The Chapter First
شکل بدون مارک .pdf
#نکته #جمعبندی #زیست #دهم
در بالاتر از ناف و بالاتر از بخش انتهایی روده کوچک و در مجاورت کولن افقی، ضخیم ترین بخش مجرای لنفی قطور تر آغاز شده و با بالاتر رفتن آن مجرای لنفی راست و لنفی طحال به مجرای لنفی چپ میپیوندند. مجرای لنفی چپ با حالتی موج دار به بخش پشتی قلب رفته و از پشت قوس آئورت عبور میکند. با عبور از پشت سیاهرگ زیر ترقوهای بلند و نازک تر، از پشت سیاهرگ گردنی نازک تر (دور تر از محل دو شاخه شدن سیاهرگ زبرین) عبور میکند و بلافاصله پیش از پیوستن به سیاهرگ زیر ترقوهای چپ، لنف قسمتی از گردن و دست چپ را در بالاتر از سیاهرگ زیرترقوهای چپ دریافت میکند و محتویات خود را به سیاهرگ زیر ترقوهای چپ وارد میکند.
مجرای لنفی راست با عبور از کنار( نه پشت) قلب در زیر سیاهرگ زیر ترقوهای راست محتویات بخشی از سینه و زیر بغل را دریافت میکند و از پشت سیاهرگ زیر ترقوهای قطور و کوتاه تر عبور میکند و بدون عبور از پشت سیاهرگ گردنی( ضخیم تر و نزدیکتر به محل دو شاخه شدن سیاهرگ زبرین) بخشی از محتویات لنفی بخشی از گردن و دست راست را دریافت میکند و به سیاهرگ زیر ترقوهای راست میپیوندد.
The Chapter First
#نکته #جمعبندی #زیست #دهم در بالاتر از ناف و بالاتر از بخش انتهایی روده کوچک و در مجاورت کولن افقی، ضخیم ترین بخش مجرای لنفی قطور تر آغاز شده و با بالاتر رفتن آن مجرای لنفی راست و لنفی طحال به مجرای لنفی چپ میپیوندند. مجرای لنفی چپ با حالتی موج دار به بخش…
چیزی که داخل منابع علمی بهش اشاره شده اما کتاب درسی از اشاره به اونا امتناع کرده و طبق سابقه کنکور محتمله طرح سوال ازش!
The Chapter First
چیزی که داخل منابع علمی بهش اشاره شده اما کتاب درسی از اشاره به اونا امتناع کرده و طبق سابقه کنکور محتمله طرح سوال ازش!
لکههای peyer's!
لکههای پییر، خوشههای کوچکی از بافت لنفاوی هستند که در دیواره روده کوچک یافت میشوند. به طور خاص، آنها در لایه لامینا پروپریا قرار دارند و تا زیر مخاط ایلئوم امتداد مییابند.
لکههای پییر به عنوان اولین خط دفاعی سیستم ایمنی در برابر آنتیژنهای میکروبی و غذایی عمل میکنند. آنها جمعیت میکروبی روده را رصد میکنند و میتوانند از رشد باکتریهای بیماریزا در رودهها جلوگیری کنند.
لکههای پییر بخش مهمی از GALT (بافت لنفاوی مرتبط با روده) هستند، بزرگترین اندام لنفاوی بدن انسان که بیش از 50٪ لنفوسیتهای آن را در خود جای داده است. GALT شامل فولیکولهای لنفاوی منفرد و تجمع یافته است. در مورد لکههای پییر، که به عنوان ندولهای لنفاوی تجمع یافته زیر مخاطی نیز شناخته میشوند، این لکهها بیضی شکل هستند و برخلاف ساختار استاندارد غدد لنفاوی، توسط کپسول بافت همبند احاطه نشدهاند.
لکههای پییر به طور نامنظم در روده کوچک توزیع شدهاند. آنها در ایلئوم دیستال بسیار متمرکز هستند، جایی که یک حلقه لنفاوی مجزا تشکیل میدهند. یک لکه حدود 2 تا 5 سانتیمتر طول دارد و از حدود 300 فولیکول لنفاوی تجمع یافته و بافت لنفاوی پارافولیکولار تشکیل شده است. برآمدگی گنبدی شکل بالای یک فولیکول، ناحیه گنبدی نامیده میشود. سلولهای M (سلولهای میکروفولد) اپیتلیوم گنبدی لکههای پییر را میپوشانند. عملکرد آنها جذب آنتیژنها از لومن روده از طریق اندوسیتوز و انتقال آنها به سلولهای ارائه دهنده آنتیژن (APC) برای شروع پاسخ ایمنی است.
لکههای پییر، خوشههای کوچکی از بافت لنفاوی هستند که در دیواره روده کوچک یافت میشوند. به طور خاص، آنها در لایه لامینا پروپریا قرار دارند و تا زیر مخاط ایلئوم امتداد مییابند.
لکههای پییر به عنوان اولین خط دفاعی سیستم ایمنی در برابر آنتیژنهای میکروبی و غذایی عمل میکنند. آنها جمعیت میکروبی روده را رصد میکنند و میتوانند از رشد باکتریهای بیماریزا در رودهها جلوگیری کنند.
لکههای پییر بخش مهمی از GALT (بافت لنفاوی مرتبط با روده) هستند، بزرگترین اندام لنفاوی بدن انسان که بیش از 50٪ لنفوسیتهای آن را در خود جای داده است. GALT شامل فولیکولهای لنفاوی منفرد و تجمع یافته است. در مورد لکههای پییر، که به عنوان ندولهای لنفاوی تجمع یافته زیر مخاطی نیز شناخته میشوند، این لکهها بیضی شکل هستند و برخلاف ساختار استاندارد غدد لنفاوی، توسط کپسول بافت همبند احاطه نشدهاند.
لکههای پییر به طور نامنظم در روده کوچک توزیع شدهاند. آنها در ایلئوم دیستال بسیار متمرکز هستند، جایی که یک حلقه لنفاوی مجزا تشکیل میدهند. یک لکه حدود 2 تا 5 سانتیمتر طول دارد و از حدود 300 فولیکول لنفاوی تجمع یافته و بافت لنفاوی پارافولیکولار تشکیل شده است. برآمدگی گنبدی شکل بالای یک فولیکول، ناحیه گنبدی نامیده میشود. سلولهای M (سلولهای میکروفولد) اپیتلیوم گنبدی لکههای پییر را میپوشانند. عملکرد آنها جذب آنتیژنها از لومن روده از طریق اندوسیتوز و انتقال آنها به سلولهای ارائه دهنده آنتیژن (APC) برای شروع پاسخ ایمنی است.
The Chapter First
صفحه اصلی منبع.pdf
چیزی که اصلا در سطح کتاب درسی نیست و از منابع اصلی در آوردمش و خیلی سوسکی داخل فصل ۴ یازدهم بهش اشاره شده.
هورمون پاراتیروئید چگونه کلسیم رو از ماده زمینهای استخوان جدا میکنه؟
The Chapter First
چیزی که اصلا در سطح کتاب درسی نیست و از منابع اصلی در آوردمش و خیلی سوسکی داخل فصل ۴ یازدهم بهش اشاره شده. هورمون پاراتیروئید چگونه کلسیم رو از ماده زمینهای استخوان جدا میکنه؟
Osteoclast!
یاخته سبز رنگی که میبینید! توجه کنید که این یاختهها بیشتر داخل بافت اسفنجی فعالیت میکنن و طبق کتاب درسی هم بیشتر تحت تاثیر میگیره این بافت در اثر پوکی استخوان!
یاخته سبز رنگی که میبینید! توجه کنید که این یاختهها بیشتر داخل بافت اسفنجی فعالیت میکنن و طبق کتاب درسی هم بیشتر تحت تاثیر میگیره این بافت در اثر پوکی استخوان!
The Chapter First
Osteoclast! یاخته سبز رنگی که میبینید! توجه کنید که این یاختهها بیشتر داخل بافت اسفنجی فعالیت میکنن و طبق کتاب درسی هم بیشتر تحت تاثیر میگیره این بافت در اثر پوکی استخوان!
▎1. Osteoclast (استخوانخوار)
استخوانخوارها نوعی سلولهای خاص در بافت استخوان هستند که وظیفه اصلی آنها تجزیه و تحلیل بافت استخوانی است. این سلولها از پیشسازهای ماکروفاژها منشاء میگیرند و به عنوان بخشی از فرآیند بازسازی استخوان عمل میکنند. عملکرد اصلی استخوانخوارها شامل:
• تجزیه مواد معدنی: استخوانخوارها با ترشح آنزیمها و اسیدها، مواد معدنی موجود در بافت استخوان را حل کرده و باعث آزاد شدن کلسیم و فسفر به خون میشوند.
• تنظیم متابولیسم استخوان: این سلولها به حفظ تعادل بین تشکیل و تجزیه استخوان کمک میکنند. فعالیت بیش از حد استخوانخوارها میتواند به پوکی استخوان منجر شود.
▎2. Canaliculi (کانالیکولها)
کانالیکولها ساختارهای ریز و باریکی هستند که در بافت استخوان وجود دارند و به عنوان کانالهایی برای ارتباط بین سلولهای استخوانی عمل میکنند. ویژگیهای کانالیکولها شامل:
• ارتباط بین استئوسیتها: استئوسیتها، که سلولهای اصلی استخوان هستند، از طریق کانالیکولها با یکدیگر و همچنین با سلولهای دیگر مانند استئوبلاستها و استخوانخوارها ارتباط برقرار میکنند.
• نقش در تغذیه و تبادل مواد: کانالیکولها به انتقال مواد مغذی و محصولات متابولیک بین سلولهای استخوان کمک میکنند و به حفظ سلامت بافت استخوانی کمک میکنند.
▎3. Osteoblasts aligned along trabeculae of new bone (استئوبلاستها در امتداد تراکئولاهای استخوان جدید)
استئوبلاستها سلولهای سازنده استخوان هستند که وظیفه اصلی آنها تولید ماتریس استخوانی و معدنی کردن آن است. ویژگیهای استئوبلاستها شامل:
• محل قرارگیری: استئوبلاستها معمولاً در سطح تراکئولاهای استخوان جدید (بافت اسفنجی) قرار دارند و به شکل یک لایه منظم در اطراف این ساختارها قرار میگیرند.
• فرآیند تشکیل استخوان: استئوبلاستها با تولید کلاژن و سایر پروتئینهای ماتریس، زمینهای برای تشکیل استخوان جدید ایجاد میکنند. پس از تکمیل فرآیند معدنی شدن، برخی از این سلولها به استئوسیت تبدیل میشوند، که به حفظ ساختار و سلامت استخوان کمک میکند.
این سه عنصر نقشهای حیاتی در سلامت و عملکرد بافت استخوان دارند و تعاملات آنها به فرآیندهای پیچیدهای از جمله رشد، ترمیم و بازسازی استخوان کمک میکند.
پس هورمون پاراتیروئید روی یاختههای استخوانخوار اثر میکنه؟
بله، هورمون پاراتیروئید (PTH) تأثیر قابل توجهی بر روی یاختههای استخوانخوار (استخوانخوارها) دارد. این هورمون که از غده پاراتیروئید ترشح میشود، نقش کلیدی در تنظیم سطح کلسیم خون و متابولیسم استخوان ایفا میکند. تأثیرات اصلی PTH بر روی استخوانخوارها به شرح زیر است:
1. تحریک فعالیت استخوانخوارها: هورمون پاراتیروئید باعث افزایش فعالیت استخوانخوارها میشود. این به معنای افزایش تجزیه بافت استخوانی و آزادسازی کلسیم به خون است. به همین دلیل، PTH میتواند به کاهش تراکم استخوان منجر شود اگر به طور مزمن و بیش از حد ترشح شود.
2. تنظیم تعادل کلسیم: با افزایش فعالیت استخوانخوارها، PTH به حفظ سطح کلسیم خون در محدوده طبیعی کمک میکند. این عمل از طریق تجزیه استخوان و آزادسازی کلسیم به خون انجام میشود.
3. تعامل با استئوبلاستها: PTH همچنین بر روی استئوبلاستها تأثیر میگذارد و میتواند به تحریک تولید فاکتورهای رشد که به افزایش فعالیت استخوانخوارها کمک میکنند، منجر شود.
در نتیجه، هورمون پاراتیروئید نقش مهمی در تنظیم متابولیسم استخوان و تعادل کلسیم دارد و تأثیر مستقیمی بر روی یاختههای استخوانخوار دارد.