چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
A Horse with No Name (feat. Michelle Branch)
Patrick Carney
به یاد بوجک و سی‌جِی
من در حال گوش دادن به قطعه‌یی از دریاچه‌ی نه‌چندان عمیق رپ فارسی هستم.

چِت بودن، انسان را نسبت به عقاید و سلایقش آسان‌گیر می‌کند.
For the Love of God
Steve Vai
بعد این را پخش کردم که گویا موسیقی مناسبی برای این لحظات نیست.
با تمام احترامی که برای دخترانی که با آن‌ها خوابیده‌ام، قائلم؛ اما حال‌خوب‌کن‌ترین تجربه‌ی نسبتن جنسی من، با یک پسر به نام امیرحسین بوده‌ست.
داستان ازین قرار بود که در لپتاپم آهنگی از ظافر یا ظفر یوسف پخش کردم. امیرحسین -که دوست دوران دبیرستان من است- با هیجان گفت:

عههه! ظاهر یوسف! عاشقشم. کشف خودم بود. ^^

برای من این سوال پیش آمد که چرا اسم کوچک کشفش را بلد نیست؟ خواستم تصحیحَش کنم:

+ ظافر یوسف دیگه؟
- نه. ظاهر. ظاهر یوسف.

هر بار سعی می‌کرد به نحوی به من بقبولاند که اشتباه نمی‌کند. «ظاهر» را هم مثل همیشه‌اش نمی‌گفت. ما در فارسی، همیشه «ظاهر» را «زاهر» ادا می‌کنیم؛ اما امیرحسین در آن لحظات به طرز نفرت‌انگیز و غیرقابل تحملی، می‌گفت «ظاهیر یوسُف»؛ با اکسنت عربی!
سر تلفظش شرط بستیم. باخت. باید ناهار می‌داد؛ اما دست‌بردار نبود و ادامه می‌داد:
«ظاهیر، ظ، ظ، ظاهیر یوسُف»

طاقتم تمام شد. دست‌هایم را از زیر بازوهایش عبور دادم و پشت گردنش را گرفتم. دمر انداختمش روی کاناپه و خودم به صورتی حیوانی و بی‌رحمانه، روی لمبرهای خشکش تلمبه می‌زدم. هیستیریک می‌خندید و داد می‌زد «گه خوردم».

اما برای هر کاری دیر بود.

بله‌. هر وقت یاد آن روز می‌افتم، یک لبخند از ته دل روی لبم می‌آید. هم دهان یک گه‌خور را بستم، هم او را کردم و هم بابت تلاشم در راه فرهنگ‌سازی، یک ناهار بُردم.
She touched my ears and sucked my tears.

(این متن هیچ ادامه‌یی ندارد. صرفن فردی که هنوز مشخص نیست کجا باید زندگی کند، دلش خواسته‌ست آن‌چه را که امروز چندین بار زمزمه کرده‌ست، جایی ثبت کند)