دچار افسردگی بعد از ریختن تعداد زیادی انسان به چنل شدهام.
مثل وقتی که در یک مهمانی رسمی، برایت بیشتر از دیگران غذا کشیده باشند، نمیدانم باید خوشحال باشم یا خجالتزده.
مثل وقتی که در یک مهمانی رسمی، برایت بیشتر از دیگران غذا کشیده باشند، نمیدانم باید خوشحال باشم یا خجالتزده.
اشرف مخلوقات در بین همکارانش نشسته بود و سعی داشت قار و قور شکمش به خاطر اسهال را مخفی کند.
روز اولی که به این خانه آمدم، به علی گفتم که مسواکم را در دستشویی نمیگذارم؛ چون به نظرم جای مناسبی برای نگهداری چیزی که قرار است در دهانم فرو ببرم نیست.
علی هم گفت: گه نخور.
البته قصد من همین بود.
علی هم گفت: گه نخور.
البته قصد من همین بود.
👍9
هرچند قضیه اصلن خندهدار نیست؛ اما تصمیم گرفتم مسواکم را در لای یک دستمال کاغذی و دستمال کاغذی را در یک نایلون در آشپزخانه نگه دارم. فردای آن روز، مسواکم کف آشپزخانه بود و بارت (گربهی علی) داشت آن را میجوید.
پس از آن، تصمیمم نگهداری از مسواک جدید در همان توالت شد.
پس از آن، تصمیمم نگهداری از مسواک جدید در همان توالت شد.
بزرگترین خیانت زندگییم را همین پنجشنبه مرتکب شدم:
با اینترنت شرکت،به دنبال کار بهتری در شرکتی دیگر بودم.
احساس کسی را داشتم که با کاندومی که زنش برایش خریده، با زنی دیگر سکس دارد.
با اینترنت شرکت،به دنبال کار بهتری در شرکتی دیگر بودم.
احساس کسی را داشتم که با کاندومی که زنش برایش خریده، با زنی دیگر سکس دارد.
👍11
شنیدن صدای سکس دیگران احساس بدی دارد.
از آن بدتر این است که آن فرد را بشناسی.
از آن بدتر این است که آن فرد، مهمان تو باشد
و از همه چیز بدتر این که لباس تو تنش باشد.
تا خرخره منزجرم.
از آن بدتر این است که آن فرد را بشناسی.
از آن بدتر این است که آن فرد، مهمان تو باشد
و از همه چیز بدتر این که لباس تو تنش باشد.
تا خرخره منزجرم.
👍11