تو سرچایِ الکیم / ب ی گفتگو/ از پنجسال پیش رسیدم / با ی دیزاینر ب اسم ستار /
من/ما/ اونموقه هنوز دانشجو بودیم و ستار توی بازار و سنعت
ستار ی دیزاین خیلی خوب داشت / بخاتر اون با هم هم سهبت شده بودیم ...
من/ما/ اونموقه هنوز دانشجو بودیم و ستار توی بازار و سنعت
ستار ی دیزاین خیلی خوب داشت / بخاتر اون با هم هم سهبت شده بودیم ...
خیلیا مِسل ستار فک میکنن ب مخاتب / دلایل منتقی هم پشتش دارن
اینکِ مخاتب خیلی چیزی نمیفهمه از دیزاین / باید بازار پسند کار کنی / اگه نَ خریده نمیشه و ...
اینکِ مخاتب خیلی چیزی نمیفهمه از دیزاین / باید بازار پسند کار کنی / اگه نَ خریده نمیشه و ...
یبار یکی ک رفته بودیم برا سهبت دربارِ ساخت و فروش یکی از کارامون / استاد و دوست ازیز مریخ پور / بعد اینک سر درسد و اینا ب ی توافق هدودی رسیدیم / یچیزی گف ک موندم
گف “زووگر / باید با روکش لمینت سورتی جیق / با چوب نعوپان باید بره تو بازار / هم هزینِ ساختش نسف میشِ/ هم مخاتب این رنگارو بیشتر دوسداره
راستم میگفت
راستم میگفت