❤9😍3👍1
👍5
پس لبهایت را بهم نزدیک کن و حرفی نزن،
میخواهم اینبار حرفها و لبهایت را باهم ببوسم.🤍
@caffe_sheerr ¦ یلدا سیدی
میخواهم اینبار حرفها و لبهایت را باهم ببوسم.🤍
@caffe_sheerr ¦ یلدا سیدی
❤9🙊1
محبوبِ من
شما را در خواب دیدم
سرو قد، صنوبر قامت و ماه طلعت.
نزدیکتر شدم، ماه شده بودید.🌙🤍
شما را در خواب دیدم
سرو قد، صنوبر قامت و ماه طلعت.
نزدیکتر شدم، ماه شده بودید.🌙🤍
@caffe_sheerr | محمد صالح علا
❤6👍1😍1
من اگه بدونم واقعا منو میخوای ، واقعا دوسم داری ، واقعا میخوای با من باشی ، واقعا دلت واسم تنگ میشه ، اگه بدونم حست بهم واقعیه! منم تمام وقت و فکرم رو واست میذارم ، بهت بینهایت توجه میکنم ، هرکاری واسه خوشحال کردنت میکنم و تمام خودم رو در اختیار تو میذارم ، فقط اگه دوسم داری بهت ثابت کن:)✨🫀
❤14👍8
هيچ چيزي از تو نميخواستم ..
عشق من؛
فقط ميخواستم در امتداد نسيم،
گذشته را به انبوه گيسوانت ببافم!
تار به تار ..
گره بزنم به اسطورههاي نارنجي؛
که هنگام راه رفتن ستارههاي واژگانم،
برايت راه شيري بسازند!
ميخواستم سر هر پيچ؛
يک شعر بکارم،بزني به موهات،
که وقتي برابر آينه ميايستي؛
هيچ چيزي جز دستهاي من،
بر سينهات دل دل نکند!
ميخواستم تمام راه با تو باشم؛
نفس بزنم،
برايت بجنگم،
بخاطرت زخمي شوم!
و مغرور پاي تو بايستم ...♥️✨
عشق من؛
فقط ميخواستم در امتداد نسيم،
گذشته را به انبوه گيسوانت ببافم!
تار به تار ..
گره بزنم به اسطورههاي نارنجي؛
که هنگام راه رفتن ستارههاي واژگانم،
برايت راه شيري بسازند!
ميخواستم سر هر پيچ؛
يک شعر بکارم،بزني به موهات،
که وقتي برابر آينه ميايستي؛
هيچ چيزي جز دستهاي من،
بر سينهات دل دل نکند!
ميخواستم تمام راه با تو باشم؛
نفس بزنم،
برايت بجنگم،
بخاطرت زخمي شوم!
و مغرور پاي تو بايستم ...♥️✨
@caffe_sheerr ¦ عباسمعروفی
❤7👍2
من لبان خويش را
با آتشی مقدس تطهير کردم
تا از عشق سخن بگويم
امّا وقتی دهان گشودم
زبانم بند آمده بود
پيش از آنکه عشق را بشناسم
عادت داشتم نغمههای عاشقانه سر دهم
امّا شناختن را که آموختم
کلمات در دهانم ماسيد
و نواهای سينهام
در سکوتی ژرف فرو افتادند... ♥️🥹
با آتشی مقدس تطهير کردم
تا از عشق سخن بگويم
امّا وقتی دهان گشودم
زبانم بند آمده بود
پيش از آنکه عشق را بشناسم
عادت داشتم نغمههای عاشقانه سر دهم
امّا شناختن را که آموختم
کلمات در دهانم ماسيد
و نواهای سينهام
در سکوتی ژرف فرو افتادند... ♥️🥹
@caffe_sheerr ¦ جبران خلیل جبران
❤7👍1
من لبان خويش را
با آتشی مقدس تطهير کردم
تا از عشق سخن بگويم
امّا وقتی دهان گشودم
زبانم بند آمده بود
پيش از آنکه عشق را بشناسم
عادت داشتم نغمههای عاشقانه سر دهم
امّا شناختن را که آموختم
کلمات در دهانم ماسيد
و نواهای سينهام
در سکوتی ژرف فرو افتادند... 🥺♥️
با آتشی مقدس تطهير کردم
تا از عشق سخن بگويم
امّا وقتی دهان گشودم
زبانم بند آمده بود
پيش از آنکه عشق را بشناسم
عادت داشتم نغمههای عاشقانه سر دهم
امّا شناختن را که آموختم
کلمات در دهانم ماسيد
و نواهای سينهام
در سکوتی ژرف فرو افتادند... 🥺♥️
@caffe_sheerr |جبران خلیل جبران
❤10👍3
خوشا صبحی که او آید،
نِشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بُگشایی،
ببینی شاه شاهانی ♥️🌝
@caffe_sheerr ¦ مولانا
نِشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بُگشایی،
ببینی شاه شاهانی ♥️🌝
@caffe_sheerr ¦ مولانا
❤8👍1😍1
❤10👍1
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست💕🥹
@caffe_sheerr ¦ هوشنگ ابتهاج
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست💕🥹
@caffe_sheerr ¦ هوشنگ ابتهاج
👍7❤3
❤7👍1