چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
Morning Glory
Oasis
یکی از معانی نام ترانه، «شق صبحگاهی»ـست.
برای احیای سُنّت جدّمان جلق بزنیم.
ترکی، کردی، بلوچی، هیپ‌هاپ و ترنس برایمان فرقی نداشته باشد. با هر آهنگی، شبیه چندلر برقصیم.
وقتی می‌آییم، قشنگ‌ترین پیرهنمان را تنمان کنیم‌.
اگر پی‌گیر حال همکار شاعرم هستید، باید بگویم که هیچ وقت ناامید نخواهید شد.
امروز حین سیگار کشیدن، با چهره‌یی درهم گفت: «امروز سرم خیلی شلوغه. عصر باید یکی‌و بکنم؛ شب‌م باید یکی دیگه رو بکنم. یه دونه‌م بیشتر کاندوم ندارم. چرا زندگی انقد خرج داره؟»

و انتظار داشت من راه حلی برای مشکل کاندومش داشته باشم.

ادامه داد:
«اولی‌و فقط یه دس می‌کنم؛ ولی دومی چون تا صبح باهاشم و قراره دوش‌م بگیریم، با قرص جم و جور می‌کنم.»

در این بخش از من انتظار خاصی نداشت.
جهت خدمت‌رسانی بهتر، به پی‌وی اعضای لیو دهنده‌ی مونث برویم و ضمن درخواست سلفی، دلیل ترک چنل را از آنان جویا شویم.
Diamnds & Rust
Joan Baez
آنفورگتبل.
انسان به درد عادت نمی‌کند؛ به همین دلیل بهتر آن است که دردناک ببوسد.
داریوش توانایی خاصی در روبرو کردن بشر با حقیقت دارد.
باری هوس دیدن خون کرده بود و بطری دلسترش را در دست شکست تا خون ببیند.
به همین سادگی، هر چه که بخواهد را در خود می‌یابد. داستانش را زندگی می‌کند. دیوانگیِ شیرین.
من دچار سانتی‌مانتالیسم کلامی شده‌ام. این اعتراف سختی‌ست؛ اما بله. و تلخ است. ولی آری. من یک آنتی‌سانتی‌مانتالیسم بوده‌ام که حالا سانتی‌مانتالیست شده. بله. اما نمیخواهم فرصت زندگی را از خود بگیرم. چند صباح دیگری بیش مو فرق سرم نخواهم داشت. قول می‌دهم بعد از کچلیِ قطعی، دوباره آرمان‌های خودم را از سر بگیرم.
Anyway.
جهت همراهی با جنبش چهارشنبه‌های سفید، لای درِ بیعارتی گیر کنیم.
در حالی که برای دو نفر از همکارانم مشکل پیش آمده‌ست و در حال استعفا دادن هستند، شاعر گرام بغل گوششان در حال منِیج کردن قرار امشبش است و بلند بلند می‌خندد.
در واقع عبارت «سوهان روح»، حتا نمی‌تواند گوشه‌ی کوچکی از چیزی که درون مقعد من است را عیان کند. احساس می‌کنم یک کمباین را شیاف کرده‌ام.
I don't have a pain in the ass, I am the ass in this fucking pain.
Cought Out In The Rain
Beth Hart
Treat this bitch carefully.
چتمارس.
در حالی که برای دو نفر از همکارانم مشکل پیش آمده‌ست و در حال استعفا دادن هستند، شاعر گرام بغل گوششان در حال منِیج کردن قرار امشبش است و بلند بلند می‌خندد. در واقع عبارت «سوهان روح»، حتا نمی‌تواند گوشه‌ی کوچکی از چیزی که درون مقعد من است را عیان کند. احساس…
خب.
خبر خوب دارم و خبر بد.
خبر خوب این که امروز تا پای اخراج پیش رفت.
خبر بد این که اخراج نشد و یک هفته‌ی دیگر زمان گرفت تا هنرش را به رخ همگان بکشد.

در این بین دلیل دیگری که باعث شده است این تعداد سکس داشته باشد را هم کشف کردم:
قرص.
برای من مرحله‌یی از ارتباط با انسان‌ها وجود دارد که در آن تصمیم می‌گیرم بسته به صمیمیتم با افراد، نامشان را در بخش کانتکت گوشی‌یم تغییر دهم.

قسمت بد ماجرا، برگرداندن این نام‌ها به حالت قبل است.
نگرفتن نایلون از سوپرمارکت، سکسی‌ست.

این را در نگاه زن میانسالی دیدم که بابت نگرفتن نایلون از من تشکر کرد.
دوست خوب و هم‌غذای بهتر.