چتمارس.
مصطفی چرا از او و دوستانش بدت میاد؟:)
واضح است:
خواننده باید صدای خوبی داشته باشد.
مثلن، «بستنی کیم» موزیک بدی نیست؛ چون جای زور زدن برای خواندن، در آن به اجرای مونولوگ پرداخته میشود.
همین نظر را برای 127 بند هم دارم. بهترین موزیک آنها «موسیقی فیلم» است که خواننده در آن نمیخواند.
خواننده باید صدای خوبی داشته باشد.
مثلن، «بستنی کیم» موزیک بدی نیست؛ چون جای زور زدن برای خواندن، در آن به اجرای مونولوگ پرداخته میشود.
همین نظر را برای 127 بند هم دارم. بهترین موزیک آنها «موسیقی فیلم» است که خواننده در آن نمیخواند.
Forwarded from Hidden Chat
نظرت در مورد لیریکهاشون چی؟
و اینجوری نیست که مشکل سرقت ادبی، مشکل ج.ا طوری یا همچین چیزایی داشته باشن نه؟:)
*دایره امن خود را چک میکند*
و اینجوری نیست که مشکل سرقت ادبی، مشکل ج.ا طوری یا همچین چیزایی داشته باشن نه؟:)
*دایره امن خود را چک میکند*
چتمارس.
نظرت در مورد لیریکهاشون چی؟ و اینجوری نیست که مشکل سرقت ادبی، مشکل ج.ا طوری یا همچین چیزایی داشته باشن نه؟:) *دایره امن خود را چک میکند*
بنده در جریان مشکلات اخلاقی احتمالی این عزیزان نیستم.
چند تا ملودی سرقتی دارند که در ایران چون کپیرایت نداریم، حلال است.
مشکلم تنها با صدای این بندهاست و به نظرم بهتر است جای موسیقی، در زمینهی تآتر موزیکالی که خیلی هم موزیکش زیاد نیست فعالیت کنند.
مثلن تآتر همیلتون را ببینید. تمامش رپ است و حتا رپرها صدای ششدانگی ندارند؛ اما کار بهخوبی درآمده.
چند تا ملودی سرقتی دارند که در ایران چون کپیرایت نداریم، حلال است.
مشکلم تنها با صدای این بندهاست و به نظرم بهتر است جای موسیقی، در زمینهی تآتر موزیکالی که خیلی هم موزیکش زیاد نیست فعالیت کنند.
مثلن تآتر همیلتون را ببینید. تمامش رپ است و حتا رپرها صدای ششدانگی ندارند؛ اما کار بهخوبی درآمده.
*کاربر وارد یک چنل میشود*
*کاربر مشاهده میکند صاحب چنل به بند محبوبش گفته «بدصدا»*
*کاربر خارج میشود*
*صدای خواننده همچنان فالش میماند*
*زمین هم به چرخش خود ادامه میدهد*
*بعد از دیدن اقبال بند بدصدای قبلی، بند بدصدای دیگری به زمین در حال چرخش اضافه میشود*
*کاربر مشاهده میکند صاحب چنل به بند محبوبش گفته «بدصدا»*
*کاربر خارج میشود*
*صدای خواننده همچنان فالش میماند*
*زمین هم به چرخش خود ادامه میدهد*
*بعد از دیدن اقبال بند بدصدای قبلی، بند بدصدای دیگری به زمین در حال چرخش اضافه میشود*
اگر انسان ضعیفتری بودم، بعد از اتفاقات دیروز، برای مدتی خودم را رها میکردم به همان روال قبل. اجازه میدادم سیاهی افسردگی چیرگییش را به رخم بکشد و هرچه رشته بودم، پنبه شود. بیشتر از هر چیزی، گرسنگی عصبی داشت فشارم میداد. دلم سه بشقاب برنج میخواست و یک کیلو ماست.
من اما لخت شدم.
رفتم جلوی آینه.
به خودم گفتم:
«هرچند خیلی هم تحفه نیستی، ولی برای همین هم چند ماه زحمت کشیدهیی. جمع کن خودت را. تا حالا از پس تمامش برآمدهیی، پس محکومی به بعدش هم برسی تا از خودت موجودی زیبا بسازی»
و رفتم سراغ قفسهی محبوبم. یک قرص کافئین و یک قرص جینسینگ خوردم تا انرژییم را ببرند بالا و بتوانم ورزش کنم. به اتاقی رفتم. زیراندازم را پهن کردم و نشستم رویش و یک دل سیر گریه کردم.
بعد هم کنارش خوابم برد.
امیدوارم به قدر کافی کالری سوزانده باشم.
من اما لخت شدم.
رفتم جلوی آینه.
به خودم گفتم:
«هرچند خیلی هم تحفه نیستی، ولی برای همین هم چند ماه زحمت کشیدهیی. جمع کن خودت را. تا حالا از پس تمامش برآمدهیی، پس محکومی به بعدش هم برسی تا از خودت موجودی زیبا بسازی»
و رفتم سراغ قفسهی محبوبم. یک قرص کافئین و یک قرص جینسینگ خوردم تا انرژییم را ببرند بالا و بتوانم ورزش کنم. به اتاقی رفتم. زیراندازم را پهن کردم و نشستم رویش و یک دل سیر گریه کردم.
بعد هم کنارش خوابم برد.
امیدوارم به قدر کافی کالری سوزانده باشم.
امروز اما سنجیدهتر بودم.
متوجه شدم برای یک هفتهی دیگر میتوانم رژیمم را حفظ کنم. تا آن موقع هم احتمالن یا کلاسهایم را شروع میکنم، یا امدادی غیبی از آسمان خواهد رسید. در دنیای آدمبزرگها، به این مددها میگویند «دوست» و در زندگی من، دوست دقیقن نقطهی مقابل «بابا»ست.
یعنی هرقدر پدرم به زندگییم گند زده، دوستانم همیشه به نحوی سعی داشتهاند بهترش کنند. چه با یک وعده غذا، چه با معرفی کردنم به فلان شرکت.
عشقی که من به جهان میدهم، از همین دستها و دوستها به من برمیگردد.
پس خیلی آرام چند جا رزومه فرستادم. پنج تا گمانم. یکی نوبت مصاحبه داد. به همین زودی.
متوجه شدم برای یک هفتهی دیگر میتوانم رژیمم را حفظ کنم. تا آن موقع هم احتمالن یا کلاسهایم را شروع میکنم، یا امدادی غیبی از آسمان خواهد رسید. در دنیای آدمبزرگها، به این مددها میگویند «دوست» و در زندگی من، دوست دقیقن نقطهی مقابل «بابا»ست.
یعنی هرقدر پدرم به زندگییم گند زده، دوستانم همیشه به نحوی سعی داشتهاند بهترش کنند. چه با یک وعده غذا، چه با معرفی کردنم به فلان شرکت.
عشقی که من به جهان میدهم، از همین دستها و دوستها به من برمیگردد.
پس خیلی آرام چند جا رزومه فرستادم. پنج تا گمانم. یکی نوبت مصاحبه داد. به همین زودی.
Forwarded from Hidden Chat
سلام
تا چه حد موافقی که اینایی که از امثال دورچی و تاکتون ایراد میگیرن
درک ناقصی از هنر دارن؟
دورچی قراره دورچی باشه و توو جایگاه دورچیه
قرار نبود پینک فلوید یا هر چیزی که خود اون شخص منتقد به عنوان موسیقی فاخر مثال میزنه باشه
مثالش هم اینه که
اگه واقعا محتوا میخوای چرا توو اینستایی
برو کتاب بخون
تا چه حد موافقی که اینایی که از امثال دورچی و تاکتون ایراد میگیرن
درک ناقصی از هنر دارن؟
دورچی قراره دورچی باشه و توو جایگاه دورچیه
قرار نبود پینک فلوید یا هر چیزی که خود اون شخص منتقد به عنوان موسیقی فاخر مثال میزنه باشه
مثالش هم اینه که
اگه واقعا محتوا میخوای چرا توو اینستایی
برو کتاب بخون
سلام.
به عقیدهی من، بهتر است شما ابتدا نحوهی طرح سوال را یاد بگیرید و خودتان را دیکتاتورزدایی کنید.
مثلن، برای شروع، جای این شروع جانبدارانه و مطمئن، بپرسیم: آیا به کل موافقتی وجود دارد یا نه؟
بعد هم من به شما اینطور جواب میدهم:
در سوالتان جای «هنر» بنویسید «سرگرمی» و دوباره بخوانیدش. شاید موافقتی به وجود آمد.
و در نهایت، آدم اگر دنبال محتوای فاخر باشد، در اینستاگرام هم پیدایش میکند. مثلن بنده شروع برنامهی ورزشی و رژیم غذایییم را با خردهدانش موجود در اکسپلور اینستاگرامم کسب کردم و بعد برای فکتچک، رفتم سراغ گوگل و سایتهای بهروز خارجی.
در نهایتتر اما، جواب ما را پروست داده است:
به عقیدهی من، بهتر است شما ابتدا نحوهی طرح سوال را یاد بگیرید و خودتان را دیکتاتورزدایی کنید.
مثلن، برای شروع، جای این شروع جانبدارانه و مطمئن، بپرسیم: آیا به کل موافقتی وجود دارد یا نه؟
بعد هم من به شما اینطور جواب میدهم:
در سوالتان جای «هنر» بنویسید «سرگرمی» و دوباره بخوانیدش. شاید موافقتی به وجود آمد.
و در نهایت، آدم اگر دنبال محتوای فاخر باشد، در اینستاگرام هم پیدایش میکند. مثلن بنده شروع برنامهی ورزشی و رژیم غذایییم را با خردهدانش موجود در اکسپلور اینستاگرامم کسب کردم و بعد برای فکتچک، رفتم سراغ گوگل و سایتهای بهروز خارجی.
در نهایتتر اما، جواب ما را پروست داده است:
روز عکاس را خدمت هر کسی که گوشییش دوربین دارد، تبریک عرض مینمایم.
امیدوارم از امکاناتی که دارید در راه بهترین سبک عکاسی (یعنی نودگرافی) استفاده کنید.
امیدوارم از امکاناتی که دارید در راه بهترین سبک عکاسی (یعنی نودگرافی) استفاده کنید.
چقدر حوصله ندارم مثل قبل توضیح بدهم که «نه بابا. من عکاس نیستم. عکاس اونیه که...».
اصلن خیلی هم عکاسم.
اصلن خیلی هم عکاسم.