https://t.me/Partenoon;
کلمات به ظاهر ساده ولی مفهومی توی دستای اون پرورش پیدا میکنن.
واژههای عمیق از اینجا منشأ میگیرن و هر کسی هم توی ساختهشدن/پیدا شدنشون نقش نداره.
این فقط مختص اونه.
سعی میکنه خودش کارش رو انجام بده ولی از کمک بدش نمیاد.
اون،واژههای جدید و قدیمی رو کنار هم میذاره و طبق معانیشون متون مختلفی ایجاد میکنه نه صرفا برای اینکه کارش باشه،
خودش هم ازش لذت میبره.
وقتایی که خسته میشه،استراحت مطلق میکنه و اهمیتی نمیده چی پیش میاد چرا که با دست کمی از کلماتی که دم دستشن میتونه از خودش محافظت کنه.
مردم سرزمینش به ادبیات توجه زیادی دارن و به دنبال این حقیقت، دوست دارن که تاریخ رو هم به خوبی یاد بگیرن.
کلمات به ظاهر ساده ولی مفهومی توی دستای اون پرورش پیدا میکنن.
واژههای عمیق از اینجا منشأ میگیرن و هر کسی هم توی ساختهشدن/پیدا شدنشون نقش نداره.
این فقط مختص اونه.
سعی میکنه خودش کارش رو انجام بده ولی از کمک بدش نمیاد.
اون،واژههای جدید و قدیمی رو کنار هم میذاره و طبق معانیشون متون مختلفی ایجاد میکنه نه صرفا برای اینکه کارش باشه،
خودش هم ازش لذت میبره.
وقتایی که خسته میشه،استراحت مطلق میکنه و اهمیتی نمیده چی پیش میاد چرا که با دست کمی از کلماتی که دم دستشن میتونه از خودش محافظت کنه.
مردم سرزمینش به ادبیات توجه زیادی دارن و به دنبال این حقیقت، دوست دارن که تاریخ رو هم به خوبی یاد بگیرن.
https://t.me/mylilplanet;
ملکهی دریاها،
اون شخصیت شیرین،آروم و محبوبی داره.
مثل اینکه امواج دستهی ماگ قهوهخوری باشن،اونا رو راحت لای انگشتاش میگیره و نوازششون میکنه.
اون با همهی موجودات دریایی میتونه ارتباط برقرار کنه.
بعضی اوقات هم با صدفها ملایم صحبت میکنه تا برای چند روزی جزو دیزاین محل کارش باشن.
معمولا صبحها با ماهیهای عظیمالجثه ملاقات میکنه تا بهشون درموردماهیهایی که تازه متولد شدن هشدار بده،
در عوض اونا رو به مسافرت میفرسته تا از کوپن های تخفیفی اقیانوس استفاده کنن.
معمولا اونقدرا عصبی نمیشه مگه اینکه کارمندهای ماهی از دستوراتش سرپیچی کنن،
اون موقع اوضاع جالب نیست.
خشم بقدری بروز میکنه که سرزمینهای دیگه هم متوجه میشن و تحت تأثیرش باید چترهاشون رو بالای سرشون بگیرن تا امواج سنگین بهشون حمله نکنن.
ولی شانس خوب اینه که،کم اتفاق میوفته.
پس نیازی به نگرانی نیست~
ملکهی دریاها،
اون شخصیت شیرین،آروم و محبوبی داره.
مثل اینکه امواج دستهی ماگ قهوهخوری باشن،اونا رو راحت لای انگشتاش میگیره و نوازششون میکنه.
اون با همهی موجودات دریایی میتونه ارتباط برقرار کنه.
بعضی اوقات هم با صدفها ملایم صحبت میکنه تا برای چند روزی جزو دیزاین محل کارش باشن.
معمولا صبحها با ماهیهای عظیمالجثه ملاقات میکنه تا بهشون درموردماهیهایی که تازه متولد شدن هشدار بده،
در عوض اونا رو به مسافرت میفرسته تا از کوپن های تخفیفی اقیانوس استفاده کنن.
معمولا اونقدرا عصبی نمیشه مگه اینکه کارمندهای ماهی از دستوراتش سرپیچی کنن،
اون موقع اوضاع جالب نیست.
خشم بقدری بروز میکنه که سرزمینهای دیگه هم متوجه میشن و تحت تأثیرش باید چترهاشون رو بالای سرشون بگیرن تا امواج سنگین بهشون حمله نکنن.
ولی شانس خوب اینه که،کم اتفاق میوفته.
پس نیازی به نگرانی نیست~
🍓1
https://t.me/risesnothemoon;
به مسئول گلهای جهان سلام کنین~
اون با سخاوت به مردم دست میده و باهاشون حال احوال میکنه.
ظاهر شیک،مرتب و سادهای داره.
روزهای کاری،پیش شعبههای مختلف باغبونی سرزمینش میره و با روی خوش بهشون نصیحت میکنه که چه کاری برای زودتر شکوفه دادن گلها میتونن انجام بدن.
در حالی که توی باغ خودش میون گلهای صورتی دراز کشیده و کتاب کلاسیک میخونه،از نوشیدنی موردعلاقهاش،آب توتفرنگی لذت میبره.
پیش اومده که بخواد از کار در بره ولی نظم براش اهمیت داره پس از گلها انرژیش رو تامین میکنه و برای روزهای بعدی آماده میشه.
داخل اتاق کاریش ریسهی گلهای همیشه تازه شکوفهزده آویزون شده، نشونهی جاودانگی.
بین اونا میرقصه و برنامههای هیجانانگیز و باغبونی برای سرزمین توی ذهنش،ترتیب میده.
به مسئول گلهای جهان سلام کنین~
اون با سخاوت به مردم دست میده و باهاشون حال احوال میکنه.
ظاهر شیک،مرتب و سادهای داره.
روزهای کاری،پیش شعبههای مختلف باغبونی سرزمینش میره و با روی خوش بهشون نصیحت میکنه که چه کاری برای زودتر شکوفه دادن گلها میتونن انجام بدن.
در حالی که توی باغ خودش میون گلهای صورتی دراز کشیده و کتاب کلاسیک میخونه،از نوشیدنی موردعلاقهاش،آب توتفرنگی لذت میبره.
پیش اومده که بخواد از کار در بره ولی نظم براش اهمیت داره پس از گلها انرژیش رو تامین میکنه و برای روزهای بعدی آماده میشه.
داخل اتاق کاریش ریسهی گلهای همیشه تازه شکوفهزده آویزون شده، نشونهی جاودانگی.
بین اونا میرقصه و برنامههای هیجانانگیز و باغبونی برای سرزمین توی ذهنش،ترتیب میده.
https://t.me/moonbulle;
هوای اینجا همیشه بارونیه،زمینهای آسفالتشده خیسن ولی کسی ناراضی نیست،این چیزیه که خودشون دوست دارن.
عصرهای آخر هفته همهی شهروندا کنار هم زیر بارون دراز میکشن و اجازه میدن خاطراتشون شسته بشه یا بعضی اوقات هم فقط دلشون میخواد که آرامش بگیرن.
فرمانروا برای مردمش طبق برنامهی ملکهی ابرها بارون رو تامین میکنه.
اون حواسش به حال مردم هست و ازشون مقابل رعدوبرق و نور آفتاب محافظت میکنه.
فرمانروا مواقعی که برای خودش وقت پیدا میکنه،ترجیح میده که صدای بیسش رو ضبط کنه و آپلودش کنه.
البته که این بیس هم یادآور بارون و روزای ابری هست که برای شما خاطراتتون رو تازه میکنن.
هوای اینجا همیشه بارونیه،زمینهای آسفالتشده خیسن ولی کسی ناراضی نیست،این چیزیه که خودشون دوست دارن.
عصرهای آخر هفته همهی شهروندا کنار هم زیر بارون دراز میکشن و اجازه میدن خاطراتشون شسته بشه یا بعضی اوقات هم فقط دلشون میخواد که آرامش بگیرن.
فرمانروا برای مردمش طبق برنامهی ملکهی ابرها بارون رو تامین میکنه.
اون حواسش به حال مردم هست و ازشون مقابل رعدوبرق و نور آفتاب محافظت میکنه.
فرمانروا مواقعی که برای خودش وقت پیدا میکنه،ترجیح میده که صدای بیسش رو ضبط کنه و آپلودش کنه.
البته که این بیس هم یادآور بارون و روزای ابری هست که برای شما خاطراتتون رو تازه میکنن.
https://t.me/beers_comfy_sheets;
بهتره عینک سهبعدی بزنین و وارد شین، اینجوری بهتر بنظر میاد.
همهجا پر شده از مانیتورهایی که طراحیهای جزئی رو دارن نشون میدن.
بعد از چند دقیقه بعضیاشون کیدراماهایی که زیرنویس انگلیسی به سرعت پایین صفحه حرکت میکنن و جایگزین کلمات بعدی میشن،رو به نمایش میذارن.
So where's the emperor?
اون مشغول تموم کردن مرحلهی آخر لست آف آس هست،مزاحمش نشین.
مردم سرزمینش تشویقش میکنن و بله اون این مرحله رو هم پشت سر گذاشت!
حالا اونها رو میفرسته خونههاشون تا اوناهم از تجربیات گیمیش استفاده کنن.
آهنگ گوش میده و با پرندهاش بازی میکنه.
روز بعدی،نوبت طراحی یه بازی جدیده،
پس خوب استراحت میکنن تا ایدههاشون رو کنار هم بذارن و به سراسر جهان بازیشون رو ارائه بدن.
بهتره عینک سهبعدی بزنین و وارد شین، اینجوری بهتر بنظر میاد.
همهجا پر شده از مانیتورهایی که طراحیهای جزئی رو دارن نشون میدن.
بعد از چند دقیقه بعضیاشون کیدراماهایی که زیرنویس انگلیسی به سرعت پایین صفحه حرکت میکنن و جایگزین کلمات بعدی میشن،رو به نمایش میذارن.
So where's the emperor?
اون مشغول تموم کردن مرحلهی آخر لست آف آس هست،مزاحمش نشین.
مردم سرزمینش تشویقش میکنن و بله اون این مرحله رو هم پشت سر گذاشت!
حالا اونها رو میفرسته خونههاشون تا اوناهم از تجربیات گیمیش استفاده کنن.
آهنگ گوش میده و با پرندهاش بازی میکنه.
روز بعدی،نوبت طراحی یه بازی جدیده،
پس خوب استراحت میکنن تا ایدههاشون رو کنار هم بذارن و به سراسر جهان بازیشون رو ارائه بدن.
https://t.me/FuckedupStar;
مه غلیظه و همهجا به سختی دیده میشه.
برگ درختهای بید سبز لابهلای مه تلاش برای نشون دادن علامتی دارن.
شایدم میخوان یه حرفی رو بزنن؟
محل حکومت دختر مه،جنگل هست.
اون برای توریستهایی که به سرزمینش میان مههای متحرک بوجود میاره تا براشون جالب باشه و بعد همراه مردمش به صرف میوه با هم مهمونی میگیرن.
هر دفعه که بعد از کار روی تخت سلطنتی چوبیش میشینه و آمادهی آهنگ گوش دادن میشه مِلی،گربهی خونگیش میاد کنارش و بهش دلداری میده.
سعی میکنه با عقلانیت برای شهروندهاش تصمیم بگیره ولی در عین حال کلی بهشون احترام میذاره و دوستشون داره.
بعضیوقتها هم بینشون میره، براشون کالیمبا میزنه و باهاشون صحبت میکنه تا کمتر خودشون رو درگیر مسائل اذیتکننده،بکنن.
مه غلیظه و همهجا به سختی دیده میشه.
برگ درختهای بید سبز لابهلای مه تلاش برای نشون دادن علامتی دارن.
شایدم میخوان یه حرفی رو بزنن؟
محل حکومت دختر مه،جنگل هست.
اون برای توریستهایی که به سرزمینش میان مههای متحرک بوجود میاره تا براشون جالب باشه و بعد همراه مردمش به صرف میوه با هم مهمونی میگیرن.
هر دفعه که بعد از کار روی تخت سلطنتی چوبیش میشینه و آمادهی آهنگ گوش دادن میشه مِلی،گربهی خونگیش میاد کنارش و بهش دلداری میده.
سعی میکنه با عقلانیت برای شهروندهاش تصمیم بگیره ولی در عین حال کلی بهشون احترام میذاره و دوستشون داره.
بعضیوقتها هم بینشون میره، براشون کالیمبا میزنه و باهاشون صحبت میکنه تا کمتر خودشون رو درگیر مسائل اذیتکننده،بکنن.
https://t.me/lilCryBabie;
کنترل کردن شخصیتهای انیمهها،وظیفهی اونه.
بعد از اینکه روی دفترهای طراحیش اونا رو خلق میکنه،باهاشون صمیمی میشه و باهم غذا درست میکنن.
دوست داره حتی یه شهربازی هم برن ولی تایمی نمونده،شخصیتها باید وارد دنیای انیمه بشن پس ازش خداحافظی میکنن.
اینجوری نیست که هیچوقت دیگه ارتباط برقرار نکنن،اونها با عبور از آیینهی جادویی سلطنتی وارد میشن و میتونن هرازگاهی برگردن و بهش سر بزنن.
فرماندههای نظامیش، مهربونن و به مردم اجازه میدن که از سینمای قصر استفاده کنن و انیمههای جدید رو تماشا کنن.
ملکه از ملحق شدن بهشون لذت میبره، با اینکه اوقات سختی رو میگذرونه و سرش شلوغه ولی بازم پیششون میره.
کنترل کردن شخصیتهای انیمهها،وظیفهی اونه.
بعد از اینکه روی دفترهای طراحیش اونا رو خلق میکنه،باهاشون صمیمی میشه و باهم غذا درست میکنن.
دوست داره حتی یه شهربازی هم برن ولی تایمی نمونده،شخصیتها باید وارد دنیای انیمه بشن پس ازش خداحافظی میکنن.
اینجوری نیست که هیچوقت دیگه ارتباط برقرار نکنن،اونها با عبور از آیینهی جادویی سلطنتی وارد میشن و میتونن هرازگاهی برگردن و بهش سر بزنن.
فرماندههای نظامیش، مهربونن و به مردم اجازه میدن که از سینمای قصر استفاده کنن و انیمههای جدید رو تماشا کنن.
ملکه از ملحق شدن بهشون لذت میبره، با اینکه اوقات سختی رو میگذرونه و سرش شلوغه ولی بازم پیششون میره.
🍓2
Forwarded from 60'S 死だ蝶
For https://t.me/frpotato
بخاطر ارادت به ساتورو گوجو،چشمات رو بسته نگه میداری
بخاطر ارادت به ساتورو گوجو،چشمات رو بسته نگه میداری