با توجه به قیمت دلار، اهل ریسک باشیم و وقتی اسهالیم، اقدام به تخلیهی نفخ بنماییم.
پ.ن.: علی؟ دنت تاچ دت. گانا واش ایت ون آم بک.
پ.ن.: علی؟ دنت تاچ دت. گانا واش ایت ون آم بک.
تفاوت بوسهی خیابانی با بوسهی خانگی، چیزیست در حد تفاوت چای سماور و چای هیزمی.
اگر چشمانمان را بیشتر باز کنیم، بوسهی خیابانی را به مثابه یک فعالیت سیاسی خواهیم دید؛ اما چشمانمان را باز نکنیم. از لذت بوسه میکاهد.
ترکی، کردی، بلوچی، هیپهاپ و ترنس برایمان فرقی نداشته باشد. با هر آهنگی، شبیه چندلر برقصیم.
اگر پیگیر حال همکار شاعرم هستید، باید بگویم که هیچ وقت ناامید نخواهید شد.
امروز حین سیگار کشیدن، با چهرهیی درهم گفت: «امروز سرم خیلی شلوغه. عصر باید یکیو بکنم؛ شبم باید یکی دیگه رو بکنم. یه دونهم بیشتر کاندوم ندارم. چرا زندگی انقد خرج داره؟»
و انتظار داشت من راه حلی برای مشکل کاندومش داشته باشم.
ادامه داد:
«اولیو فقط یه دس میکنم؛ ولی دومی چون تا صبح باهاشم و قراره دوشم بگیریم، با قرص جم و جور میکنم.»
در این بخش از من انتظار خاصی نداشت.
امروز حین سیگار کشیدن، با چهرهیی درهم گفت: «امروز سرم خیلی شلوغه. عصر باید یکیو بکنم؛ شبم باید یکی دیگه رو بکنم. یه دونهم بیشتر کاندوم ندارم. چرا زندگی انقد خرج داره؟»
و انتظار داشت من راه حلی برای مشکل کاندومش داشته باشم.
ادامه داد:
«اولیو فقط یه دس میکنم؛ ولی دومی چون تا صبح باهاشم و قراره دوشم بگیریم، با قرص جم و جور میکنم.»
در این بخش از من انتظار خاصی نداشت.
جهت خدمترسانی بهتر، به پیوی اعضای لیو دهندهی مونث برویم و ضمن درخواست سلفی، دلیل ترک چنل را از آنان جویا شویم.
داریوش توانایی خاصی در روبرو کردن بشر با حقیقت دارد.
باری هوس دیدن خون کرده بود و بطری دلسترش را در دست شکست تا خون ببیند.
به همین سادگی، هر چه که بخواهد را در خود مییابد. داستانش را زندگی میکند. دیوانگیِ شیرین.
باری هوس دیدن خون کرده بود و بطری دلسترش را در دست شکست تا خون ببیند.
به همین سادگی، هر چه که بخواهد را در خود مییابد. داستانش را زندگی میکند. دیوانگیِ شیرین.
من دچار سانتیمانتالیسم کلامی شدهام. این اعتراف سختیست؛ اما بله. و تلخ است. ولی آری. من یک آنتیسانتیمانتالیسم بودهام که حالا سانتیمانتالیست شده. بله. اما نمیخواهم فرصت زندگی را از خود بگیرم. چند صباح دیگری بیش مو فرق سرم نخواهم داشت. قول میدهم بعد از کچلیِ قطعی، دوباره آرمانهای خودم را از سر بگیرم.
در حالی که برای دو نفر از همکارانم مشکل پیش آمدهست و در حال استعفا دادن هستند، شاعر گرام بغل گوششان در حال منِیج کردن قرار امشبش است و بلند بلند میخندد.
در واقع عبارت «سوهان روح»، حتا نمیتواند گوشهی کوچکی از چیزی که درون مقعد من است را عیان کند. احساس میکنم یک کمباین را شیاف کردهام.
در واقع عبارت «سوهان روح»، حتا نمیتواند گوشهی کوچکی از چیزی که درون مقعد من است را عیان کند. احساس میکنم یک کمباین را شیاف کردهام.