یاری علمی
سلام دوستان
برای یک سخنرانی چندفرهنگی، با تاکید بر انواع تبعیض های مختلف در کلاس درس آماده می شوم.
یکی از مصادیق آموزش چندفرهنگی، تدریس چندفرهنگی است و یکی از موانع تحقق تدریس چندفرهنگی، وجود تبعیض های مختلف در کلاس درس است. این تبعیض ها می تواند از سوی افراد و گروه های مختلف اتفاق بیفتد. در این سخنرانی تمرکز بنده بر روی تبعیض هایی است که از سوی معلمان و استادان اتفاق می افتد.
مثلا نادیده گرفته شدن دانشجو / دانش آموز به خاطر جنسیت، زبان، قومیت و ..
مسخره قومیت، مذهب دانشجو/ دانش آموز از سوی استاد/ معلم
و ...
آیا شما در دوران تحصیل به ویژه در دانشگاه، تجربه تبعیض دارید؟ اگر دارید لطفا مصداق آن را در پی وی ( @sadeghiedu)برای اینجانب ارسال فرمایید.
سپاس فراوان
سلام دوستان
برای یک سخنرانی چندفرهنگی، با تاکید بر انواع تبعیض های مختلف در کلاس درس آماده می شوم.
یکی از مصادیق آموزش چندفرهنگی، تدریس چندفرهنگی است و یکی از موانع تحقق تدریس چندفرهنگی، وجود تبعیض های مختلف در کلاس درس است. این تبعیض ها می تواند از سوی افراد و گروه های مختلف اتفاق بیفتد. در این سخنرانی تمرکز بنده بر روی تبعیض هایی است که از سوی معلمان و استادان اتفاق می افتد.
مثلا نادیده گرفته شدن دانشجو / دانش آموز به خاطر جنسیت، زبان، قومیت و ..
مسخره قومیت، مذهب دانشجو/ دانش آموز از سوی استاد/ معلم
و ...
آیا شما در دوران تحصیل به ویژه در دانشگاه، تجربه تبعیض دارید؟ اگر دارید لطفا مصداق آن را در پی وی ( @sadeghiedu)برای اینجانب ارسال فرمایید.
سپاس فراوان
نشست تضمین کیفیت تدریس
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی؛ دانشگاه علامه طباطبایی
زمان: شنبه ۱۴۰۱/۲/۱۷
ساعت: ۱۱:۳۰ الی ۱۳:۳۰
@cacpc
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی؛ دانشگاه علامه طباطبایی
زمان: شنبه ۱۴۰۱/۲/۱۷
ساعت: ۱۱:۳۰ الی ۱۳:۳۰
@cacpc
👍2
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین کهن است، بخشی از آن جغرافیاست، بخشی دیگر آداب و رسوم، هنرها و مفاخر ایران زمین هستند.
حاج قربان سلیمانی و عثمان محمدپرست مفاخر هنر موسیقی خراسان، بخشی از هویت ملی ما بودند/هستند.
یادشان گرامی
#حاج_قربان
#عثمان_محمدپرست
#موسیقی
#مفاخر
#هویت
@cacpc
حاج قربان سلیمانی و عثمان محمدپرست مفاخر هنر موسیقی خراسان، بخشی از هویت ملی ما بودند/هستند.
یادشان گرامی
#حاج_قربان
#عثمان_محمدپرست
#موسیقی
#مفاخر
#هویت
@cacpc
👍2
گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نقد و بررسی کتاب "عاملیت انسان؛ رویکرد دینی و فلسفی"
تالیف و ارایه: دکتر خسرو باقری
نافدین:
دکتر محمد راسخ
دکتر محمود مهرمحمدی
دکتر حسین اسکندری
دکتر مصطفی مهرآیین
حضور برای همگان آزاد است
@cacpc
نقد و بررسی کتاب "عاملیت انسان؛ رویکرد دینی و فلسفی"
تالیف و ارایه: دکتر خسرو باقری
نافدین:
دکتر محمد راسخ
دکتر محمود مهرمحمدی
دکتر حسین اسکندری
دکتر مصطفی مهرآیین
حضور برای همگان آزاد است
@cacpc
سود و زیان آغاز فعالیت های آموزشی حضوری باید ارزیابی شود
https://atna.atu.ac.ir/fa/news/303724/%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
https://atna.atu.ac.ir/fa/news/303724/%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
عطنا - رسانه تحلیلی دانشگاه علامه طباطبائی
سود و زیان آغاز فعالیت های آموزشی حضوری باید ارزیابی شود
عضو هیات علمی دانشگاه معتقد است رعایت بیشتر مسائل بهداشتی و حضور 10 الی 15 نفر در هر کلاس براساس استانداردهای وزارت بهداشت و ستاد مقابله با کرونا خطر ابتلا به این بیماری را کاهش می دهد.
👍1
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین…
دکتر محمد رفیع جلالی
زمانی به پای اتوبوس رسیده بود که همه صندلیها پر شده بودند. اصرار داشت که سوار شود. "دالون دار" موافق نبود. راننده که عمامه ای به سبگ خراسانیان اصیل بر سرداشت، وقتی اصرار جوان را دید، چارپایه چوبی کنارش ر ا نشان داد و : گفت: " بیا، بیا بالا، بشین ور دست خودم". و جوان لبخند زنان بر روی چهارپایه جلوس کرد . " دالون دار" همانجا کرایه اش را گرفت و پس از حساب کتاب با راننده ، اجازه جرکت اتوبوس را صادر نمود.
اتوبوس براه افتاد. مقصد نهائی "خواف " است!!! . هنوز به "شریف آباد" نرسیده اند که راننده دستی به زانوی جوان میزندو با تعجب میپرسد، "خوب ، جوان ، میخوای بری "خواف " چکار کنی"؟؟؟ کسی را اونجا میشناسی؟؟؟ کار واجبی داری که اینهمه اصرار داشتی سوار شی"؟؟؟ و جوانک میکوید "نه"!!! راننده ببشتر متعحب میشود و میپرسد: "پس میخوای بری خواف چکار کنی"؟؟؟ اونجا که چیزی برای دیدن ندارد، وسط کویر است!!! و جوانک میگوید: " هیچی ، میخوام برم انجا رو ببینم!!! . "فقط همین"؟؟!!/، راننده میپرسد. و جوان خیلی راحت میگوید: "آره"!!!! این جواب راننده را بفکر وا میدارد و دیگر هیچ نمیگوید.
ار گرمسار که رد میشوند، اسفالت هم تمام میشود و وارد میشوند به خاکی. یک تانکر نفتکش " لیلاند" سبز رنگ " شرکت ملی نفت"، افتاده بود جلوی انها. زنجیر بر ق گیرش هم روی زمین کشیده میشد و گرد و خاک فراوانی هم بپا کرده ، بطوریکه با توجه به باریک بودن جاده ، امکان سبقت را از اتوبوس گرفته بود. گرد وخاک داخل اتوبوس را پر کرده ، بطوریکه همه پنجره ها بسته میشود. راننده اتوبوس بالاخره تسلیم میشود و جلوی یک قهوه خانه بعد از "ده نمک" متوقف میشود تا هم گلوئی تازه کنند و هم از شر "تانکر " خلاص شوند.
راننده دست جوان را هم میگیرد و با خود به روی صندلی های جلوی قهوه خانه میبرد. چای اول را که سر می کشند، جوان بحرف در میاید و شعری را زمزمه میکند!! گوشهای راننده تیز میشود!! شعر زبان حال راننده و مسافران است و این جاده های خراب و خاکی!! با این مضمون که " چرا با اینهمه ثروت باید جاده های ما اینچنین باشد و وضع مردمانمان اینگونه"؟؟؟
راننده تعجب میکند، انچه این جوان میخواند، نه شعراست و نه محاوره معمولی. در عین اینکه قاقیه ندارد ولی فکر میکنی شعری را برایت دارند میخوانند!! سرو ته دارد و گوش نواز است!! میپرسد " اینها را کجا خواندی"؟؟ و جوان میگوید: " از جائئ نخواندم، خودم سروده ام"!! . "یعنی اینا "شعر" بود"" ؟؟؟ راننده میپرسد. و جوان جواب میدهد، بله ، به اینها میگویند، "شعرنو"!!! "چی شعر نو؟؟؟. قشنگه ، نشنیده بودم". راننده میپرسد . و جوان شروع میکند به بیان تاریچه شعر نو و بینانگذارنش . و راننده "چهار گوشی" گوش میدهد. خیلی از جوانک خوشش آمده و از اینکه سوارش کرده است خیلی خوشجال است.
دیگر کار کشید به دل و قلوه دادن راننده و مسافر بطوریکه نفهمیدند، کی رسیدند به نزدیکی های "خواف"!!! "خوب ببینم، کجا میخوای بمانی توی " خواف". میدانی اینجا مسافرخانه ای ، چیزی ندارد". راننده میپرسد. "نمیدانم. بالاخره یک جائی پیدا میشود. خدا بزرگ است". جوانک جواب میدهد. و راننده میگوید: " باید بیا خانه خودمان. بد نمیگذرد" . و چی از این بهتر؟؟؟
2 سه تا چائی که مینوشند، همینطور که دارند جرف میزنند، راننده از خستگی بخواب فرو میرود و جوانک هم از خدا خواسته ، پشتی پشتش را میخواباند روی زمین،سرش را میگذارد روی پشتی و او هم بخوابی خوش فرو میرود.
زمانی بیدار میشوند که ساعت از 9 شب گذشته و اهل خانه دارند سورو سات شام را آماده میکنند.
"کوکوی سبزی" خیلی خوشمزه است و با نان محلی و سبزی خوردن از هر غدائی بیشتر مزه میدهد.
حالا شده اند سیر و پر و قبراق و سرحال. راننده اشاره ای به پستوی خانه میکند و با سر اشاره ای به بچه ها. انها خودشان میفهمند که مقصود چیست. بدرون پستو میروند و اندکی بعد با یک بسته دراز ، پیچیده در یک پارچه قلمکاری شده باز میگردند. بسته را میگذارند جلوی راننده. راننده به آرامی و با احترام بسته را باز میکند. حالا نوبت جوان است که متعجب شود؟؟ بله، داخل بسته یک "2 تار" است. "2 تاری که در خراسان مرسوم است"!!! سکوت بر قرار است. راننده دست چپش را میبرد بسوی کوک "2 تار" و با ناخن های دست راست بر سیم ها زخمه ای چند میزند و پس از سه 4 بار بالاخره مطمئن میشود که ساز کوک است. و مینوازد و مینوازد و سپس میخواند:
" نوائی، نوائی ، نوائی ، نوائی، همه با وفایند تو گل بی وفایی. الهی برافتد نشان جدایی....و تا آخر.
زمانی به پای اتوبوس رسیده بود که همه صندلیها پر شده بودند. اصرار داشت که سوار شود. "دالون دار" موافق نبود. راننده که عمامه ای به سبگ خراسانیان اصیل بر سرداشت، وقتی اصرار جوان را دید، چارپایه چوبی کنارش ر ا نشان داد و : گفت: " بیا، بیا بالا، بشین ور دست خودم". و جوان لبخند زنان بر روی چهارپایه جلوس کرد . " دالون دار" همانجا کرایه اش را گرفت و پس از حساب کتاب با راننده ، اجازه جرکت اتوبوس را صادر نمود.
اتوبوس براه افتاد. مقصد نهائی "خواف " است!!! . هنوز به "شریف آباد" نرسیده اند که راننده دستی به زانوی جوان میزندو با تعجب میپرسد، "خوب ، جوان ، میخوای بری "خواف " چکار کنی"؟؟؟ کسی را اونجا میشناسی؟؟؟ کار واجبی داری که اینهمه اصرار داشتی سوار شی"؟؟؟ و جوانک میکوید "نه"!!! راننده ببشتر متعحب میشود و میپرسد: "پس میخوای بری خواف چکار کنی"؟؟؟ اونجا که چیزی برای دیدن ندارد، وسط کویر است!!! و جوانک میگوید: " هیچی ، میخوام برم انجا رو ببینم!!! . "فقط همین"؟؟!!/، راننده میپرسد. و جوان خیلی راحت میگوید: "آره"!!!! این جواب راننده را بفکر وا میدارد و دیگر هیچ نمیگوید.
ار گرمسار که رد میشوند، اسفالت هم تمام میشود و وارد میشوند به خاکی. یک تانکر نفتکش " لیلاند" سبز رنگ " شرکت ملی نفت"، افتاده بود جلوی انها. زنجیر بر ق گیرش هم روی زمین کشیده میشد و گرد و خاک فراوانی هم بپا کرده ، بطوریکه با توجه به باریک بودن جاده ، امکان سبقت را از اتوبوس گرفته بود. گرد وخاک داخل اتوبوس را پر کرده ، بطوریکه همه پنجره ها بسته میشود. راننده اتوبوس بالاخره تسلیم میشود و جلوی یک قهوه خانه بعد از "ده نمک" متوقف میشود تا هم گلوئی تازه کنند و هم از شر "تانکر " خلاص شوند.
راننده دست جوان را هم میگیرد و با خود به روی صندلی های جلوی قهوه خانه میبرد. چای اول را که سر می کشند، جوان بحرف در میاید و شعری را زمزمه میکند!! گوشهای راننده تیز میشود!! شعر زبان حال راننده و مسافران است و این جاده های خراب و خاکی!! با این مضمون که " چرا با اینهمه ثروت باید جاده های ما اینچنین باشد و وضع مردمانمان اینگونه"؟؟؟
راننده تعجب میکند، انچه این جوان میخواند، نه شعراست و نه محاوره معمولی. در عین اینکه قاقیه ندارد ولی فکر میکنی شعری را برایت دارند میخوانند!! سرو ته دارد و گوش نواز است!! میپرسد " اینها را کجا خواندی"؟؟ و جوان میگوید: " از جائئ نخواندم، خودم سروده ام"!! . "یعنی اینا "شعر" بود"" ؟؟؟ راننده میپرسد. و جوان جواب میدهد، بله ، به اینها میگویند، "شعرنو"!!! "چی شعر نو؟؟؟. قشنگه ، نشنیده بودم". راننده میپرسد . و جوان شروع میکند به بیان تاریچه شعر نو و بینانگذارنش . و راننده "چهار گوشی" گوش میدهد. خیلی از جوانک خوشش آمده و از اینکه سوارش کرده است خیلی خوشجال است.
دیگر کار کشید به دل و قلوه دادن راننده و مسافر بطوریکه نفهمیدند، کی رسیدند به نزدیکی های "خواف"!!! "خوب ببینم، کجا میخوای بمانی توی " خواف". میدانی اینجا مسافرخانه ای ، چیزی ندارد". راننده میپرسد. "نمیدانم. بالاخره یک جائی پیدا میشود. خدا بزرگ است". جوانک جواب میدهد. و راننده میگوید: " باید بیا خانه خودمان. بد نمیگذرد" . و چی از این بهتر؟؟؟
2 سه تا چائی که مینوشند، همینطور که دارند جرف میزنند، راننده از خستگی بخواب فرو میرود و جوانک هم از خدا خواسته ، پشتی پشتش را میخواباند روی زمین،سرش را میگذارد روی پشتی و او هم بخوابی خوش فرو میرود.
زمانی بیدار میشوند که ساعت از 9 شب گذشته و اهل خانه دارند سورو سات شام را آماده میکنند.
"کوکوی سبزی" خیلی خوشمزه است و با نان محلی و سبزی خوردن از هر غدائی بیشتر مزه میدهد.
حالا شده اند سیر و پر و قبراق و سرحال. راننده اشاره ای به پستوی خانه میکند و با سر اشاره ای به بچه ها. انها خودشان میفهمند که مقصود چیست. بدرون پستو میروند و اندکی بعد با یک بسته دراز ، پیچیده در یک پارچه قلمکاری شده باز میگردند. بسته را میگذارند جلوی راننده. راننده به آرامی و با احترام بسته را باز میکند. حالا نوبت جوان است که متعجب شود؟؟ بله، داخل بسته یک "2 تار" است. "2 تاری که در خراسان مرسوم است"!!! سکوت بر قرار است. راننده دست چپش را میبرد بسوی کوک "2 تار" و با ناخن های دست راست بر سیم ها زخمه ای چند میزند و پس از سه 4 بار بالاخره مطمئن میشود که ساز کوک است. و مینوازد و مینوازد و سپس میخواند:
" نوائی، نوائی ، نوائی ، نوائی، همه با وفایند تو گل بی وفایی. الهی برافتد نشان جدایی....و تا آخر.
❤4
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین…
تازه اینجاست که جوان از بهت بیرون میاید و بی اختیار دست میاندازد به گردن راننده و او را بوسه باران میکند!!! ان راننده "عثمان محمد پرست" نوازنده بزرگ خراسان است و ان جوان هم " مجتبی کاشانی" شاعر و متفکر و مدرسه ساز بزرگ سالهای بعد!!! در همان خواف بود که پیوند میان "عثمان و مجتبی " شکل گرفته و هر روز مستحکم تر میشد. این 2 با هم و در کنار یار دیگرشان ، " پدر عکاسی نوین و سلطان عکاسی طبیعت ایران"، زنده یاد "نیکول فریدنی" بینادی را بنا نهادند که بعدها به "جامعه یاوری فرهنگی" معروف گشت و درکارش ابتدا دادن خدمات درمانی و بعدا مدرسه سازی بود برای مناطق بسیار بسیار محروم جنوب خراسان. کاری که همچنان ادامه دارد.در قالب همین فعالیت ها که منهم به نوعی سهم اندکی در ارائه خدمات پزشکی به نیازمندان داشتم بود که با "عثمان" و "نیکول" هم اشنا شدم و "واله و شیدای " هنر بی بدلیلشان گردیدم.
"جامعه یاوری فرهنگی" در زمان حیات کاشانی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است که در سال۱۳۹۵ تعداد این مجتمعها به ۸۵۰ مورد رسید. در قسمتی از وصیتنامه کاشانی آمده: «من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سرودهام و ..."
کسانی که با "جامعه یاوری فرهنگی" آشنائی دارند عقیده دارند که ، شعر و شعور "مجتبی کاشانی" و "دو تار عثمان" در کنار تصاویر بی بدلیل "نیکول " در معرفی نکبت روستاهای جنوب خراسان و اثرات مثبتی که مدرسه سازی در رفع این محرومیت ها داشت، بود که توانست "جامعه یاوری فرهنگی" را به کمال برساند.
بواقع بازده این واحد فرهنگی حاصل کار سه بزرگ: "مجتبی کاشانی" شیعه ، "عثمان" سنی و "نیکول" ارمنی بود!!! البته کسان بسیار دیگری هم در این موفقیت سهم بسزائی داشتند که باید روزی از انان نیز یادی بکنیم.
از این سه یار ، تنها "عثمان" بر جای مانده بود!!
🌾
"جامعه یاوری فرهنگی" در زمان حیات کاشانی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است که در سال۱۳۹۵ تعداد این مجتمعها به ۸۵۰ مورد رسید. در قسمتی از وصیتنامه کاشانی آمده: «من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سرودهام و ..."
کسانی که با "جامعه یاوری فرهنگی" آشنائی دارند عقیده دارند که ، شعر و شعور "مجتبی کاشانی" و "دو تار عثمان" در کنار تصاویر بی بدلیل "نیکول " در معرفی نکبت روستاهای جنوب خراسان و اثرات مثبتی که مدرسه سازی در رفع این محرومیت ها داشت، بود که توانست "جامعه یاوری فرهنگی" را به کمال برساند.
بواقع بازده این واحد فرهنگی حاصل کار سه بزرگ: "مجتبی کاشانی" شیعه ، "عثمان" سنی و "نیکول" ارمنی بود!!! البته کسان بسیار دیگری هم در این موفقیت سهم بسزائی داشتند که باید روزی از انان نیز یادی بکنیم.
از این سه یار ، تنها "عثمان" بر جای مانده بود!!
🌾
👍8❤4
اطلاعیه
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز پنج شنبه، پنجم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۰ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
✅ جلسه دوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی
✅ افرادی که در رابطه با طلاق متن و نوشته فرستادند، در صورت تمایل برای فردا آمادگی ارائه آن را داشته باشند.
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی
❇️ درضمن فایل های صوتی جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز پنج شنبه، پنجم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۰ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
✅ جلسه دوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی
✅ افرادی که در رابطه با طلاق متن و نوشته فرستادند، در صورت تمایل برای فردا آمادگی ارائه آن را داشته باشند.
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی
❇️ درضمن فایل های صوتی جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
👍2
اطلاعیه
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۱ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
✅ جلسه سوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی(مصاحبه پدیدارشناسانه، تحلیل و اعتباریابی داده ها)
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی.
✅ حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
❇️ درضمن فایل های صوتی دو جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۱ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
✅ جلسه سوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی(مصاحبه پدیدارشناسانه، تحلیل و اعتباریابی داده ها)
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی.
✅ حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
❇️ درضمن فایل های صوتی دو جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
👍5❤4
یادداشت زیبا باطعم چندفرهنگی آقای سید محمد حبیبی نیا، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی
..............
«گزارشی از یک سفر دوستانه به تالش سرزمین دریاچه های فیروزه ای، جنگل های افسانه ای و اسب های کهر»
رویای من برای فردای ایران در همین سفر خواب گونه ی خیال انگیز خلاصه می شود، تالش، لر، کورد، شیعه و سنی، از شمال، جنوب و غرب، با لهجه، زبان، لباس، موسیقی، مذهب و آیینی دگرگونه با هم، از زاگرس و خلیج به آغوش خزر و البرز رفتیم، سپرها را بر زمین انداختیم، غمهایمان را بغل کردیم، با هم خندیدیم، قصه هایمان را روایت کردیم و قصه های «دیگری» را شنیدیم.
همزیستی مسالمت آمیز آدمها، دُرناها، توکاها، شمشاد، نارون، افرا و صنوبرها!
به گمانم «صلح و دموکراسی» یعنی همین دوستی، همسفری و هم سفرگی صلح آمیز آدمها با دار، درخت، توکا، درنا و دریا و یکدیگر....
در کوچه باغهای روستاها قدم زدیم، از آلو و ازگیل های بیرون افتاده از دیوارها چیدیم و خوردیم ،صاحبخانه ای با لبخند مشت مشت ازگیل می چید و در جیبهایمان می ریخت و می گفت:
«این آب و خاک مال همه اَس، ما فقط دانه و نهال این درختها را در خاک نشاندیم و راه آبی که خدا داده را کج کردیم به سمت ریشه اش، بچینید!! ثمرش مال همه ی بندگان خداست»
یادم هست مادربزرگ هم همین را می گفت: «درختی که شاخه اش در خانه ی همسایه یا کوچه می افتد سهم همسایه و رهگذر است» و عمه بزرگم وقت برداشت گندم، سهم خانه های بی گندم ده را قبل از دست زدن به محصول، جلوی خانه هایشان می گذاشت.
به گمانم «سوسیالیسم»باور همین مرد روستایی تالشی ست و اندیشه ی عمه و مادر بزرگ من، که آدمها ازخاک و آب این سرزمین به اندازه ی هم سهم داشته باشند و از ازگیل و انگور و گندم و انارهای باغ همدیگر بخورند.
من ایران را هرگز نه سیاه سیاه می بینم و نه سفید سفید. «ایرانی جماعت» فلان است و «اروپایی» بهمان، کلیشه ی غلطی بیش نیست، ایرانی همین «کمال» دوست ماست که با مهر و لبخند، بی هیچ منفعتی ما را مهمان شهر و دیارش می کند، ایرانی همان مرد پر مهر تالشی ست که برایمان از ازگیلهای حیاط خانه اش می چیند، ایران همین جمع کوچکی ست که فارغ از جنسیت، نژاد، زبان، مذهب، فرهنگ و باور برای اولین بار با هم، گرد یک سفره به صلح می نشینند، گفتگو می کنند، می خندند، رویا می بافند و همدیگر را به شهر، دیار و فرهنگ خود دعوت می کنند.
سفر تمام می شود.
در کلاسهای دانشگاه واژه ی «آموزش چندفرهنگی» همراه با دیگر مفاهیمی مثل «صلح» ،«دموکراسی» ، «برابری »، « عدالت اجتماعی» در گوشم طنین انداز می شود،
به گمانم «آموزش چندفرهنگی» یعنی همین :
نشاندن آدمها و دیگر مخلوقات و آفریده ها بر سفره ی صلح و برابری در کنار هم و برای هم ....
#ایران
#تالش
#چندفرهنگی
#تنوع_فرهنگی
#حبیبی_نیا
https://t.me/cacpc
..............
«گزارشی از یک سفر دوستانه به تالش سرزمین دریاچه های فیروزه ای، جنگل های افسانه ای و اسب های کهر»
رویای من برای فردای ایران در همین سفر خواب گونه ی خیال انگیز خلاصه می شود، تالش، لر، کورد، شیعه و سنی، از شمال، جنوب و غرب، با لهجه، زبان، لباس، موسیقی، مذهب و آیینی دگرگونه با هم، از زاگرس و خلیج به آغوش خزر و البرز رفتیم، سپرها را بر زمین انداختیم، غمهایمان را بغل کردیم، با هم خندیدیم، قصه هایمان را روایت کردیم و قصه های «دیگری» را شنیدیم.
همزیستی مسالمت آمیز آدمها، دُرناها، توکاها، شمشاد، نارون، افرا و صنوبرها!
به گمانم «صلح و دموکراسی» یعنی همین دوستی، همسفری و هم سفرگی صلح آمیز آدمها با دار، درخت، توکا، درنا و دریا و یکدیگر....
در کوچه باغهای روستاها قدم زدیم، از آلو و ازگیل های بیرون افتاده از دیوارها چیدیم و خوردیم ،صاحبخانه ای با لبخند مشت مشت ازگیل می چید و در جیبهایمان می ریخت و می گفت:
«این آب و خاک مال همه اَس، ما فقط دانه و نهال این درختها را در خاک نشاندیم و راه آبی که خدا داده را کج کردیم به سمت ریشه اش، بچینید!! ثمرش مال همه ی بندگان خداست»
یادم هست مادربزرگ هم همین را می گفت: «درختی که شاخه اش در خانه ی همسایه یا کوچه می افتد سهم همسایه و رهگذر است» و عمه بزرگم وقت برداشت گندم، سهم خانه های بی گندم ده را قبل از دست زدن به محصول، جلوی خانه هایشان می گذاشت.
به گمانم «سوسیالیسم»باور همین مرد روستایی تالشی ست و اندیشه ی عمه و مادر بزرگ من، که آدمها ازخاک و آب این سرزمین به اندازه ی هم سهم داشته باشند و از ازگیل و انگور و گندم و انارهای باغ همدیگر بخورند.
من ایران را هرگز نه سیاه سیاه می بینم و نه سفید سفید. «ایرانی جماعت» فلان است و «اروپایی» بهمان، کلیشه ی غلطی بیش نیست، ایرانی همین «کمال» دوست ماست که با مهر و لبخند، بی هیچ منفعتی ما را مهمان شهر و دیارش می کند، ایرانی همان مرد پر مهر تالشی ست که برایمان از ازگیلهای حیاط خانه اش می چیند، ایران همین جمع کوچکی ست که فارغ از جنسیت، نژاد، زبان، مذهب، فرهنگ و باور برای اولین بار با هم، گرد یک سفره به صلح می نشینند، گفتگو می کنند، می خندند، رویا می بافند و همدیگر را به شهر، دیار و فرهنگ خود دعوت می کنند.
سفر تمام می شود.
در کلاسهای دانشگاه واژه ی «آموزش چندفرهنگی» همراه با دیگر مفاهیمی مثل «صلح» ،«دموکراسی» ، «برابری »، « عدالت اجتماعی» در گوشم طنین انداز می شود،
به گمانم «آموزش چندفرهنگی» یعنی همین :
نشاندن آدمها و دیگر مخلوقات و آفریده ها بر سفره ی صلح و برابری در کنار هم و برای هم ....
#ایران
#تالش
#چندفرهنگی
#تنوع_فرهنگی
#حبیبی_نیا
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👏13👍11
استمداد علمی
همان طور که می دانید، هویت شالوده اصلی هر فرد، گروه و جماعتی است. در این میان همه کشورها وحتی فرهنگ ها هم دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که آنها را از کشورها و فرهنگ های دیگر متمایز می کند.
در این مورد که هویت/هویت های اصلی کشور ها چیست؟ پژوهش های مختلفی انجام شده است. در خصوص کشورمان ایران هم تالیفات و پژوهش هایی وجود دارد. اما مانند سائر کشورها بر هویت و مشخصه ای واحد، اتفاق نظر وجود ندارد.
با این حال؛ اگر از شما مخاطبان کانال آموزش چندفرهنگی پرسیده شود؛ "ایرانیان با کدام ویژگی شناخته می شوند، شما چه پاسخ می دهید؟"
نمونه ای از مشخصه هایی که برای جامعه ایران آورده شده عبارتند از:
چندپاره ی یکپارچه
دو رو/ چند رو/ متملق
ریاکار(متزوّر)
مهربان
مهمان دوست
یک شبه پول دار شدن/ راه صد ساله را یک شبه پیمودن
غیر قابل پیش بینی
قانون گریز
جامعه کوتاه مدت
جامعه کلنگی
فردگرا
خانواده دوست
و ....
اگر در منابع داخلی یا خارجی هویت یا خلقیات ایرانیان را مطالعه کرده اید که ایرانیان با آن ویژگی/ ویژگی ها شناخته می شوند باذکر منبع، و یا استنباط شخصی خود را در این مورد، لطفا یا به پی وی ارسال و یا در بخش نظرات آکادمی، منعکس نمایید.
https://t.me/cacpc
همان طور که می دانید، هویت شالوده اصلی هر فرد، گروه و جماعتی است. در این میان همه کشورها وحتی فرهنگ ها هم دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که آنها را از کشورها و فرهنگ های دیگر متمایز می کند.
در این مورد که هویت/هویت های اصلی کشور ها چیست؟ پژوهش های مختلفی انجام شده است. در خصوص کشورمان ایران هم تالیفات و پژوهش هایی وجود دارد. اما مانند سائر کشورها بر هویت و مشخصه ای واحد، اتفاق نظر وجود ندارد.
با این حال؛ اگر از شما مخاطبان کانال آموزش چندفرهنگی پرسیده شود؛ "ایرانیان با کدام ویژگی شناخته می شوند، شما چه پاسخ می دهید؟"
نمونه ای از مشخصه هایی که برای جامعه ایران آورده شده عبارتند از:
چندپاره ی یکپارچه
دو رو/ چند رو/ متملق
ریاکار(متزوّر)
مهربان
مهمان دوست
یک شبه پول دار شدن/ راه صد ساله را یک شبه پیمودن
غیر قابل پیش بینی
قانون گریز
جامعه کوتاه مدت
جامعه کلنگی
فردگرا
خانواده دوست
و ....
اگر در منابع داخلی یا خارجی هویت یا خلقیات ایرانیان را مطالعه کرده اید که ایرانیان با آن ویژگی/ ویژگی ها شناخته می شوند باذکر منبع، و یا استنباط شخصی خود را در این مورد، لطفا یا به پی وی ارسال و یا در بخش نظرات آکادمی، منعکس نمایید.
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
خبر تلخ فوت خانم "مهناز رجبی" از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی درسی پردیس نسیبه را دریافت کردم.
آرزوی رحمت و مغرفت برای ایشان و صبر و سلامت برای دوستان و بازماندگان ایشان دارم.
@cacps
آرزوی رحمت و مغرفت برای ایشان و صبر و سلامت برای دوستان و بازماندگان ایشان دارم.
@cacps
👍5
👍3
در زندگی خود، تا چه اندازه به دیگران اعتماد می کنید؟
Anonymous Poll
5%
ابدا
25%
خیلی کم
37%
کم
29%
زیاد
4%
خیلی زیاد
ادامه از صفحه قبل
پنجم)رشته های علوم تربیتی
از میان رشته های علوم تربیتی، انجمن های مطالعات برنامه درسی و فلسفه تعلیم و تربیت نقش برجسته تری نسبت به سائر انجمن های علوم تربیتی ایفا کرده اند. هر چند این تاثیرگذاری با فاصله بسیار زیاد در مقایسه با چهار دسته قبلی، قرار دارند.
رتبه ششم و آخر) جایی که انتظار می رفت رشته های علوم سیاسی، حقوق، مدیریت و روان شناسی به جهت ارتباط وثیق خود با مسایل جامعه، بیشترین کنش علمی و مدنی را برای اصلاح جامعه داشته باشند، تقریبا در صف آخر کنشگری دسته بندی می شوند و ما کمتر شاهد موضع گیری رسمی این گروه های علمی بوده ایم. مثلا کمتر به خاطر داریم استادان رشته حقوق در خصوص فلان سیاست حقوقی غلط حاکمیت حرکتی داشته باشند. یا درباره سیاست داخلی و خارجی به ندرت مشاهده کرده ایم که استادان و دانشجویان علوم سیاسی به صورت مدنی موضع گیری شفاف و علمی داشته باشند و حاکمیت را از اعمال فلان سیاست غلط برحذر داشته باشند. یا در خصوص رشته های مدیریت و روان شناسی تقریبا موَضع گیری صریح و دسته جمعی از استادان و دانشجویان این رشته شاهد نبوده ایم.
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا دانشگاه ها و مجامع علمی صرفا باید فعالیت خود را در کلاس های درس متمرکز کنند یا مسئولیت کنشگری و اصلاح سیاست های جامعه را هم بر عهده دارند؟
به نظر می رسد باید گروه های علمی تاثیر گذار مرتبط با جامعه، به خصوص گروه های حقوق، علوم سیاسی، همچون اقتصاد و جامعه شناسی از لاک خلوت خود بیرون آمده و وظیفه کنشگری اجتماعی خود را به درستی انجام دهند.
راستی انجمن علوم سیاسی ایران "دو دهه تاثیرگذاری" چه چیزی را جشن گرفت، کدام کنشگری اجتماعی را؟!
#کنشگری_علمی
#اقتصاد
#جامعه_شناسی
#علوم_سیاسی
#حقوق
#دانشکده_های_فنی
https://t.me/cacpc
پنجم)رشته های علوم تربیتی
از میان رشته های علوم تربیتی، انجمن های مطالعات برنامه درسی و فلسفه تعلیم و تربیت نقش برجسته تری نسبت به سائر انجمن های علوم تربیتی ایفا کرده اند. هر چند این تاثیرگذاری با فاصله بسیار زیاد در مقایسه با چهار دسته قبلی، قرار دارند.
رتبه ششم و آخر) جایی که انتظار می رفت رشته های علوم سیاسی، حقوق، مدیریت و روان شناسی به جهت ارتباط وثیق خود با مسایل جامعه، بیشترین کنش علمی و مدنی را برای اصلاح جامعه داشته باشند، تقریبا در صف آخر کنشگری دسته بندی می شوند و ما کمتر شاهد موضع گیری رسمی این گروه های علمی بوده ایم. مثلا کمتر به خاطر داریم استادان رشته حقوق در خصوص فلان سیاست حقوقی غلط حاکمیت حرکتی داشته باشند. یا درباره سیاست داخلی و خارجی به ندرت مشاهده کرده ایم که استادان و دانشجویان علوم سیاسی به صورت مدنی موضع گیری شفاف و علمی داشته باشند و حاکمیت را از اعمال فلان سیاست غلط برحذر داشته باشند. یا در خصوص رشته های مدیریت و روان شناسی تقریبا موَضع گیری صریح و دسته جمعی از استادان و دانشجویان این رشته شاهد نبوده ایم.
حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا دانشگاه ها و مجامع علمی صرفا باید فعالیت خود را در کلاس های درس متمرکز کنند یا مسئولیت کنشگری و اصلاح سیاست های جامعه را هم بر عهده دارند؟
به نظر می رسد باید گروه های علمی تاثیر گذار مرتبط با جامعه، به خصوص گروه های حقوق، علوم سیاسی، همچون اقتصاد و جامعه شناسی از لاک خلوت خود بیرون آمده و وظیفه کنشگری اجتماعی خود را به درستی انجام دهند.
راستی انجمن علوم سیاسی ایران "دو دهه تاثیرگذاری" چه چیزی را جشن گرفت، کدام کنشگری اجتماعی را؟!
#کنشگری_علمی
#اقتصاد
#جامعه_شناسی
#علوم_سیاسی
#حقوق
#دانشکده_های_فنی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👏5
VID-20220624-WA0009.mp4
7.6 MB
ایل بختیاری و لرها بخشی از هویت و رنگین کمان ایران چندفرهنگی زیبای ماست و شیر علیمردان و بی بی سکینه دو تن از سردارانش
❇️ خوشایندتر این است که نسل جوان به هویتش می بالد.
- تقدیم به ایرانیان
- تقدیم به لرها
- تقدیم به بختیارهای
- تقدیم به چهارلنگ ها
- تقدیم به هفت لنگ ها
#آواز
#بختیاری
#لر
#هویت
#علیمردان
@cacpc
❇️ خوشایندتر این است که نسل جوان به هویتش می بالد.
- تقدیم به ایرانیان
- تقدیم به لرها
- تقدیم به بختیارهای
- تقدیم به چهارلنگ ها
- تقدیم به هفت لنگ ها
#آواز
#بختیاری
#لر
#هویت
#علیمردان
@cacpc
❤5👍4👏2
احتمالا شما هم شاهد تذکر یک خانم چادری(غیر پلیس) به نحوه پوشش یک خانم دیگر بوده اید. بنده هم امروز شاهد این موضوع بودم.
حال سوال این نظر سنجی این است،
"چرا برخی بانوان به خودشان اجازه می دهند به نحوه پوشش خانم های دیگر تذکر دهند"؟
حال سوال این نظر سنجی این است،
"چرا برخی بانوان به خودشان اجازه می دهند به نحوه پوشش خانم های دیگر تذکر دهند"؟
Anonymous Poll
39%
احساس تکلیف شرعی می کنند؟
35%
از نوع تفکر حاکمیت در خصوص حجاب سو استفاده کرده، لذا به نوع پوشش دیگران تذکر می دهند؟
20%
ادم های عقده ای هستند؟
7%
دلایل دیگری دارد که در کامنت ها خواهم نوشت
👍5
Forwarded from خانه اندیشمندان علوم انسانی
گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میکند؛
✔️درس گفتار طراحی آموزشی
✍️به گزارش روابط عمومی #خانه_اندیشمندان_علوم_انسانی:
🔸در این دوره آموزشی که در ۵ جلسه سه ساعته برگزار میشود عناوینی چون؛ طراحی آموزشی، یادگیری مشارکتی و یادگیری در دامنه عاطفی توسط #داریوش_نوروزی تدریس میشود.
🆔 @iranianhht
✔️درس گفتار طراحی آموزشی
✍️به گزارش روابط عمومی #خانه_اندیشمندان_علوم_انسانی:
🔸در این دوره آموزشی که در ۵ جلسه سه ساعته برگزار میشود عناوینی چون؛ طراحی آموزشی، یادگیری مشارکتی و یادگیری در دامنه عاطفی توسط #داریوش_نوروزی تدریس میشود.
🆔 @iranianhht