Forwarded from برش
🔻 منظور از اطلاعات نادرست ادعاهايى است كه دروغاند اما عمداً براى فريب دادن طراحى نشدهاند. در بستر شبكه هاى اجتماعى، اولين رسانهاى كه داستانى را منتشر كند بخش اعظم بازديدها را به خود اختصاص مىدهد. در رقابت براى كسب مقام اول، ناشران اغلب راستی آزمايى را از فرايند انتشار حذف مىكنند.
#علیه_مزخرفات
#برگستروم
#وست
#محبی_جهرمی
#ترجمان
@Slice_of_book
#علیه_مزخرفات
#برگستروم
#وست
#محبی_جهرمی
#ترجمان
@Slice_of_book
برش
🔻 منظور از اطلاعات نادرست ادعاهايى است كه دروغاند اما عمداً براى فريب دادن طراحى نشدهاند. در بستر شبكه هاى اجتماعى، اولين رسانهاى كه داستانى را منتشر كند بخش اعظم بازديدها را به خود اختصاص مىدهد. در رقابت براى كسب مقام اول، ناشران اغلب راستی آزمايى را…
روایت اول، همون چیزیه که ذهنیتها رو با خودش همراه میکنه. حتی اگه بعد از اون مشخص بشه روایت، روایتی غلط و بیاساس بوده،.اما چون اولین چهارچوب فکری رو به اذهان عموم جامعه تزریق کرده، بعد از اون هر روایتی، از دریچه اون روایت دیده میشه. مثل یه اتاق که رنگش کرده باشن. رنگ بعدی هرچی باشه، روی اون قبلی سوار میشه.
چرکـنویس
دستی تو را نبردیم، گفتی قمار کافیست دستی دگر بسوزان ما را ثواب دارد
تا کی رقیب افتد در آتش جمالت
قدری مرا بسوزان من هم گناه دارم
قدری مرا بسوزان من هم گناه دارم
چرکـنویس
• Ponette •
پونت | در سوگِ مادر
سوگ برای آدمی، قرصی شفابخش است. مثل پونت در فراق مادرش. مثل روزهایی که تنها در علفزارها قدم میزند و منتظر آمدن مادرش بود. مادری که برای همیشه رفته بود. اما اون ایمان داشت روزی مادرش خواهد آمد. پونت هیچوقت در سوگش، تسلیم غم نشد.
این دومین فیلم از سینمای فرانسه است که میبینم. سینمای واقعگرایی که بیننده را در خود صحنه میگذارد. و تو هم کنار پونت برای مادرش اشک میریزی. پونت فیلمی مذهبی است. مفاهیم کاتولیک را مانند یک کلاس درس برایت شرح میدهد. و میگوید برو و از مسیح بخواه، مسیح در بهشت نگهدار خواستههای توست. این ادبیات مذهبی، در قالبی کودکانه که بار احساسی آدمی را به دوش میکشد، مخاطب را همراه خود تا آخر داستان میکشد. حتی اگر ریتم این فیلم کند باشد. حتی اگر موسیقی خوب نداشته باشد. حتی اگر علت و معلولها جای درستی ننشیندد. حتی و صدها حتی دیگر. مهم نیست. مهم این است پونت به آنچه ایمان داشت رسید. و سوگش را کامل کرد. او مثل اولین صحنه، در ماشین میخندد. اما با داشتن بار غمی که حال دوستش دارد.
#امیرحسن_امامی
سوگ برای آدمی، قرصی شفابخش است. مثل پونت در فراق مادرش. مثل روزهایی که تنها در علفزارها قدم میزند و منتظر آمدن مادرش بود. مادری که برای همیشه رفته بود. اما اون ایمان داشت روزی مادرش خواهد آمد. پونت هیچوقت در سوگش، تسلیم غم نشد.
این دومین فیلم از سینمای فرانسه است که میبینم. سینمای واقعگرایی که بیننده را در خود صحنه میگذارد. و تو هم کنار پونت برای مادرش اشک میریزی. پونت فیلمی مذهبی است. مفاهیم کاتولیک را مانند یک کلاس درس برایت شرح میدهد. و میگوید برو و از مسیح بخواه، مسیح در بهشت نگهدار خواستههای توست. این ادبیات مذهبی، در قالبی کودکانه که بار احساسی آدمی را به دوش میکشد، مخاطب را همراه خود تا آخر داستان میکشد. حتی اگر ریتم این فیلم کند باشد. حتی اگر موسیقی خوب نداشته باشد. حتی اگر علت و معلولها جای درستی ننشیندد. حتی و صدها حتی دیگر. مهم نیست. مهم این است پونت به آنچه ایمان داشت رسید. و سوگش را کامل کرد. او مثل اولین صحنه، در ماشین میخندد. اما با داشتن بار غمی که حال دوستش دارد.
#امیرحسن_امامی
❤4
بیا زندگی رو جور دیکه ببینیم. مثل سال دوازدهم که از روی میز مطالعه سفر میکردی به آینده. به روزهایی که قرار بود همه چیز خیلی خاص بگذره. به خیال و خیال و خیال. اما بیا این بار عکسش رو ببینیم. بیا سفر کنیم به گذشته. به بهترین خاطرهها. به روزی که خبر قبولی مدرسه رو بهت دادن. به روزی که مسابقه مدرسه رو بردین و نذر و نذورات کلاستون جواب داد. به روزی که توی زمین چمن مدرسه اولین گلت رو زدی. به وقتی که سطح درسیت از چهار اومد سه. بیا بریم تو دل گذشته. به روزهای خوبی که دیگه برنمیگردن. به اولین روز دانشگاه. به لحظهای که گفت قبولی و گواهینامهدار شدی. به اولین درآمدی که باهاش برای مامان کادو خریدی. به اون شبی که تو خیابون نامه نوشتی و براش گل خریدی. به کنسرت قربانی تو کاخ سعدآباد. به هزاران خاطره خوب از دست رفته. بیا از آینده دست بکشیم. از نقشه کشیدن برای چیزی که هنوز نیومده خسته بشیم. بیا غرقشیم تو چیزایی که یک روزی واقعی بودن. بیا برگردیم به بهترین خاطرهها. فقط سعی کن جور دیگه ببینی این زندگی پاره پاره شده رو. با من بیا برگردیم به قبل از همه این ماجراها.
💔4❤2👾1
من ازپس تواضعى بردهوار چون شعلۀ سرخى به عصيان گردن كشيدم. خداوندا، اگر زنده بودم و در پيشگاهت حاضر نبودم تو را منكر مىشدم. اما حال كه با چشمان خود مىبينمت و با گوشهاى خود صدايت را مىشنوم، مىبايست كارى كنم بس شرورانه تر از انكار تو: بايد كه دشنامت دهم!
آندریاس پوم، مردی چهلساله که از پس جنگ؛ قانون، وطن و خداوند را چون زرهی مستحکم میبیند که پناهی است برای آنان که عاقل باشند و مؤمن. اما جهان در برابر آنچه آدمی از برایش تواضع میکند، گستاختر است. و منشأ این گستاخی کسی نیست جز خدا. یوزف روت، داستانی جسورانه درباره جنگ و آنچه پس از آن در یک جامعه جنگزده رخ میدهد نوشته است. و عصیان بهترین نامی است که میتواند این داستان برای خود به دوش بکشد. داستان مردی وطنپرست و خدادوست که منکران را کافر مینامد، اما تلاطم ایام او را به عصیانگری کافر در میآورد.
❤2
بودن یا نبودن؟ مسئله این است. آیا شایستهتر آن است که یورشهای نابرابر روزگار نامساعد را تاب آوریم، یا سلاح نبرد برداشته و با ایستادگی خویش به این همه رنج و سختی پایان دهیم؟
❤1
چرکـنویس
The sunk cost fallacy.
- Come on. This guy? Seriously?
- Let’s just call it the fallacy of sunk costs.
❤2
مَشقّات دنیا بسیار است و آدمی در سوگِ یکییکیشان روزهایش را پشت سر میگذارد. اصلا گویی دنیا قانونش سختی است. قانونش نشدن است. و اگر روزی شد، کلاهت را بیانداز بالا و منتظر مجازات رد از قانون باش. چرا که آدمی مایه حیاتش رنج است. و رنج غم با خود دارد. و غم با آدمی عجین است. و آنچه آدمی را وادار میکند تا ادامه دهد غم است. غمی برنا که وجودت را آتش میزند و به تو یاد میدهد که اگر پیش نروی هیچ نخواهد شد. و اگر پس بیفتی دیگر هیچ امیدی نیست. و غم ناخودآگاه، خود به ابزاری امیدساز برای فردایت میشود. پس اینطور است که آدمی بیغم، هیچ ندارد برای خویش. و غم آن سیاهه زندگیست که نور را به تو نشان میدهد. و آری؛ من غمهایم را دوست دارم. چون هرچه امید درون زندگانیم هست، همه از صدقه سر غمهای بر روی شانههایم هست.
💔1