چتمارس.
8.43K subscribers
3.37K photos
94 videos
43 files
390 links
نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.
Download Telegram
X=Σ (666)
Rotting christ
این داداش ریحان هم چه چیزهای سنگین و خشنی گوش می‌کند.
😁4
Forwarded from چتمارس. (میم. پورمحمدی ⁦⁦🥀)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک سال پیش؛ درست در عصر چنین روزی و دقیقن در همین مستراح بود که چنل «ایده‌های چتمارس» را تأسیس کردم.
آدم‌های زیادی آمدند و رفتند. آدم‌های زیادی به من فحش دادند؛ دوستم شدند و آدم‌های دیگری چیزهای دیگری هم گفتند.
بله عزیزان‌؛ همه چیز از همین مبال شروع شد.
10
They Condemn That Which They Do Not Understand
Wide Waters
اولین پست‌راک سال پنجم.
3
دایی طرف فوت کرده و یارو برایش نوشته: «سفرت به سلامت».

مگر نباید می‌نوشت: «دیر رسیدن، بهتر از هرگز نرسیدن است»؟
👍12
Bro, the only friend that I have is my horniness. Never has left me even for a second💞
12
You've got a pair of beautiful eyes but it doesn't mean you can see the beauty of everything.
Stay busy with your eyelashes.
👏7
"I like art" and you think whatever you like is artistic.
Then Lemme reveal a secret for you:

First of all,
Art doesn't need you.
Secondly,
"Art is life" and you see the flowers and birds; but the real art is all about blood.
👍9
You stopped following me because I wrote about bananas, but bananas will never stop following you. Bananas will find you and kill you the way you won't like to tell your grandchildren because you care about their mental health.
😁17
Love is the space between "I'm into you" and "I'm in you".

War is "Don't cum inside".
😁12
Bona Nit Senor Rovira
Wingfield Reuter Stavi Sirkis
گویا بداهه‌نوازی‌ست.
👏2
هیچ علاقه‌ ندارم شبیه این آدم‌هایی به نظر بیایم که چهار تا کتاب خوانده‌اند و بابت آن توهم دانایی بعد از خواندن آن‌ها٬ به خودشان اجازه می‌دهند راجع به هر چیزی اظهار فضل کنند.
علاقه‌یی هم ندارم شبیه آن‌ها باشم که کتاب نخوانده‌اند و هرچه بلدند از تماشای پرتکرار چند مستند باشد.
هرچه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر می‌بینم که دلم نمی‌خواسته شبیه کسی باشم؛ اما حالا همه در خیابان‌ها شبیه منند و من شبیه آن‌ها. و همه چیز وقتی بدتر می‌شود که وقتی حرف می‌زنم، متوجه می‌شوم شبیه خودم حرف نمی‌زنم؛ در واقع همه چیز تا وقتی در سرم است٬ بهتر به نظر می‌رسد و به محض کلمه شدن، چیزی شبیه بقیه به نظر می‌رسد:
حرف. باد هوا.

کسل‌کننده‌ست.
👍37
با این حال، کافکا درین باره می‌فرماید:
🔥3
این واژه‌ی mercilessly خیلی سکسی‌ست. واج‌آرایی و خشونت همزمانش را ببینید. کافکای مادرقحبه هم در چه بافتی از آن استفاده کرده!
انگار دارد می‌گوید:
Pick your most vicious warrior to fight.
اما از چیز دیگری صحبت شده؛ از یک دلبستگی شدید. در نهایت هم با کمک انعطاف انگلیسی، قید mercilessly را آورده در انتهای جمله تا ضربه را به سفت‌ترین حالت ممکن بزند.
👍5
البته ما هم هفته‌یی یک‌بار در شهرهای مختلف ایران نماز جمعه را برگزار می‌کنیم که آن هم از لحاظ ادبی موضوعی قابل بررسی‌ست.
یعنی من به شخصه هر هفته منتظرم خطبه‌های نماز جمعه‌ی شهرهای مختلف ایران ریلیز شود تا با همان دقتی که پاراگراف‌های کافکا را بررسی می‌کنم، این خطبه‌ها را مورد بررسی قرار دهم.

مثلن دیروز علم‌الهدی گفته بود این حجم از فساد و مشکلات معیشتی٬ بابت حضور آن دسته از مسئولان است که زن و بچه‌شان حجاب را رعایت نمی‌کنند.
شما تأثیر این حرف‌ها را در آینده‌ی نزدیک خواهید دید. یعنی این گشت ارشادی که دوباره دارد می‌تازد و به اَشکال مختلفی در حال تولید مثل است، نمود عملی این تفکر محسوب می‌شود.
خطبه‌ها گزارش آینده‌اند؛ اما خوشبختانه یا متأسفانه، آن‌ها تنها می‌توانند سرنوشت ما را تحت تأثیر قرار دهند و برای مثال، نابودی اسرائیل و حسینیه کردن کاخ سفید٬ فقط برای جوک شدن به وجود آمده‌اند.
👍7
Forwarded from برنامه ناشناس
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
هنوزم هدفت از کص گفتن
تمرین کص نوشته تا به کص اعظم برسی؟!
یا دچار تحول شده؟
4
چتمارس.
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ هنوزم هدفت از کص گفتن تمرین کص نوشته تا به کص اعظم برسی؟! یا دچار تحول شده؟
تحول که چه عرض کنم، من فقط به شناخت بیشتر و غمگین‌کننده‌تری از خودم رسیده‌ام. متوجه شده‌ام که نمی‌توانم خالق و کاشف کس اعظم باشم. کس اعظم مال از-ما-بهتران است؛ بکت، کافکا یا دیگران.
من دیگر حتا نمی‌دانم برای چه می‌نویسم. انگار تنها نوعی از اعتیاد است. روزهایی که نمی‌نویسم، کلافه‌ام. همین. این مسئله آیا یک امر مقدس است؟ خیر. نوعی از خودارضایی به معنای واقعی کلمه‌ست؛ چون فقط من را راضی می‌کند. راضی که نه؛ چیزی کمتر از راضی و بیشتر، راحت.
👍19
ترجمه‌ی علی اسداللهی.
🔥5
نشسته‌ام روی حلقه‌های زحل و ساندویچم را گاز می‌زنم. روزنامه می‌خوانم و پاهایم را در گوشه‌ی کمرنگی از سیاهی آسمان٬ تکان می‌دهم.
شیبی به عقب دارد زندگی مدام. امروز هم که گند زده‌ام؛ یک گند کوچک. پس به عقب خم‌ترم و سعی می‌کنم خیارشور را طوری بین دندان‌هایم قرار دهم که به نحوی دل‌پذیرتر از حالت معمول٬ بترکد.
فردا احتمالن دچار جهش ژنتیکی دیگری بشوم. بدنم علائم درد و نیاز را نشان می‌دهند. خمیازه می‌کشم و بخشی از خلأ را می‌دهم در شش‌هایم. از نایژه‌های رسوب‌گرفته‌ام٬ سیاهی را در خونم حل می‌کنم و در نشئتی سنگین فرو می‌روم.

تو از کجا شروع می‌شوی؟
خمیازه. خمیازه. خمیااازهههه و ادای صدایی که نمی‌توان آن را با نمودهای معمول الفبای بشری به نمایش گذاشت. تو را می‌خوانم که شروعت خیسی چشم است‌ و تمنای بارش شهابی.
جسم نورانی سریع از پیش چشمم عبور می‌کند و دهانم را می‌گیرد. لثه‌های ملتهبم را نوازش می‌کند و خیسی دهانم را برای کارهای مهم‌تری قرض می‌گیرد.
به چیزهای ترش فکر می‌کنم؛ به خاک نپتون که خنک است و تابستان‌ها رؤیای سفر به آن‌جا را در سر دارم.

ساعت که از چند می‌گذرد، آویزانم از حلقه‌ی زحل. خون می‌زند در دهانم و جای خالی لثه‌هایم را روی انگشتت حس می‌کنم.
در بارش بعدی، سی و یک شهاب را نشان کن.
14
شیگوروی دثفرنزی نام یکی از انیمه‌های محبوب من است.

در همان قسمت اول، پادشاه تصمیم دارد مسابقه‌یی را که هرساله برای انتخاب بهترین شمشیرزن برگزار می‌شده، به جای شمشیر چوبی، این بار با شمشیر فلزی برگزار کند.
فرمانده‌ی سپاه او که مردی صالح است، این مسئله را امری احمقانه می‌داند؛ اما برای نمایش احترام خود به شاه، تصمیم می‌گیرد به روشی اعتراض خود را بیان کند که گستاخانه به نظر نیاید.
به همین دلیل، با شکمی پاره در محضر پادشاه حاضر می‌شود‌. دست می‌برد در شکاف بدنش و از پادشاه می‌پرسد:
آیا این چیزی‌ست که می‌خواهید ببینید؟ می‌خواهید ببینید بهترین شمشیرزنان این سرزمین پاره‌پاره می‌شوند؟

و البته که کار او نتیجه‌ی عکس می‌دهد و پادشاه متوجه می‌شود که دقیقن همین را می‌خواهد؛ اما این چیزی از زیبایی حرکتش کم نمی‌کند :))

آن‌ها که برای تماشای هر چیزی تنها به نمره‌های آن اتکا می‌کنند، احتمالن از دیدن این انیمه بهره نخواهند برد؛ زیرا نمره‌های چندان بالایی برای شیگوروی ثبت نشده است. با این حال، کارگردانی فوق‌العاده، داستان کُند، اما پرکشش و خشونت بی‌پرده‌ی این انیمه برای من بسیار جذاب است.
👍18