This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهبتای توماج بعد از ازادی
ی مشت اهمق تو سیستم اموزشی
دو مشت اهمق تر تو خونه ها
بچه های بیگناهو زجر میدن / ب اسم درس و مشق
بیست سال بعد / با عقده هایی ب کانونه پاره ی خانه و جامعه ک دیگه هالا پیر شده / بر میگردن / ک برای روانشناسشون فقت به راه میمونه / ساتور کردن بچگیشون
دو مشت اهمق تر تو خونه ها
بچه های بیگناهو زجر میدن / ب اسم درس و مشق
بیست سال بعد / با عقده هایی ب کانونه پاره ی خانه و جامعه ک دیگه هالا پیر شده / بر میگردن / ک برای روانشناسشون فقت به راه میمونه / ساتور کردن بچگیشون
اخته از کودکی / دوران تلخ سریعی ک باید بریده میشد / مسل مارمولک ک دمشو میزاره و فرار میکنه / کنار بقیه مارمولکای گیج / موازی ب دیوار نفس میکشن
تموم سکوت ما / به ااااه تبدیل میشه / تو اینده میکِشیمش / ببین کی گفتم / تو سورتمون میخوره هرچه دیدیم و قلت بود و جار نزدیم.