چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
سیستممان جلوی رییس ریستارت شود و «فاک» را غلیظ‌تر از منیِ دو ماهه ادا کنیم.
Hollywood Undead - Undead
@moozikestan_bot
که خوابمان بپرد.
نوشتن «بوس» خیلی صمیمانه است‌.
در عوض، با اضافه کردن یک «ه» و تبدیل آن به «بوسه»، می‌توان احساس کاملن متفاوتی را منتقل کرد.
«ماچ» هم که در نوع خود فاجعه است؛ اما در برخی موارد می‌تواند کاربرد داشته باشد.
Forwarded from Deleted Account
Hands of Bresson.3gp
6.9 MB
Hands of Bresson

یکی از زیباترین زیباترین‌ها.
امروز تمام سعیم را کردم که این را نگویم؛ اما نشد.
همکارم گوشی‌یش را داد تا دایرکتش را بخوانم.
محتوای دایرکت حاکی از آن بود که او، یکی از دخترهایی که با او خوابیده بودند را حامله کرده است.
دختر اصرار داشت که بچه را سقط کند و همکارم سعی داشت مانع او شود.
این وسط، چیز خنده‌داری وجود داشت که باعث شده بود گوشی را به من بدهد تا آن را ببینم:
دختر نوشته بود:
«من هامله شدم. حالم خوب نیست. نمیتونم نگهش دارم»
و همکارم جواب داده بود:
«انقد حالت بده که حامله رو با ه نوشتی»
دانش انگلیسی خود را با استفاده از عبارت «gn» به رخ بکشیم.
تصاویر لو رفته از ادمین این چنل در حال لی‌لی کردن کارگر جنوبی
داشتم حال ماهی را می‌پرسیدم و همزمان با سردبیر شرکت شماره دو صحبت می‌کردم.
قرار بود امشب حقوق ناچیز این ماهم را برایم واریز کند و فراموش کرده بود. جهت نمک‌ریزی در ظرف تاخیر و توجیه فراموشی، گفت «من با ماهی فامیلم.»

برای چند لحظه داشتم به این فکر می‌کردم که چطور شایان با ماهی فامیل است و چرا ماهی به شایان نسپرده کمی حقوق من را بیشتر کنند؟
یک نخ سیگار مانده رفقا. بین سیگار بعد شام و سیگار قبل خواب مرددم. میخوام شام‌را به خواب بچسبانم که سیگار بعد شامم، سیگار قبل خوابم هم باشد.
بعد ازین که متوجه شدم اکسم هم این چنل را پیدا کرده است و راجع به آن استوری هم گذاشته است، متوجه یک مسئله‌ی مهم شدم:
انسان‌ها در حقارت خود فرو می‌روند.

نیازی نمی‌بینم داستانم را برای شما بگویم. تا حدی متوجه شده‌اید که چه استعدادی در تحمل انسان‌های نچسب دارم. ببینید این بشر چه بوده که من هم کم آوردم :))
خاله‌زنک‌بازی چیز خوبی نیست. من هم دیگر اهلش نیستم؛ حد اقل حالا. اما آنچه که واضح است، این است که زندگی جدید، پیشرفت من و موفقیتم باعث پارگی شدید ماتحت عده‌ی انگشت‌شماری شده است؛ مشخصن منظورم تنها یک نفر است، اکسم.
آدمی که جنده‌ی توجه است، حق دارد از دیدن این که من در کمتر از یک ماه، حدود نصف تعداد فالوئرهایی که با نمایش بدنش جمع کرده بود را دارم، باید هم پاره شود.
به هر حال. من فرق موز و فشن را نمی‌فهمم. صبح‌ها تیشرت میخورم و شب‌ها هم موز می‌پوشم. اگر این مسئله باعث خوشحالی کسی‌ست، خوشحال باشد. بنده هم غرق شادی‌یم.
امروز قرار است مازیار برای مصاحبه به شرکت بیاید.
مازیار تنها گزینه نیست‌. گویا دو-سه نفر دیگر هم می‌آیند که جنسیتشان متفاوت است. اما مسئله این است که احتمالن هیچکس به اندازه‌ی مازیار برای اینجا مناسب نیست. حالا باید دید میل همکارمان و مرجان برای استخدام یک دختر بر شایسته‌سالاری و پیش رفتن کار خواهد چربید یا نه؟
از خدا عذر میخواهم. با وجود این همه مخلوق زیبا، هیچ چیز به اندازه‌ی فرو رفتن در گردن زنان برایم لذتبخش نیست. حتا شوری عرق پوستِ آلوده از هوای تهران هم شیرین است.
And you don't need to be an artist to be cured, necessarily.
حتا حالا که مشهد نیستم، تامین هزینه‌ی اینترنت خانه با من است. توجیهشان هم این است که چون من آن‌ها را به اینترنت معتاد کرده‌ام، حالا باید تقاص پس بدهم.
این اگر مصداق امروزی عاشورا نیست، پس چیست؟
به عنوان پست انگیزشی، نوشته است:

«توو دریا یا باید کوسه باشی یا ماهی
#انگیزشی»

در گوشه‌ی تصویر، جلبکی دست‌هایش را زیر چانه زده بود و نگاه میکرد.
👍5
How Close Your Soul
Robin Guthrie & Harold Budd @Musicclub
چون امروز به طرز غریبی سُستم.
در محل کار، محتوای NSFW ببینیم.
اگر دختر بودم، امشب احتمال بالایی برای شرکت در یک گنگ‌بنگ برای خود متصور بودم.