چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
چتمارس.
این رحیم است. رحیم سرایدار شرکت است. امروز پسرعموی او را در فرحزاد گروگان گرفته‌اند و بیست میلیون تومان جهت آزادی‌یش طلب کرده‌اند. او درین باره می‌گوید «کاریه که شده».
با یازده میلیون آزادش کردند.
برای پرداخت این پول، چندین کارگر افغان از دوستانش جمع شدند. هر یک مبلغی دادند و تمام شد.
به نظر مرجان، همه چیز یک بازی بوده‌ست و به نظر من، مرجان درست می‌گوید.
سحر پس از یک دوری دو هفته‌یی به دفتر برگشته‌ست. تا قبل از رفتنش، همیشه به زور با او دست می‌دادم. امروز او را محکم بغل گرفتم و دو - سه باری گفتم که دلم برایش تنگ شده بوده.
واقعن دلم برایش تنگ شده بود؟ نه! فقط می‌خواستم شمیم بداند چقدر از ما نیست.
پارسال بهار تک‌نفری رفته باشیم زیارت.
برای ایجاد یک محیط انگیزشی، به آمیزش با اشیای محل کار بپردازیم.
به شخصه برای کنکور سال ۹۲ معادل ده، و برای کنکور سال ۹۷ حدود سه ساعت وقت گذاشتم.
آیا از چیزی پشیمانم؟

بله؛
سیزده ساعتی که نخوابیدم.
زمین‌تخت‌گرا باشیم.
اسپیرال را به خاردار ترجیح دهیم.
مودِ تقریبی.
اگر قرار باشد که فردا کمتر دوستم داشته باشی، باید از ناتوانی‌یم برای متوقف کردن چرخش زمین شرمسار و مستأصل باشم.
از ته دل از اول مهر متنفر نباشیم تا زیر دلمان درد نگیرد.
تن به کُرنر بدهیم.
پول به انسان‌ها جرئتِ حماقت می‌دهد. البته احمق فقیر هم کم نداریم؛ اما حماقتِ حاصل از ثروت، جنسش با سایر حماقت‌ها متفاوت است.
وقتی به چپتان نیست که اگر ماشینتان به جایی بخورد، چقدر خرجش می‌شود، رانندگی‌تان حالتی احمقانه پیدا می‌کند. این مسئله در مدیریت هم به همین شکل است. رییس دویست کیلویی، با مرجان طوری بد صحبت کرده بود که مرجان با صورتی آکنده از خشم و بغض وسایلش را جمع کرد و رفت. من را هم مامور کرد به زندگی اینترنتی‌یش در سیستم شرکت پایان دهم. سردبیر بعدی، برای رسیدن به درک مرجان از شرایط کار در اینجا، حد اقل به شش ماه زمان نیاز دارد. البته به چپ شرکت نیست؛ چون آن‌ها سرمایه‌دارند و سرمایه‌ دارند.
کمی محبت بانو را ببینیم که هوا خوب شود.
امسال اولین محرمی‌ست که در آن شله مشهدی نخواهم خورد.
این درد بزرگ را به کدام آغوش فریاد باید کردن؟!💔
.
مرجان و مازیار رفته‌اند، سپهر، فاکرمن و آیلار رفته‌اند، سحر تا شنبه نیست و وقتی بیاید هم در طبقه‌ی دیگری مشغول به کار می‌شود. این یعنی من‌ و شمیم تنها موجودات زنده‌ی این دفتریم و شمیم در حال تمرین آواز با لهجه‌ی فولک کُردی‌ست.
My Body Is A Cage
Peter Gabriel
بفرست برای کسی که بادی‌یش، کِیجِ اوست.