#cheetalk 2 with Saara
سارای / مهندس / اهل دقتِ و چندین ساله داره اماده میشه گواهینامشو بگیره
متمایل امتهان کردن مرباهای جدید نیس اما کاملن early user ترنسپورتیشن سیستمه
زیاد میخونه / ولی همچنان معتقده اونی ک داره جهانو نجات میده ایلان ماسکه
گوش میکنیم ب گفتگوش در چیتاک شماره دویوم 😊
سارای / مهندس / اهل دقتِ و چندین ساله داره اماده میشه گواهینامشو بگیره
متمایل امتهان کردن مرباهای جدید نیس اما کاملن early user ترنسپورتیشن سیستمه
زیاد میخونه / ولی همچنان معتقده اونی ک داره جهانو نجات میده ایلان ماسکه
گوش میکنیم ب گفتگوش در چیتاک شماره دویوم 😊
موزوعای مورد بهس ب ترتیب وروود ب گفتگو گزاشته شدن اینجا 👇🏻👇🏻
پیشنهاد میکنم یبار قبل گوش کردن ی نگاه کوچیک بندازین بهشون ک شَمایل دستتون بیاد 👍🏻
پیشنهاد میکنم یبار قبل گوش کردن ی نگاه کوچیک بندازین بهشون ک شَمایل دستتون بیاد 👍🏻
////
چیتاکِ سِری جدید/ یجور کنجکاوی لای تازگیه بین اختلافِ دیدگاهاست / منزورم دقیقن اون تَعمِ تَره لای نون پنیر سبزی ست😊🙌🏻
چیتاکِ سِری جدید/ یجور کنجکاوی لای تازگیه بین اختلافِ دیدگاهاست / منزورم دقیقن اون تَعمِ تَره لای نون پنیر سبزی ست😊🙌🏻
اینقدر این دو جنس با هم تفاوت دارن / ک اگه شهدِ سکس علاقرو بوجود نمیاورد / منقرِز شده بود یکیشون هتمن تا الان
هالا بهس عشق و مدیریت بوجود میاد که بخش دومیش زاهرن خترناکتره
ساختن / درک / مهندسی کردن ی رابته برای ادامه / ب انگیزه ای بیش از گرمیه پا نیاز داره / چیزی ک انگار وجود خارجی نداره اما “عادت” جامه ی قشنگی براش دوخته 👊🏻
هالا بهس عشق و مدیریت بوجود میاد که بخش دومیش زاهرن خترناکتره
ساختن / درک / مهندسی کردن ی رابته برای ادامه / ب انگیزه ای بیش از گرمیه پا نیاز داره / چیزی ک انگار وجود خارجی نداره اما “عادت” جامه ی قشنگی براش دوخته 👊🏻
پس اونایی م سالهای سال دارن با عشق زندگی میکنن چی؟
برای رازی بودن از هم / نیاز ب شناختِ
اما شناخت، دریافتی نیست ک بشه با خوندن یکی دو کتاب یا با شنیدن رادیو هلاکویی یا سفر کردن بدست بیاد
ب اندازه ای ک زمان وجود داره / شناختن ادامه پیدا میکنه
هالا میایم اینور بازار / کی میخاد ک این فعل رو سَرف کنه؟ یعنی کی میخاد ک شُرو ب شناختن کنه؟ یه کجه معیوبِ ناشناخته؟
با چنان وَلَعی بندِ شخسیتمون از بچگی گره ی کور خورد / ک اگه با سر نخی هم اشنا بشیم مهکوم ب پیچیده و گم شدن لای این کلافه.
پارگی شخسیتیمون شبیهش فقت تو کاقز برجامه.
شِکل گرفته ای چون پنیر پیتزا ک هر سوسیس و عنی رو در کناره هم نگه داشته
هالا این موجود/ میخاد ک “بفهمه”
میخاد ک شناخت پیدا کنه / از روی “اسول”/ مسل مالیدنه کره رو سوماخپالونه/ چقدرش بجا میمونه؟
زاهرن چیز زیادی نسیبِ شناساگر نمیشه / اما ادای شناختن رو در اوردن / و نیمچه اهترامی گزاشتن / جایگزینه موزوع میشه / موزوع مهمی ک جاشو میده ب تکنیک های گزشت کردن / ب فراموش کردن / ب ...
گویا انسان تواناست / بِتونه/ هرکاری میتونه بکنه / پای پیاده از قُتب جنوب رد شده سد سال پیش / الانم اگه بخاد میتونه کنار یکی دیگه زندگی کنه / منتقن نمیشه / اما اگه بخاد / مادامی ک بخاد / میشه.
برای رازی بودن از هم / نیاز ب شناختِ
اما شناخت، دریافتی نیست ک بشه با خوندن یکی دو کتاب یا با شنیدن رادیو هلاکویی یا سفر کردن بدست بیاد
ب اندازه ای ک زمان وجود داره / شناختن ادامه پیدا میکنه
هالا میایم اینور بازار / کی میخاد ک این فعل رو سَرف کنه؟ یعنی کی میخاد ک شُرو ب شناختن کنه؟ یه کجه معیوبِ ناشناخته؟
با چنان وَلَعی بندِ شخسیتمون از بچگی گره ی کور خورد / ک اگه با سر نخی هم اشنا بشیم مهکوم ب پیچیده و گم شدن لای این کلافه.
پارگی شخسیتیمون شبیهش فقت تو کاقز برجامه.
شِکل گرفته ای چون پنیر پیتزا ک هر سوسیس و عنی رو در کناره هم نگه داشته
هالا این موجود/ میخاد ک “بفهمه”
میخاد ک شناخت پیدا کنه / از روی “اسول”/ مسل مالیدنه کره رو سوماخپالونه/ چقدرش بجا میمونه؟
زاهرن چیز زیادی نسیبِ شناساگر نمیشه / اما ادای شناختن رو در اوردن / و نیمچه اهترامی گزاشتن / جایگزینه موزوع میشه / موزوع مهمی ک جاشو میده ب تکنیک های گزشت کردن / ب فراموش کردن / ب ...
گویا انسان تواناست / بِتونه/ هرکاری میتونه بکنه / پای پیاده از قُتب جنوب رد شده سد سال پیش / الانم اگه بخاد میتونه کنار یکی دیگه زندگی کنه / منتقن نمیشه / اما اگه بخاد / مادامی ک بخاد / میشه.
کسانی ک سالهاست دارن با عشق زندگی میکنن / سالهاست ک شخسیتِ سیالی دارن / مسل دو قتره عاب ک بهم میپیوندن / توی قتره ی جدید همزمان هردوشونو میشه دید.
هردوشون / جسم سومی درمیان اندو
شخسیت سوم / رنگین کمانِ پس از بارش های شناخت و تقییرِ 🌈
هردوشون / جسم سومی درمیان اندو
شخسیت سوم / رنگین کمانِ پس از بارش های شناخت و تقییرِ 🌈