از ویژگیاشون میشه به تریف کردن / نه فقت خوندن/ اشاره و تفکر کرد
موزوعاتی از لاو تا گاو / میتونه از زهن این گروه بگزره و در مسیر ب زهن ماهم برسه
موزیکاو ملودیا هم ممولن توری تنزیم شدن ک بتونن تو گوشه ای از گوشه ایت / گیر کنه 😊
موزوعاتی از لاو تا گاو / میتونه از زهن این گروه بگزره و در مسیر ب زهن ماهم برسه
موزیکاو ملودیا هم ممولن توری تنزیم شدن ک بتونن تو گوشه ای از گوشه ایت / گیر کنه 😊
دارم از گروه او و دوستانش هرف میزنم
ب بهونه گوش کردن البوم عاخرشون بعد از یکماه
ب بهونه گوش کردن البوم عاخرشون بعد از یکماه
باید چیزی درباره ی یلدا بگم
دختری ک خیلی با ادب بود / کمک مادرش میکرد تو کارش/ هر کسی میومد بلند میشد
مامانش میومد بلند میشد / باباش میومد بلند میشد / خاله میومد بلند میشد / معمور مالیات بر درآمد میومد بلند میشد
یبار پسر میوه فروش مهل دیدش/ عاشقش شد و دیگه نمیتونست هندونه هارو درست بندازه تو هوا
ب مَهفِلِ یار رفت و یلدا بلند شد / کمی بلندتر از پسر
بار دوم ب دیدارش رفت و یلدا باز بلند شد / و بلند شد / و شد
دیگه بلند تر از اونی که بتونه زیر دستای پسر نوازش بشه
هر بار نزدیکی دوری در مقتعِ ارتفاع رو بهمراه میاورد
ساقه پاشو مهکم بقل کرده بود/ گریه میکرد و تسمیمشو گرفت / دیگه نزدیکش نیاد
از دور وا میستاد و یلدارو میدید / خوشهال بود سورتشو میبینیه/ دلش میخاس باز لپاشو بتونه بوس کنه
مردم خر نفهم/ بی مهابا هی میرفتن ک ببینن یلدا چرا بلند شده/ و همین باعس شد سر یلدا از ابرا بزنه بیرون
همه جااااا سفید بود / قشنگ تر از پنبه های مادرش/ داش فکر میکرد چ لهاف بزرگی میشه باهاشون درست کرد/ دیگه فقت کوه مونده بودو ی اسمون ابی ک خورشید توش قِل میخورد
به هنگام تلوع، رسید نوک کوه/ پسر/ پرید رو شونه هاش😊
این ب اون نگا
اون ب این نگا
ُمیخندیدنو میرفتن بالا
پسر از تو بخچش ی انار دراورد تارف یلدا کرد/ شکافت باهم خوردن / کَلش خورد تَق ب خورشید/ یلدا/ پسرک سوخت /اناراش ریخت
خورشید دور شد / مردم یخ زدن / دوره پاهای یلدا درخت انار درومده بود رو زمین / دایره های قرمز تو اون سفیدیا قشنگ بود
With love | @cheesign
دختری ک خیلی با ادب بود / کمک مادرش میکرد تو کارش/ هر کسی میومد بلند میشد
مامانش میومد بلند میشد / باباش میومد بلند میشد / خاله میومد بلند میشد / معمور مالیات بر درآمد میومد بلند میشد
یبار پسر میوه فروش مهل دیدش/ عاشقش شد و دیگه نمیتونست هندونه هارو درست بندازه تو هوا
ب مَهفِلِ یار رفت و یلدا بلند شد / کمی بلندتر از پسر
بار دوم ب دیدارش رفت و یلدا باز بلند شد / و بلند شد / و شد
دیگه بلند تر از اونی که بتونه زیر دستای پسر نوازش بشه
هر بار نزدیکی دوری در مقتعِ ارتفاع رو بهمراه میاورد
ساقه پاشو مهکم بقل کرده بود/ گریه میکرد و تسمیمشو گرفت / دیگه نزدیکش نیاد
از دور وا میستاد و یلدارو میدید / خوشهال بود سورتشو میبینیه/ دلش میخاس باز لپاشو بتونه بوس کنه
مردم خر نفهم/ بی مهابا هی میرفتن ک ببینن یلدا چرا بلند شده/ و همین باعس شد سر یلدا از ابرا بزنه بیرون
همه جااااا سفید بود / قشنگ تر از پنبه های مادرش/ داش فکر میکرد چ لهاف بزرگی میشه باهاشون درست کرد/ دیگه فقت کوه مونده بودو ی اسمون ابی ک خورشید توش قِل میخورد
به هنگام تلوع، رسید نوک کوه/ پسر/ پرید رو شونه هاش😊
این ب اون نگا
اون ب این نگا
ُمیخندیدنو میرفتن بالا
پسر از تو بخچش ی انار دراورد تارف یلدا کرد/ شکافت باهم خوردن / کَلش خورد تَق ب خورشید/ یلدا/ پسرک سوخت /اناراش ریخت
خورشید دور شد / مردم یخ زدن / دوره پاهای یلدا درخت انار درومده بود رو زمین / دایره های قرمز تو اون سفیدیا قشنگ بود
With love | @cheesign