ㅤㅤme n him !
57 subscribers
226 photos
17 videos
12 links
ㅤㅤ𝖸𝗈𝗎𝗋 𝗅𝗂𝗉𝗌, 𝖬𝗒 𝗅𝗂𝗉𝗌,
ㅤㅤ𝖠𝗉𝗈𝖼𝖺𝗅𝗒𝗉𝗌𝖾
thjkclckbot.t.me
ㅤㅤ🚬 📷
Download Telegram
‌ ‌ ‌ ‌ ͟❀ ͟ຼ   𝐶𝑒𝑛𝑡𝑢𝑟𝑖𝑒𝑠 𝑝𝑎𝑠𝑠𝑒𝑑 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑝𝑎𝑔𝑒𝑠 𝑏𝑒𝑛𝑒𝑎𝑡ℎ 𝑚𝑦 ℎ𝑎𝑛𝑑𝑠, 𝑦𝑒𝑡 𝑒𝑣𝑒𝑟𝑦 𝑐ℎ𝑎𝑝𝑡𝑒𝑟 𝑒𝑛𝑑𝑒𝑑 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑎𝑚𝑒 𝑤𝑎𝑦؛ 𝑤𝑖𝑡ℎ 𝑦𝑜𝑢𝑟 𝑛𝑎𝑚𝑒 𝑙𝑖𝑛𝑔𝑒𝑟𝑖𝑛𝑔 𝑖𝑛 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑖𝑙𝑒𝑛𝑐𝑒 𝑎𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑡ℎ𝑒 𝑙𝑎𝑠𝑡 𝑙𝑖𝑛𝑒
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Liberation~
گریه‌های ناگهانی و آخر شبی انگار تمام احساسات رو میارن تا سطح پوست. انگار همه چیز از دنده‌ها‌ی پشت سینه‌ات بالاخره کنده‌ می‌شه و میاد بالا. انگار که می‌تونی دست بندازی توی شب تاریک قلبت و بدون اینکه نیاز به چراغ قوه داشته باشی؛ خیلی از عواطف فراموش شده رو بیدار کنی. انگار که می‌تونی چشم‌هات رو با خیال راحت ببندی، فردا صبح نگران سرخی زیر پلک‌هات نباشی و اشک‌هات رو دونه‌دونه خرج کنی؛ برای کسی که بودی، کسی که هستی و کسی که قراره بشی. انگار که می‌تونی اجازه بدی آدم‌ها همون چیزی باشن که نشون می‌دن؛ نه اون چیزی که تو لایقش هستی. انگار که می‌تونی دوباره بهشون عشق بدی؛ نه به‌خاطر اینکه اون‌ها ظرفیتش رو دارن، بلکه چون تو، خودت عشق هستی. انگار که تو، همون چیزی هستی که به بقیه نشون می‌دی. انگار که دیگه نیازی به برگشتن و دریافتن هیچ احساسی نداشته باشی؛ چون هیولاها خوابیدن. چون موجود خورنده‌ی درون سینه‌ات بالاخره فهمیده که تو اون حرف یا احساسی نیستی که بقیه بهت نشون می‌دن؛ بلکه هر کاری که بکنن، دارن می‌گن که خودشون چطور آدمی هستن. انگار که رفتار آدم‌ها دیگه معیاری برای ارزش تو نیستن.