Raindrops
Danny Cudd
صبح یک ویدیومسج از محل کارم اینجا فرستادم و پاک کردم؛ اما دارندگان گوشی آیفون، تا چهل و هشت ساعت بعد میتوانند آن را ببینند. یکی پرسیده بود آهنگ داخل ویدیومسج چه بوده و در جواب باید بگویم «این».
در تمام هفته، بسیار گشاد و گسسته کار کرده بودم؛ به طوری که در تمام پنج روز قبل، به زحمت هزار و پانصد کلمه نوشته بودم.
امروز و تنها در یک روز، زیر دست رییس و تا ساعت پنج، دو هزار و پانصد و اندی کلمه نوشتم؛ به طوری که خودش گفت «خب یه کم استراحت کن. بقیه رو بذار شنبه». این اتفاق در حالی رخ داد که تا ساعت دوازده و نیم یا یک، مشغول جابجایی به طبقهی بالا بودیم.
امروز و تنها در یک روز، زیر دست رییس و تا ساعت پنج، دو هزار و پانصد و اندی کلمه نوشتم؛ به طوری که خودش گفت «خب یه کم استراحت کن. بقیه رو بذار شنبه». این اتفاق در حالی رخ داد که تا ساعت دوازده و نیم یا یک، مشغول جابجایی به طبقهی بالا بودیم.
برای من، دو چیز سم است: زندگی آرام و زن رام.
وقتی همه چیز خوب باشد، وقت مرگ است. زنی که سکوت میکند، قرار است چه موجی ایجاد کند؟ قرار است چه چیزی را تغییر دهد؟ قرار است کدام عضله را تحریک کند؟
هیچ.
زن رام، فرقی با مبل ندارد.
زندگی آرام هم اتاق نشیمن است. برای زنده ماندن لازم است. اما برای مفرح شدنش، لازم است چیزی به آن اضافه کرد؛ مثلن، یک شیر گرسنه مثل بیپولی.
وقتی همه چیز خوب باشد، وقت مرگ است. زنی که سکوت میکند، قرار است چه موجی ایجاد کند؟ قرار است چه چیزی را تغییر دهد؟ قرار است کدام عضله را تحریک کند؟
هیچ.
زن رام، فرقی با مبل ندارد.
زندگی آرام هم اتاق نشیمن است. برای زنده ماندن لازم است. اما برای مفرح شدنش، لازم است چیزی به آن اضافه کرد؛ مثلن، یک شیر گرسنه مثل بیپولی.
میان «خوردنیهای موجود» و «خوردنیهای قابل خوردن» خانه، فاصلهیی در حدود فاصلهی خورشید تا نپتون برقرار است.
هوس چیز خوشمزهیی کردهام که دقیقن نمیدانم چیست. در واقع فقط تا آنجا از هوسم اطلاع دارم که فانتای شاهتوت نیست و میتواند هر چیز دیگری باشد.
تعداد دفعات بوسیدن تو تقسیم بر تعداد دفعات نیاز به بوسیدن تو، ضربدر صد، برابر است با درصد خوشبختی بشر؛
و من تقریبن چقدر بدبختم.
و من تقریبن چقدر بدبختم.
چتمارس.
دیدهیید که پیدا کردن پول در جیب لباس زمستانی سال قبلتان چه لذتی دارد؟ امروز مرجان کارت عابرش را جا گذاشته بود و از من خواست که کارت زاپاسم را دو - سه روزی به او قرض بدهم. رمز کارت را پرسید. یادم نبود. کمی فکر کردم. 1289 یا چنین چیزی. گفت جهت اطمینان، امتحان…
یادم آمد دو ماه پیش یک متن ۶۵۰۰ کلمهیی ترجمه کرده بودم که گویا پولش را نگرفتهام.
(البته امیدوارم اینطور باشد).
سلام زندگی، سلام حدود 14 دلار، سلام گلایل نشکفتهی تَبّت.
(البته امیدوارم اینطور باشد).
سلام زندگی، سلام حدود 14 دلار، سلام گلایل نشکفتهی تَبّت.
البته من چنین توصیهیی ندارم؛ ولی توصیهی من به شما عزیزان، پر کردن اطراف و اوقات خود با دوستانیست که بدیهایتان را به خودتان و خوبیتان را به دیگران بگویند.
https://t.me/janerikhteh/93
https://t.me/janerikhteh/93