رعشههای آنارمونیک پردهی بلندگو وقتی نام مقدس تو را میخوانند٬ رانهای زمین را میلرزاند و آب از چانهها میچکد بر خاک.
در بافت صمیمیتزداییشدهی این طرح، کسی میدود با ردپایی از جوهر آبی. او پول گرفته تا بدود و پلیکان باشد. پس زندگییش را پنهان نگه داشته در ته حلقوم.
به آرامی زمزمه میکند: «چه روز بدی برای یک بار دیگر نمردن» و حتا پردههای صوتی نحیفش هم نمیلرزند از او که مخروبهیی بیهیبت است؛ نه سازهیی مهیب.
در بافت صمیمیتزداییشدهی این طرح، کسی میدود با ردپایی از جوهر آبی. او پول گرفته تا بدود و پلیکان باشد. پس زندگییش را پنهان نگه داشته در ته حلقوم.
به آرامی زمزمه میکند: «چه روز بدی برای یک بار دیگر نمردن» و حتا پردههای صوتی نحیفش هم نمیلرزند از او که مخروبهیی بیهیبت است؛ نه سازهیی مهیب.
👍14
Walking in Circles
Dead By Sunrise
از بندهای جانبی چستر بنینگتون (ع)
@Chetmaxx
اگر خوشتان آمد، همینجا سرچ کنید Grey Daze تا از بند جانبی دیگرش هم چیزی بشنوید.
@Chetmaxx
اگر خوشتان آمد، همینجا سرچ کنید Grey Daze تا از بند جانبی دیگرش هم چیزی بشنوید.
👍10
Sign Of The Dragonhead
Leaves' Eyes (@MeRock)
ناشناس:
مصطفااا جونممم
من امروز رو موود خوبیم و از اونجایی که عاشق سلیقه موزیکتم
یه موزیک هوی متال یا هارد راک خفن از این روانیا میفرستی براممم؟
یا موزیک دوبس دوبسی
سمفونیک گوش کنیم.
مصطفااا جونممم
من امروز رو موود خوبیم و از اونجایی که عاشق سلیقه موزیکتم
یه موزیک هوی متال یا هارد راک خفن از این روانیا میفرستی براممم؟
یا موزیک دوبس دوبسی
سمفونیک گوش کنیم.
👍7
- خیلی ناامیدید آقای طباطبایی.
+ نه اتفاقن؛ خیلی هم امیدوارم؛ برای اینکه ناامیدیهای من باعث خواهد شد که همه را از هم بپاشم و وقتی که پاشیده شد، باید جمع کنند و درست کنند.
- همنسلهای شما، کسانی که در آن سالها با شما کار میکردند، نمیپرسند از شما که شعر میگویید یا نه؟
+ کی جوابشان را میدهد؟
- شما جوابشان را نمیدهید؟
+ نه، نمیدهم. مگر بیکارم؟ من اینقدر کار دارم! بدانید که به شما خیلی لطف دارم که دارم با شما حرف میزنم. حوصلهی حرف زدن ندارم اصلن. ارزش ندارند که با اینها حرف بزنید.
بخشی از یکی از مصاحبههای ژازه طباطبایی.
+ نه اتفاقن؛ خیلی هم امیدوارم؛ برای اینکه ناامیدیهای من باعث خواهد شد که همه را از هم بپاشم و وقتی که پاشیده شد، باید جمع کنند و درست کنند.
- همنسلهای شما، کسانی که در آن سالها با شما کار میکردند، نمیپرسند از شما که شعر میگویید یا نه؟
+ کی جوابشان را میدهد؟
- شما جوابشان را نمیدهید؟
+ نه، نمیدهم. مگر بیکارم؟ من اینقدر کار دارم! بدانید که به شما خیلی لطف دارم که دارم با شما حرف میزنم. حوصلهی حرف زدن ندارم اصلن. ارزش ندارند که با اینها حرف بزنید.
بخشی از یکی از مصاحبههای ژازه طباطبایی.
👍15
چتمارس.
- خیلی ناامیدید آقای طباطبایی. + نه اتفاقن؛ خیلی هم امیدوارم؛ برای اینکه ناامیدیهای من باعث خواهد شد که همه را از هم بپاشم و وقتی که پاشیده شد، باید جمع کنند و درست کنند. - همنسلهای شما، کسانی که در آن سالها با شما کار میکردند،…
کمی قبلتر:
- چه شد که دیگر به شعر ادامه ندادید آقای طباطبایی؟
+ من همیشه کارم را انجام میدهم.
- چرا پس از شما خبری نیست؟
+ برای اینکه من حقهباز نیستم مثل دیگران که همیشه حرف بزنم.
- کارهایتان را منتشر نمیکنید؟
+ چه احتیاجی است؟ شرایط جوری نیست که آدم شعر بگوید.
- چرا؟
+ از شما میپرسم: چرا؟
- یعنی شرایط جامعه طوری نیست که شعر بگویید؟
+ هست؟
- برای شعر گفتن یا انتشارش؟
+ برای زندگی، شعر گفتن و انتشارش و فکر کردن و هر چیز دیگر.
- چرا اینقدر ناامید هستید آقای طباطبایی؟
+ من خیلی امیدوارم. امیدوارم که این زندگی درست شود.
ژازه ایز ساچ ئه موود.
- چه شد که دیگر به شعر ادامه ندادید آقای طباطبایی؟
+ من همیشه کارم را انجام میدهم.
- چرا پس از شما خبری نیست؟
+ برای اینکه من حقهباز نیستم مثل دیگران که همیشه حرف بزنم.
- کارهایتان را منتشر نمیکنید؟
+ چه احتیاجی است؟ شرایط جوری نیست که آدم شعر بگوید.
- چرا؟
+ از شما میپرسم: چرا؟
- یعنی شرایط جامعه طوری نیست که شعر بگویید؟
+ هست؟
- برای شعر گفتن یا انتشارش؟
+ برای زندگی، شعر گفتن و انتشارش و فکر کردن و هر چیز دیگر.
- چرا اینقدر ناامید هستید آقای طباطبایی؟
+ من خیلی امیدوارم. امیدوارم که این زندگی درست شود.
ژازه ایز ساچ ئه موود.
👍20
In Every Dream Home A Heartache
Roxy Music
(شروع موسیقی)
(توقف موسیقی)
ان الله مع الصابرین
و الله یحب الصابرین.
{از کشتهشدگان پیشآمد تلخ کورهی گچپزی ژاله}
(ادامهی موسیقی)
(توقف موسیقی)
ان الله مع الصابرین
و الله یحب الصابرین.
{از کشتهشدگان پیشآمد تلخ کورهی گچپزی ژاله}
(ادامهی موسیقی)
👍6
چتمارس.
-۳ اگر با اصطلاح احتمالن جنسیتزدهی «چوچک» آشنا باشید، پ٬ چوچک من بود. ارتباط ما چندان شمس و مولانایی نبود؛ البته جوری هم نبود که بشود از رویش یک «کوهستان بروکبک» ساخت. اصلن حالا که به عقب برمیگردم، میبینم تنها دلیل این که او هم سعی میکرد به من نزدیک باشد،…
۴-
به خانه میرسم. سرعت عطسهها به نحوی زیاد شده که اگر دسترسی به گوگل راحت بود، چک میکردم که چقدر با رکورد گینس فاصله دارم.
مامان آنتیهیستامین به خوردم میدهد. ظرف کمتر از یک ساعت، عطسهها بسیار کند شدهاند. تنها مشکلی که وجود دارد، این است که مثل سگ خوابم میآید. عیبی ندارد. میخوابم. فردا، در سرویس و مدرسه چنان چرت میزنم که راننده میپرسد «برای اعتیاد خیلی زود نبود؟»
روز دوم هم به همین نحو میگذرد. قرصها را قطع میکنم. عطسهها قطع نمیشوند. پدرم اینجاست که دستمال تدبیرش را میبندد و با نگاهی گیرا و قهرمانانه، وارد داستان میشود.
اعلام میکند از دوست عطارش چیزی شنیده که باید روی من امتحان کند.
و آن چیز ارتباط مستقیمی با سرنگ دارد.
به خانه میرسم. سرعت عطسهها به نحوی زیاد شده که اگر دسترسی به گوگل راحت بود، چک میکردم که چقدر با رکورد گینس فاصله دارم.
مامان آنتیهیستامین به خوردم میدهد. ظرف کمتر از یک ساعت، عطسهها بسیار کند شدهاند. تنها مشکلی که وجود دارد، این است که مثل سگ خوابم میآید. عیبی ندارد. میخوابم. فردا، در سرویس و مدرسه چنان چرت میزنم که راننده میپرسد «برای اعتیاد خیلی زود نبود؟»
روز دوم هم به همین نحو میگذرد. قرصها را قطع میکنم. عطسهها قطع نمیشوند. پدرم اینجاست که دستمال تدبیرش را میبندد و با نگاهی گیرا و قهرمانانه، وارد داستان میشود.
اعلام میکند از دوست عطارش چیزی شنیده که باید روی من امتحان کند.
و آن چیز ارتباط مستقیمی با سرنگ دارد.
👍15
رخدادهای گونهگون تیترشده بر جدارهی خارجی دکه، برگههای رطوبتخوردهی رفتهرنگ، سوزنهای نارسیده به پوست، داستانهای بیآغاز و سترون، ای فراموشیهای فشردن دکمهی ضبط، ای خندههای بعد از فراموشیهای فشردن دکمهی ضبط، ای ضبط فراموششده، فندک جامانده از دوست مرده، زوزهی روندهی بههیچکجانرس، ای گل مردود، شادی پس از گل مردود و درآوردن پیراهن رو به دوربینها،
شما چیزی به دنیای من اضافه کردهیید.
کش آمدید و پیراهنم را بر تن رنجورتر از همیشه ساختید.
دلگیر نیستم از شما. شما که رسالتتان این بوده و حقی کمتر از من برای وجود نداشتهیید.
شما چیزی به دنیای من اضافه کردهیید.
کش آمدید و پیراهنم را بر تن رنجورتر از همیشه ساختید.
دلگیر نیستم از شما. شما که رسالتتان این بوده و حقی کمتر از من برای وجود نداشتهیید.
👍7