Out Of The Game
Weval
اگه ب جاده ای میرین ک کناره هاش سُر میخوره ب منازری/ اینهم ببرین
امروز بلخره چشم منور شد ب کارتای دیزاین متدِ IDEO
مِسالش برای من / مسل مادر زنیه ک عروسش براش از قرمه سبزی مامانش تریف میکنه...
برو بابااااا 😄😄😄🖕🏻🖕🏻
مِسالش برای من / مسل مادر زنیه ک عروسش براش از قرمه سبزی مامانش تریف میکنه...
برو بابااااا 😄😄😄🖕🏻🖕🏻
هالا درسته نسفِ دنیا با همین کارتا دیزاین میکنن و از مشکلات دیپلماتیک تا تخماتیک رو با همینا هل میکنن / اما خب ب کار من نمیان / چکار کنم 👀
یا کلن برات جالبه بدونی چجوری میشه با این راهای ساده ی آیدیو ب راه هلای خیلی خوب رسید / در تیم البتع 😊👌🏻
دارمفکر میکنم ک ازینجا برم
من برای خودم / جای دیگه هم میتونم هرف بزنم...
من برای خودم / جای دیگه هم میتونم هرف بزنم...
Little Love @chillcastle
Aaron @ChillCastle
زندگی
یک مسیر بلند است
گاهی
و
مرگ
یک اتفاق کوتاه است
گاهی
نگران نباش
می خواد بگه
می تونه این جوری هم که تو تصور می کنی
نباشه
گاهی
فـ ـخـ ـر :)):
@diwane
یک مسیر بلند است
گاهی
و
مرگ
یک اتفاق کوتاه است
گاهی
نگران نباش
می خواد بگه
می تونه این جوری هم که تو تصور می کنی
نباشه
گاهی
فـ ـخـ ـر :)):
@diwane
شماها یادتون نمیاد / ولی یزمانی موبایلا برای اینکه بفهمونن ک سدا داره کم یا زیاد میشه وختی دکمشو میزنی / میگفتن “ تق تق تق تق ...
فکنم اولین بار اپل بود ک این فیچر رو سیک شو زد / چون دید معمولن وختی ترف میخاد کم و زیاد کنه / ی سدایی داره گوش میده دیگه / دیگه چ کاریه وَق وَق کنه گوشی عاخه...
بیشتر بخاتر این بود فکنم اون زمان چون کارشناسای ویندوز نود هشت و اون تِمِ جنگلش / رفته بودن تو تیم نوکیا
بعد بازم یادتون نمیاد / یه گوشی بود پَنتک/ pantech / تا شلوارتو نمیکشیدی رو تلویزیون باور کنه پارَرسسس س / ول نمیکرد / از فوشِ سُپ تا شاشِ شب رو انتن بود / وختاییم نبود ب شیشه تلویزیون نگا میکردی میدیدیش نشسته نگات میکنه ک کِی کنترل رو برمیداری / مامانم دو سه بار چایی براش اورد ولی نتونست بخوره گفت سر کار اجازه خوردن نداریم
هالا چی بود مگه! زنگ ک میخورد گوشیت عکس ی بچه نشون میداد میگفت “بابایی گوشیو بردار دیگه ...
هنوز بچه هرو یادم میاد / دست میکنم جیبم ببینم هستن / یا تمام ریختن
اخر تبلیقشم میگفت / تماس تسویری با تکنولوژی پنتک /
فکنم اولین بار اپل بود ک این فیچر رو سیک شو زد / چون دید معمولن وختی ترف میخاد کم و زیاد کنه / ی سدایی داره گوش میده دیگه / دیگه چ کاریه وَق وَق کنه گوشی عاخه...
بیشتر بخاتر این بود فکنم اون زمان چون کارشناسای ویندوز نود هشت و اون تِمِ جنگلش / رفته بودن تو تیم نوکیا
بعد بازم یادتون نمیاد / یه گوشی بود پَنتک/ pantech / تا شلوارتو نمیکشیدی رو تلویزیون باور کنه پارَرسسس س / ول نمیکرد / از فوشِ سُپ تا شاشِ شب رو انتن بود / وختاییم نبود ب شیشه تلویزیون نگا میکردی میدیدیش نشسته نگات میکنه ک کِی کنترل رو برمیداری / مامانم دو سه بار چایی براش اورد ولی نتونست بخوره گفت سر کار اجازه خوردن نداریم
هالا چی بود مگه! زنگ ک میخورد گوشیت عکس ی بچه نشون میداد میگفت “بابایی گوشیو بردار دیگه ...
هنوز بچه هرو یادم میاد / دست میکنم جیبم ببینم هستن / یا تمام ریختن
اخر تبلیقشم میگفت / تماس تسویری با تکنولوژی پنتک /