بین خودمون باشه، ولی وقتی کلماتمو میبینم که دارن توو بیانیهها و اعلامیههای جاهای مختلف دنیا قدم میزنن، خیلی بیشتر از نوشتن یه کتاب احساس افتخار میکنم.
🕊218
وقتی انقلاب کردیم و همه خوشحال و خندون بودیم، قراره دلم برای این روزا خیلی تنگ بشه.
پس به خودم اجازه دادم به یه تتو راجع به این انقلاب فکر کنم.
متنش رو هم همون لحظه انتخاب کردم. به عنوان یه انسان اهل خلسه، تصمیم سختی نبود:
Revolution is my drug.
پس به خودم اجازه دادم به یه تتو راجع به این انقلاب فکر کنم.
متنش رو هم همون لحظه انتخاب کردم. به عنوان یه انسان اهل خلسه، تصمیم سختی نبود:
Revolution is my drug.
🕊219
از دیشب که این پیامو گرفتم، هنوز عصبانییم.
شرط میبندم اون یارو هیچ درکی از انقلاب نداره و هیچ گهی هم براش نخورده.
انقلاب ما که به سرانجام برسه، بعدش قراره بریم کمک افغانستان. این نسیم قراره تمام درختای دنیا رو به شکوفه بندازه.
ما برابریم و چیزی به اسم «تبعه» و «اتباع» دیگه معنا نخواهد داشت. اینجا سرزمین شما هم هست. غصههاتون غصهی ماست.
برای آزاد کردن مردم و کشورمون باید اول از مرزهای ذهنمون رد بشیم و این ایدههای قراردادی مسموم رو ازش حذف کنیم.
شرط میبندم اون یارو هیچ درکی از انقلاب نداره و هیچ گهی هم براش نخورده.
انقلاب ما که به سرانجام برسه، بعدش قراره بریم کمک افغانستان. این نسیم قراره تمام درختای دنیا رو به شکوفه بندازه.
ما برابریم و چیزی به اسم «تبعه» و «اتباع» دیگه معنا نخواهد داشت. اینجا سرزمین شما هم هست. غصههاتون غصهی ماست.
برای آزاد کردن مردم و کشورمون باید اول از مرزهای ذهنمون رد بشیم و این ایدههای قراردادی مسموم رو ازش حذف کنیم.
🕊336
🕊83
چه خودتون قراره توو اعتراضات فردا شرکت کنید، چه آشنایانتون، به این نکته توجه داشته باشید که نه خودتون باید دستگیر بشید و نه بقیه.
ممکنه بگید «غیب گفتی؟ میدونیم خودمون دیگه!» و من بگم که «هنوز صحبتم تموم نشده. نپر وسط حرفم» و ادامه بدم:
نیروی سرکوب پروتکلهای مشخصی داره که مطابق اونا آموزش میبینه. یکی از این پروتکلها اینه که ادوات براشون ناموسه. مثلن، اگه بیسیمشون رو بگیریم، مجبورن (حد اقل) چند ساعتی ارتباطات رادیویی خودشون رو قطع کنن تا فرداش فرکانس جدیدی براش ست کنن. حالا بیسیم که خیلی ناموسه؛ ولی همین داستان برای کلاه، باتوم و تمام ادواتشون صدق میکنه.
این نقطهضعف رو نباید نادیده گرفت و باید ازش برای نجات فرد گرفتار استفاده کرد.
وقتی کسی گیر میفته، با ایجاد سروصدا به سمت نیروی سرکوب حرکت کنید. خیلی بعیده که از اون فاصله اسلحه بکشن روتون؛ اما بنا به مشاهداتم مجبورم بگم که غیرممکن نیست.
پس تا جایی هجوم رو ادامه میدید که خطر مرگ براتون ایجاد نشه. اسلحه رو که دیدین، چه شاتگان و چه کلت، دیگه فکر نکنید که سروصدا ممکنه کمک زیادی بکنه. باید بکشید عقب.
باتوم شما رو نمیکشه؛ اما اگه کسی دستگیر بشه، ممکنه کشته بشه.
پس جون یه نفر رو بخرید. تازه مطمئن باشید که اگه سه یا چهار نفر همزمان حمله کنن، احتمال استفادهی طرف از باتوم هم پایینه؛ چون شارژ ضربهی باتوم برابره با بالا بردن دست و این کار زمان زیادی میبره.
پس،
۱- یادتون نره که تنها نرید.
۲- یادتون نره که قدرت شما توو گروه بودنه.
۳- یادتون نره که اونا از شما میترسن.
۴- یادتون نره که اومدنتون توو خیابون فداکاریه؛ اما ممکنه به فداکاری بیشتری هم نیاز باشه.
۵- درد < جراحت < دستگیری < مرگ.
اگه با درد و جراحت میتونید جلوی دستگیری خودتون یا بقیه رو بگیرید، دریغ نکنید. میدونم توو اون شرایط سخته تصمیم گرفتن؛ اما برای رسیدن به پیروزی، لازمه گاهی به غرایز خودتون غلبه کنید.
ممکنه بگید «غیب گفتی؟ میدونیم خودمون دیگه!» و من بگم که «هنوز صحبتم تموم نشده. نپر وسط حرفم» و ادامه بدم:
نیروی سرکوب پروتکلهای مشخصی داره که مطابق اونا آموزش میبینه. یکی از این پروتکلها اینه که ادوات براشون ناموسه. مثلن، اگه بیسیمشون رو بگیریم، مجبورن (حد اقل) چند ساعتی ارتباطات رادیویی خودشون رو قطع کنن تا فرداش فرکانس جدیدی براش ست کنن. حالا بیسیم که خیلی ناموسه؛ ولی همین داستان برای کلاه، باتوم و تمام ادواتشون صدق میکنه.
این نقطهضعف رو نباید نادیده گرفت و باید ازش برای نجات فرد گرفتار استفاده کرد.
وقتی کسی گیر میفته، با ایجاد سروصدا به سمت نیروی سرکوب حرکت کنید. خیلی بعیده که از اون فاصله اسلحه بکشن روتون؛ اما بنا به مشاهداتم مجبورم بگم که غیرممکن نیست.
پس تا جایی هجوم رو ادامه میدید که خطر مرگ براتون ایجاد نشه. اسلحه رو که دیدین، چه شاتگان و چه کلت، دیگه فکر نکنید که سروصدا ممکنه کمک زیادی بکنه. باید بکشید عقب.
باتوم شما رو نمیکشه؛ اما اگه کسی دستگیر بشه، ممکنه کشته بشه.
پس جون یه نفر رو بخرید. تازه مطمئن باشید که اگه سه یا چهار نفر همزمان حمله کنن، احتمال استفادهی طرف از باتوم هم پایینه؛ چون شارژ ضربهی باتوم برابره با بالا بردن دست و این کار زمان زیادی میبره.
پس،
۱- یادتون نره که تنها نرید.
۲- یادتون نره که قدرت شما توو گروه بودنه.
۳- یادتون نره که اونا از شما میترسن.
۴- یادتون نره که اومدنتون توو خیابون فداکاریه؛ اما ممکنه به فداکاری بیشتری هم نیاز باشه.
۵- درد < جراحت < دستگیری < مرگ.
اگه با درد و جراحت میتونید جلوی دستگیری خودتون یا بقیه رو بگیرید، دریغ نکنید. میدونم توو اون شرایط سخته تصمیم گرفتن؛ اما برای رسیدن به پیروزی، لازمه گاهی به غرایز خودتون غلبه کنید.
🕊251
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای ماها که توو ایران بزرگ شدیم، شاید یه کم عجیب باشه؛ ولی توو کشورای خارجی به درخواست مردم واقعن اهمیت میدن.
آزادی یه تمرین روزمرهست. برای ما امتیازاتی داره؛ اما ما هم وظایفی در قبالش داریم.
توو این لحظه که خیلیاتون میخواین قدمی برای این انقلاب بردارین و فکر میکنید نمیتونید، امضا کردن این درخواستنامه بزرگترین کار ممکنه.
آموزشش توو این ویدیوئه و حواستون باشه که حتمن بعد از امضا کردنش، ایمیلش رو تایید کنید.
این درخواستنامهی اخراج سفرای ایران از کشورهای موسوم به جیهفته که یه ضربهی دیپلماتیک بزرگ به حکومت محسوب میشه.
ضمنن، مجبور نیستین از اسم و فامیل واقعی استفاده کنید؛ پس جای نگرانی امنیتی هم نیست.
لطفن انجامش بدید و به بقیه هم بگید که انجامش بدن.
مهمه.
آزادی یه تمرین روزمرهست. برای ما امتیازاتی داره؛ اما ما هم وظایفی در قبالش داریم.
توو این لحظه که خیلیاتون میخواین قدمی برای این انقلاب بردارین و فکر میکنید نمیتونید، امضا کردن این درخواستنامه بزرگترین کار ممکنه.
آموزشش توو این ویدیوئه و حواستون باشه که حتمن بعد از امضا کردنش، ایمیلش رو تایید کنید.
این درخواستنامهی اخراج سفرای ایران از کشورهای موسوم به جیهفته که یه ضربهی دیپلماتیک بزرگ به حکومت محسوب میشه.
ضمنن، مجبور نیستین از اسم و فامیل واقعی استفاده کنید؛ پس جای نگرانی امنیتی هم نیست.
لطفن انجامش بدید و به بقیه هم بگید که انجامش بدن.
مهمه.
🕊69
"How long? Not long! Because no lie can live forever.
How long? Not long! Because you shall reap what you sow. "
Martin Luther King Jr, about injustice.
خونْ کِشته پُشت پُشتهپُشته کُشته، چشم دوخته به خاک که چه دِرود؟
حاشا! که خون به خود خیانت نخواهد کرد.
سرخ باد خاک این زمین تا روزی که فریاد کشد سبزی از شدت سبزی. و نور از دوور برساند روزیْ حقیقی که شبش تنها پر باشد از صفیر جیرجیرک، جای جولان گلوله.
حاشا که باشد دوور، حاشا که باشد دیر.
How long? Not long! Because you shall reap what you sow. "
Martin Luther King Jr, about injustice.
خونْ کِشته پُشت پُشتهپُشته کُشته، چشم دوخته به خاک که چه دِرود؟
حاشا! که خون به خود خیانت نخواهد کرد.
سرخ باد خاک این زمین تا روزی که فریاد کشد سبزی از شدت سبزی. و نور از دوور برساند روزیْ حقیقی که شبش تنها پر باشد از صفیر جیرجیرک، جای جولان گلوله.
حاشا که باشد دوور، حاشا که باشد دیر.
🕊66
چتمارس.
برای ماها که توو ایران بزرگ شدیم، شاید یه کم عجیب باشه؛ ولی توو کشورای خارجی به درخواست مردم واقعن اهمیت میدن. آزادی یه تمرین روزمرهست. برای ما امتیازاتی داره؛ اما ما هم وظایفی در قبالش داریم. توو این لحظه که خیلیاتون میخواین قدمی برای این انقلاب بردارین…
یکی از دلایلی که مردم رو همچنان راجع به امضای این درخواستنامه مردد کرده، اینه که فکر میکنن با اخراج سفیرای ایران از کشورهای اروپایی، دوستاشون، اعضای خانوادهشون، دانشجوها و بقیهی مهاجرا برای تمدید ویزا، تامین ارز یا هر کار دیگهیی که در حال حاضر سفارتخونه براشون انجام میده، دچار مشکل میشن.
خب. نمیخوام بیشازحد خوشبین باشم؛ اما، این اطلاعات غلطه و همچین اتفاقی نمیفته.
یعنی با اخراج سفیر، کشور میزبان اعلام میکنه که دولت ایرانو به رسمیت نمیشناسه؛ اما بخش کاربردی سفارتخونه معمولن دایر و فعال میمونه.
در بدترین حالت، اگه اون بخش هم تعطیل بشه، یه کشور ثالث میاد و نقش «حافظ منافع ایران» رو به عهده میگیره. همونطور که آمریکا الان توو ایران سفارت نداره و سوییس حافظ منافعش توو ایرانه.
پس، اگه نگرانیتون اینه، نگران نباشید و این درخواستو امضا کنید.
از بقیه هم بپرسید دلیلشون چیه که امضا نمیکننش.
مهمه.
خب. نمیخوام بیشازحد خوشبین باشم؛ اما، این اطلاعات غلطه و همچین اتفاقی نمیفته.
یعنی با اخراج سفیر، کشور میزبان اعلام میکنه که دولت ایرانو به رسمیت نمیشناسه؛ اما بخش کاربردی سفارتخونه معمولن دایر و فعال میمونه.
در بدترین حالت، اگه اون بخش هم تعطیل بشه، یه کشور ثالث میاد و نقش «حافظ منافع ایران» رو به عهده میگیره. همونطور که آمریکا الان توو ایران سفارت نداره و سوییس حافظ منافعش توو ایرانه.
پس، اگه نگرانیتون اینه، نگران نباشید و این درخواستو امضا کنید.
از بقیه هم بپرسید دلیلشون چیه که امضا نمیکننش.
مهمه.
Change.org
Sign the Petition
G7 Leaders: Expel Iran's Diplomats / Demand that Political Prisoners Be Freed
🕊43
Forwarded from برنامه ناشناس
https://t.me/chetmax/15032
در واقع فعالیتهای کنسولی همچنان انجام میشه. این رو من از کسی که حقوق بینالملل خونده شنیدم و اصلا هیچ نگرانیی از این بابت وجود نداره
https://t.me/chetmax/15032
در واقع فعالیتهای کنسولی همچنان انجام میشه. این رو من از کسی که حقوق بینالملل خونده شنیدم و اصلا هیچ نگرانیی از این بابت وجود نداره
Telegram
چتمارس
یکی از دلایلی که مردم رو همچنان راجع به امضای این درخواستنامه مردد کرده، اینه که فکر میکنن با اخراج سفیرای ایران از کشورهای اروپایی، دوستاشون، اعضای خانوادهشون، دانشجوها و بقیهی مهاجرا برای تمدید ویزا، تامین ارز یا هر کار دیگهیی که در حال حاضر سفارتخونه…
🕊24
چتمارس.
میدونید «نایاک» چیه؟
خب
نایاک چیه؟
حدود سی درصدتون گفتید که نمیدونید و این خطرناکه.
ازونجا که مبحث نایاک رو بهتره از هر جایی به جز صفحهی ویکیپدیاشون مطالعه کنید، لازم دیدم یه توضیح کوچولو راجع بهش بدم.
واژهی نایاک (NIAC) از سرواژههای عبارت
National Iranian-American Council
ساخته شده و به معنای شورای ملی ایرانیانِ آمریکاست.
این سازمان توو سال 2002 پایهگذاری شد و هدفش رو ارتقای نقش مدنی ایرانیان ساکن آمریکا بیان کرد.
توو ویکیپدیاشون نوشته که برای ایرانیای مقیم آمریکا خیلی زحمت کشیدن؛ کارای اخذ ویزا رو آسون کردن؛ جلوی تحریما رو گرفتن؛ فیلان، بیسار.
ولی اصل مطلب، این نیست.
نایاک رو آقای ظریف نایاک کرد. بعدن توو یه مطلب مفصل راجع به ضرری که اصلاحطلبا به مردم ایران و انقلاب فعلی وارد کردن مینویسم. ولی فعلن اینو داشته باشید که اصلاحطلب بودن توو ایران، معادل خیانته.
آقای ظریف اومد و سر جریان برجام، به نایاک امتیازاتی داد که برای ایران «لابیگری» کنن.
الان توو ادبیات سیاسی ایران، مفهوم نایاک با لابیگری گره خورده.
هی دارم آمادهتون میکنم برای جواب دادن به این سوال که «چرا نایاک بده؟»
نایاک، ویترین غیرواقعی کشور ایرانه؛ سازمانیه که به مجامع جهانی القا میکنه شرایط زندگی توو ایران خیلییم خوبه؛ حجاب اجباری نیست؛ وضعیت اقتصادی اونقدرام بد نیست؛ همه آزادن و ازین قبیل چیزا.
اگه دامنهی نفوذ نایاک رو میخواید بدونید، باید بگم که خیلی بانفوذن. مثلن، توو نیویورک تایمز نویسنده دارن؛ توو کلی شرکت گنده سرمایهگذار دارن؛ استندآپ کمدین مطرح دارن؛ سلبریتی زیاد دارن.
این پدرسگا کارشون جوری پیش رفته که اصلن سخته قبول کنی هدف شومی پشت سر همچین گروهیه؛ اما هست!
اوباما چند وقت پیش مصاحبه کرد و گفت عدم حمایتش از ایرانیا توو ۸۸ این بود که بهش گزارش داده بودن این خیزش مردمی نیست و خارجیا دارن رهبریش میکنن.
کی بهش گزارش داده بود؟ نایاک.
توو برنامههای تلویزیونی خارجییی که برای همدردی با ایرانیا تولید میشه، اینان که میان صحبت میکنن. اینان که میگن شرایط خوب و خوشه؛ جوری که همه فکر کنن مردم ایران دراماکویینن؛ دارن گندهش میکنن و ازین صحبتا.
این جماعت اجازه نمیدن جامعهی جهانی برای ایران کاری بکنه.
اینجاست که فعالیت یکی مثل حامد اسماعیلیون مهم میشه؛ چون میاد و از حقیقت ایران صحبت میکنه.
بابت وجود همین گروهه که من از همهی دوستای خارجنشینم مدام میخوام راجع به اتفاقات ایران صحبت کنن.
باید سعی کنیم این تصویر غلط رو اصلاح کنیم.
ما نیازمند ارتباط با جهانیم. از هیچ تلاشی دست نکشید. از هر مدیومی برای صحبت راجع به اتفاقات ایران استفاده کنید.
نایاک چیه؟
حدود سی درصدتون گفتید که نمیدونید و این خطرناکه.
ازونجا که مبحث نایاک رو بهتره از هر جایی به جز صفحهی ویکیپدیاشون مطالعه کنید، لازم دیدم یه توضیح کوچولو راجع بهش بدم.
واژهی نایاک (NIAC) از سرواژههای عبارت
National Iranian-American Council
ساخته شده و به معنای شورای ملی ایرانیانِ آمریکاست.
این سازمان توو سال 2002 پایهگذاری شد و هدفش رو ارتقای نقش مدنی ایرانیان ساکن آمریکا بیان کرد.
توو ویکیپدیاشون نوشته که برای ایرانیای مقیم آمریکا خیلی زحمت کشیدن؛ کارای اخذ ویزا رو آسون کردن؛ جلوی تحریما رو گرفتن؛ فیلان، بیسار.
ولی اصل مطلب، این نیست.
نایاک رو آقای ظریف نایاک کرد. بعدن توو یه مطلب مفصل راجع به ضرری که اصلاحطلبا به مردم ایران و انقلاب فعلی وارد کردن مینویسم. ولی فعلن اینو داشته باشید که اصلاحطلب بودن توو ایران، معادل خیانته.
آقای ظریف اومد و سر جریان برجام، به نایاک امتیازاتی داد که برای ایران «لابیگری» کنن.
الان توو ادبیات سیاسی ایران، مفهوم نایاک با لابیگری گره خورده.
هی دارم آمادهتون میکنم برای جواب دادن به این سوال که «چرا نایاک بده؟»
نایاک، ویترین غیرواقعی کشور ایرانه؛ سازمانیه که به مجامع جهانی القا میکنه شرایط زندگی توو ایران خیلییم خوبه؛ حجاب اجباری نیست؛ وضعیت اقتصادی اونقدرام بد نیست؛ همه آزادن و ازین قبیل چیزا.
اگه دامنهی نفوذ نایاک رو میخواید بدونید، باید بگم که خیلی بانفوذن. مثلن، توو نیویورک تایمز نویسنده دارن؛ توو کلی شرکت گنده سرمایهگذار دارن؛ استندآپ کمدین مطرح دارن؛ سلبریتی زیاد دارن.
این پدرسگا کارشون جوری پیش رفته که اصلن سخته قبول کنی هدف شومی پشت سر همچین گروهیه؛ اما هست!
اوباما چند وقت پیش مصاحبه کرد و گفت عدم حمایتش از ایرانیا توو ۸۸ این بود که بهش گزارش داده بودن این خیزش مردمی نیست و خارجیا دارن رهبریش میکنن.
کی بهش گزارش داده بود؟ نایاک.
توو برنامههای تلویزیونی خارجییی که برای همدردی با ایرانیا تولید میشه، اینان که میان صحبت میکنن. اینان که میگن شرایط خوب و خوشه؛ جوری که همه فکر کنن مردم ایران دراماکویینن؛ دارن گندهش میکنن و ازین صحبتا.
این جماعت اجازه نمیدن جامعهی جهانی برای ایران کاری بکنه.
اینجاست که فعالیت یکی مثل حامد اسماعیلیون مهم میشه؛ چون میاد و از حقیقت ایران صحبت میکنه.
بابت وجود همین گروهه که من از همهی دوستای خارجنشینم مدام میخوام راجع به اتفاقات ایران صحبت کنن.
باید سعی کنیم این تصویر غلط رو اصلاح کنیم.
ما نیازمند ارتباط با جهانیم. از هیچ تلاشی دست نکشید. از هر مدیومی برای صحبت راجع به اتفاقات ایران استفاده کنید.
🕊242
طرف ما خیییلی مذهبیین. یعنی بچهها واقعن «سلام فرمانده» میخونن. نه که کسی مجبورشون کرده باشه؛ فقط مغزشون پر شده ازین ملودی. مثلن دو تا پسربچه رو روی دوچرخه میبینی که دارن رد میشن و خیلی رندوم یکیشون اوج میگیره: سلااااام فرمانده!
توو همچین منطقهیی، من به خاطر ظاهرم خیلی توو چشمم و سعی میکنم تا حد ممکن از خونه بیرون نرم. سه ماهه که اینجاییم و توو این سه ماه، چهل روز سفر بودم. بقیهشو هم چسبیده بودم به تخت.
چند روز پیش، از سر مجبوری و چون کس دیگهیی خونه نبود، رفتم نون بگیرم. از جلوی یه مدرسهی پسرانه رد شدم. یه پسر حدودن دهساله از مدرسه اومد بیرون و با چشای گرد نگام کرد. بعد، انگار که بیاختیار، بلند گفت: «زن، زندگی، آزادی!» :)))
بعد این قضیه، خرید خونه رو کمپلت به عهده گرفتم و دیگه از اسنپ براش استفاده نمیکنم. باید یادشون بندازم وجود داریم؛
وجود داریم.
توو همچین منطقهیی، من به خاطر ظاهرم خیلی توو چشمم و سعی میکنم تا حد ممکن از خونه بیرون نرم. سه ماهه که اینجاییم و توو این سه ماه، چهل روز سفر بودم. بقیهشو هم چسبیده بودم به تخت.
چند روز پیش، از سر مجبوری و چون کس دیگهیی خونه نبود، رفتم نون بگیرم. از جلوی یه مدرسهی پسرانه رد شدم. یه پسر حدودن دهساله از مدرسه اومد بیرون و با چشای گرد نگام کرد. بعد، انگار که بیاختیار، بلند گفت: «زن، زندگی، آزادی!» :)))
بعد این قضیه، خرید خونه رو کمپلت به عهده گرفتم و دیگه از اسنپ براش استفاده نمیکنم. باید یادشون بندازم وجود داریم؛
وجود داریم.
🕊252
حدود ده ساله دارم زور میزنم جا بندازم «فن بودن» خطرناکه. اون اوایل فقط حسش کرده بودم و دلیل منطقی نداشتم براش. الان ولی بهتر متوجه صحبت غرایزم میشم.
گلشیفته فراهانی گفته «نگین مرگ بر دیکتاتور؛ و الا شما هم مثل همون جمهوری اسلامی میشین».
این صحبت منو یاد یه خاطرهیی انداخت از سه سال پیش:
با دوستدختر اون روزام نشسته بودم توو یه کافهیی توو رشت و مشغول لاسمون بودیم.
یه آشنای دووری که موزیسین و یه کوچولو نویسنده بود، اجازه گرفت بشینه پیشمون.
مشغول صحبت شدیم و نمیدونم چی شد که صحبتمون کشید سمت انقلاب.
پسره (مثل اکثر قشر کافهروی رشت چپ بود و) معتقد بود تنها راه انقلاب، اقدام نظامیه.
دوستدختر من اما حرفش این بود که باید فرهنگسازیو شروع کنیم و کاری کنیم که بچههای نسل بعد بتونن برای احقاق حقشون صحبت کنن. از طرفی، خودمونم کارایی که میتونیمو انجام بدیم تا برای اونا آسونترش کنیم.
من توو این مرحله صحبت خاصی نداشتم. فقط دوست داشتم گوش بدم.
از کافه که اومدیم بیرون، دوستدخترم باهام یه ذره بد حرف زد و بهم گفت ازم انتظار داشته که هواشو داشته باشم توو اون بحث.
من گفتم هیچکدومتون نتونسته کاملن قانعم کنه و به هر دوتون تا حد زیادی حق میدم.
من توو این داستان نتونستم حتا فن دوستدخترم باشم :))
و این موضوع برام همچنان سواله که کدوم درستتره؟ آیا باید برای نسلهای بعد قربانی بشیم تا خشونت رو بازتاب ندیم؟
یا باید یه بار برای خودمون از خشممون مایه بذاریم و رها بشیم؟ با اطلاع از اینکه خشونت امتداد پیدا میکنه؟
راستش، خشونت منو بیشتر قانع میکنه؛ به چند دلیل:
- هزینهها رو در درازمدت کاهش میده.
- سریعه.
- زیبا و منسجمه.
پس، من انتقامو ترجیح میدم.
ولی توجیه اصلیم برای این انتخاب اینه که منشأ خشم من، خلأ عدالته.
خشم من مقدسه و هر چیزی که بخواد این احساسو تقلیل بده و تلطیف کنه، به انقلاب درونی من خیانت کرده.
مجددن باید یادمون بیاریم چرا بدون رهبر بودن این انقلاب یه امتیاز بزرگه و چرا خرد جمعی و غریزهی بقای ما ضامن امتداد اونه.
انقلاب درونیتونو هم با شکستن بتها و الگوهاتون شروع کنید.
هیچ خری اون بیرون مقدس نیست. همه باید نقد بشن. همه باید از خودشون دفاع کنن و همه باید بابت اشتباهاتشون مواخذه بشن.
گلشیفته فراهانی گفته «نگین مرگ بر دیکتاتور؛ و الا شما هم مثل همون جمهوری اسلامی میشین».
این صحبت منو یاد یه خاطرهیی انداخت از سه سال پیش:
با دوستدختر اون روزام نشسته بودم توو یه کافهیی توو رشت و مشغول لاسمون بودیم.
یه آشنای دووری که موزیسین و یه کوچولو نویسنده بود، اجازه گرفت بشینه پیشمون.
مشغول صحبت شدیم و نمیدونم چی شد که صحبتمون کشید سمت انقلاب.
پسره (مثل اکثر قشر کافهروی رشت چپ بود و) معتقد بود تنها راه انقلاب، اقدام نظامیه.
دوستدختر من اما حرفش این بود که باید فرهنگسازیو شروع کنیم و کاری کنیم که بچههای نسل بعد بتونن برای احقاق حقشون صحبت کنن. از طرفی، خودمونم کارایی که میتونیمو انجام بدیم تا برای اونا آسونترش کنیم.
من توو این مرحله صحبت خاصی نداشتم. فقط دوست داشتم گوش بدم.
از کافه که اومدیم بیرون، دوستدخترم باهام یه ذره بد حرف زد و بهم گفت ازم انتظار داشته که هواشو داشته باشم توو اون بحث.
من گفتم هیچکدومتون نتونسته کاملن قانعم کنه و به هر دوتون تا حد زیادی حق میدم.
من توو این داستان نتونستم حتا فن دوستدخترم باشم :))
و این موضوع برام همچنان سواله که کدوم درستتره؟ آیا باید برای نسلهای بعد قربانی بشیم تا خشونت رو بازتاب ندیم؟
یا باید یه بار برای خودمون از خشممون مایه بذاریم و رها بشیم؟ با اطلاع از اینکه خشونت امتداد پیدا میکنه؟
راستش، خشونت منو بیشتر قانع میکنه؛ به چند دلیل:
- هزینهها رو در درازمدت کاهش میده.
- سریعه.
- زیبا و منسجمه.
پس، من انتقامو ترجیح میدم.
ولی توجیه اصلیم برای این انتخاب اینه که منشأ خشم من، خلأ عدالته.
خشم من مقدسه و هر چیزی که بخواد این احساسو تقلیل بده و تلطیف کنه، به انقلاب درونی من خیانت کرده.
مجددن باید یادمون بیاریم چرا بدون رهبر بودن این انقلاب یه امتیاز بزرگه و چرا خرد جمعی و غریزهی بقای ما ضامن امتداد اونه.
انقلاب درونیتونو هم با شکستن بتها و الگوهاتون شروع کنید.
هیچ خری اون بیرون مقدس نیست. همه باید نقد بشن. همه باید از خودشون دفاع کنن و همه باید بابت اشتباهاتشون مواخذه بشن.
🕊215
گفت:
«این مدت انقد راجع به انقلاب نوشتی که یادم رفته بود عکسم میگیری»
میخوام از هر صفتی که تعریفم کنه فرار کنم. پس جهت تن زدن از برچسب انقلابی بودن، شش فریم آنالوگ از رشت (که به دلایل امنیتی، چهار مورد پاک شدند)
«این مدت انقد راجع به انقلاب نوشتی که یادم رفته بود عکسم میگیری»
میخوام از هر صفتی که تعریفم کنه فرار کنم. پس جهت تن زدن از برچسب انقلابی بودن، شش فریم آنالوگ از رشت (که به دلایل امنیتی، چهار مورد پاک شدند)
🕊112
چتمارس.
نظرت رو تو چنل بگو.
نظر کلی بگم؟
موافقم.
تودهی مردم توو عصر ارتباطات و انفجار اطلاعاتی، روی یه رولرکوستر احساسات سوارن و بی اینکه متوجهش بشن، در حال شکنجه شدنن. این اعتیاد به مطالعهی اخبار زرد و واکنشهایی مثل نمایش ژست توهم توطئه، نتیجهی پایین نگه داشته شدن سواد رسانهیی مردمه و ثمرهی سیستم آموزشی معیوب.
متاورس یه دنیا بر پایهی واقعیت مجازیه و ما کلی از آشنا شدن باهاش کف کردیم؛ در حالی که رسانهها سالهاست ما رو تووی یه واقعیت مجازی نگه داشتهن.
واقعیت امروز ایران هم چیزی نیست که ما از رسانهها به شکل سالمی متوجهش بشیم.
منظورم این نیست که الزامن همهی اخبار رسانهها دروغه؛ اما به شکل واضحی، با ارائهی اخبار جهتدار میشه ذهن مخاطبو برنامهنویسی کرد.
چندتا از اخباری که در روز میخونیم به پیشبرد انقلاب درونی و بیرونی ما کمک میکنه؟
خیلی واضحه که اگه تعداد هشتگای مهسا امینی بشه یک میلیارد، بازم تا نریزیم توو خیابون، چیزی تغییر نمیکنه. تا اعتصاب ما به بقیه جرئت اعتصاب نده، چیزی تغییر نمیکنه.
حالا ما نشستیم دور هم و هر روز استوری میذاریم که یادمون نره شرایط جنگیه (همونم خیلیا نمیذارن)؛ ولی توو شرایط جنگی، باید جنگید!
قبلنم گفته بودم:
سنگر اصلی، خیابونه. اگه خیابون سقوط کنه، سنگر بعدییی که دشمن برای تسخیرش اقدام میکنه، بدن ماست. چون بدن ماست که داره نشانههای انقلاب رو عرضه میکنه. چون بدن ماست که داره با حضورش توو خیابون، به دیکتاتور اعلام جنگ میکنه.
آگاهی خوبه؛ اما به این شرط که به اقدام عملی منجر بشه.
موافقم.
تودهی مردم توو عصر ارتباطات و انفجار اطلاعاتی، روی یه رولرکوستر احساسات سوارن و بی اینکه متوجهش بشن، در حال شکنجه شدنن. این اعتیاد به مطالعهی اخبار زرد و واکنشهایی مثل نمایش ژست توهم توطئه، نتیجهی پایین نگه داشته شدن سواد رسانهیی مردمه و ثمرهی سیستم آموزشی معیوب.
متاورس یه دنیا بر پایهی واقعیت مجازیه و ما کلی از آشنا شدن باهاش کف کردیم؛ در حالی که رسانهها سالهاست ما رو تووی یه واقعیت مجازی نگه داشتهن.
واقعیت امروز ایران هم چیزی نیست که ما از رسانهها به شکل سالمی متوجهش بشیم.
منظورم این نیست که الزامن همهی اخبار رسانهها دروغه؛ اما به شکل واضحی، با ارائهی اخبار جهتدار میشه ذهن مخاطبو برنامهنویسی کرد.
چندتا از اخباری که در روز میخونیم به پیشبرد انقلاب درونی و بیرونی ما کمک میکنه؟
خیلی واضحه که اگه تعداد هشتگای مهسا امینی بشه یک میلیارد، بازم تا نریزیم توو خیابون، چیزی تغییر نمیکنه. تا اعتصاب ما به بقیه جرئت اعتصاب نده، چیزی تغییر نمیکنه.
حالا ما نشستیم دور هم و هر روز استوری میذاریم که یادمون نره شرایط جنگیه (همونم خیلیا نمیذارن)؛ ولی توو شرایط جنگی، باید جنگید!
قبلنم گفته بودم:
سنگر اصلی، خیابونه. اگه خیابون سقوط کنه، سنگر بعدییی که دشمن برای تسخیرش اقدام میکنه، بدن ماست. چون بدن ماست که داره نشانههای انقلاب رو عرضه میکنه. چون بدن ماست که داره با حضورش توو خیابون، به دیکتاتور اعلام جنگ میکنه.
آگاهی خوبه؛ اما به این شرط که به اقدام عملی منجر بشه.
🕊97
