متاسفانه همه چیز تبدیل شده به عادات قَلَت
چهار شنبه سوری از اداب و سنت های نیک گزشتگان ما بوده / ک امروز تنها از آن تَق تَقی بیش نمانده
.
در ایام گزشته / هنگام چنین فرخنده شبی / پسر بچه های کوچک با قاشق و بشقاب در خانه ی همسایه میرفتند / و قاشق را در باسن و کاسه در هَلقش میکردند تا سدای خنده از هر خانه جاری شود
.
پدر بزرگان با نَوگان عاجیل میخوردند و فهش های قدیمی و کِش دار را به آنها با شعر می اموختند / تا دیگر هیچ مادر ... از مهله های دیگر .. نخورد و بیاید در این مهله ننشو ... بی انکه ک...ش نَجِرد.
.
سه شنبه های آخر هرسال / اتشی می افروختند ز نیکی / تا باکتری ها از بین برود / هَسن کچل را در آن می انداختند چون خودِ خودِ میکروب بود آشقالِ کِسافت .... پس به نوبت / یکی پس از دیگری با لنگ باز از آتش میپریدند تا شورتشان خشک شود و باز میکروب ها کشته شوند / به به .. بوی زقال و پشمِ کِز خورده در فزاع 😇😇🐽
.
و چه شیرین به پایان میرسید آن ایام ...
هیچکس سرش روی گوشی ها پایین نبود و انگشت به شیشه نمیمالید / آن عاشِق مردمانِ فهیم / سرهاشان همه بالا و دست لا ...... بود تا سُپ ...... همدیگر را میگرفتند و به آسمانِ هما مینگریستند / تا خودِ سُپ / 👀👀
منقول است : شبی سه شنبه ای / آخراش / کوکی ( کودکی) از زیادی زمان به تنگ عامد و از بقلی خود سوعال نُمود : ما در آسمان دنبال چه مینگریم عمو؟🤔🤔🤔
وی بیدرنگ ریپلای کرد / دنبال ننت عمو جان ... دُمب اکبر دیگه ... به ناگاه همگان جریدند از خنده و در دل هاشان فکر کردند که جایی به ز ایران من نیست ... دانمارک پنیر است.
چهار شنبه سوری از اداب و سنت های نیک گزشتگان ما بوده / ک امروز تنها از آن تَق تَقی بیش نمانده
.
در ایام گزشته / هنگام چنین فرخنده شبی / پسر بچه های کوچک با قاشق و بشقاب در خانه ی همسایه میرفتند / و قاشق را در باسن و کاسه در هَلقش میکردند تا سدای خنده از هر خانه جاری شود
.
پدر بزرگان با نَوگان عاجیل میخوردند و فهش های قدیمی و کِش دار را به آنها با شعر می اموختند / تا دیگر هیچ مادر ... از مهله های دیگر .. نخورد و بیاید در این مهله ننشو ... بی انکه ک...ش نَجِرد.
.
سه شنبه های آخر هرسال / اتشی می افروختند ز نیکی / تا باکتری ها از بین برود / هَسن کچل را در آن می انداختند چون خودِ خودِ میکروب بود آشقالِ کِسافت .... پس به نوبت / یکی پس از دیگری با لنگ باز از آتش میپریدند تا شورتشان خشک شود و باز میکروب ها کشته شوند / به به .. بوی زقال و پشمِ کِز خورده در فزاع 😇😇🐽
.
و چه شیرین به پایان میرسید آن ایام ...
هیچکس سرش روی گوشی ها پایین نبود و انگشت به شیشه نمیمالید / آن عاشِق مردمانِ فهیم / سرهاشان همه بالا و دست لا ...... بود تا سُپ ...... همدیگر را میگرفتند و به آسمانِ هما مینگریستند / تا خودِ سُپ / 👀👀
منقول است : شبی سه شنبه ای / آخراش / کوکی ( کودکی) از زیادی زمان به تنگ عامد و از بقلی خود سوعال نُمود : ما در آسمان دنبال چه مینگریم عمو؟🤔🤔🤔
وی بیدرنگ ریپلای کرد / دنبال ننت عمو جان ... دُمب اکبر دیگه ... به ناگاه همگان جریدند از خنده و در دل هاشان فکر کردند که جایی به ز ایران من نیست ... دانمارک پنیر است.
///////
اما اگه به مهربانی و آرامش / دور هم جَم بودین و آتشی هم نور سورتتون رو خوشگل تر میکرد :
اما اگه به مهربانی و آرامش / دور هم جَم بودین و آتشی هم نور سورتتون رو خوشگل تر میکرد :
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
UX designer: Jardson Almeida
یکی از ترندای دیزاین امسال / 3d flat بود / ینی یه چیزی شبیه اینی ک میبینین / من ک خیلی دوس داشتم / تک تک موشن هاش عالی کار شدن و با هم دوست هستن 👌
جاعیست / ک همچون جاهای دیگرش / بوی خاسِ ژاپن میدهد
البته این تبیعیه / بوی ایران ک نباید بده
میتونم هم تفت ندم و اسل داستان رو بزارم / نه؟
البته این تبیعیه / بوی ایران ک نباید بده
میتونم هم تفت ندم و اسل داستان رو بزارم / نه؟