چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
غذا خوردن. غذا خوردن واقعن کار چندشی‌ست؛ مثل اکثر کارهای لذت‌بخش دیگر.
اگر دقیق به قضیه نگاه کنیم، از همان لحظه که بزاق با ماده غذایی تلفیق می‌شود، کثافت در دهان شکل می‌گیرد.
ذرات غذاییِ درسته و خوش‌شکلی مانند لوبیا٬ زیر دندان‌های بی‌رحم آسیا ساییده می‌شوند و در ترکیب با بافت‌های احتمالی دیگر غذا -مثلن نسوج گوشت- شکلی مهوع به بار می‌آورند.
انسان با لقمه‌یی که بیست بار جویده شده باشد، با این که جایی جز در دهان نرفته و با چیزی جز آب‌ دهان مخلوط نشده، درست مانند گه رفتار می‌کند. مثلن اگر بخواهد به هر دلیلی آن را از دهان بیرون بیاورد، دستش را جلوی دهانش می‌گیرد و لقمه را پنهان می‌کند. این‌جا می‌فهمیم که انگار تا حدی متوجه کثافت قضیه شده است.
👍18
این‌جاست که بشر عاشق سینما می‌شود.
سینما به انسان فرصت همذات‌پنداری با کرکترهایی را می‌دهد که اکثر اوقات، کثیف نیستند.
سینما تلاش می‌کند رفتارهای بشری را مانند رفتارهای بشری نشان دهد؛ اما نفس ثبت شدن اثر، آن را به بعدی دیگر می‌برد.
یعنی انسان هرچند ممکن است با آینه مشکل داشته باشد، اما این نفس ضبط شدن است که -مثلن- پورن را پورن می‌کند:
وقتی چیزی ضبط می‌شود٬ ارزش پیدا می‌کند.
👍12
و به همین دلیل است که انتظارها از ویدیو٬ همیشه بیشتر است.
یعنی اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که معتقدید صدایتان در واقعیت بهتر از صدای ضبط‌شده در ویدیوهاست، اگر معتقدید در آینه زیباتر از ویدیوها هستید، مدرکی دیگر بر این مدعایید که ویدیو باید ارزشمند باشد و ارزش آن وقتی قبول است که انتظار شما را برآورده کرده باشد.
👍14
دوست داشتم پست بعدی را با این جمله شروع کنم:

امام خمینی (رض) در این باره می‌فرمایند: ...
😁6
یک نفر آمد و گفت «ولی سکس جلوی آیینه همچنان می‌تونه زیبا باشه».

عزیز من! دوست ندارم اعتراف به این مسئله باعث تخریب وجهه‌ی من شود، اما خودمانیم، خود سکس واقعن عمل زشتی‌ست. شما اگر توجه داشته باشی، در غالب آثار هنری، به نمایش نزدیکی میان بدن‌ها اکتفا می‌کنند و بقیه‌ی ماجرا می‌رود در دسته‌ی پورن.
دلیلش چیست؟ یک شاغول کله‌قارچی قرار است برود تووی یک حفره‌ی -به امید خدا- خیس. هر دوی این‌ها در نواحی آلوده‌یی از بدن قرار دارند و اگر به آن‌ها رسیدگی نشود، بوی خوبی هم ندارند.
حالا، شکر خداوند باری تعالا، این بو و بوی عرق و بوی پیاز ناهار و آروغ حین تلمبه زدن و رفلاکس معده و گوزیدن وسط کار و این داستان‌ها را کمتر می‌بینیم؛ اما واقعیت ماجرا این‌ها را هم دارد.
حالا جلوی آینه که هیچ، شما در پنت هاوس برج الخلیفه بکن. اما نفس ماجرا زشت است.
👍47
دلم می‌خواست از کنار این قضیه به راحتی عبور کنم، اما یکی از کارشناسان ناسا واقعن راجع به خودارضایی فضانوردان صحبتی داشته و آن را «کابوسی لجستیکی» دانسته.
احتمالن بعد این صحبت‌ها بود که شدت گیرایی گشت ارشاد کشور این‌چنین بیشتر شد.
ممنون از مسئولان مملکت که مراقبند ما سوژه‌ی خودارضایی یانکی‌های کثیف نشویم :(
😁5
Too Many Puppies
Primus
قورباغه‌ها هرگز ناامیدم نکرده‌اند.
🔥2
در این سایت می‌توانید ایموجی‌ها را با هم مخلوط کنید:
https://emoji.supply/kitchen/
5
90 Mile Beach
Wolf Alice
Tourniquet
TesseracT
جهت دوور نشدن از اصل خویش.
@Chetmaxx
1
Waiting for the Night to Turn Blue
Tony Tucker
شب بر شما خوش.
👍4
Phenazepam
Reflection Nebula
دیرزمانی‌ست که پای پست‌چی به سنگ‌ها نگرفته‌ست.

پست‌راکِ چتمارس‌پسند.
👍6
خرید کردن با من اصلن کار راحتی نیست. حتا اگر آنلاین باشد، شما را خسته خواهم کرد.

ساره را می‌کشم بغلم و فرآیند خرید مایحتاج روزمره از فروشگاه‌های آنلاین را آغاز می‌کنیم.
چای کیسه‌یی، ماست، پنیر، تخم مرغ و چند چیز دیگر.
چون پریود است، به او اجازه می‌دهم یکی-دو قلم هم او انتخاب کند. دلش چیپس می‌خواهد. خودم هم هوس احساس حاصل از صدای خرد شدن برگه‌های کرانچی چیپس زیر دندان‌هایم را کرده‌ام. و کمی پاستیل. و پفک نمکی. و انگار من بیشتر پریودم.
سپس، به او نشان می‌دهم که چه اتفاقی باید بیفتد:
دو سبد خرید در دو سوپرمارکت مختلف باز می‌کنم و می‌گردم دنبال ارزان‌ترین چای کیسه‌یی در هر دو فروشگاه. و بعد، ارزان‌ترین پنیر. و ارزان‌ترین ماستی که وزنش بیشتر از یک کیلو باشد؛ چون ما خیلی ماست می‌خوریم‌. و بعد، رجوع به بخش تخفیف‌ها که شاید چیز به‌دردبخوری هم آن‌جا پیدا کنیم. که نمی‌کنیم. و یک نوشیدنی انرژی‌زا؛ چون من خیلی کار می‌کنم و همه‌ی اعضای خانه٬ من را مستحق آن می‌دانند و خودشان را مستحق جرعه‌یی از آن بطری حاوی دویست و پنجاه سی‌سی قند و کافئینِ احتمالی. و تخم مرغ آن‌قدرها هم مهم نیست؛ چون خرید از این‌جا٬ قیمتش را می‌کند دانه‌یی سه هزار و پانصد تومان؛ در حالی که اگر خودمان برویم و از بقالی کنار خانه آن را بگیریم، می‌افتد دانه‌یی دو و نهصد.

و ساره یاد می‌گیرد که چطور با صد و پنجاه و هفت هزار تومان، می‌تواند تمام این چیزها را داشته باشد؛ حال‌آن‌که در فروشگاه دیگر٬ این‌ها می‌شوند صد و شصت و سه هزار تومان.
👍56
King of sea
Kwoon & Babet
باشکوه.
6
زِی.

۱- کوچک‌ترین ذرات سازنده‌ی یک موجود زنده٬ میل به زندگی دارند و با فرمان‌های دی‌ان‌ای٬ خواسته‌ی خود مبنی بر امتداد حیات را به موجود زنده دیکته می‌کنند.
مرگ٬ حرکتی خلاف خواسته‌ی تمام ذرات سازنده‌ی یک موجود زنده است.

۲- ما به‌زبان با قوانین طبیعت آشناییم؛ با این‌حال، ابراهیم‌وار، نیاز به نشانه‌یی داریم تا به یاد بیاوریم تا چه اندازه به دانسته‌های خود ایمان داریم.

۳-

۴- زی را از دست دادم؛ بخشی از شناسنامه‌‌ی ذهنی من؛ نقش اصلی برخی از شیرین‌ترین خاطرات گیلانی من؛ کسی که از من قول گرفته بود خیلی زود دوباره بغلش کنم.

۵- تا رسیدن به مرحله‌ی پذیرش٬ کار سختی دارم. با این حال، می‌دانم از پس آن برمی‌آیم.
هیچ صحبتی او را به من برنمی‌گرداند؛ پس نیازی به کمک کسی ندارم و پیشاپیش از لطف شما ممنونم.
63
Mourning Sad Morning
Free
۶.
19
Let Me Go Let Me Go Let Me Go
Jason Molina
7
فاجعه٬ شاید یک نقطه در محور زمان به نظر بیاید؛ اما جایی که باید پس از آن به زندگی ادامه داد٬ یک نقطه‌ی مشخص نیست؛ بلکه بازه‌ی مه‌آلودی از زمان است که از درک فاجعه آغاز می‌شود و به شکلی طولانی روی ادامه‌ی محور دیده می‌شود؛ اما کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر، تا مرحله‌ی محوبودگی.
همه چیز آهسته‌آهسته سعی می‌کند به نقطه‌ی تعادل برگردد؛ درست مثل ذرات سازنده‌ی خود.
16
Sometimes I don't understand people, sometimes people don't understand me.
The "sometimes" part is horrible. If I was fluent enough, no one would ever understand me.
👍23