چند روزی بود که چیزی نگفته بود؛ اما امروز گفت:
«من هر کس که بهم دایرکت داده رو کردم»
سپهر کمی به مانیتور خیره شد. بلند شد و ایستاد. دستی به لمبرش کشید تا مطمئن شود سالم است.
اضافه کرد:
«من یه بار بهت دایرکت داده بودم!»
«من هر کس که بهم دایرکت داده رو کردم»
سپهر کمی به مانیتور خیره شد. بلند شد و ایستاد. دستی به لمبرش کشید تا مطمئن شود سالم است.
اضافه کرد:
«من یه بار بهت دایرکت داده بودم!»
انگلیسیها زبانی پر از استعاره دارند. اوج این استعارات، در نام بردن از آلات جنسی دیده میشود. جایی که فارسی تنها یک «کلوچه» به شما میدهد، در انگلیسی بیش از صد معادل برای مهبل داریم که یکی از آنها، این است:
Slice of heaven.
Slice of heaven.
آبان زیباست. نه که فقط صورت زیبایی داشته باشد، زیباست؛ چون نمیدانم. من نمیتوانم خوشحالییم از دیدنش را نشان بدهم. دلم برایش مثل سگ تنگ شده بود و او تمام مدت با بارت (گربهی علی) بازی میکرد؛ آن وسط هم چند قلم نق زد که مهم نیست. آبان زیباست، چون وقتی رفتهست، زیبایی لبخندش در خاطرم مانده، نه نقهایش.
داستان کوتاه تلخ:
بیعارتی رسید. سیگارم را انداختم که سوار شوم. همه سوار شدند و فقط برای من جا نبود.
بیعارتی رسید. سیگارم را انداختم که سوار شوم. همه سوار شدند و فقط برای من جا نبود.
چتمارس.
امشب پیشرفت بزرگی در زندگییم حاصل شد و لباسهایم را تا این مرحله از شستن پیش بردم.
به دلیل مشغلهی زیاد، لباسها را نشسته به کشو برگرداندم تا در فرصتهای آتی، اقدامات لازمه را بر روی آنها انجام دهم. لباسهایم ته کشیدهاند و همین امروز - فرداست که مجبور شوم از شرتهای علی به صورت اشتراکی استفاده کنم.
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بوکوفسکیِ زیبای من.