گروه مشهدگردی چهارباغ
1.69K subscribers
2.85K photos
89 videos
34 files
96 links
چهارباغ قراری دوستانه جهت بازدید از محله‌های قدیمی مشهد است.

ارتباط با ادمین:
@charbagh_admin


.
Download Telegram
نمونه اسکناس اصلی در کرمانشاه.
@charbagh
در نیمه شعبان ۱۳۷۹ ق، چهارمین ضریح حضرت رضا (ع) به روی زائران گشوده شد.

«با تقدیم تبریکات خالصانه عید فرخنده ولادت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه حسب‌الامر مطاع مبارک شب نیمه شعبان ضریح جدید و تعمیرات و سیم‌کشی داخل حرم مطهر که با نصب هشت نورافکن مانند روز روشن شده بود و با خدمت شبانه‌روزی عده زیادی از علاقه‌مندان و صنعت‌گران آماده شده و بدواً وسیله آقایان علماء اعلام از ساعت ۴ بعدازظهر روز جمعه ۱۴ شعبان ۱۳۷۹ مطابق با ۲۲ بهمن ۱۳۳۸ داخل ضریح مقدس غبارروبی دیگری انجام و با گلاب شسته شد در ساعت پنج و نیم بعدازظهر بسلامت و میمنت درب حرم مطهر برای زیارت زائران شب نیمه شعبان گشوده و بحمداله و المنه و مرحمت و عنایت حضرت ثامن‌الائمه علیه آلاف التحیة امر مبارک آن تولیت عظمی رضوی اجرا گردید. مراتب مفتخراً بشرف عرض میرسد. فردا آیین جشن برقرار و بکسانی که در ساختن ضریخ جدید که یکی از آثار صنعتی بزرگ هنرمندان ایران است جوائزی تسلیم خواهد شد. ۶ بعدازظهر ۲۲ بهمن ۱۳۳۸ جان‌نثار محمد مهران نایب‌التولیه آستان قدس رضوی»

با تشکر از جناب مهندس مهرپویا

@mastoor
@charbagh
🔺حکایت شیرین مشهد قدیم


🔹نویسنده کتاب «خاطرات حگمت یا مشهد قدیم» گفت: تاریخ مشهد قدیم برای نسل‌های بعد یکی از جذابترین و شنیدنی‌ترین مطالب است.

محمد حسین تقوی گیلانی، نویسنده کتاب «خاطرات حگمت یا مشهد قدیم»با اشاره به هسته اولیه شهر مشهد اظهار کرد: مشهد قدیم از پنج محله اصلی شامل پایین خیابان، بالا خیابان، سراب، نوغان و عیدگاه تشکیل شده بود.

🔸تپل محله
وی در پاسخ به اینکه نام محله «تَپُل المحله» از کجا آمده است؟ اظهار کرد: عده‌ای می‌گویند آنجا محل طبل زدن(طبال محله) بوده است، یعنی وقتی یکی از بزرگان شهر مثلا داروغه شهر می‌خواسته مطلبی را به اطلاع عموم برساند، چند نفری را می‌فرستاده که طبل می‌زدند و با صدای طبل مردم جمع می شدند و خبر اعلام و اطلاع‌رسانی می‌شده است.

وی با اشاره به محله «سرشور» گفت: سرشور محله‌ای بود که جمعیت زیادی داشت و بازار بزرگی در آن بود، از صحن قدیم شروع می‌شد و ادامه داشت، زمانی که میدان قدیم را تقسیم کردند یک طرف میدان شد، بازار زنجیر و طرف دیگر آن بازار سرشور شد.

🔸کوچه «عیدگاه» کجا بود؟

تقوی گیلانی خاطرنشان کرد: از فلکه آب(میدان بیت‌المقدس فعلی) به سمت چهارراه کلانتر(چهارراه دانش فعلی) سمت چپ کوچه‌ای بود به نام عیدگاه که به سمت شرق مشهد امتداد می‌یافت که امروزه مدرن شده و خانه‌های قدیمی آن تخریب شده است.

وی بیان کرد: این محله دارای قبرستان، بازارچه و حمام عمومی بود و دلیل نام‌گذاری آن این بود که زمانی که ازبک‌ها به مشهد حمله کردند، در اینجا جنایات زیادی را مرتکب شدند، یکی از آن جنایات این بود که سردار ازبک‌ها دستور قتل عام مردم را صادر کرد و عده زیادی از مردم را کشتند و در جایی که تا 30 سال پیش به آن باغ رضوان می‌گفتند(شمال حرم سمت خیابان طبرسی فعلی) دفن کردند. از آن زمان این محل به قتلگاه معروف شد.

وقتی بعد از مدتی با اصرار خانواده‌های مقتولین و بازماندگان، سردار ازبک قبول کرد که قتل عام را پایان دهد، در این محله عیدگاه مردم جشنی گرفتند و این محله از همان زمان به عیدگاه معروف شد.

🔸«باغ خونی» کجا بود و وجه تسمیه نام آن چیست؟

تقوی گیلانی خاطرنشان کرد: زمانی که ما کودک بودیم جنگ جهانی شروع شد و روس‌ها ایران را به تصرف خود درآوردند و مشهد را هم اشغال کردند، باغی بود که محل کنسولگری روس‌ها بود و چون در آنجا هم کشتارهایی انجام شد این باغ به باغ خونی معروف شد. خیابان امام رضا(ع) را که به سمت حرم مطهر می رویم در سمت راست خیابانی بود و این باغ خونی در وسط‌های همان خیابان واقع شده بود.

🔸میدان «دوچرخه» را به خاطر دارید؟

وی تصریح کرد: میدان دوچرخه را در دو مکان داشتیم، یکی انتهای خیابان خاکی جنب بیمارستان سینا امروزی بود که کسانی که تمایل به یادگیری دوچرخه‌سواری داشتند به آنجا می‌رفتند و آموزش می‌دیدند. یک میدان دوچرخه هم در خیابان طبرسی بالاتر از میدان طبرسی، سمت راست بود که خود من هم دوچرخه‌سواری را آنجا یاد گرفتم. البته این را هم بگویم که آن زمان برای دوچرخه سواری باید گواهینامه می‌گرفتیم.

🔸نام محله «سراب» از کجا آمده است؟

وی ادامه داد: سراب در حقیقت سر آب بوده که آنجا در اصطلاح علمی مظهر قنات بوده است یعنی جایی که آب قنات ظاهر می‌شود.

🔸علت نام‌گذاری فلکه‌ای به نام «ضد» چه بود؟

وی افزود: لشکر مشهد در زمان قدیم در سمت جنوب خیابان بهار واقع بود که آن‌ها توپخانه ضد هوایی داشتند، یکی از این ضد هوایی‌ها را در میدانی قرار داده بودند که اگر زمانی دشمن حمله کرد از آن استفاده کنند، از این ضد هوایی فقط کلمه ضد روی این میدان ماند و به همین نام معروف شد.

وی با بیان اینکه محله‌ای هم به «چهنو» معروف شده است، توضیح داد: در قسمتی از خیابان تهران چاه جدیدی زده بودند که به تامین آب مشهد کمک کند، این محله را چاه نو می‌گفتند و به مرور زمان که این اسم دهان به دهان گشت چاه نو تبدیل به چهنو شد.

🔸بازارچه «حاج‌آقاجان» کجا بود؟

وی اظهار کرد: در سمت شمال صحن بالا خیابان جایی که الان کتابخانه آستان قدس رضوی واقع شده است دو بازارچه نزدیک به هم بود به فاصله 20 متر، یکی از این بازارچه‌ها که تا تپل‌المحله هم ادامه داشت بازارچه حاج‌آقاجان بود که در مجاورت این بازارچه باغ رضوان واقع شده بود و دبیرستانی به نام غزالی هم آنجا بود که بسیاری از مشهدی‌های قدیمی در آنجا تحصیل کرده‌اند.

مشهد قدیم را در چهارباغ جست و جو کنید :
@charbagh
کم‌کم فراموشمان شده؛ یک دهه پیش اوایل بهار گل‌های شقایق در زمین آستان‌قدس می‌رویید، جایی که الان مشهدمال در حال ساخت است. 😞😢

🔸🔸تصاویر خاطره‌انگیز مشهد را در کانال چهارباغ ببینید:
@charbagh
ترکه‌های آقای شاه!
روایت ناشنیده‌ای از زندگی و زمانه سید اسماعیل شاه حیدری به بیان یکی از معمرین مشهد
👇🏻👇🏻👇🏻
@charbagh
⭕️⭕️ترکه‌های آقای شاه!
روایت یکی از معمرین مشهدی درباره زندگی خاص مرحوم سید اسماعیل شاه‌حیدری

♦️مرحوم اسماعیل شاه‌حیدری یکی از چهره‌های شناخته‌شده محله سرشور است که روضه‌های دهه اول محرم او در این محله در میان معمرین مشهدی بسیار معروف است. خیلی از مشهدی‌های قدیم هم او را به ترکه‌های چوب «به» و کراماتی می‌شناسند که از او نقل می‌شده است. در ادامه روایت یکی از معمرین مشهد را درباره او می‌خوانید:

♦️آقای شاه‌حیدری لباس سبز بر تن می‌کرد و عمامه سبزی هم داشت. رسم ایشان این بود که یک دسته ترکه در دست می‌گرفت و هفت‌هشت نفر نوکر دنبال سرش راه می‌افتادند، همین‌طور که در خیابان‌ها و کوچه‌ها حرکت می‌کرد، زنان و کودکان و مردان از مغازه‌ها بیرون می‌آمدند و جلوی او تعظیم می‌کردند. او هم با همان یک دسته ترکه، ملایم بر سر ایشان می‌زد و به اصطلاح متبرکشان می کرد. اگر زن بود آن را روی چادرش می‌زد و اگر مرد بود روی سرش؛ بعضی‌ها هم دستش را می‌بوسیدند.

♦️اعتبارش ناشی از این بود که می‌گفتند وقتی ناصرالدین شاه در سفری به مشهد، هنگام ورودش در طُرُق اتراق می‌کند، به همه اهل مشهد می‌گویند به استقبال ناصرالدین‌ شاه بروند. پدر آقای شاه حیدری هم می‌خواسته برود ولی وسیله گیرش نمی‌آید؛ نه الاغی نه اسبی لذا سوار یک دیوار می‌شود و می‌گوید: «حرکت کن» این دیوار مثل یک اسب یا الاغی راه می‌افتد و پدر آقای شاه‌حیدری را به استقبال شاه می‌رساند. این موضوع جزو کرامات پدر ایشان محسوب می‌شد و ایشان نان آن کرامت پدر را می‌خورد. از این رو در مجالس [روضه‌ یا مولودی] که ما داشتیم ختم نهایی وظیفه او بود؛ البته صحبتی نمی‌کرد. بلکه می‌آمد و لعن می‌کرد! کارش لعن کردن بود، مثلا می‌گفت: «بر شراب‌خوار و تارک‌الصلات لعنت!» همین‌طور مدام لعن می‌کرد. خیلی هم شوخ بود. مثلا پدرم یک پسر دایی داشت که همه به او پسردایی می‌گفتند. او در هشتی از مردم استقبال می‌کرد و خوش‌آمد می‌گفت. ایشان آن زمان ریشش را می‌تراشید. برای همین آقای شاه‌حیدری همین‌طور که لعن می‌کرد، می‌رسید به اینکه بگوید «بر ریش‌تراش لعنت!». می‌گفت: «بر ریش‌تراش لعنت به استثنای آن حاج پسر دایی!» و با انگشتش او را نشان می‌داد.
بزرگترها برایم نقل می‌کردند که شازده جعفرقلی میرزا، نایب‌تولیت آستان‌قدس و والی خراسان یک بار به مجلس عزاداری می‌رود و دم در می‌نشیند. همان‌طور که آقای شاه‌حیدری مشغول لعن کردن بوده، از جمله کسانی را که انحراف جنسی دارند، لعن می‌کرده و گفته: «لعنت به آن‌ها، به استثنای این شازده جعفر قلی میرزا!».

♦️آقای شاه حیدری حدود ۹۴ سال عمر کرد و حسینیه ای که به دست ایشان ساخته شد هم اکنون بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد و این حسینیه فقط در دهه اول محرم به روی مردم باز میشود و در گذشته بیش از دو هزار نفر در مراسمات از ساعت ۶:۳۰ تا نماز ظهر شرکت میکردند .

♦️مردم به اقای شاه حیدری بسیار اعتقاد داشتند .زمانی که مشکلات و بیماری های خود را برای اقای شاه تعریف میکردند ایشان با دقت گوش میدادند و در آخر با ترکه های معروف روی شانه های آنها میزدند و میگفتند برو خوب میشوی .

#تاریخ_مشهد #تاریخ_شفاهی #چهره_هویتی

🔸🔸روایت‌های جذاب و شنیده نشده درباره مشهد قدیم را در کانال گروه مشهدگردی چهارباغ بخوانید:
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
متاسفانه چند روز گذشته آقای حسین نجومیان یکی از نویسندگان مشهدی و عضو قدیمی انجمن های ادبی خراسان بعد از تحمل یک دوره بیماری طولانی درگذشتند .
گروه مشهد گردی چهارباغ از دست دادن یکی
دیگر از سرمایه های تاریخی این شهر را تسلیت گفته و شما را به دیدن آخرین مصاحبه ایشان در طرح مثبت شصت ساله های گروه چهارباغ ،از وضعیت تامین آب در مشهد در ۷۵ سال پیش، دعوت میکند.
یادشان گرامی .
#تاریخ_شفاهی #چهره_هویتی #مشهد_قدیم #مثبت_شصت_ساله_ها
@charbagh
تصویری از اولین پرواز جت چهار موتوره ۷۰۷ هواپیمایی ملی ایران به شهرمشهد
#عکس_تاریخی
@charbagh
در جستجوی راز نشانه های قبرستان خادر (شاندیز)
شرح مطلب+ تصاویر در پست های بعدی کانال👇🏻
@charbagh
⭕️در جستجوی رازهای قبرستان خادر (شاندیز)
علائم حک شده بر روی قبور چه معنا و مفهومی دارند

🔸🔸16 کيلومتري شمال غرب مشهد، نرسيده به شانديز، سمت چپ، انتهاي خيابان امام رضا 30، روستاي «خادر» قرار دارد. مي‌گويند اين روستا نام خود را از «خادر بن ثمود» دارد كه پشت چهارم صالح نبي است و پس از گذاردن حج از راه عراق به اين سو آمد و در درّه‌اي كه اكنون به نام او خوانده مي‌شود، سكني گزيد. در انتهای روستا که قدمت آن را تا هزار سال نیز گفته‌اند، اثري دستكند وجود دارد كه بنا بر گفته اهالي، آتشكده بوده است. به علاوه از مكانهايي كه مردم روستا به آن باور دارند اتاقكي است كه آن را «آغل سرفه» مي نامند و بيماري را كه سرفه مي‌كند به آنجا برده و همان‌جا برايش خاگينه مي‌پزند و به خوردش مي‌دهند تا سلامتی‌اش را باز یابد.

🔸در این میان یکی از جاذبه‌های روستا، قبور قدیمی قبرستان آن است؛ قبوری با نشانه‌هایی از ستاره، دوک، قیچی، گلابپاش، شمعدان، گوی، شانه (یا شیء مدرجی شبیه به آن)، درخت کاج و ... که هر کدام نشانی از حقیقتی است. اما این علائم نشانه چیست؟ تنها چیزی که درباره این علامت‌ها مشخص است این است که شانه دو طرفه نشانه قبور زنان و شانه یک طرفه نشانه قبور مردان است. اما در ادامه گوشه‌ای از روایت «دکتر الهه معروضی» را از این نشانه‌ها بخوانید.

🔸🔸چند نظر در مورد نقوش سنگ مزارها:

🔸در سفره بي‌بي‌حور (پيش از سال نو) آينه، شانه، سرمه دان و يك شيء فلزي (چاقو يا قيچي) مي‌گذارند. مي‌گويند بي‌بي‌حور مي‌آيد و خود را در آينه نگاه مي‌كند، موهاي بلندش را شانه مي‌زند و به چشم‌هايش سرمه مي‌كشد و بندهاي گرفتاري‌هاي ما را مي‌برد. شايد گلاب‌پاش‌هاي منقوش بر اين مزارها شكل ثانويه سرمه‌دان باشد.

🔸در اساطير يونان سه خواهر سرنوشت دوك، متر و قيچي به دست دارند. يعني يكي از آنها نخ سرنوشت ما را مي‌ريسد، دومي اندازه مي‌گيرد و سوّمي مي‌برد. اين سه ابزار به وفور بر سنگ مزار خانم‌ها مشاهده مي‌شود. كاملترين شكل آن مربوط به مزار خانمي متوفّي سال 1317 است.

🔸 برخي گوي و ابزار مدرج را آينه و شانه تلقي مي‌كنند. اين اشياء بيش از همه با افسانه آفرينش ژاپني در پيوند هستند. «ايزانامي» مادر اوليه پس از زايش ايزد آتش مي‌سوزد و به جهان زيرين منتقل مي‌شود. «ايزاناجي» پدر همگان به دنبال او مي‌رود ولي با ديدن بدن رو به فساد «ايزانامي» وحشت مي‌كند و مي‌گريزد. «ايزانامي» كه نمي‌خواهد همسرش از او بگريزد، شانه و آينه خود را پرت مي‌كند. دندانه هاي شانه تبديل به كوه‌ها و آينه تبديل به دريا مي‌شود. نظامي در داستان خسرو و شيرين به اين صورت به افسانۀ فوق اشاره مي كند:
نپوشد بر تو آن افسانه را راز / كه در راهي زني شد جادوئي ساز
يكي آيينه و شانه درافكند / به افسوني به راهش كرد دربند
فلك اين آينه وان شانه را جست / كزين كوه آمد و زان بيشه بررست
زني كو شانه و آيينه بفكند / ز سختي شد به كوه و بيشه مانند
شده شيرين در آن راه از بس اندوه / غبارآلود چندين بيشه و كوه
در مزارهاي پس از 1300 براي زن و مرد هر دو اين نقوش توأمان مشاهده مي شود. ولي جاي سؤال است كه چرا شانه خانمها دوطرفه و شانه آقايان يك طرفه و گاهي پايه دار است.

🔸سرو نماد بي‌مرگي و نماد ديرك جهان است كه زمين را به آسمان متصل مي‌كند. هفت طبقه آن نماد هفت مرحله زميني است كه انسان براي رستگاري بايد از آن بگذرد و نيز هفت مرحله آيين مهر.

کانال گروه مشهدگردی «چهارباغ»:
@charbagh
نمونه‌ای از سنگ‌قبرهای آرامستان تاریخی روستای خادر. همراه با نشانه‌های شانه یک لبه، درخت سرو و شئی شبیه مهر نماز یا آینه. سنه ۱۳۰۹ ه.ق
@charbagh
نمونه‌ای از سنگ‌قبرهای آرامستان تاریخی روستای خادر. همراه با نشانه‌های شمعدانی و درخت سرو. سنه ۱۳۰۰ه.ق
@charbagh
نمونه‌ای از سنگ‌قبرهای آرامستان تاریخی روستای خادر. همراه با نشانه‌های شانه دولبه، دوک و مهر یا آینه. سنه ۱۳۰۴ ه.ق
@charbagh
نمونه‌ای از سنگ‌قبرهای آرامستان تاریخی روستای خادر. همراه با نشانه‌های گلاب‌پاش، شانه دولبه و شئی شبیه مهر نماز.
@charbagh
متاسفانه دکتر محمدتقی صراف پزشک پیشکسوت اطفال دار فانی را وداع گفت .

گروه مشهدگردی چهارباغ درگذشت این پزشک عالیقدر را تسلیت گفته و در پست آتی کوتاه با زندگی پزشکی ایشان آشنا می شویم .
@charbagh
دکتر محمدتقی صراف را قدیمی های مشهدی میشناسند ایشان در سال ۱۳۰۴ در یزد متولد شد و به جهت ارادتی که به امام هشتم داشت بعد از گذراندن تحصیلات پزشکی ساکن مشهد شد .

در سال ۲۰ درکنکور دانشکده‌ی پزشکی شیراز قبول شد اما بسبب مشکلاتی نتوانست وارد دانشگاه شود.
لذا سال بعد در آزمون دانشکده‌ی حقوق تهران پذیرفته شد. اما باز هم بدلایلی قادر به ادامه تحصیل  نشد.
 در نهایت با تشویق ها و حمایت های پدر درسال   ۱۳۲۸ یا ۱۳۲۹ بعداز پذیرفته شدن در آزمون، دانشکده پزشکی مشهد به تحصیل پرداخته و با امتیاز شاگرد اولی و کسب نمره‌ی ممتاز در پایان‌نامه‌ ،در سال ۳۵_۳۶ ازدانشکده پزشکی  فارغ التحصیل و از طرف وزارت فرهنگ موفق به دریافت مدال و نشان درجه یک علمی شد.

از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰ با استفاده از بورس دولتی (شاگرد اول) در دانشکده پزشکی پاریس دوره تخصصی بیماری های کودکان و همچنین دوره طب کار را در دانشگاه. پاریس گذراند.

همزمان با تبلیغات گسترده ای که برای استفاده از شیرخشک بجای شیر مادربرای نوزادان بود به گفته خودش من که می‌دانستم هیچ غذ‌ائی برای بچه‌ها بهتر از شیر مادر نیست؛کتابی به زبان فرانسه درمورد برتری شیر مادر چاپ کردم.
در ایران نیز کتابی  راجع به بیماری ارثی متابولیسم در کودکان نوشتم که موارد نادری از آن بیماری در همه‌جای ایران دیده می‌شد.

سپس به دلیل علاقه فراوان به امام هشتم (ع) و برای خدمت به هموطنان ساکن مشهد شده و به طبابت پرداخت.

به پاس بیش از سی سال همکاری دکتر صراف ، سالن کنفرانس و آموزش دانشجویان بخش اطفال بیمارستان امام رضا (ع) و سالن اجتماعات سازمان نظام پزشکی مشهد به نام ایشان نامگذاری کردند .

ایشان برای چندین سال مداوم و بدون استفاده از مرخصی و با کشیک شبانه به خدمت مشغول بود و در این دوران به دانشجویان همچون فرزندان خود عشق می ورزید.

از ایشام حدود ۸۱ مقاله در مجلات ایرانی و خارجی به چاپ رسیده و همچنین استاد راهنمای پایان‌نامه‌ی پزشکی ۷ پروژه‌ی تحقیقاتی بوده که مورد تائید دنیا قرار گرفت.

ایشان به عنوان رئیس نظام پزشکی مشهد در سال ۱۳۸۰ با مرحوم آیت الله طبسی ملاقات کرد و از ایشان درخواست مساعدت جهت خرید زمین برای ساختمان نظام پزشکی کرد. مرحوم طبسی نیز زمینی را در خیابان حامد جنوبی در راه خدمت به خلق به مبلغ ناچیز در اختیار سازمان نظام پزشکی قرار دادند.

یادش گرامی
@charbagh
مقررات شهربانی در رمضان سال 1330 چاپ شده در روزنامه خراسان
#سند_تاریخی
@charbagh
⭕️⭕️آی رمضون الله... الله رمضون!
روایتی از یک رسم فراموش شده مشهدی‌ها در ماه رمضان

🔸🔸معمولا در ماه رمضان بین افطار و سحر عده‌ای از جوان‌های محلات (بیشتر جوان‌های لاابالی از محلات ضعیف‌تر) در کوچه‌ها راه می‌افتادند و شعرهای معروفِ مشهدِ آن زمان را با هم می‌خواندند و با زدن درِ خانه‌های مختلف پول یا تنقلاتی جمع می‌کردند.

🔸🔸اصل شعر این بود:
رمضون آمد با سیصد سِوار
چوبکی ورداشت گفت روزه بدار
اگِه روزه بیگیرُم لاغر مِشُم
اگِرَم که نیگیرُم کافَر مِشُم
آی رِمِضون اَلله، اَلله رِمِضون

🔸🔸موقع زدن درِ خانه‌ها هم می‌خواندند:
دِرِ ای حولی دَسگیرَه‌اش طِلا
صاحابِ حولی می‌رَه کربِلا
یا
دِرِ ای حولی دَسگیره‌اش مسی
صاحابِ حولی می‌رَه عروسی

🔸🔸در اینجا اگر صاحب‌خانه به آنان پولی، آجیلی، نُقل یا کشمشی می‌داد، می‌رفتند، ولی اگر نسبت به سر و صدای آنها اعتراض می‌کرد و در را هم باز نمی‌کرد، این‌طور می‌خواندند:
دَرِ ای حولی لَق‌لَق مِکِنَه
صاحابِ حولی وَق‌وَق مِکِنَه
آی رِمِضون اَلله، اَلله رِمِضون

🔸🔸منبع: گفتگوی طرح "مثبت ۶۰ساله‌ها" با جناب آقای محمود ناظران‌پور

#تاریخ_شفاهی #مثبت_شصت_ساله_ها #مشهد_قدیم

🔸🔸مطالب پیرامون تاریخ و هویت مشهد را در کانال گروه مشهدگردی چهارباغ ببینید:
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی تاریخی از شهر مشهد و حرم امام رضا علیه السلام در قبل از انقلاب از نگاه جهانگردان خارجی...
حتما ببینید ...
@charbagh
⭕️تخریب منزل مرحوم استاد حمید سبزواری

🔸خانه مرحوم استاد حمید سبزواری معروف به پدر شعر انقلاب که مربوط به اواخر دوره قاجار بود در پی بارندگی های اخیر در این شهر تخریب شد. /
@charbagh
فریدون صدیقی، هنرمند مجسمه‌ساز و فرزند استاد ابوالحسن صدیقی (پدر مجسمه‌سازی معاصر ایران) بر اثر ایست قلبی درگذشت .
ایشان در ۳۰ خرداد ۱۳۱۵ متولد شد و تحصیلات آکادمیک مجسمه‌سازی و مرمت مجسمه را در آکادمی هنر اتریش آموخت و سپس در کارگاه پدرش در رم، به عنوان دستیار او به کار پرداخت.

از آثار مهم فریدون صدیقی می‌توان به تندیس های درون آرامگاه فردوسی اشاره کرد .
وی در کمتر از یک سال تندیس ها را در آتلیه ی استاد ابوالحسن خان صدیقی در تهران ساخت ( زال و سیمرغ ، سه بخش هفت خوان ، رستم و شاه مازندران ، رستم و اسفندیار ، ضحاک ، خسرو انوشیروان ) .

گروه مشهد گردی چهارباغ درگذشت هنرمند عزیز را تسلیت می‌گوید .
#چهره_هویتی
@charbagh