This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران شیر و خورشید نشان
آن دسته از اپوزوسیون های دوزاری خارج از کشور که به اسم اتحاد به ایرانیان توصیه می کنند در تجمعات با خود پرچم شیر و خورشید نشان نیاورند یا در گزارشات خود از تجمعات شیر و خورشید را از میان پرچم ها با فتوشاپ پاک می کنند هشیار باشند و بدانند که این پرچم امروز دیگر مبنا و معیار شناخت سره از ناسره است و ببینند که چگونه هر روز به قیمت جان ها و خون ها به دست جوانان غیور ایرانی در جای جای این سرزمین برافراشته می شود...
آن دسته از اپوزوسیون های دوزاری خارج از کشور که به اسم اتحاد به ایرانیان توصیه می کنند در تجمعات با خود پرچم شیر و خورشید نشان نیاورند یا در گزارشات خود از تجمعات شیر و خورشید را از میان پرچم ها با فتوشاپ پاک می کنند هشیار باشند و بدانند که این پرچم امروز دیگر مبنا و معیار شناخت سره از ناسره است و ببینند که چگونه هر روز به قیمت جان ها و خون ها به دست جوانان غیور ایرانی در جای جای این سرزمین برافراشته می شود...
پان کورد سوز
ما فقط ایران را داریم و تمام
پان "کورد"هایی که از اتحاد سراسری مردم ایران به وحشت افتاده اند این روزها در راستای خواست نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی شروع به سم پاشی هایی کرده اند تا دل دلیران کردستان را خالی کرده به آنها جوری جلوه دهند که در نبرد خود تنها هستند، در این راستا به یک نکته اشاره می کنیم:
اگر ماجرا و جنایات جاری در مناطق کرد نشین یک مسئله ی "کوردی" است پس کوردها کجا هستند؟ مگر قرار نیست این کورد بازی ها مربوط به استقلال طلبی های کل "خلق کورد" باشد؟ از زمان شهادت مهسا تا امروز "کورد" های اقلیم عراق چه کرده اند؟ "کورد" های ترکیه را چه شده است؟ از کوردهای اقلیمی که با وجود آزادی ها مدنی بجز چند تجمع آبکی آن هم در همان اوایل چیزی دیده نشد! "کوردهای" اقلیم نه تنها در نهایت چشم بر رنج کردستان بستند بلکه از سپاه جنایت کار موشک و خمپاره هم خوردند و زن باردار کشته روی دست گرفتند و باز هم سکوت کردند!! این "خلق کورد" پس چرا به خروش خشم نیامد؟ چرا بر علیه منافع و گروه های تحت حمایت جمهوری اسلامی در خاک عراق به شورش برنخواست؟ حشد و شعبی های سپاهی که همان اطراف هستند چرا در آتش خشم کورد نسوختند؟ کوردهای ترکیه چه کردند؟ در میانه ی جنایات جمهوری اسلامی در کردستان شجاعت و دلیری شان متوجه حمله به استانبول بود تا حمایت از "خواهران و برادران" خود در کردستان! از ایران بپرسید تا ببیند به خون خواهی مهسا از خراسان تا سیستان و خوزستان و لرستان و آذربایجان و گیلان و مازندران و تهران و اصفهان و شیراز و.... چه خروش ها برخواسته و چه خون ها از کودک و پیر و جوان ریخته نشده و چه استخوانی از جمهوری اسلامی بابت مرگ مهسا این دختر مظلوم کرد خرد شده است... به همین منوال همانند پان کوردها می باید پان تورک ها هم برای همیشه دهان خود را ببندند وقتی که جمهوری اسلامی در این روزها دست به خون اهالی آذربایجان آلود و صدایی از "تورک" های جمهوری باکو برنخواست!
حرف آخر به همه ی دشمنان ایران و پان های تجزیه طلب این است که دهان گاله ی خود ررا ببندید و از دسیسه دست بردارید چراکه امروز ما بیش از هر زمان دیگری می دانیم که از امید فقط ایران را داریم و همه ی اقوام دست در دست هم هستیم و می دانیم که وقایع این روزها چگونه روح اهریمنی شما را سوزانده است و خواهید دید که در نهایت این ما خواهیم بود که انتقام جنایات مهاباد را خواهیم گرفت و نه پیشمرگه های تقلبی شما در کوهستان های اقلیم که از آنها جز ویدئوهای رجزخوانی با لباس های نظامی غربی و سلاح های نمایشی چیزی دیده نشده است و هرگز هم نخواهد شد، به آنها سلام برسانید و بگویید اگر راست می گویند بروند سراغ سپاهیان حشد و شعبی و پاسخ جنایات سپاه در اقلیم را بدهند و فقط موشک و خمپاره نخورند و بیانیه ندهند لااقل بیایند دم پنجره هم که شده شعاری بدهند و شکلاتی در اعتراض پخش کنند!
ما فقط ایران را داریم و تمام
پان "کورد"هایی که از اتحاد سراسری مردم ایران به وحشت افتاده اند این روزها در راستای خواست نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی شروع به سم پاشی هایی کرده اند تا دل دلیران کردستان را خالی کرده به آنها جوری جلوه دهند که در نبرد خود تنها هستند، در این راستا به یک نکته اشاره می کنیم:
اگر ماجرا و جنایات جاری در مناطق کرد نشین یک مسئله ی "کوردی" است پس کوردها کجا هستند؟ مگر قرار نیست این کورد بازی ها مربوط به استقلال طلبی های کل "خلق کورد" باشد؟ از زمان شهادت مهسا تا امروز "کورد" های اقلیم عراق چه کرده اند؟ "کورد" های ترکیه را چه شده است؟ از کوردهای اقلیمی که با وجود آزادی ها مدنی بجز چند تجمع آبکی آن هم در همان اوایل چیزی دیده نشد! "کوردهای" اقلیم نه تنها در نهایت چشم بر رنج کردستان بستند بلکه از سپاه جنایت کار موشک و خمپاره هم خوردند و زن باردار کشته روی دست گرفتند و باز هم سکوت کردند!! این "خلق کورد" پس چرا به خروش خشم نیامد؟ چرا بر علیه منافع و گروه های تحت حمایت جمهوری اسلامی در خاک عراق به شورش برنخواست؟ حشد و شعبی های سپاهی که همان اطراف هستند چرا در آتش خشم کورد نسوختند؟ کوردهای ترکیه چه کردند؟ در میانه ی جنایات جمهوری اسلامی در کردستان شجاعت و دلیری شان متوجه حمله به استانبول بود تا حمایت از "خواهران و برادران" خود در کردستان! از ایران بپرسید تا ببیند به خون خواهی مهسا از خراسان تا سیستان و خوزستان و لرستان و آذربایجان و گیلان و مازندران و تهران و اصفهان و شیراز و.... چه خروش ها برخواسته و چه خون ها از کودک و پیر و جوان ریخته نشده و چه استخوانی از جمهوری اسلامی بابت مرگ مهسا این دختر مظلوم کرد خرد شده است... به همین منوال همانند پان کوردها می باید پان تورک ها هم برای همیشه دهان خود را ببندند وقتی که جمهوری اسلامی در این روزها دست به خون اهالی آذربایجان آلود و صدایی از "تورک" های جمهوری باکو برنخواست!
حرف آخر به همه ی دشمنان ایران و پان های تجزیه طلب این است که دهان گاله ی خود ررا ببندید و از دسیسه دست بردارید چراکه امروز ما بیش از هر زمان دیگری می دانیم که از امید فقط ایران را داریم و همه ی اقوام دست در دست هم هستیم و می دانیم که وقایع این روزها چگونه روح اهریمنی شما را سوزانده است و خواهید دید که در نهایت این ما خواهیم بود که انتقام جنایات مهاباد را خواهیم گرفت و نه پیشمرگه های تقلبی شما در کوهستان های اقلیم که از آنها جز ویدئوهای رجزخوانی با لباس های نظامی غربی و سلاح های نمایشی چیزی دیده نشده است و هرگز هم نخواهد شد، به آنها سلام برسانید و بگویید اگر راست می گویند بروند سراغ سپاهیان حشد و شعبی و پاسخ جنایات سپاه در اقلیم را بدهند و فقط موشک و خمپاره نخورند و بیانیه ندهند لااقل بیایند دم پنجره هم که شده شعاری بدهند و شکلاتی در اعتراض پخش کنند!
"رسالت یک انسان برای رسیدن به آزادی در صف ایستادن نیست بلکه برهم زدن صف است..."
کمراد ارنستو چگوارا
"میدانم شما نروژیها به پروتکلها خیلی علاقمندید و همه چیز بر طبق پروتکلها باید پیش برود ولی ما ایرانیها(چپول کمونیست های بی وطن) پروتکلها را میشکنیم و این سنت ماست."
رفیقه ی پدرتوده ای گلشیفته فراهانی
رفیقه ی مربوطه چپول بازی های تروریستی خرابکارانه ی پدر توده ای خود را با فرهنگ مبتنی بر احترام به همه ی فرهنگ ها از دوران کهن ایران اشتباه گرفته است...
کمراد ارنستو چگوارا
"میدانم شما نروژیها به پروتکلها خیلی علاقمندید و همه چیز بر طبق پروتکلها باید پیش برود ولی ما ایرانیها(چپول کمونیست های بی وطن) پروتکلها را میشکنیم و این سنت ماست."
رفیقه ی پدرتوده ای گلشیفته فراهانی
رفیقه ی مربوطه چپول بازی های تروریستی خرابکارانه ی پدر توده ای خود را با فرهنگ مبتنی بر احترام به همه ی فرهنگ ها از دوران کهن ایران اشتباه گرفته است...
شاهدخت چپ مصدقی سوز
آیا میخواهید بدانید چرا تمامی چپ ها و اسلامی ها و دار و دسته ی اوباش پنجاه و هفت از والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی بیزارند و از هیچ بی شرافتی در حمله به او خودداری نمی کنند؟ پاسخ ساده است و این پاسخ را گذار تاریخ و زمان به مرور واضح تر و روشن تر خواهد کرد!
پاسخ را در وقایع روز ضدکودتای ۲۸ امرداد یا همان عاشورای بزرگ همه ی ایران ستیزان بجویید، ... در آن روز فرماندهی ستاد ضدکودتا یک تنه و کامل در دستان قدرتمند والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی بود که در مرکز این فرماندهی ضمن هماهنگ و متحد نگاه داشتن فرماندهان وفادار ارتش و نیروهای داخلی، خط و نشان های لازم را برای عوامل خارجی و کشورهای غربی کشید و آنها را واداشت که در طرف درست ماجرا بایستند...
البته نقش والاحضرت شاهدخت در آزادی آذربایجان از دست اشغالگران روس و هوش دیپلماتیک او در قانع کردن استالین به خالی کردن پشت چپول کمونیست های تجزیه طلب شبه ایرانی را نباید فراموش کرد.
والاحضرت شاهدخت، در آنچه ما تحت عنوان دستآوردهای پهلوی برای ایران معاصر به آن افتخار میکنیم دارای سهم بسیار بزرگ و عظیمی است که زمان بیش از پیش آن را عیان خواهد کرد..@ChpKosh
آیا میخواهید بدانید چرا تمامی چپ ها و اسلامی ها و دار و دسته ی اوباش پنجاه و هفت از والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی بیزارند و از هیچ بی شرافتی در حمله به او خودداری نمی کنند؟ پاسخ ساده است و این پاسخ را گذار تاریخ و زمان به مرور واضح تر و روشن تر خواهد کرد!
پاسخ را در وقایع روز ضدکودتای ۲۸ امرداد یا همان عاشورای بزرگ همه ی ایران ستیزان بجویید، ... در آن روز فرماندهی ستاد ضدکودتا یک تنه و کامل در دستان قدرتمند والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی بود که در مرکز این فرماندهی ضمن هماهنگ و متحد نگاه داشتن فرماندهان وفادار ارتش و نیروهای داخلی، خط و نشان های لازم را برای عوامل خارجی و کشورهای غربی کشید و آنها را واداشت که در طرف درست ماجرا بایستند...
البته نقش والاحضرت شاهدخت در آزادی آذربایجان از دست اشغالگران روس و هوش دیپلماتیک او در قانع کردن استالین به خالی کردن پشت چپول کمونیست های تجزیه طلب شبه ایرانی را نباید فراموش کرد.
والاحضرت شاهدخت، در آنچه ما تحت عنوان دستآوردهای پهلوی برای ایران معاصر به آن افتخار میکنیم دارای سهم بسیار بزرگ و عظیمی است که زمان بیش از پیش آن را عیان خواهد کرد..@ChpKosh
چپ الفرار مارکسیستی
و آورده اند که توده های پرولتاریایی گله گله از سرزمین های موعود مارکسیستی و آرمان های کمراد چگورایی آمریکای جنوبی با بنرهای "هجرت از فقر" به سوی سرزمین های امپریالستی و کاپیتالیستی می روند و التماس ورود و گشایش مرز دارند و هنوز چپول تروریست های بی پدر شبه ایرانی اروپا نشین و ساکن لس آنجلس دست از چپ گه خوری های مارکسیستی و ایران ستیزانه برنمی دارند و هنوز خایه لیس کمراد لنین و زیرخواب آخوندهای دوزاری و آرمان های پنجزاری فلسطینی هستند و با دیدن این همه جنایت و شکنجه و فقر و درد و رنج مردم پس از چپ کثافت کاری های پنجاه و هفتی آنها، خود را به دار ندامت و پشیمانی نکشیده اند و آدم بشو نیستند که نیستند...
اما آن ممه ی سرخ آنها را دیگر در ایران لولو برده است و حنای سیاه آنها را رنگی نمانده است...
و آورده اند که توده های پرولتاریایی گله گله از سرزمین های موعود مارکسیستی و آرمان های کمراد چگورایی آمریکای جنوبی با بنرهای "هجرت از فقر" به سوی سرزمین های امپریالستی و کاپیتالیستی می روند و التماس ورود و گشایش مرز دارند و هنوز چپول تروریست های بی پدر شبه ایرانی اروپا نشین و ساکن لس آنجلس دست از چپ گه خوری های مارکسیستی و ایران ستیزانه برنمی دارند و هنوز خایه لیس کمراد لنین و زیرخواب آخوندهای دوزاری و آرمان های پنجزاری فلسطینی هستند و با دیدن این همه جنایت و شکنجه و فقر و درد و رنج مردم پس از چپ کثافت کاری های پنجاه و هفتی آنها، خود را به دار ندامت و پشیمانی نکشیده اند و آدم بشو نیستند که نیستند...
اما آن ممه ی سرخ آنها را دیگر در ایران لولو برده است و حنای سیاه آنها را رنگی نمانده است...
چپ خائنان وطن فروش روس پرست:
آیا رفقای چپ و مارکسیست به یاد می آورند که در 20 اسفند 1348 در ورزشگاه امجدیه یکصدا تیم زسکا از شوروی و چسترنف بازیکن متوسط الحال این تیم را تشویق می کردند و از روزها قبل با خطاب قرار دادن این تیم با عنوان ارتش مسکو در رسانه های در اختیار خود در مورد آن و قدرت افسانه ای بازیکنانش برای تضعیف روحیه ی تیم جوانان ایران افسانه سرایی ها می کردند؟
این بازی که در نهایت با نتیجه ی صفر بر صفر و در برابر حیرت بازیکنان ایران از خود فروشی جماعت چپ، به پایان رسید اما براستی چرا آن روز و آن مسابقه برای مردم ایران نقطه ی عطف شناخت ماهیت وطن فروشانه ی مارکسیست ها نشد تا پی به ذات خائن و ایرانستیز آنها ببرند؟
@chpkosh
آیا رفقای چپ و مارکسیست به یاد می آورند که در 20 اسفند 1348 در ورزشگاه امجدیه یکصدا تیم زسکا از شوروی و چسترنف بازیکن متوسط الحال این تیم را تشویق می کردند و از روزها قبل با خطاب قرار دادن این تیم با عنوان ارتش مسکو در رسانه های در اختیار خود در مورد آن و قدرت افسانه ای بازیکنانش برای تضعیف روحیه ی تیم جوانان ایران افسانه سرایی ها می کردند؟
این بازی که در نهایت با نتیجه ی صفر بر صفر و در برابر حیرت بازیکنان ایران از خود فروشی جماعت چپ، به پایان رسید اما براستی چرا آن روز و آن مسابقه برای مردم ایران نقطه ی عطف شناخت ماهیت وطن فروشانه ی مارکسیست ها نشد تا پی به ذات خائن و ایرانستیز آنها ببرند؟
@chpkosh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پانترک سوز
بیگانه پرستلر(بیگانه پرستان):
شعری از یک آذری وطن پرست به عشق ایران و خطاب به پانترک های وطن فروش...
بیگانه پرستلر(بیگانه پرستان):
شعری از یک آذری وطن پرست به عشق ایران و خطاب به پانترک های وطن فروش...
.
بخش نوزدهم/ مهریشت/ در ستایش میترا و مهر
۷۵ ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم، ما نمیخواهیم که از کشور تو جدا شویم، نمیخواهیم از خانمـان جـدا شویم، نمیخواهیم از روستـا جـدا شویم، نمیخواهیم از دهستـان جدا شویم، نمیخواهیم از کشور جدا شویم. مباد جز این! تا مهـرِ دارنده بازوان نیرومند ما را از دشمن بپاید.
۷۶ تویی نابود کننده دشمن و دشمنی بداندیشان؛ تویی فرو کوبنده آزار رسانان به پیرو نظام هستی؛ تویی دارنده اسبان زیبا و گردونههای زیبا؛ تویی یاوری توانا برای یاریخواهان.
۷۷ من او را به یاری میخوانم؛ بشود که او برای یاری ما آید؛ تا ما هم از پرتوِ او، همچون پناهیافتگانِ او، همیشه در نشستنگاههای آسوده و خوش بسر بریم.
۷۸ تویی که کشورها را نگاهبانی میکنی، اگر آن کشورها مهـرِ دارنده دشتهای پهناور را با پشتیبانی نیک خوشنود سازند. تـویـی کـه نابودشان میسازی، اگر که آنها از کشور دشمن باشند. من تو را در این جا به یاری فرا میخوانم، بشود که او در این جا به یاری ما آید. آن مهرِ نیرومندِ در همه جا پیروزمند، آن شـایسته ستایش و سزاوار نیایش، آن سرورِ با شکوه کشور.
بخش نوزدهم/ مهریشت/ در ستایش میترا و مهر
۷۵ ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم، ما نمیخواهیم که از کشور تو جدا شویم، نمیخواهیم از خانمـان جـدا شویم، نمیخواهیم از روستـا جـدا شویم، نمیخواهیم از دهستـان جدا شویم، نمیخواهیم از کشور جدا شویم. مباد جز این! تا مهـرِ دارنده بازوان نیرومند ما را از دشمن بپاید.
۷۶ تویی نابود کننده دشمن و دشمنی بداندیشان؛ تویی فرو کوبنده آزار رسانان به پیرو نظام هستی؛ تویی دارنده اسبان زیبا و گردونههای زیبا؛ تویی یاوری توانا برای یاریخواهان.
۷۷ من او را به یاری میخوانم؛ بشود که او برای یاری ما آید؛ تا ما هم از پرتوِ او، همچون پناهیافتگانِ او، همیشه در نشستنگاههای آسوده و خوش بسر بریم.
۷۸ تویی که کشورها را نگاهبانی میکنی، اگر آن کشورها مهـرِ دارنده دشتهای پهناور را با پشتیبانی نیک خوشنود سازند. تـویـی کـه نابودشان میسازی، اگر که آنها از کشور دشمن باشند. من تو را در این جا به یاری فرا میخوانم، بشود که او در این جا به یاری ما آید. آن مهرِ نیرومندِ در همه جا پیروزمند، آن شـایسته ستایش و سزاوار نیایش، آن سرورِ با شکوه کشور.