بابونه‌ی‌ سیگار‌ به‌ دست
1 subscriber
12 photos
26 links
خانه‌ی حقیر:
@Kumostaykumori
Download Telegram
Forwarded from 60'S 死だ蝶
این رو فوروارد کنین تو چنل پابلیکتون و من با توجه به وایبتون بهتون میگم اگه یه کینگدام مختص خودتون داشتین،چطور و چه شکلی می‌بود
+تایپ MBTIتون هم بنویسین
ممکنه نقاشی کشیدم یا برد درست کردم
https://t.me/willowsofwisteria;
ستاره‌های دنباله دار توسط اون شمرده میشن.
اون توی تاریکی کهکشان‌ها،
براشون روشنایی رو به ارمغان میاره.
برای برقراری نظمشون،
اطلاعات متغیر و ثابت انواع ستاره‌ها رو بررسی میکنه و اجازه نمیده از موقعیتشون خارج بشن.
شغلش رو دوست داره و براش وقت میذاره.
یکمی حواس پرته ولی در عین حال میخواد
که جدی بنظر برسه.
همچنين،شیطنت میکنه.اون توی اوقات فراغتش تلاش میکنه با کشیدن پرتره‌ی هر کدوم از ستاره‌ها بتونه باهاشون ارتباط برقرار کنه تا بالاخره یکیشون رو بغل کنه!
https://t.me/Kumofuyuly;
صبح‌ها که از خواب بیدار میشه،
لا‌به‌لای تخت سلطنت گرم و نرمش،غوطه‌ور میشه چرا که اونا از جنس ابر هستن.
بله،اینجا دنیای ابرها‌ست و همه‌چیز از ابر ساخته شده!
جاذبه‌ی ابری رو برای شهروندهاش فعال میکنه تا سقوط نکنن علاوه بر اون،هدایت انواع ابر‌ها از جمله ابر‌های سنگین و حامل بارون توسط اون صورت میگیره.
روزایی که باید بارون بباره،برای شهروندها
پلی‌لیست لانا دل ری درست میکنه.
با اینکه ترجیح میده از تنهاییش لذت ببره،
ولی بعد از روزهای کاری سخت،کارمند‌های زحمتکش رو با مهربونی به مهمونی چای و بيسکوئيت شکلاتی دعوت میکنه.
https://t.me/farhanstuff;
هر زمانی از روز نمیتونین بهش زنگ بزنین.
اون مدیریت سیاست احترام رو در اختیار داره.
بی‌احترامی‌هایی که در حق افراد صورت گرفته رو بررسی میکنه و به بخش نیروهای ویژه می‌فرسته تا دستگیرشون کنن.
هرازگاهی توی دادگاه این افراد شرکت میکنه،
البته که برای دلسوزی نیست!
میخواد از حکم مجازاتشون احساس رضایت کنه و از طرفی براش اثبات میشه شغلش چقدر برای جامعه میتونه مهم باشه.
روزایی که سرش خلوته مخفیانه همبرگر سفارش میده.
و اگه کسی متوجه بشه؟قرار نیست توجهی کنه.
قاطع و جدی بنظر میاد ولی در عین حال میتونه فانی‌ترین باشه البته پیش کسایی که باهاشون احساس راحتی داره.
https://t.me/trnepenthe;
اگه به نقشه نگاه کنیم،
سراسر این فرماندهی دشت سرسبز با نقطه‌های قرمزه
اونا چی‌ان؟اینجا کجاست؟
به سرزمینی که همه‌ی توت‌فرنگی‌ها از اون رشد میکنن،خوش اومدین!
مردم این سرزمین شخصیت‌های مختلفی دارن ولی روح مهربون ملکه درون همه‌شون دمیده و با این سیاست مخفیانه جلوی اختلاف و درگیری‌های پیش‌‌بینی شده رو میگیره.
ملکه‌ی توت‌فرنگی‌ها،آروم و نسبتا خجالتیه ولی با این حال به شهروندهاش اهمیت زیادی میده و از دور باهاشون ارتباط میگیره.
روزی در میون با لباس مبدل کنار مردم ظاهر میشه و به کاشت و برداشت نظارت میکنه.
اگه فرصت داشته باشه با بچه‌ها هم بازی میکنه بشرط اینکه برای بیشتر موندنش از دامنش آویزون نشن.
https://t.me/brumous0;
رنگ‌های مختلف قاطی شدن و متمایز کردنشون سخته،دوآجو سِ یو
도와주세요!(کمکم کنید)
سفری به دنیای رنگ‌ها و اون مسئول رنگ‌هاست.
کسی که اسم‌های همه‌ی رنگ‌ها رو حفظه و روی موقعیت مکانی‌ همه‌شون تسلط داره.
با این حال اون تیره‌ترین رنگ‌ها،سیاه رو برای استایل ساده ولی جذابش انتخاب میکنه.
دورتادور محل کارش معمولا با پالت‌ها، بوم‌های آویزون شده و قوطی‌های نوشابه‌ی خالی پر شده.
چند وقت یه بار با دوست‌های هنرمندش توی باغ قصر سیاه‌سفیدش، پیک‌نیک هنری میذارن و روی صورت همدیگه طرح شخصیت‌های والت‌دیزنی/جیبلی رو میکشن.
علاوه بر اون آخر هر سال به عنوان هدیه برای مردم فرماندهیش نقاشی پیشرفت و زحمت اون‌ها رو میکشه.
https://t.me/scrcrochaosmaze
نه،معلومه که سامان‌دهی دنیای کمیک‌ها اونقدرا هم ساده نیست و هر کسی از پسش بر نمیاد!!
با قهوه صبحش شروع و شبش تموم میشه.
طراحی‌های جزئی صفحات مختلف زیردست کارمند‌هاشه ولی با توجه با علاقه‌ای که بهشون داره،اکثرشون که از انتشارات تازه‌کار هستن رو نظارت میکنه و با سخت‌گیری به محتواشون نظر میده تا روی پیشرفت‌شون کار کنه.
روز‌های سشنبه و چهارشنبه با انتشارات قدیمی ملاقات میکنه و با توجه به کتاب‌های قبلیشون بعضی اوقات برای سری بعدی کتاب، بهشون ایده‌های جدید میده.
آخر هفته‌ها سریال مورد‌علاقه‌اش رو دنبال میکنه و همراهش درام هم تمرین میکنه.
موهای ژولیده‌اش رو مرتب میکنه،با مردم به زبون خودش صحبت میکنه و همه از صمیمتش خوششون میاد.
💘1
https://t.me/K2worldvibe;
Such a pleasing smell out there!!!
دنیای شیرینی‌ها با طعم‌های جدید که هر روز طبق دستورات فرمانده پخته میشن.
فرمانده ماهر‌ترین قناد سرزمینه و دوست داره از تجربیاتش برای مردمش بگه.
علاوه بر اون همیشه بهشون کمک میکنه نه تنها برای اینکه کار حکومتش جلو بره بلکه برای اینکه خوشحالی شهروند‌هاش رو تامین کنه.
باهاشون مهربونه و با لقب‌هایی که دوست دارن،صداشون میکنه.
اون از شغلش لذت میبره،برای ارتباط گرفتن با سرزمین‌های دور و نزدیک هم شیرینی‌های مورد‌علاقه‌‌شون رو ارسال میکنه.
دوست‌های زیادی داره و کنار هم دیگه برای طعم‌های کیک‌های جدید ایده‌پردازی میکنن.
وقت‌هایی که تنهاست ترجیح میده برای فرداش برنامه‌ریزی کنه یا اینکه با صدای بلند آهنگ بخونه
🍓1
https://t.me/Partenoon;
کلمات به ظاهر ساده ولی مفهومی توی دستای اون پرورش پیدا میکنن.
واژه‌های عمیق از اینجا منشأ میگیرن و هر کسی هم توی ساخته‌شدن/پیدا شدنشون نقش نداره.
این فقط مختص اونه.
سعی میکنه خودش کارش رو انجام بده ولی از کمک بدش نمیاد.
اون،واژه‌های جدید و قدیمی رو کنار هم میذاره و طبق معانیشون متون مختلفی ایجاد میکنه نه صرفا برای اینکه کارش باشه،
خودش هم ازش لذت میبره.
وقتایی که خسته میشه،استراحت مطلق میکنه و اهمیتی نمیده چی پیش میاد چرا که با دست کمی از کلماتی که دم دستشن میتونه از خودش محافظت کنه.
مردم سرزمینش به ادبیات توجه زیادی دارن و به دنبال این حقیقت، دوست دارن که تاریخ رو هم به خوبی یاد بگیرن.
https://t.me/mylilplanet;
ملکه‌ی دریا‌ها،
اون شخصیت شیرین،آروم و محبوبی داره.
مثل اینکه امواج دسته‌ی ماگ قهوه‌خوری باشن،اونا رو راحت لای انگشتاش میگیره و نوازششون میکنه.
اون با همه‌ی موجودات دریایی میتونه ارتباط برقرار کنه.
بعضی اوقات هم با صدف‌ها ملایم صحبت میکنه تا برای چند روزی جزو دیزاین محل کارش باشن.
معمولا صبح‌ها با ماهی‌های عظیم‌الجثه ملاقات میکنه تا بهشون درموردماهی‌هایی که تازه متولد شدن هشدار بده،
در عوض اونا رو به مسافرت می‌فرسته تا از کوپن های تخفیفی اقیانوس استفاده کنن.
معمولا اونقدرا عصبی نمیشه مگه اینکه کارمند‌های ماهی از دستوراتش سرپیچی کنن،
اون موقع اوضاع جالب نیست.
خشم بقدری بروز میکنه که سرزمین‌های دیگه هم متوجه میشن و تحت تأثیرش باید چترهاشون رو بالای سرشون بگیرن تا امواج سنگین بهشون حمله نکنن.
ولی شانس خوب اینه که،کم اتفاق میوفته.
پس نیازی به نگرانی نیست~
🍓1
https://t.me/risesnothemoon;
به مسئول گل‌های جهان سلام کنین~
اون با سخاوت به مردم دست میده و باهاشون حال احوال میکنه.
ظاهر شیک،مرتب و ساده‌ای داره.
روز‌های کاری،پیش شعبه‌های مختلف باغبونی سرزمینش میره و با روی خوش بهشون نصیحت میکنه که چه کاری برای زودتر شکوفه دادن گل‌ها میتونن انجام بدن.
در حالی که توی باغ خودش میون گل‌های صورتی دراز کشیده و کتاب کلاسیک میخونه،از نوشیدنی موردعلاقه‌اش،آب توت‌فرنگی لذت میبره.
پیش اومده که بخواد از کار در بره ولی نظم براش اهمیت داره پس از گل‌ها انرژیش رو تامین میکنه و برای روز‌های بعدی آماده میشه.
داخل اتاق کاریش ریسه‌ی گل‌های همیشه تازه شکوفه‌زده آویزون شده، نشونه‌ی جاودانگی.
بین اونا میرقصه و برنامه‌های هیجان‌انگیز و باغبونی برای سرزمین توی ذهنش،ترتیب میده.
https://t.me/moonbulle;
هوای اینجا همیشه بارونیه،زمین‌های آسفالت‌شده خیسن ولی کسی ناراضی نیست،این چیزیه که خودشون دوست دارن.
عصرهای آخر هفته همه‌ی شهروندا کنار هم زیر بارون دراز میکشن و اجازه میدن خاطراتشون شسته بشه یا بعضی اوقات هم فقط دلشون میخواد که آرامش بگیرن.
فرمانروا برای مردمش طبق برنامه‌ی ملکه‌ی‌ ابرها بارون رو تامین میکنه.
اون حواسش به حال مردم هست و ازشون مقابل رعد‌و‌برق و نور آفتاب محافظت میکنه.
فرمانروا مواقعی که برای خودش وقت پیدا میکنه،ترجیح میده که صدای بیسش رو ضبط کنه و آپلودش کنه.
البته که این بیس هم یادآور بارون و روزای ابری هست که برای شما خاطراتتون رو تازه میکنن.
https://t.me/beers_comfy_sheets;
بهتره عینک سه‌بعدی بزنین و وارد شین، اینجوری بهتر بنظر میاد.
همه‌جا پر شده از مانیتور‌هایی که طراحی‌های جزئی رو دارن نشون میدن.
بعد از چند دقیقه بعضیاشون کیدراماهایی که زیرنویس انگلیسی به سرعت پایین صفحه حرکت میکنن و جایگزین کلمات بعدی میشن،رو به نمایش میذارن.
So where's the emperor?
اون مشغول تموم کردن مرحله‌ی آخر لست‌ آف آس هست،مزاحمش نشین.
مردم سرزمینش تشویقش میکنن و بله اون این مرحله رو هم پشت سر گذاشت!
حالا اون‌ها رو می‌فرسته خونه‌هاشون تا اوناهم از تجربیات گیمی‌ش استفاده کنن.
آهنگ گوش میده و با پرنده‌اش بازی میکنه.
روز بعدی،نوبت طراحی یه بازی جدیده،
پس خوب استراحت میکنن تا ایده‌هاشون رو کنار هم بذارن و به سراسر جهان بازیشون رو ارائه بدن.
https://t.me/FuckedupStar;
مه غلیظه و همه‌جا به سختی دیده میشه.
برگ‌ درخت‌های بید سبز لا‌به‌لای مه تلاش برای نشون دادن علامتی دارن.
شایدم میخوان یه حرفی رو بزنن؟
محل حکومت دختر مه،جنگل هست.
اون برای توریست‌هایی که به سرزمینش میان مه‌های متحرک بوجود میاره تا براشون جالب باشه و بعد همراه مردمش به صرف میوه با هم مهمونی میگیرن.
هر دفعه که بعد از کار روی تخت سلطنتی چوبیش میشینه و آماده‌ی آهنگ گوش دادن میشه مِلی،گربه‌ی خونگیش میاد کنارش و بهش دلداری میده.
سعی میکنه با عقلانیت برای شهروند‌هاش تصمیم بگیره ولی در عین حال کلی بهشون احترام میذاره و دوستشون داره.
بعضی‌وقت‌ها هم بینشون میره، براشون کالیمبا میزنه و باهاشون صحبت میکنه تا کمتر خودشون رو درگیر مسائل اذیت‌کننده،بکنن.
https://t.me/lilCryBabie;
کنترل کردن شخصیت‌های انیمه‌ها،وظیفه‌ی اونه.
بعد از اینکه روی دفتر‌های طراحیش اونا رو خلق میکنه،باهاشون صمیمی میشه و باهم غذا درست میکنن.
دوست داره حتی یه شهربازی هم برن ولی تایمی نمونده،شخصیت‌ها باید وارد دنیای انیمه بشن پس ازش خداحافظی میکنن.
اینجوری نیست که هیچ‌وقت دیگه ارتباط برقرار نکنن،اونها با عبور از آیینه‌ی جادویی سلطنتی وارد میشن و میتونن هرازگاهی برگردن و بهش سر بزنن.
فرمانده‌های نظامیش، مهربونن و به مردم اجازه میدن که از سینمای قصر استفاده کنن و انیمه‌های جدید رو تماشا کنن.
ملکه از ملحق شدن بهشون لذت می‌بره، با اینکه اوقات سختی رو میگذرونه و سرش شلوغه ولی بازم پیششون میره.
🍓2
Forwarded from 60'S 死だ蝶
باید بگم که همه‌‌شون یکم مستن،ناراحت نشین
Forwarded from 60'S 死だ蝶
For https://t.me/beers_comfy_sheets
As Tired adventurer
Forwarded from 60'S 死だ蝶
For https://t.me/HappinessMaybe
نکویی جنگجو
💘1