میشه هدود ی میلیون / 😂😂 یلهزه خندم گرفت / چقدر وخته مفهوم میلیون تقیر کرده
و این تازه قیمت زود هنگامشه / برای پیش سفارش از کیک استارتر /
و این تازه قیمت زود هنگامشه / برای پیش سفارش از کیک استارتر /
مالک ی چیزی بودن / ینی اینکه مالته و اختیارشو داری ک هر تسمیمی براش بگیری
داستان مالک شدنِ ماها و تبدیل ب چیز شدنِ انسانا / تو جامعه ما / از وختی شُرو میشه ک میشنویم یکی میخاد بره زن بگیره
گرفتن ب سانِ خریدن / ب چنگ در اوردن / مالکش شدن
بزرگتر ک میشیم با جمله ی “ یکی رو میخام باشه ک مالِ من باشه 😍 / ب تجلی اوجِ یک اهساس و در هم تنیدگیش با همون تفکر و فَکت / روبرو میشیم
اما خب قاعدتن اهساس عشق تنها درگیرشوندش نیست و پسر عموهایی چون خشم و قَم هم میتونن تو اون قاعده ب تجلی برسن و شکوفا بشن!
نتیجش تو سَبُک ترین هالت / نگاه شِیع گرا ب ما یملک (انسان) رو باعس میشه / ک هداقل برای جاش / موقعیتش / اجازه تسمیمگیری رو ب فرد میده / کجا باشه کجا نباشه / ک از نگاه من عاسیب ببینه یا نبینه
و در هالتِ یکم از سَبُک/ سنگینتر / ینی یکم ک پا فراتر از هَدِ قبلی بزاریم / با مفهوم اختیارِ تام روبرومیشیم.
اختیارِ تام در قبال انسانی داشتن / چیزی نیس ک جِری مسخرش میکرد تو کارتون / چیزیِ که جِر میده با قانون
یکم جلوتر با جمله ی “ بچه ی خودمه اختیارشو دارم “ به عاقوشِ درد میرویم
و باز یکم جلوتر / عقبتر / میبینیم و میشنویم از درخاستِ قِیرت برای گزاشتن جلوی مساویِ دوست داشتن!!
“قیرتی ک ب جسم ختم شده و ب روه و روان هیچوخت هتا تُف هم نکرده
شیافِ مزمونه “امروز این پسره/دختره بهم میسیج داد ک چتوریو اینا...” ب تهتِ دوست پسر/دختر/ همسر/ دردی داره ک بیشتر از بیدار کردن قوه ی هسادت / سراقِ خشم اون میره
جا داره یاد بندازم “گرفتن” / یجای دیگم کاربرد داره خیلی / تو ی هَق /
گرفتنِ هَق / ک معمولن خبر از ی ستمگریعی رو میده ک نیاز ب جنگ داره انگار / گرفتن و مبارزه / گرفتن و هِرس / گرفتن و خشونت
واقعن ممنون از هُزورِ بقیه کلمه ها در مقزهامون / وگرنه با همین چنتا کلمه و مفهوم و منتقِ اجتماعیشون / و لینک شدنشون بهم تو کاسه ی سر ب اسمِ تفکر / ب ریز گای میرفتیم
برگردیم ب جمله ی اولِ این پست و داستان زیرو ی نگاهی بندازیم:
داستان مالک شدنِ ماها و تبدیل ب چیز شدنِ انسانا / تو جامعه ما / از وختی شُرو میشه ک میشنویم یکی میخاد بره زن بگیره
گرفتن ب سانِ خریدن / ب چنگ در اوردن / مالکش شدن
بزرگتر ک میشیم با جمله ی “ یکی رو میخام باشه ک مالِ من باشه 😍 / ب تجلی اوجِ یک اهساس و در هم تنیدگیش با همون تفکر و فَکت / روبرو میشیم
اما خب قاعدتن اهساس عشق تنها درگیرشوندش نیست و پسر عموهایی چون خشم و قَم هم میتونن تو اون قاعده ب تجلی برسن و شکوفا بشن!
نتیجش تو سَبُک ترین هالت / نگاه شِیع گرا ب ما یملک (انسان) رو باعس میشه / ک هداقل برای جاش / موقعیتش / اجازه تسمیمگیری رو ب فرد میده / کجا باشه کجا نباشه / ک از نگاه من عاسیب ببینه یا نبینه
و در هالتِ یکم از سَبُک/ سنگینتر / ینی یکم ک پا فراتر از هَدِ قبلی بزاریم / با مفهوم اختیارِ تام روبرومیشیم.
اختیارِ تام در قبال انسانی داشتن / چیزی نیس ک جِری مسخرش میکرد تو کارتون / چیزیِ که جِر میده با قانون
یکم جلوتر با جمله ی “ بچه ی خودمه اختیارشو دارم “ به عاقوشِ درد میرویم
و باز یکم جلوتر / عقبتر / میبینیم و میشنویم از درخاستِ قِیرت برای گزاشتن جلوی مساویِ دوست داشتن!!
“قیرتی ک ب جسم ختم شده و ب روه و روان هیچوخت هتا تُف هم نکرده
شیافِ مزمونه “امروز این پسره/دختره بهم میسیج داد ک چتوریو اینا...” ب تهتِ دوست پسر/دختر/ همسر/ دردی داره ک بیشتر از بیدار کردن قوه ی هسادت / سراقِ خشم اون میره
جا داره یاد بندازم “گرفتن” / یجای دیگم کاربرد داره خیلی / تو ی هَق /
گرفتنِ هَق / ک معمولن خبر از ی ستمگریعی رو میده ک نیاز ب جنگ داره انگار / گرفتن و مبارزه / گرفتن و هِرس / گرفتن و خشونت
واقعن ممنون از هُزورِ بقیه کلمه ها در مقزهامون / وگرنه با همین چنتا کلمه و مفهوم و منتقِ اجتماعیشون / و لینک شدنشون بهم تو کاسه ی سر ب اسمِ تفکر / ب ریز گای میرفتیم
برگردیم ب جمله ی اولِ این پست و داستان زیرو ی نگاهی بندازیم:
خیلی دلم میخاس خودمونیش رو هم بتونم بگم بهتون ک سرتونو عَ کون بقیه ادما بکشین بیرون و اینو یجایی تو پهنای پوکیه سرتون میخ کنین ک هیچ خری مال من نیس مخسوسن ب اسم عشق.
چِ بَرِ مروارید پروری دارین ک اِسرار هم میکنین / یکی “فقت” مال شما باشه 😏
چِ بَرِ مروارید پروری دارین ک اِسرار هم میکنین / یکی “فقت” مال شما باشه 😏