از وجود هقیری ک راهِ هَلاش اینقدر مهدوده و ادم مینامیمش / سَر خوردم / از خودم / ک همون روتین باز برام اتفاق میفته مسل بقیه / قُسه خوردن بعدم فراموشی / و هیچ کار گنده ی خوبی نمیتونه بکنه / از این ناتوانِ پر جمعیت / هالم بهم میخوره.
مگه داس برای گندم نبود؟ سیبو چرا باش پس بریدن؟
گفته بودن ممنوعه خوردنش / اونم ک تو گلوش گیر کرد روندنش
گفته بودن ممنوعه انجامش / اما انجام “شد” / بریدنش
یجای معادلت ی جایی باز کن “استاد” / بزار ی مساوی بشه جاش / همش شد جمع جمع جمع / تو اون گلو ک بشکنه بقزش هم/ دیگه نداره شکلی سداش
گفته بودن ممنوعه خوردنش / اونم ک تو گلوش گیر کرد روندنش
گفته بودن ممنوعه انجامش / اما انجام “شد” / بریدنش
یجای معادلت ی جایی باز کن “استاد” / بزار ی مساوی بشه جاش / همش شد جمع جمع جمع / تو اون گلو ک بشکنه بقزش هم/ دیگه نداره شکلی سداش
نواوری /دیزاین / های هستن ک خوشهالت میکنن نه با فقت با فکر کردن ب فرم بلکه با بهبود بخشیدن ب ماهیت و هدف کار 👊🏻