داشتم حال ماهی را میپرسیدم و همزمان با سردبیر شرکت شماره دو صحبت میکردم.
قرار بود امشب حقوق ناچیز این ماهم را برایم واریز کند و فراموش کرده بود. جهت نمکریزی در ظرف تاخیر و توجیه فراموشی، گفت «من با ماهی فامیلم.»
برای چند لحظه داشتم به این فکر میکردم که چطور شایان با ماهی فامیل است و چرا ماهی به شایان نسپرده کمی حقوق من را بیشتر کنند؟
قرار بود امشب حقوق ناچیز این ماهم را برایم واریز کند و فراموش کرده بود. جهت نمکریزی در ظرف تاخیر و توجیه فراموشی، گفت «من با ماهی فامیلم.»
برای چند لحظه داشتم به این فکر میکردم که چطور شایان با ماهی فامیل است و چرا ماهی به شایان نسپرده کمی حقوق من را بیشتر کنند؟
یک نخ سیگار مانده رفقا. بین سیگار بعد شام و سیگار قبل خواب مرددم. میخوام شامرا به خواب بچسبانم که سیگار بعد شامم، سیگار قبل خوابم هم باشد.
بعد ازین که متوجه شدم اکسم هم این چنل را پیدا کرده است و راجع به آن استوری هم گذاشته است، متوجه یک مسئلهی مهم شدم:
انسانها در حقارت خود فرو میروند.
نیازی نمیبینم داستانم را برای شما بگویم. تا حدی متوجه شدهاید که چه استعدادی در تحمل انسانهای نچسب دارم. ببینید این بشر چه بوده که من هم کم آوردم :))
خالهزنکبازی چیز خوبی نیست. من هم دیگر اهلش نیستم؛ حد اقل حالا. اما آنچه که واضح است، این است که زندگی جدید، پیشرفت من و موفقیتم باعث پارگی شدید ماتحت عدهی انگشتشماری شده است؛ مشخصن منظورم تنها یک نفر است، اکسم.
آدمی که جندهی توجه است، حق دارد از دیدن این که من در کمتر از یک ماه، حدود نصف تعداد فالوئرهایی که با نمایش بدنش جمع کرده بود را دارم، باید هم پاره شود.
به هر حال. من فرق موز و فشن را نمیفهمم. صبحها تیشرت میخورم و شبها هم موز میپوشم. اگر این مسئله باعث خوشحالی کسیست، خوشحال باشد. بنده هم غرق شادییم.
انسانها در حقارت خود فرو میروند.
نیازی نمیبینم داستانم را برای شما بگویم. تا حدی متوجه شدهاید که چه استعدادی در تحمل انسانهای نچسب دارم. ببینید این بشر چه بوده که من هم کم آوردم :))
خالهزنکبازی چیز خوبی نیست. من هم دیگر اهلش نیستم؛ حد اقل حالا. اما آنچه که واضح است، این است که زندگی جدید، پیشرفت من و موفقیتم باعث پارگی شدید ماتحت عدهی انگشتشماری شده است؛ مشخصن منظورم تنها یک نفر است، اکسم.
آدمی که جندهی توجه است، حق دارد از دیدن این که من در کمتر از یک ماه، حدود نصف تعداد فالوئرهایی که با نمایش بدنش جمع کرده بود را دارم، باید هم پاره شود.
به هر حال. من فرق موز و فشن را نمیفهمم. صبحها تیشرت میخورم و شبها هم موز میپوشم. اگر این مسئله باعث خوشحالی کسیست، خوشحال باشد. بنده هم غرق شادییم.
امروز قرار است مازیار برای مصاحبه به شرکت بیاید.
مازیار تنها گزینه نیست. گویا دو-سه نفر دیگر هم میآیند که جنسیتشان متفاوت است. اما مسئله این است که احتمالن هیچکس به اندازهی مازیار برای اینجا مناسب نیست. حالا باید دید میل همکارمان و مرجان برای استخدام یک دختر بر شایستهسالاری و پیش رفتن کار خواهد چربید یا نه؟
مازیار تنها گزینه نیست. گویا دو-سه نفر دیگر هم میآیند که جنسیتشان متفاوت است. اما مسئله این است که احتمالن هیچکس به اندازهی مازیار برای اینجا مناسب نیست. حالا باید دید میل همکارمان و مرجان برای استخدام یک دختر بر شایستهسالاری و پیش رفتن کار خواهد چربید یا نه؟
از خدا عذر میخواهم. با وجود این همه مخلوق زیبا، هیچ چیز به اندازهی فرو رفتن در گردن زنان برایم لذتبخش نیست. حتا شوری عرق پوستِ آلوده از هوای تهران هم شیرین است.
حتا حالا که مشهد نیستم، تامین هزینهی اینترنت خانه با من است. توجیهشان هم این است که چون من آنها را به اینترنت معتاد کردهام، حالا باید تقاص پس بدهم.
این اگر مصداق امروزی عاشورا نیست، پس چیست؟
این اگر مصداق امروزی عاشورا نیست، پس چیست؟
How Close Your Soul
Robin Guthrie & Harold Budd @Musicclub
چون امروز به طرز غریبی سُستم.
چتمارس.
امروز قرار است مازیار برای مصاحبه به شرکت بیاید. مازیار تنها گزینه نیست. گویا دو-سه نفر دیگر هم میآیند که جنسیتشان متفاوت است. اما مسئله این است که احتمالن هیچکس به اندازهی مازیار برای اینجا مناسب نیست. حالا باید دید میل همکارمان و مرجان برای استخدام یک…
مازیار کار را گرفت. البته قرار است به صورت آزمایشی، ده روز اینجا کار کند تا شرایط را بسنجند. به عقیدهی من، او میتواند این کار را مال خود کند؛ تنها یک مشکل کوچک دارد و آن هم این است که خواندن فلسفه، تکلم او را تلویحی کرده است. واژگانش سخت نیستند؛ اما برای درک منظور او، باید از دلوز و چند نویسندهی دیگر خوانده باشید. البته آنقدرها هم پیچیده نیست. من وانمود میکنم خواندهام. شما هم وانمود کنید.
در ارتباط با آن یکی همکارمان هم چیزی ندارم که بگویم.
زدم روی شانهاش و پرسیدم «گند جدید چی زدی؟»
حدود یک دقیقهی کامل داشت قهقهه میزد. جواب داد «خرابم کردی مرد!»
زدم روی شانهاش و پرسیدم «گند جدید چی زدی؟»
حدود یک دقیقهی کامل داشت قهقهه میزد. جواب داد «خرابم کردی مرد!»
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در صورتی که برایتان جالب است اندی وارهول چگونه همبرگر میخورده، این ویدیو را دانلود کنید.
پ.ن.: شگفتانگیز است که آدمی به آن شگفتانگیزی، به این سادگی همبرگر میخوردهست.
پ.ن.: شگفتانگیز است که آدمی به آن شگفتانگیزی، به این سادگی همبرگر میخوردهست.