گروه مشهدگردی چهارباغ
1.69K subscribers
2.85K photos
89 videos
34 files
96 links
چهارباغ قراری دوستانه جهت بازدید از محله‌های قدیمی مشهد است.

ارتباط با ادمین:
@charbagh_admin


.
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم کمتر دیده شده از مراسم نقاره‌زنی در حرم مطهر رضوی - دهه 40 ه.ش

#فیلم_تاریخی

🔸🔸محتواهای مرتبط با تاریخ و هویت مشهد را در کانال چهارباغ ببینید:
@charbagh
sharifzade_samandari_ sarv_e kharaman
@charbagh
سوم فروردین سالروز درگذشت قبله دو تار خراسان،نوازنده پنجه طلایی استاد حسین سمندری است .
ترانه «سرو خرامان»
🎤 استاد حسین سمندری - استاد ابراهیم شریف زاده تقدیم به چهارباغی های عزیز
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸بشنوید صدای ناله ی دوتارِ خون پاشِ حسین سمندری

#حسین_سمندری
#سیمابینا

@charbagh
شعر معروف استاد اخوان ثالث در ارادت به استاد حسین سمندری و استاد شریف زاده👇👇👇👇👇👇

قربان زخمه های تو خون پاش و نغمه ریز
"سبز پری" ست اینکه زنی یا "شتر خجو" ؟

تو با دو سیم محشر کبری به پا کنی
شش تار خویش من شکنم . یا نه ؟ هان بگو

از پنجه ی تو زخم جگر، خون دل چکان
مضراب من برنجی و مومی ست ، سیم مو

تو زیر آب می بری و می دهی به دشت
دارد شتر خجوی تو حکم شتر گلو

استاد بی نظیر، حسین سمندری
پر از کدام چشمه و دریا کنی سبو ؟

سر حدی عجیب تو فریاد قرن هاست
در آن دوتار گشته نهان، گرم های و هو

در پهلوی دوتار تو، شش تار بی گمان
چون کله ی انشتن باشد برِ کدو

از من به "شیخ احمد جام" تو صد سلام
آن ژنده پیل ِ زنده دل ِ صاحب آبرو
بی کوک ِتازه راه، دگر می زنی مگر
داری به ساز چند قناری نهان، بگو

ساز عزیز خویش شنیدم فروختی
کارزان تری از آن بخری، بر فلک تفو

آقا شریف زاده که همراه ساز بود
بودش صدا مناسب و اشعار هم نکو

آقای شهر و این همه خوش ذوق و اهل دل
لطفی کن و سلام مرا عرض کن به او

از موی "یار نازک" خود تا چه دیده است
کاین سان به درد نالد، پیری چون من دو مو

اطراف خواف بنده شنیدم که در سخن
ور او که "تل وزو" مگن و ای که "رادیو"

آواز پیر و ساز تو دیگر به باد داد
هم عرّ ِ رادیو و هم وزّ ِ تل وزو

چیزی نمانده بود مسلمان شویم باز
ز "الله" و "یار" گفتن آن پیر نیکخو
خنجر کشید بر جگرم زخمه ی تو مرد
این تیغ را که کرده، بگو؛ در دلت فرو

من زیر و بم شنیده ام از این جهان بسی
زیر و بم تو می درد و می کند رفو

زآن زیر ها به گوش من آمد نهیب زور
چنگیز بود یا دگر، آن ظلم زورگو؟

باران آب و نور روان بود چون جله
خورشید و ابر گشته دوان از هزار سو

کاری هزار سازه کنی، با دو سیم، تو
رودی چنین بزرگ چسان سازی از دو جو

دولّوی خوشگل ِ تو برد دست از همه
با خال و داغ ، چون جگر من هزار لو

صد سمفونی به گرد دوتارت نمی رسد
اینک کرال ِ بتهوون و نیز صد چنو

باشد نوای "مسجد نور" تو چون دعا
حتی دعا مخوان تو مگر پاک و با وضو

پرواز می دهد "پرش ِ جل" دل مرا
تا عرش می روم چو دعا پاک و دوست جو

هر چند مدتی ست صبوحی نمی زنم
گوید پزشک : نیست ترا زین بتر عدو

اشکی گرفتی این سر صبحی ز من تو مرد
که م دست رفت بهر صبوحی سوی سبو

پروانه ام من و تو سمندر، کز آتش است
معشوق و قبله ی ما، سوزان و روبرو

ما و تو نسلمان به یکی اصل می رسد
یعنی به عشق ، زنده بمانی پسر عمو!

مهدی اخوان ثالث
#چهره_هویتی


کوتاه از زندگی استاد سمندری را میتوانید در پیج اینستاگرام چهارباغ بخوانید :

https://instagram.com/charbagh_mashhad?igshid=1t17a0f4o6l73

@charbagh
⭕️دکتر شاهین فر ساعاتی پیش بعد از چندین روز انتظار در فیلادلفیا ارام گرفت .

براساس وصیت ایشان و خواست خانواده قرار بر این بود که پیکر ایشان به مشهد منتقل شوند، ولی با وضعیت فعلی و قطع پرواز‌ها به ایران انتقال پیکر ایشان میسر نشد .
این پزشک پیشکسوت مشهدی در دوازدهم اسفند ماه سال نود و هشت درگذشت .

نامش جاویدان
#چهره_هویتی

@charbagh
⭕️⭕️کسادی کاهوبازار و رونق خیار بازار!
روایت جالب یک اصطلاح قدیمی مشهدی و نسبت آن با وضع بازار

🔸🔸حدود دهه‌های سی و چهل خورشیدی و حتی بعد از آن، در زمستان و چند ماه از عید گذشته در مشهد، از میوه خبری نبود. طبق‌های میوه خالی و میوه‌فروشی‌ها تعطیل بودند. از نیمه فروردین چند دسته کاهوی کوچک در یک طبق میوه‌فروشی به عنوان نوبر قرار می‌گرفت و برخی خانواده‌ها تفننی و هوسانه برای بچه‌ها از این کاهوها می‌خریدند.
از اواخر فروردین به بعد کم‌کم کاهوها بزرگ می‌شدند و گاهی وزن برخی از آن‌ها تا دو کیلو یا بیشتر می‌رسید. کاهوی مشهد تر و تازه و خوشمزه بود. الآن خیلی کم است و بیشتر از شمال می‌آورند که خیلی چغر است.

🔸🔸حدود اوایل تیرماه خیار به بازار می‌آمد. خیار مشهد هم یک تازگی و بوی خاصی داشت که قابل قیاس با خیارهای گلخانه‌ای امروز نبود. در ابتدای نوبر خیار، وقتی به پدرمان می‌گفتیم خیار بخر، می‌گفت: خیار گران است و به اصطلاح «...هنوز آدم‌خور نشده» ولی پس از گذشت چند وقت، یک من خیار را یک قران می‌خریدیم.

🔸🔸با آمدن کاهو بازار کساد می‌شد. چون مردم قبل از عید وسایل مورد نیازهایشان را خریده بودند و کمتر معامله می‌شد. از طرف دیگر بازار میوه هم رونقی نداشت. بنابراین می‌گفتند: «کاهو بازاره».

🔸🔸با آمدن خیار بازار رونق پیدا می‌کرد و بعد میوه‌های دیگه مثل زردآلو به بازار می‌آمد و پس از چند ماه مردم دوباره به خوراک و پوشاک نیاز پیدا می‌کردند و بازار راه می‌افتاد. در میان مردم مصطلح بود که «برگ کاهو که آمد، بازار کساد می‌شه و پوست خیار که تو بازار می‌افته بازار رونق پیدا می‌کنه.»

#تاریخ_شفاهی #مشهد_قدیم

🔸🔸مطالب پیرامون تاریخ و هویت مشهد را در کانال گروه مشهدگردی چهارباغ ببینید:
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی زیبای استاد امیر برزگر به لهجه مشهدی - بریده‌ای از گفتگوی طرح #مثبت_شصت_ساله_ها
#چهره_هویتی #لهجه #شعر_لهجه

پ.ن: با هنذفری گوش کنید.
🔸🔸مطالب مرتبط با فرهنگ و هویت مشهد را در کانال چهارباغ ببینید:
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️به مناسبت روز ملی هنرهای نمایشی و روز جهانی تئاتر ، فیلمی نوستالوژیک از اجرای یکی از نمایشنامه‌های رادیو با همراهی زنده‌یاد رضا رضاپور
#چهره_هویتی
@charbagh
اولین چهارطبقه‌های مشهد
راست: چهارطبقه پایین خیابان (ورودی صحن نو)
چپ. چهارطبقه خیابان ارگ (ورودی خیابان مدرس)
@charbagh
👇👇👇
⭕️⭕️اولین چهارطبقه های مشهد
چهارطبقه ای که هنوز معنا دارد .روایت ساختمان خاطر انگیز مشهد که حالا فقط نامی از آن باقی مانده است :

♦️ساختمان چهار طبقه در حاشیه خیابان ارگ و هم زمان با این خیابان در سال‏های 9-1307 شمسی‌ احداث شد. این ساختمان ابتدا هتل پارس بود. بعد‌ها اداره کلّ فرهنگ خراسان در آن استقرار یافت. به هنگام احداث خیابان دروازه طلایی (مدرس فعلی‌) در سال ۱۳۵۴ شمسی‌ تخریب شد. ولی‌ نام چهار طبقه هنوز در میان مردم متداول است.
♦️نویسنده کتاب «مزار میرمراد» با توصیف این ساختمان در آن دوران، فضاهای پیرامون آن را چنین شرح می دهد: « ... یکی از متمولین از روسیه برگشته، یک عمارت چهار طبقه بسیار بلند آجری در حاشیه خیابان پهلوی ساخت که مدت ها مورد توجه و اعجاب عابران بود. در مغازه های سمت راست در ورودی عمارت، یک داروخانه بزرگ و مفصل تر از داروخانه مریض‌خانه آمریکایی دایر گردید و در مغازه های سمت چپ آن نمایندگی لوازم برقی آلمانی استقرار یافت. روی تابلوی بسیار بزرگ یکی، علامت بایر و   روی تابلوی دیگری سه حرف درشت «آ.ا.گ» نمایان بود. در اتاق ها و حیاط باصفای چهارطبقه هم مهمان خانه و کافه رستوران موزیکال پارس تاسیس گردید.
♦️«عباس مسعودی»، مدیر  مسئول روزنامه اطلاعات در سال 1311ش. راجع به عمارت چهار طبقه از قول یکی از شهروندان مشهد مطالب قابل تاملی ذکر شده است: «... در مشهد ما یک عمارت چهارطبقه وجود دارد که چشم و چراغ ایران است... خوشبختانه این جا مهمان خانه شده و عموما می توانند از داخل آن و مناظر خارجی اش استفاده کنند. این عمارت بلند، این عمارت زیبا و قشنگ دیشب تحت اختیار تجار و اتاق تجارت برای ابراز احساسات در مقابل امتیاز دارسی گذاشته شده بود. آن هم در اتاق طبقه چهارم این مهمان خانه که گنجایش 500 نفر را دارد.
♦️ساختمان چهار طبقه حدود دو دهه به عنوان تنها ساختمان مرتفع مشهد مطرح بوده است، مرحوم بقیعی، مشهد پژوه معاصر از «چهار طبقه حضرتی» به عنوان دومین بنای مرتفع مشهد یاد کرده است: «... مدت کوتاهی چهار طبقه بی رقیب و بی بدیل باقی ماند تا این که یک سرمایه دار دیگر، در مجاورت در شرقی صحن نو، یک چهار طبقه دیگر با نمای کاشی کاری زیبا، ولی کوتاه تر و جمع و جورتر از اولی، ساخت و اتاق ها و مغازه هایش را هم به مسافرخانه و فروشگاه های اجناس زواری اجاره داد. به همین جهت این بنا به اسم «چهارطبقه حضرتی» شهرت یافت و سال ها رقیب منحصر به فرد چهارطبقه ارگ باقی ماند. این بنا در مجاورت یکی از ورودی‌های حرم مطهر در بست پایین خیابان قرار داشت.ظاهرا با وجود دو چهار طبقه در مشهد نوعی رقابت هم بین ساکنان این دو بنا وجود داشته است. بنا به قولی: رقابت و چشم و هم‌چشمی میان صاحبان بناهای ارگ و فلکه حضرتی و نیز بین ساکنان و فعالان و حتی عابران این دو نقطه به قدری شدید بود که سکونت در هریک، از دیدگاه عده ای نوعی مباهات و سرافرازی محسوب می شد و از دیده گروهی دیگر ننگ و شرمساری.»
@charbagh
دهم فروردین ماه واقعه به توپ بستن حرم مطهر

تصویر گنبد حرم مطهر که آثار توپ‌بندی روس‌ها روی آن نمایان است.
ادامه در پست بعدی
@charbagh
⭕️ روزي که قشون روس حرم امام رضا(ع) را به توپ بست

🔸🔸🔸نوروز ۱۲۹۱ يکي از سخت ترين عيدهاي ايرانيان در طول تاريخ بوده است. ايرانيان سال ها بود که از تعديات همسايه شمالي رنج مي بردند و دربار و دولت و مجلس همگي خاموش و تعطيل شده بودند.
روس تزاري در ابتداي آبان ماه سال ۱۲۹۰ به دولت ايران اولتيماتوم داد. مورگان شوستر آمريکايي که چند ماهي بود مسئوليت امور مالي ايران را به دست گرفته بود، دستور توقيف اموال شعاع‌السلطنه به جرم عدم پرداخت ماليات را صادر کرده بود. هنگامي که ژاندارم‌ها به فرمان شوستر به محل باغ شعاع‌السلطنه رفتند، با مقاومت قزاق‌هاي روس مواجه شدند و روس‌ها نيز به بهانه اينکه املاک شعاع‌السلطنه در گرو بانک روس است، از واگذاري آن خودداري کردند. در همين جا خشم روس‌ها از حضور شوستر در ايران آغاز شد.
يک ماه پس از ماجراي باغ شعاع‌السلطنه، دولت روسيه توسط وزير مختار خود در تهران، اخطار داد که چنانچه ظرف مدت ۴۸ساعت دولت ايران نسبت به پيشنهادهاي روسيه ترتيب اثر ندهد، تمام روابط خود را با دولت ايران قطع خواهد کرد و هر نوع اقدامي که براي حفظ منافع خود لازم بداند، انجام مي دهد.
سرانجام در ۲۵آبان ماه روابط سياسي دو کشور قطع شد و ۴هزار نيروي نظامي روس از طريق قفقاز وارد خاک ايران شدند. سپس ايران در مقابل شرايط پيشنهاد شده روس‌ها کوتاه آمد، اما اين پايان ماجرا نبود و بار ديگر روس‌ها اولتيماتوم جديدي تعيين کرده و تهديد کردند که اگر شرايط مطرح شده پذيرفته نشود، قشون روس به مناطق مرکزي ايران حمله خواهند کرد. مجلس با اين شرايط تحقير‌آميز مخالفت کرد. در اين شرايط قشون روس با اقدامات تنش‌زا به جنگ حاميان مجلس و دولت رفت.
اين شرايط باعث شد تا ايران شرايط روسيه را بپذيرد و اولتيماتوم مورد پذيرش قرار گیرد. مورگان شوستر هم ايران را به مقصد آمريکا ترک کرد، اما اين موضوع نيز سبب نشد که جنايات روس‌ها پايان يابد. آنان به درگيري‌هاي خود ادامه دادند و در ماه محرم، تبريز را به خاک و خون کشيده و در عاشورا، ثقه‌الاسلام تبريزي را به دار آويختند.
ايران در چنين شرايطي به نوروز ۱۲۹۱ رسيد، اما هر روز خبرهاي سياه و تلخ تري به گوش مي‌رسيد. قشون روس که در دي ماه سال قبل و پس از حمايت قاطع مردم مشهد از پايداري مجلس در مقابل اولتيماتوم دوگانه، به مشهد وارد شده بودند، مترصد گرفتن زهر چشمي از مردم اين ديار شدند.
تا عصر دهم فروردين ماه، وضعيت مشهد به صورت هميشگي بود، اما ناگهان دو ساعت مانده به غروب، غرش توپ‌ها از منطقه جنوبي شهر، مردم را به هراس انداخت. روکو، رئيس سالدات‌هاي روسي با بررسي دقيق نقشه گنبد مطهر و عمارت‌هاي آستان قدس، دستور شليک به آن مکان مقدس را صادر کرده بود. تمام توپ‌هاي شرپنل و گرناد يکباره به طرف گنبد مطهر شليک شد، ولي هيچ يک کارگر نيفتاد. شليک هاي بعدي هم بي‌اثر ماند. در اين هنگام روکو دستور داد گلوله‌ها را به روغن اندود کنند تا قابل نشستن بر گنبد باشند. هجوم دوم توپخانه روس‌ها آغاز شد، اما باز هم گنبد حرم مطهر فرو نریخت.
بنابراسناد تاريخي تعداد مقتولين اين جنايت بين ۶۹ تا ۴۳۶ نفر عنوان شده است. قزاق‌هاي روس پس از کشتار مردم و تخريب بي‌رحمانه، با اسب وارد صحن مطهر شده و بسياري از آثار هنري و اموال خزانه حرم را به سرقت بردند. خبر اين جنايت هم خيلي زود به شهرهاي مختلف ايران رسيد و خون مردم را به جوش آورد، اما از بي‌کفايتي دولت و دربار، ايرانيان نوروز را مستاصل از جور بيگانگان و با روحي تحقير شده گذراندند.
اسناد، تصاویر و محتواهای پیرامون تاریخ و هویت مشهد را در کانال چهارباغ ببینید:
@charbagh
نقاشی مرحوم میرزا طاهر رضوی از واقعه توپ بندی حرم مطهر توسط روس ها
@charbagh
یکی از گلوله های توپ روس ها که در موزه حرم مطهر رضوی نگهداری می شود.
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از دست ندهید؛
محمود فرجامی (نویسنده مشهدی) در برنامه طنز نوروزی تلویزیونی با بی‌قاعدگی لهجه خراسانی شوخی می‌کند!

🔸🔸مطالب پیرامون تاریخ و هویت مشهد را در چهارباغ ببینید:
@charbagh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم دیده نشده از حضور محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در مشهد

🔸🔸تصاویر و اسناد قدیمی مشهد را در کانال گروه مشهدگردی چهارباغ ببینید:
@charbagh
حاج محمود اکبرزاده، از پیرغلامان، شاعر و مداح اهل‌بیت (ع) به دیار حق شتافت .

استاد محمود اکبرزاده، متولد 1312 محله نوغان مشهد و از پایه‌گذاران انجمن‌های قدیمی شعر مشهد و همچنین رئیس کانون مداحان مشهد بود.
خانه مداحان نیز طی مراسمی در خرداد 1396 از او تجلیل کرد.
روحشان شاد .
#چهره_هویتی
@charbagh
مجموعه ای زیبا از ضرب‌المثل‌های مشهدی

🔸🔸همسَیَه كه از هَمسَیَه بر‌مِگِردَه مِگَه گوسَلَه‌ت پایِ سَگِمَه دِندون گریفتَه.
معنی: همسایه كه از همسایه برمی‌گردد می‌گوید گوساله‌ات پای سگم را دندان گرفته.
منظور: وقتی کسی با کسی بد می‌شه به دنبال بهانه برای دعواست.

🔸🔸به جایی مُرُم كه روی وا ببینُم نِه درِ وا.
معنی: به جایی می‌روم كه روی گشاده ببینم نه در گشاده.
منظور: با کسی رفت و آمد کن که گشاده‌رو باشد.

🔸🔸دیفال رَه یگ رویه كاگل كِردَن.
معنی: دیوار را یك رویه كاهگل كردن.
منظور: كار را فقط از یك جنبه در نظر گرفتن.

🔸🔸مرد به پارو می‌اَرَه زن به جارو بِدَر مِنَه.
معنی: مرد با پارو می‌آورد و زن با جارو بیرون می‌اندازد.
منظور: مرد با زحمت مال می‌اندوزد اما زن بی‌ملاحظه خرج می‌كند.

🔸🔸نه خورده و نِه برده گیریفته دردِ گُرده.
معنی: نه خورده و نه برده گرفته درد گرده.
منظور: در كار دخالتی نداشته ولی همه زحمات و زیان‌ها متوجه او شده.

🔸🔸ماس بریزه جاش مِمَنَه دوغ بریزه جاش چی‌مَنَه؟
معنی: ماست بریزد باز ماستی باقی می‌ماند ولی دوغ بریزد چیزی نمی‌ماند.
منظور: کنایه از برخی خرابکاری‌های غیر قابل جبرانه.

🔸🔸دیفال که خراب مِره کُلخ ریزش زیاده.
معنی: دیوار که خراب می‌شود خاک و کلوخ زیادی ازش می‌ریزد.
منظور: برنامه که به هم بخوره اشکالات زیادی پیدا می‌شود.

🔸🔸شیش نفر اِینه بدست، فاطمه کچل موهاشه مِبست.
معنی: چند نفر آینه بدست بودند تا فاطمه کچل موهایش را بیاراید.
منظور: کنایه از تشریفات بی‌جا برای ظرفیت‌های کم است.

🔸🔸شکم گُشنه و رق رق پشنه.
معنی: شکم گرسنه و پوشیدن کفش‌هایی با پاشنه پر صدا.
منظور: آدم ندید، پدید و پُزکی.


@charbagh
آیین چراغ برات در خراسان

♦️ ما خراساني‌ها (اعم از خراسان‌هاي سه گانه واقع در ايران، و بخش‌هاي ديگرخراسان بزرگ که در کشورهاي افغانستان و ترکمنستان و شهرهاي بلخ و مرو و هرات، حتي ماوراءالنهر و شهرهاي سمرقند و بخارا ...) آييني سه شب و روزه به نام"چراغ برات" داريم، که بنا بر آن روزهاي ۱۲و ۱۳و ۱۴ شعبان را به ياد درگذشتگان خود مي‌پردازيم و تقريبا تمام زندگان به گورستان‌ها مي‌رويم و بر سر مزار مردگان مي‌نشينيم و براي روان‌هاي آنها ميوه و شيريني و تنقلات و خرما مي‌بريم.

♦️ اگر هم مرده‌اي تازه درگذشته باشد مزارش را تزيين مي‌کنيم و با حرمت بيشتري به آن مي‌پردازيم.

♦️اين آيين را اعراب براي ما نياورده‌اند، بلکه آييني ايراني بوده و در زمان پيش از اسلام با نام "فروردگان" در پنج روز و شب "اندر گاه" پايان اسفندماه و آستانه ي بهار در تمام ايران برگزار مي‌شده است، چرا که ايرانيان باور داشته‌اند که ارواح، يا "فروهرهاي"مردگان در آن ايام "چک" يا "برات" آزادي مي‌يافته تا به زمين نزول کنند و آزادانه به خانه و کاشانه ي بستگان خود بروند و جوياي حال آنها شوند. و حتی بر سر خوان ايشان بنشينند و با آنها بياميزند وطعام و.... بخورند و بنوشند.

♦️اما با گذشت زمان و ورود اعراب تنها به يک شب جمعه آخر سال خورشيدي خلاصه کرده‌اند. که تا اکنون هم در تهران و ديگر شهرهاي مرکزي و غربي ايران با همين نام "شب جمعه ي آخر سال" رايج است.

♦️♦️از نام"شب برات" در اشعار و نوشته‌هاي شعراي قرون پنجم تا هفتم اثاري باقي مانده، که از آن جمله اين ابيات زيباي حافظ است:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندران ظلمت شب اب حياتم دادند.....
چه مبارک سحري بود وچه فرخنده شبي
آن شب قدر که اين تازه براتم دادند

♦️پخت انواع نان های سنتی از جمله کماج،روغن جوشی ،چلبکی،ساچ و حلوا و پخش کردن آن میان مردم جهت خیرات از ایام مراسم برات در شهر های خراسان است .
@charbagh
♦️جمعی از شعرای آیینی مشهد

و تصویر مرحوم محمود اکبرزاده که چند روز قبل دعوت حق را لبیک گفت .
@charbagh
👇👇👇