه دهید، تا سرزمین سوخته فاصله زیادی نداریم.
@civilizers
هنوز بعد از گذشت نزدیک ۳۰ سال از شروع مذاکرات ایران با کشورهای غربی، امروز عارف معاون اول رئیس جمهور هنوز داره درجا میزنه، گفته اگر شرایط مهیا باشد شاید با آمریکا مذاکره مستقیم کنیم. هنوز تو مستقیم و غیرمستقیم گیر کردند. یا تخت روانچی گفته در برابر لغو تحریم ها حاضریم محدودیت درصد غنی سازی و میزان ان را بپذیریم. هنوز از سی سال پیش تا امروز حتی یک گام به جلو برنداشتید. هنوز با تکرار حرف های کودکانه درصدد فریب دیگران هستید، فریب کسانی که خودشان استاد فریب کاری اند.
در این سرزمین چیزهای کمی برای زندگی و دلخوشی باقی مانده، همین طور به فرسایش منابع ادامه دهید، تا سرزمین سوخته فاصله زیادی نداریم.
@civilizers
❤4
رای به بردگی
منصور خضاعی
خلاف آنچه سلطنت طلب تبلیغ می کند، شما نمی توانید رفراندومی برگزار کنید که مردم در آن بین دموکراسی و پادشاهی یکی را انتخاب کنند، رای به پادشاهی، یعنی به بردگی و تحت قیمومیت دیگری درآمدن، کسی که کمترین فهم و درکی از نظامات سیاسی داشته باشد با دست خودش از خودش سلب آزادی نمی کند و رضایت نخواهد داد که خود و جامعه اش به رعیت سلطان تبدیل شوند، رفراندوم برای تعیین سلطنت نقض غرض و عین جهالت است. بعید است کسی به اسارت خود تن دهد مگر آنکه از پیش شستشوی فکری خورده باشد.
@civilizers
منصور خضاعی
خلاف آنچه سلطنت طلب تبلیغ می کند، شما نمی توانید رفراندومی برگزار کنید که مردم در آن بین دموکراسی و پادشاهی یکی را انتخاب کنند، رای به پادشاهی، یعنی به بردگی و تحت قیمومیت دیگری درآمدن، کسی که کمترین فهم و درکی از نظامات سیاسی داشته باشد با دست خودش از خودش سلب آزادی نمی کند و رضایت نخواهد داد که خود و جامعه اش به رعیت سلطان تبدیل شوند، رفراندوم برای تعیین سلطنت نقض غرض و عین جهالت است. بعید است کسی به اسارت خود تن دهد مگر آنکه از پیش شستشوی فکری خورده باشد.
@civilizers
#گفتارهای_فلسفی
#کانت
من خودم طبیعتا در پی کشف حقیقت هستم. تشنگی شدیدی نسبت به شناخت و میل بی امانی به پیشرفت در آن دارم، و در هر قدمی که بر می دارم احساس رضایت می کنم. زمانی بود که فکر می کردم صرف شناخت می تواند شرافت انسان را برسازد، و افراد عادی را که چیزی نمی دانند خوار می شمردم. روسو مرا در مسیر درستی قرار داد. این برتری غیر واقعی از میان رفت و آموختم که به بشریت احترام بگذارم. اگر باور نداشته باشم که یک موضوع، یعنی موضوع احقان حقوق بشر، به تنهایی به تمام موضوعات دیگر ارزش می بخشد، باید خودم را بی مصرف تر از کارگر عادی بدانم.
از کانال سید مسعود حسینی
@civilizers
#کانت
من خودم طبیعتا در پی کشف حقیقت هستم. تشنگی شدیدی نسبت به شناخت و میل بی امانی به پیشرفت در آن دارم، و در هر قدمی که بر می دارم احساس رضایت می کنم. زمانی بود که فکر می کردم صرف شناخت می تواند شرافت انسان را برسازد، و افراد عادی را که چیزی نمی دانند خوار می شمردم. روسو مرا در مسیر درستی قرار داد. این برتری غیر واقعی از میان رفت و آموختم که به بشریت احترام بگذارم. اگر باور نداشته باشم که یک موضوع، یعنی موضوع احقان حقوق بشر، به تنهایی به تمام موضوعات دیگر ارزش می بخشد، باید خودم را بی مصرف تر از کارگر عادی بدانم.
از کانال سید مسعود حسینی
@civilizers
تحول چگونه زیرپوستی و نامحسوس رخ می دهد.
منصور خضاعی
در گذشته افراد یک جامعه استاندارد و سالم تلاش و کوشش اقتصادی می کردند تا صاحب اندوخته کافی شوند تا با آن بتوانند خانه و خودرو و لوازم زندگی بخرند، کمی بعدتر این شرایط طبیعی زندگی تنزل یافت و در پی آن در نظام های سرمایه داری نظام خرید اقساطی و پرداخت اعتباری رواج گسترده پیدا کرد، تبلیغات فروشندگان کالا با هدف عرضه و مصرف محصولات و خرید هر چه بیشتر محصولات توسط مردم به راه افتاد و رفاه خانواده ها و همزمان مصرف زدگی آنها بیشتر و بیشتر شد. در چنین جامعه مصرف زده ای فرد همواره توهم این را دارد چیزی کم دارد، باید امشب، فردا، آخر هفته به بازار برود و آن را که نمی داند چیست بخرد و به خانه بیاورد. با فرهنگ خرید قسطی همه چیز در دسترس است.
اگر در دوره اول «تو شهروند» باید اول صاحب کالا میشدی تا بعد از آن استفاده کنی، در دوره دوم تو با خرید قسطی ابتدا از کالا استفاده میکردی تا شاید بعدأ صاحب آن بشوی. اکنون کار در کشور ما به جایی کشیده که اغلب مردم حتی نمی توانند خانه، خودرو، لوازم خانه و غیره را تهیه کنند ولو اینکه با شرط اقساطی و اعتبار بلند مدت باشد. ما از آن مرحله مصرف زدگی و رفاه مجازی دوره سرمایه داری هم به جایی بدتر تنزل کرده ایم و آرزو داریم شرایطی پیش آید و کشور و مملکت اصلاح شود تا باز به همان یک مرحله قبل تر بازگردیم، حالا مرحله استاندارد اولیه که جای خود دارد. حال در شرایط سخت فعلی بازهم تو تصور می کنی چیزی کم داری و باید بخری با این تفاوت که این بار حتی پول خرید اقساطی هم وجود ندارد، در نتیجه اضطراب مداوم افزایش می یابد.
این ها تغییراتی هستند که نامحسوس روی می دهند و ناگهان در می یابیم بر ما چه گذشته است.
@civilizers
منصور خضاعی
در گذشته افراد یک جامعه استاندارد و سالم تلاش و کوشش اقتصادی می کردند تا صاحب اندوخته کافی شوند تا با آن بتوانند خانه و خودرو و لوازم زندگی بخرند، کمی بعدتر این شرایط طبیعی زندگی تنزل یافت و در پی آن در نظام های سرمایه داری نظام خرید اقساطی و پرداخت اعتباری رواج گسترده پیدا کرد، تبلیغات فروشندگان کالا با هدف عرضه و مصرف محصولات و خرید هر چه بیشتر محصولات توسط مردم به راه افتاد و رفاه خانواده ها و همزمان مصرف زدگی آنها بیشتر و بیشتر شد. در چنین جامعه مصرف زده ای فرد همواره توهم این را دارد چیزی کم دارد، باید امشب، فردا، آخر هفته به بازار برود و آن را که نمی داند چیست بخرد و به خانه بیاورد. با فرهنگ خرید قسطی همه چیز در دسترس است.
اگر در دوره اول «تو شهروند» باید اول صاحب کالا میشدی تا بعد از آن استفاده کنی، در دوره دوم تو با خرید قسطی ابتدا از کالا استفاده میکردی تا شاید بعدأ صاحب آن بشوی. اکنون کار در کشور ما به جایی کشیده که اغلب مردم حتی نمی توانند خانه، خودرو، لوازم خانه و غیره را تهیه کنند ولو اینکه با شرط اقساطی و اعتبار بلند مدت باشد. ما از آن مرحله مصرف زدگی و رفاه مجازی دوره سرمایه داری هم به جایی بدتر تنزل کرده ایم و آرزو داریم شرایطی پیش آید و کشور و مملکت اصلاح شود تا باز به همان یک مرحله قبل تر بازگردیم، حالا مرحله استاندارد اولیه که جای خود دارد. حال در شرایط سخت فعلی بازهم تو تصور می کنی چیزی کم داری و باید بخری با این تفاوت که این بار حتی پول خرید اقساطی هم وجود ندارد، در نتیجه اضطراب مداوم افزایش می یابد.
این ها تغییراتی هستند که نامحسوس روی می دهند و ناگهان در می یابیم بر ما چه گذشته است.
@civilizers
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگرچه که خلاف مد روز، خالی از دلقک بازی است، ولی فرصتی است برای جوینده حقیقت تاریخ معاصر، با تماشای آن انبان خود را از معرفت پر کنید.
مستند فاطمی از ۲۸ مرداد در سینماهای کشور
@civilizers
مستند فاطمی از ۲۸ مرداد در سینماهای کشور
@civilizers
❤1