چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
بی‌آرتی‌ها چنان شلوغند که کاش سر زا مُرده بودم.
هفته‌یی یک‌بار خبر می‌آید که دست راست ابوبکر بغدادی، سرکرده‌ی داعش را به هلاکت رسانده‌اند.
هزارپا هم بود، تا الآن دست‌های راستش تمام شده بود.
Audio
تقریبن بی‌کلام.
Emmanuel
Chris Botti
بی‌کلام.
دیشب که از سینما برگشتم، انگار که کاپشنم را از ماشین لباسشویی درآورده باشم؛ چنان خیس بود. دستهایش را از هم باز کردم و انداختمش روی مبل؛ طوری که انگار مبل را به آغوش کشیده‌ست.
ده دقیقه‌ی دیگر باید سر کارم باشم و حس می‌کنم بی‌اختیارتر از کاپشنم، به کاناپه چسبیده‌ام.
رییس لاغرمان هر روز پس از رسیدن به محل کار، یک پاپ‌ْفارسی سخیف از خواننده‌یی به نام محسن ابراهیم‌زاده را با صدای بلند گوش می‌کند. یکی از دلایلم برای همیشه دیر رفتن سر کار، همین فاجعه‌ست. آدم دوست دارد انگشتش را بکند تووی میز. چرا میز؟ چون میز. چون انتخاب گزینه‌های دیگر، مستلزم پرداخت هزینه‌ست.
ترجیح می‌دادم به جای رفتن سر کار، در شنبه‌یی چنین ابری و گلومی، بابت غذا دادن به جوجه کورکودیل‌هایم حقوق بگیرم.
چیست این زندگی؟! تا وقتی می‌نوشتم، همه چیز قابل تحمل بود. حالا باید بنشینیم پشت سیستم و به عنوان یک استراتژیست، قیمت خرطوم در خارطوم، مقایسه‌ی قیمت زبان مورچه‌خوار در شترخوار و رشتخوار و تغییرات قیمت کس موش در شوش را وارد سیستم کنم.
گمان می‌کنم تمامی کلیات در باب افسردگی در منابع مختلف ثبت شده باشد؛ اما در باب جزئیات، برای مثال، تشدید افسردگی در کنار سفره‌ی عقد، باید رساله‌یی - چیزی بنویسم.
نتیجه‌ی 7 ساعت کار امروزم، این است و چند خط تایپ که خواندنشان تنها پنجاه و پنج ثانیه طول می‌کشد.

البته حقوق 9 ساعت کار را کامل می‌گیرم که خب اگر بدهند، می‌توانم بگیرم.
«بیا یه پُک بزن. عین سیگاره!»
مورد ظلم و ستم واقع شویم.