یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. هدر رفتن جوونیم،کاراییم، روزها و زمان. انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.
ما ازونجایی آسیب دیدیم که یه سری آدمِ نفهم سکان به دست شدن تا فقط روی زندگی ما قمار کنن!
یکی میگفت:
"نباید برات مهم باشه که برای کی و چرا مهم هستی، وگرنه سعی میکنی برای مهم موندن به خواسته ی دلِ اون رفتار کنی نه دلِ خودت."
"نباید برات مهم باشه که برای کی و چرا مهم هستی، وگرنه سعی میکنی برای مهم موندن به خواسته ی دلِ اون رفتار کنی نه دلِ خودت."
ڪافــه بیٺ ☕️
این قضیه که ده روز دیگه عیده خیلی عجیبه.
این قضیه که الان تابستون شده خیلی عجیب تره....
یه چیز غمگینی که خیلی وقته ذهنمو درگیر کرده اینه که اخیرا خیلی جامعه گریز شدم!
حسمیکنم حرف مشترکی با هم نسلای خودم ندارم و سطح دغدغه های متفاوتی دارم.
نمیتونم مثل بقیه خودمو با ترند های جدید وفق بدم.
حوصله آدمای مختلف و روابط امروزی رو ندارم.
باز کردن سر صحبت با آدمای جدید برام سخت شده.
تنها شدم و به ندرت با کسی هم صحبت میشم.
:')))))))
حسمیکنم حرف مشترکی با هم نسلای خودم ندارم و سطح دغدغه های متفاوتی دارم.
نمیتونم مثل بقیه خودمو با ترند های جدید وفق بدم.
حوصله آدمای مختلف و روابط امروزی رو ندارم.
باز کردن سر صحبت با آدمای جدید برام سخت شده.
تنها شدم و به ندرت با کسی هم صحبت میشم.
:')))))))
امروز یه چیز جالب در مورد تروما خوندم که منو به فکر فرو برد :
وقتی تروما فعال میشود، واکنشی که از ما سر میزند معمولاً هیچ ربطی به سن و فهم امروزمان ندارد. در یک لحظه و کاملاً ناخودآگاه، ما به همان مرحلهای از رشد برمیگردیم که زخم اولیه در آن اتفاق افتاده. این برگشتِ عمدی نیست؛ یک واکنش عمیق و غریزیست که در آن “بزرگسالِ امروز” کنار میرود و نسخهی کوچکتر، ترسیدهتر و آسیبدیدهی ما، کنترل را به دست میگیرد.
آن احساسات شدید، آن واکنشهای ظاهراً نامتناسب، و آن مکانیزمهای دفاعی درواقع تلاشهای ناامیدانه همان کودکِ درون است؛ کودکی که هیچوقت فرصت پردازش یا فرار از درد و ترسش را نداشته...
وقتی تروما فعال میشود، واکنشی که از ما سر میزند معمولاً هیچ ربطی به سن و فهم امروزمان ندارد. در یک لحظه و کاملاً ناخودآگاه، ما به همان مرحلهای از رشد برمیگردیم که زخم اولیه در آن اتفاق افتاده. این برگشتِ عمدی نیست؛ یک واکنش عمیق و غریزیست که در آن “بزرگسالِ امروز” کنار میرود و نسخهی کوچکتر، ترسیدهتر و آسیبدیدهی ما، کنترل را به دست میگیرد.
آن احساسات شدید، آن واکنشهای ظاهراً نامتناسب، و آن مکانیزمهای دفاعی درواقع تلاشهای ناامیدانه همان کودکِ درون است؛ کودکی که هیچوقت فرصت پردازش یا فرار از درد و ترسش را نداشته...
از او پرسیدند که «چونی شب؟»
گفت: «مرغی را که بر بابزَن زده باشند و به آتش بیرون میگردانند، حاجت نبود ازو پرسیدن.»
•عطار
تذکرة الاولیاء
☕️| @cafe_beit
گفت: «مرغی را که بر بابزَن زده باشند و به آتش بیرون میگردانند، حاجت نبود ازو پرسیدن.»
•عطار
تذکرة الاولیاء
☕️| @cafe_beit
ڪافــه بیٺ ☕️
این قضیه که الان تابستون شده خیلی عجیب تره....
این قضیه که فردا مرداده واقعا واسه ام غیر قابل هضمه.
آخه مگه همین دیروز دِی نبود؟!
آخه مگه همین دیروز دِی نبود؟!
ڪافــه بیٺ ☕️
روزگار همیشه بر یك قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد. کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار میآید... #محمود_دولتآبادی 📕 | جای خالی سلوچ ☕️| @cafe_beit
میگن زمان که بگذره حال آدم بهتر میشه؛
اما ما که یادمون نمیره چیا تو این مدت کشیدیم..
اما ما که یادمون نمیره چیا تو این مدت کشیدیم..
الأنثى
لاتُرید رَجُلاً ثریاً أو وَسیماً أو حتّى شاعِراً
هی تُرید رَجُلاً
یَفهَم عَینَیها إذا حَزِنَت
فیُشیر بِیَدِه إلى صَدرِه و یَقول:
«هُنا وطنُک»!
زن، مرد ثروتمند یا پُرآوازه یا حتی شاعر نمیخواهد؛
مردی میخواهد که اندوه چشمهایش را درک کند و آنگاه به قلبش اشاره کند و بگوید:
«غمت مباد! وطن تو اینجاست....»
#نزار_قبانی
☕️| @cafe_beit
لاتُرید رَجُلاً ثریاً أو وَسیماً أو حتّى شاعِراً
هی تُرید رَجُلاً
یَفهَم عَینَیها إذا حَزِنَت
فیُشیر بِیَدِه إلى صَدرِه و یَقول:
«هُنا وطنُک»!
زن، مرد ثروتمند یا پُرآوازه یا حتی شاعر نمیخواهد؛
مردی میخواهد که اندوه چشمهایش را درک کند و آنگاه به قلبش اشاره کند و بگوید:
«غمت مباد! وطن تو اینجاست....»
#نزار_قبانی
☕️| @cafe_beit
«الغائبون في الاوقات الصعبة يجب أن يظلوا غائبين إلى الأبد.»
غایبان در لحظههای سخت باید تا ابد غایب بمانند.
☕️| @cafe_beit
غایبان در لحظههای سخت باید تا ابد غایب بمانند.
☕️| @cafe_beit
ڪافــه بیٺ ☕️
این قضیه که فردا مرداده واقعا واسه ام غیر قابل هضمه. آخه مگه همین دیروز دِی نبود؟!
خواستم بگم به زودی شهریور میشه و یک ماه دیگه اش پاییزه...
زمان رو دور تند داده میگذره
زمان رو دور تند داده میگذره
یک احساساتی هست، یک چیزهایی هست که نمیشود به دیگری فهماند، نمیشود گفت، آدم را مسخره میکنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت میکند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.
📚زنده به گور
👤#صادق_هدایت
☕️| @cafe_beit
📚زنده به گور
👤#صادق_هدایت
☕️| @cafe_beit
آدم بیشعور، بیشعوره!
بزرگ بشه بیشعوره، پولدار بشه بیشعوره، مدیر بشه بیشعوره، فقیر بشه بیشعوره، بچهدار بشه بیشعوره، نوه دار بشه بیشعوره، بمیره بیشعوره
بیشعوری درمانی نداره
باقیه تا ابد
بزرگ بشه بیشعوره، پولدار بشه بیشعوره، مدیر بشه بیشعوره، فقیر بشه بیشعوره، بچهدار بشه بیشعوره، نوه دار بشه بیشعوره، بمیره بیشعوره
بیشعوری درمانی نداره
باقیه تا ابد
به موقع گفتن، مهم تر از گفتنه.
به موقع بودن، مهم تر از بودنه.
به موقع شنیدن، مهم تر از شنیدنه.
به موقع بودن، مهم تر از بودنه.
به موقع شنیدن، مهم تر از شنیدنه.