https://twitter.com/Alireza96925028/status/1509067171464364033?t=r0vZ-qm1GBT29vPwcmcZpA&s=09
#عصر_جدید
#کارن_همایونفر
#خواننده_ایرانی_افغانستانی
#موضعگیری_نژادپرستانه
@cacpc
#عصر_جدید
#کارن_همایونفر
#خواننده_ایرانی_افغانستانی
#موضعگیری_نژادپرستانه
@cacpc
Twitter
Alireza Sadeghi
به #کارن_همایونفر آقای محترم، عزیز برادر، نوع برخورد شما با #علیرضا خواننده افغانستانی_ ایرانی در #عصرجدید نژاد پرستانه بود. به هیچ عنوان میهن پرستانه نبود. عذرخواهی کنید. وقتی فردی در ایران متولد میشه مهمان نیست.
آیا تصدی یک سمت مدیریتی، عقل فرد را هم افزایش می دهد؟
دوستی دارم که در یکی از دانشگاه های نروژ عضو هیات علمی است. بهتر است اینگونه بگویم؛ "عضو هیات علمی- کادر اداری" است. بدین معنی هر کسی که در آن دانشگاه دارای مدرک دکتری است، هیات علمی محسوب می شود. هرچند کارمند اداری باشد. ایشان می گفت، تفکیک هایی که ما در دانشگاه های ایران داشته و به دو بخش عضو اداری و عضو علمی تقسیم می شوند در آنجا وجود ندارد. لذا هرکسی که دارای مدرک دکتری است، می تواند تدریس و تحقیق کند و مراحل استادیاری، دانشیاری و استادی را هم بر اساس مدارک علمی- پژوهشی خود طی کند.
سخن اکنون بنده، شیوه استخدامی دانشگاه های آن کشور نیست، بلکه موضوع دیگری است که چند وقتی است، ذهنم را مشغول کرده و گاه و بیگاه هم اذیتم می کند و آن احراز یک جایگاه شغلی در یک سازمان و یا نهاد اداری و حتی علمی است که فرد با احراز آن پست،حس عقل کل گرایی به وی دست می دهد واحساس می کند در یک آن! به فرد جدیدی تبدیل شده و عقل و هوشش هم افزایش پیدا کرده است.
نویسنده به نیکی آگاه است که احراز یک پست مدیریتی با توجه به اینکه خواسته و ناخواسته داده هایی در اختیار وی قرار داده می شود، احتمالا می تواند، در تصمیم گیری ها و دستورات باید و نبایدی تاثیرگذار باشد. اما اینکه فرد دیروزی با همان هوش و استعداد، فردا به محض احراز یک شغل اداری و یا سیاسی دست به تصمیم گیری های خاص اداری خطرناک می زند و استدلال های علمی و منطقی دیگران را نمی پذیرد، شوک آور است. بیماری ای که در ایران هم بسیار مشاهده می شود.
در روش تحقیق، بحثی داریم با عنوان "فشار نقش" و "فشار فاصله". در آنجا ذکر می شود؛ تصمیم گیری افراد می تواند تحت تاثیر دو فشار قرار گیرد؛ فشار نقش و فشار فاصله.
"فشار نقش" ناظر به افرادی است که دارای سمت های خاص مدیریتی و یا جایگاه خاص سیاسی و... هستند. در اینجا هر چقدر عقلا و کارشناسان، یک تصمیم را درست بدانند، فردی که دارای جایگاه شغلی بالاتری است، به راحتی می تواند همه آنها را کنار زده و با استدلال های خاص و اغلب از منظر فشار نقش، تصمیم دیگری اتخاذ کرده و آن را مهم جلوه دهد. دیگران هم به جهت داشتن پست مدیریتی آن فرد، تسلیم خواسته های آن فرد مدیر می شوند. به عنوان مثال، به راحتی می تواند علایق، آرزوها و اولویت خود را به جای علایق و اولویت های سازمان جا بزند. از این طریق، نقش خود را وارد میدان کرده، فشار آورده و احتمالا سازمان را در مسیر تصمیم گیری نادرست، قرار می دهد.
در خصوص فشار فاصله؛ ایده این است که، افراد معمولا آخرین مشکل را اولین و مهمترین مشکل قلمداد می کنند. به عنوان مثال اگر در کشوری یک حادثه ای اتفاق افتاده باشد، اگر از افراد درگیر آن حادثه سوال شود، مهمترین مشکل شما چیست به احتمال خیلی زیاد آخرین حادثه را مهمترین مشکل تصور خواهند کرد.
لازم به ذکر است، برای رفع هر دو مشکل، علم مدیریت و روش تحقیق ساز و کارهایی را ارائه کرده که بنده در جای دیگری به تفسیر بدان پرداخته ام و هم اکنون در اختیار علاقه مندان است.
(مراجعه کنید به آدرس):
https://t.me/+RzwVE869kGxvypK5
حال برگردیم به مساله مطرح شده در این نوشته. چرا افراد تصور می کنند با احراز یک پست اداری و یا سیاسی دارای عقل و هوش بیشتر می شوند؟ در حالیکه می دانیم عقل و هوش فرد مزبور قبل و بعد تصدی تغییر چندانی نمی کند و بهره هوشی فرد تفاوت خاصی نمی کند.
شایان ذکر است این معضل در اغلب نظام های اداری و سیاسی جهان قابل مشاهده است، اما این ویژگی به ویژه در کشورهای درحال توسعه با چاشنی نظام های دیکتاتوری و شبه دیکتاتوری بیشتر قابل مشاهده است....
دوست و همکار نروژی من تعریف می کرد، در جلسه ای که رئیس دانشگاه و معاونان و بقیه اعضاء شرکت می کنند، اگر شما شناخت قبلی از مسئولین آن دانشگاه نداشته باشید اصلا تشخیص نمی دهید کدام یک رئیس و کدام ها مرئوس هستند.
شکل تصمیم گیری هم طوری است که همه در یک دور یا در صورت لزوم در چند دور با زمان مشخص، در خصوص یک موضوع و مساله مشخص، ابراز عقیده می کنند، کل گفتگوهای جلسه توسط فردی که دبیر جلسه است، ثبت می شود، جلسه به اتمام می رسد. رئیس جلسه نه حکمی صادر می کند، نه تصمیمی می گیرد. اما اغب اعضای جلسه تشخیص می دهند استدلال چه کسی و یا چه کسانی درست تر بوده و اغلب آن هم تبدیل به تصمیم مدیریتی می شود. هر چند تمام گفتگوهای افراد برای ثبت در اسناد دانشگاه، حفظ می شود تا در صورت ضرورت بتوان بدان ها مراجعه کرد.
#تصدی_سمت
#عقل_گریزی
#فشار_نقش
#فشار_فاصله
#عقل_کل_پنداری
#تصمیم_گیری
https://t.me/cacpc
دوستی دارم که در یکی از دانشگاه های نروژ عضو هیات علمی است. بهتر است اینگونه بگویم؛ "عضو هیات علمی- کادر اداری" است. بدین معنی هر کسی که در آن دانشگاه دارای مدرک دکتری است، هیات علمی محسوب می شود. هرچند کارمند اداری باشد. ایشان می گفت، تفکیک هایی که ما در دانشگاه های ایران داشته و به دو بخش عضو اداری و عضو علمی تقسیم می شوند در آنجا وجود ندارد. لذا هرکسی که دارای مدرک دکتری است، می تواند تدریس و تحقیق کند و مراحل استادیاری، دانشیاری و استادی را هم بر اساس مدارک علمی- پژوهشی خود طی کند.
سخن اکنون بنده، شیوه استخدامی دانشگاه های آن کشور نیست، بلکه موضوع دیگری است که چند وقتی است، ذهنم را مشغول کرده و گاه و بیگاه هم اذیتم می کند و آن احراز یک جایگاه شغلی در یک سازمان و یا نهاد اداری و حتی علمی است که فرد با احراز آن پست،حس عقل کل گرایی به وی دست می دهد واحساس می کند در یک آن! به فرد جدیدی تبدیل شده و عقل و هوشش هم افزایش پیدا کرده است.
نویسنده به نیکی آگاه است که احراز یک پست مدیریتی با توجه به اینکه خواسته و ناخواسته داده هایی در اختیار وی قرار داده می شود، احتمالا می تواند، در تصمیم گیری ها و دستورات باید و نبایدی تاثیرگذار باشد. اما اینکه فرد دیروزی با همان هوش و استعداد، فردا به محض احراز یک شغل اداری و یا سیاسی دست به تصمیم گیری های خاص اداری خطرناک می زند و استدلال های علمی و منطقی دیگران را نمی پذیرد، شوک آور است. بیماری ای که در ایران هم بسیار مشاهده می شود.
در روش تحقیق، بحثی داریم با عنوان "فشار نقش" و "فشار فاصله". در آنجا ذکر می شود؛ تصمیم گیری افراد می تواند تحت تاثیر دو فشار قرار گیرد؛ فشار نقش و فشار فاصله.
"فشار نقش" ناظر به افرادی است که دارای سمت های خاص مدیریتی و یا جایگاه خاص سیاسی و... هستند. در اینجا هر چقدر عقلا و کارشناسان، یک تصمیم را درست بدانند، فردی که دارای جایگاه شغلی بالاتری است، به راحتی می تواند همه آنها را کنار زده و با استدلال های خاص و اغلب از منظر فشار نقش، تصمیم دیگری اتخاذ کرده و آن را مهم جلوه دهد. دیگران هم به جهت داشتن پست مدیریتی آن فرد، تسلیم خواسته های آن فرد مدیر می شوند. به عنوان مثال، به راحتی می تواند علایق، آرزوها و اولویت خود را به جای علایق و اولویت های سازمان جا بزند. از این طریق، نقش خود را وارد میدان کرده، فشار آورده و احتمالا سازمان را در مسیر تصمیم گیری نادرست، قرار می دهد.
در خصوص فشار فاصله؛ ایده این است که، افراد معمولا آخرین مشکل را اولین و مهمترین مشکل قلمداد می کنند. به عنوان مثال اگر در کشوری یک حادثه ای اتفاق افتاده باشد، اگر از افراد درگیر آن حادثه سوال شود، مهمترین مشکل شما چیست به احتمال خیلی زیاد آخرین حادثه را مهمترین مشکل تصور خواهند کرد.
لازم به ذکر است، برای رفع هر دو مشکل، علم مدیریت و روش تحقیق ساز و کارهایی را ارائه کرده که بنده در جای دیگری به تفسیر بدان پرداخته ام و هم اکنون در اختیار علاقه مندان است.
(مراجعه کنید به آدرس):
https://t.me/+RzwVE869kGxvypK5
حال برگردیم به مساله مطرح شده در این نوشته. چرا افراد تصور می کنند با احراز یک پست اداری و یا سیاسی دارای عقل و هوش بیشتر می شوند؟ در حالیکه می دانیم عقل و هوش فرد مزبور قبل و بعد تصدی تغییر چندانی نمی کند و بهره هوشی فرد تفاوت خاصی نمی کند.
شایان ذکر است این معضل در اغلب نظام های اداری و سیاسی جهان قابل مشاهده است، اما این ویژگی به ویژه در کشورهای درحال توسعه با چاشنی نظام های دیکتاتوری و شبه دیکتاتوری بیشتر قابل مشاهده است....
دوست و همکار نروژی من تعریف می کرد، در جلسه ای که رئیس دانشگاه و معاونان و بقیه اعضاء شرکت می کنند، اگر شما شناخت قبلی از مسئولین آن دانشگاه نداشته باشید اصلا تشخیص نمی دهید کدام یک رئیس و کدام ها مرئوس هستند.
شکل تصمیم گیری هم طوری است که همه در یک دور یا در صورت لزوم در چند دور با زمان مشخص، در خصوص یک موضوع و مساله مشخص، ابراز عقیده می کنند، کل گفتگوهای جلسه توسط فردی که دبیر جلسه است، ثبت می شود، جلسه به اتمام می رسد. رئیس جلسه نه حکمی صادر می کند، نه تصمیمی می گیرد. اما اغب اعضای جلسه تشخیص می دهند استدلال چه کسی و یا چه کسانی درست تر بوده و اغلب آن هم تبدیل به تصمیم مدیریتی می شود. هر چند تمام گفتگوهای افراد برای ثبت در اسناد دانشگاه، حفظ می شود تا در صورت ضرورت بتوان بدان ها مراجعه کرد.
#تصدی_سمت
#عقل_گریزی
#فشار_نقش
#فشار_فاصله
#عقل_کل_پنداری
#تصمیم_گیری
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👍8
Audio
❇️ تجربه یک دانشجوی کارشناسی افغانستانی در خصوص تحصیل در ایران
✅ مدت مصاحبه: ۱۰ دقیقه
◀️ مصاحبه کننده: دکتر علیرضا صادقی
#مصاحبه
#تجربه_زیسته
#دوره_ابتدایی
#دوره_متوسطه
#مدارس_خودگردان
#افغانستانی
@cacpc
✅ مدت مصاحبه: ۱۰ دقیقه
◀️ مصاحبه کننده: دکتر علیرضا صادقی
#مصاحبه
#تجربه_زیسته
#دوره_ابتدایی
#دوره_متوسطه
#مدارس_خودگردان
#افغانستانی
@cacpc
👍4
داستان سیسمونی!
در این روزهای ماه رمضان داستان خرید سیسمونی گیت و...خانوادهِ رئیس مجلس خبرساز شد و هر گروه و حزبی تفسیر خود را از این ماجرا در فضای رسانه ای ارائه می دهد؛
"نزاع درون حزبی، هجمه طرفداران رئیسی به قالیباف، حمله همکاران قالیباف برای تصاحب ریاست مجلس در آستانه انتخابات ریاست مجلس، حمله نیروهای طرفدار صیانت به جهت عدم همراهی وی با این طرح، نقد اصلاح طلبان، پولشویی، هجمه یک نیروی امنیتی خاص، کنجکاوی یک خبرنگار و ..."
همه اینها شاید قابل توجه باشند، اما یک نکته بسیار آزاردهنده است؛ "استفاده ابزاری از دین". در این موارد آوردن آیات و روایت برای توجیه اقدامات افراد خودی بسیار مشمئز کننده است.
اگر این کار را غیر خودی ها انجام می دادند، باز هم آیه و روایت می آوردند که چه نشسته اید که تمام دین از بین رفت و کفن پوشان راهی خیابان می شدند....
حال همه بسیج شده اند که انسان، انسان است و جایزالخطا و تجسس در حریم خصوصی افراد ممنوع، حالا دو تکه لباس این همه قیل و قال ندارد، چرا از کاه، کوه می سازید و ....
موضوع این نیست که چه کسی چند تکه لباس از کجا وارد کرده، موضوع این است که یک بام و دو هوا کردن بده، دور زدن قانون بده. چون سرمایه های اجتماعی جامعه را ویران می کند، وقتی از دین مایه می گذارید حتی دین را هم زایل می کند.....
امان از این همه تناقض ها!
#سیسمونی
#قالیباف
#دین
#صادقی
https://t.me/cacpc
در این روزهای ماه رمضان داستان خرید سیسمونی گیت و...خانوادهِ رئیس مجلس خبرساز شد و هر گروه و حزبی تفسیر خود را از این ماجرا در فضای رسانه ای ارائه می دهد؛
"نزاع درون حزبی، هجمه طرفداران رئیسی به قالیباف، حمله همکاران قالیباف برای تصاحب ریاست مجلس در آستانه انتخابات ریاست مجلس، حمله نیروهای طرفدار صیانت به جهت عدم همراهی وی با این طرح، نقد اصلاح طلبان، پولشویی، هجمه یک نیروی امنیتی خاص، کنجکاوی یک خبرنگار و ..."
همه اینها شاید قابل توجه باشند، اما یک نکته بسیار آزاردهنده است؛ "استفاده ابزاری از دین". در این موارد آوردن آیات و روایت برای توجیه اقدامات افراد خودی بسیار مشمئز کننده است.
اگر این کار را غیر خودی ها انجام می دادند، باز هم آیه و روایت می آوردند که چه نشسته اید که تمام دین از بین رفت و کفن پوشان راهی خیابان می شدند....
حال همه بسیج شده اند که انسان، انسان است و جایزالخطا و تجسس در حریم خصوصی افراد ممنوع، حالا دو تکه لباس این همه قیل و قال ندارد، چرا از کاه، کوه می سازید و ....
موضوع این نیست که چه کسی چند تکه لباس از کجا وارد کرده، موضوع این است که یک بام و دو هوا کردن بده، دور زدن قانون بده. چون سرمایه های اجتماعی جامعه را ویران می کند، وقتی از دین مایه می گذارید حتی دین را هم زایل می کند.....
امان از این همه تناقض ها!
#سیسمونی
#قالیباف
#دین
#صادقی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👍15❤1
احساس خسران؛ سگ بند!
دیشب بلافاصله بعد از افطار و پس از طی یک مسیر پر ترافیک و سنگین خود را به سینما رساندم. قبلا برنامه فروش سینماها راچک کرده بودم."سگ بند" به کارگردانی مهران احمدی بالاترین میزان فروش هفته گذشته را به خود اختصاص داده بود.
با توجه به فروش بالا، با هزار امید و آرزو که احتمالا یک فیلم اصیل، با هویت، تاثیرگذار، با معنا و پر مفهوم تماشا خواهم کرد، وارد سینما شدم.
بارها به خاطر برخی اقدامات و حتی برخی حرف ها و واکنش هایم احساس پشیمانی و گاه احساس خسران داشته ام، اما کمتر موردی بوده که چنین احساس خسرانی را تجربه کنم. به این فکر می کردم، مردم چرا باید از این فیلم استقبال کنند؟ فیلمی که نه سر و ته درستی دارد، نه داستان معنی دار، نه هویتی دارد و نه تامل برانگیز است و نه هیچ چیز دیگر. آیا واقعا معدل علایق و دغدغه های مردم تا این اندازه پایین آمده است که از چنین فیلم هایی استقبال می کنند؟! فیلمی که پر از شوخی های بی مایه، بی ادبانه و حتی گاه شوخی های جنسی است.
به اینکه برای این فیلم با احتساب ترافیک، رفت و آمد و تماشای خود فیلم (هرچند نتوانستم تا آخر فیلم را تحمل کنم) بیش از چهار ساعت از وقتم تلف شده بود، احساس خسران می کردم، می کنم.
این یادداشت را بدین جهت نوشتم، تا دست کم شما فریب فروش صدر جدولی چنین فیلم های بی محتوایی را نخورید.
#سگ_بند
#بی_محتوا
#فیلم
#صادقی
https://t.me/cacpc
دیشب بلافاصله بعد از افطار و پس از طی یک مسیر پر ترافیک و سنگین خود را به سینما رساندم. قبلا برنامه فروش سینماها راچک کرده بودم."سگ بند" به کارگردانی مهران احمدی بالاترین میزان فروش هفته گذشته را به خود اختصاص داده بود.
با توجه به فروش بالا، با هزار امید و آرزو که احتمالا یک فیلم اصیل، با هویت، تاثیرگذار، با معنا و پر مفهوم تماشا خواهم کرد، وارد سینما شدم.
بارها به خاطر برخی اقدامات و حتی برخی حرف ها و واکنش هایم احساس پشیمانی و گاه احساس خسران داشته ام، اما کمتر موردی بوده که چنین احساس خسرانی را تجربه کنم. به این فکر می کردم، مردم چرا باید از این فیلم استقبال کنند؟ فیلمی که نه سر و ته درستی دارد، نه داستان معنی دار، نه هویتی دارد و نه تامل برانگیز است و نه هیچ چیز دیگر. آیا واقعا معدل علایق و دغدغه های مردم تا این اندازه پایین آمده است که از چنین فیلم هایی استقبال می کنند؟! فیلمی که پر از شوخی های بی مایه، بی ادبانه و حتی گاه شوخی های جنسی است.
به اینکه برای این فیلم با احتساب ترافیک، رفت و آمد و تماشای خود فیلم (هرچند نتوانستم تا آخر فیلم را تحمل کنم) بیش از چهار ساعت از وقتم تلف شده بود، احساس خسران می کردم، می کنم.
این یادداشت را بدین جهت نوشتم، تا دست کم شما فریب فروش صدر جدولی چنین فیلم های بی محتوایی را نخورید.
#سگ_بند
#بی_محتوا
#فیلم
#صادقی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👍11👏5👎1
امام جمعه اصفهان، امروز در نماز جمعه به یهودیان توهین کرد. مگر امام جمعه نباید کانون وحدت و ملجا همگان باشد؟ در شرح وظایف امام جمعه، توهین به سایر ادیان هم وجود دارد؟ امیدوارم شورای سیاست گذاری، به این آدم بیسواد، تفرقه افکن و هتاک یادآوری کند که جایگاه امامت جمعه، نفرت پراکنی نیست.
امیدوارم اصفهانی های بافرهنگ و یهودیان کشورم پاسخ درخوری به این آدم دهند.
#امام_جمعه_اصفهان
#هتاکی
https://www.instagram.com/p/Cc8KE7bMUFm/?igshid=MDJmNzVkMjY=
امیدوارم اصفهانی های بافرهنگ و یهودیان کشورم پاسخ درخوری به این آدم دهند.
#امام_جمعه_اصفهان
#هتاکی
https://www.instagram.com/p/Cc8KE7bMUFm/?igshid=MDJmNzVkMjY=
👍5👎1
در خصوص عامل وحدت بخش کشور ایران نظرات مختلفی وجود دارد. به نظر شما مهمترین عامل وحدت بخش کشور ایران چیست؟
Anonymous Poll
79%
خود ایران(جغرافیا و تاریخ ایران)
10%
زبان فارسی
11%
دین
یاری علمی
سلام دوستان
برای یک سخنرانی چندفرهنگی، با تاکید بر انواع تبعیض های مختلف در کلاس درس آماده می شوم.
یکی از مصادیق آموزش چندفرهنگی، تدریس چندفرهنگی است و یکی از موانع تحقق تدریس چندفرهنگی، وجود تبعیض های مختلف در کلاس درس است. این تبعیض ها می تواند از سوی افراد و گروه های مختلف اتفاق بیفتد. در این سخنرانی تمرکز بنده بر روی تبعیض هایی است که از سوی معلمان و استادان اتفاق می افتد.
مثلا نادیده گرفته شدن دانشجو / دانش آموز به خاطر جنسیت، زبان، قومیت و ..
مسخره قومیت، مذهب دانشجو/ دانش آموز از سوی استاد/ معلم
و ...
آیا شما در دوران تحصیل به ویژه در دانشگاه، تجربه تبعیض دارید؟ اگر دارید لطفا مصداق آن را در پی وی ( @sadeghiedu)برای اینجانب ارسال فرمایید.
سپاس فراوان
سلام دوستان
برای یک سخنرانی چندفرهنگی، با تاکید بر انواع تبعیض های مختلف در کلاس درس آماده می شوم.
یکی از مصادیق آموزش چندفرهنگی، تدریس چندفرهنگی است و یکی از موانع تحقق تدریس چندفرهنگی، وجود تبعیض های مختلف در کلاس درس است. این تبعیض ها می تواند از سوی افراد و گروه های مختلف اتفاق بیفتد. در این سخنرانی تمرکز بنده بر روی تبعیض هایی است که از سوی معلمان و استادان اتفاق می افتد.
مثلا نادیده گرفته شدن دانشجو / دانش آموز به خاطر جنسیت، زبان، قومیت و ..
مسخره قومیت، مذهب دانشجو/ دانش آموز از سوی استاد/ معلم
و ...
آیا شما در دوران تحصیل به ویژه در دانشگاه، تجربه تبعیض دارید؟ اگر دارید لطفا مصداق آن را در پی وی ( @sadeghiedu)برای اینجانب ارسال فرمایید.
سپاس فراوان
نشست تضمین کیفیت تدریس
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی؛ دانشگاه علامه طباطبایی
زمان: شنبه ۱۴۰۱/۲/۱۷
ساعت: ۱۱:۳۰ الی ۱۳:۳۰
@cacpc
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی؛ دانشگاه علامه طباطبایی
زمان: شنبه ۱۴۰۱/۲/۱۷
ساعت: ۱۱:۳۰ الی ۱۳:۳۰
@cacpc
👍2
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین کهن است، بخشی از آن جغرافیاست، بخشی دیگر آداب و رسوم، هنرها و مفاخر ایران زمین هستند.
حاج قربان سلیمانی و عثمان محمدپرست مفاخر هنر موسیقی خراسان، بخشی از هویت ملی ما بودند/هستند.
یادشان گرامی
#حاج_قربان
#عثمان_محمدپرست
#موسیقی
#مفاخر
#هویت
@cacpc
حاج قربان سلیمانی و عثمان محمدپرست مفاخر هنر موسیقی خراسان، بخشی از هویت ملی ما بودند/هستند.
یادشان گرامی
#حاج_قربان
#عثمان_محمدپرست
#موسیقی
#مفاخر
#هویت
@cacpc
👍2
گروه علوم تربیتی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند:
نقد و بررسی کتاب "عاملیت انسان؛ رویکرد دینی و فلسفی"
تالیف و ارایه: دکتر خسرو باقری
نافدین:
دکتر محمد راسخ
دکتر محمود مهرمحمدی
دکتر حسین اسکندری
دکتر مصطفی مهرآیین
حضور برای همگان آزاد است
@cacpc
نقد و بررسی کتاب "عاملیت انسان؛ رویکرد دینی و فلسفی"
تالیف و ارایه: دکتر خسرو باقری
نافدین:
دکتر محمد راسخ
دکتر محمود مهرمحمدی
دکتر حسین اسکندری
دکتر مصطفی مهرآیین
حضور برای همگان آزاد است
@cacpc
سود و زیان آغاز فعالیت های آموزشی حضوری باید ارزیابی شود
https://atna.atu.ac.ir/fa/news/303724/%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
https://atna.atu.ac.ir/fa/news/303724/%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
عطنا - رسانه تحلیلی دانشگاه علامه طباطبائی
سود و زیان آغاز فعالیت های آموزشی حضوری باید ارزیابی شود
عضو هیات علمی دانشگاه معتقد است رعایت بیشتر مسائل بهداشتی و حضور 10 الی 15 نفر در هر کلاس براساس استانداردهای وزارت بهداشت و ستاد مقابله با کرونا خطر ابتلا به این بیماری را کاهش می دهد.
👍1
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین…
دکتر محمد رفیع جلالی
زمانی به پای اتوبوس رسیده بود که همه صندلیها پر شده بودند. اصرار داشت که سوار شود. "دالون دار" موافق نبود. راننده که عمامه ای به سبگ خراسانیان اصیل بر سرداشت، وقتی اصرار جوان را دید، چارپایه چوبی کنارش ر ا نشان داد و : گفت: " بیا، بیا بالا، بشین ور دست خودم". و جوان لبخند زنان بر روی چهارپایه جلوس کرد . " دالون دار" همانجا کرایه اش را گرفت و پس از حساب کتاب با راننده ، اجازه جرکت اتوبوس را صادر نمود.
اتوبوس براه افتاد. مقصد نهائی "خواف " است!!! . هنوز به "شریف آباد" نرسیده اند که راننده دستی به زانوی جوان میزندو با تعجب میپرسد، "خوب ، جوان ، میخوای بری "خواف " چکار کنی"؟؟؟ کسی را اونجا میشناسی؟؟؟ کار واجبی داری که اینهمه اصرار داشتی سوار شی"؟؟؟ و جوانک میکوید "نه"!!! راننده ببشتر متعحب میشود و میپرسد: "پس میخوای بری خواف چکار کنی"؟؟؟ اونجا که چیزی برای دیدن ندارد، وسط کویر است!!! و جوانک میگوید: " هیچی ، میخوام برم انجا رو ببینم!!! . "فقط همین"؟؟!!/، راننده میپرسد. و جوان خیلی راحت میگوید: "آره"!!!! این جواب راننده را بفکر وا میدارد و دیگر هیچ نمیگوید.
ار گرمسار که رد میشوند، اسفالت هم تمام میشود و وارد میشوند به خاکی. یک تانکر نفتکش " لیلاند" سبز رنگ " شرکت ملی نفت"، افتاده بود جلوی انها. زنجیر بر ق گیرش هم روی زمین کشیده میشد و گرد و خاک فراوانی هم بپا کرده ، بطوریکه با توجه به باریک بودن جاده ، امکان سبقت را از اتوبوس گرفته بود. گرد وخاک داخل اتوبوس را پر کرده ، بطوریکه همه پنجره ها بسته میشود. راننده اتوبوس بالاخره تسلیم میشود و جلوی یک قهوه خانه بعد از "ده نمک" متوقف میشود تا هم گلوئی تازه کنند و هم از شر "تانکر " خلاص شوند.
راننده دست جوان را هم میگیرد و با خود به روی صندلی های جلوی قهوه خانه میبرد. چای اول را که سر می کشند، جوان بحرف در میاید و شعری را زمزمه میکند!! گوشهای راننده تیز میشود!! شعر زبان حال راننده و مسافران است و این جاده های خراب و خاکی!! با این مضمون که " چرا با اینهمه ثروت باید جاده های ما اینچنین باشد و وضع مردمانمان اینگونه"؟؟؟
راننده تعجب میکند، انچه این جوان میخواند، نه شعراست و نه محاوره معمولی. در عین اینکه قاقیه ندارد ولی فکر میکنی شعری را برایت دارند میخوانند!! سرو ته دارد و گوش نواز است!! میپرسد " اینها را کجا خواندی"؟؟ و جوان میگوید: " از جائئ نخواندم، خودم سروده ام"!! . "یعنی اینا "شعر" بود"" ؟؟؟ راننده میپرسد. و جوان جواب میدهد، بله ، به اینها میگویند، "شعرنو"!!! "چی شعر نو؟؟؟. قشنگه ، نشنیده بودم". راننده میپرسد . و جوان شروع میکند به بیان تاریچه شعر نو و بینانگذارنش . و راننده "چهار گوشی" گوش میدهد. خیلی از جوانک خوشش آمده و از اینکه سوارش کرده است خیلی خوشجال است.
دیگر کار کشید به دل و قلوه دادن راننده و مسافر بطوریکه نفهمیدند، کی رسیدند به نزدیکی های "خواف"!!! "خوب ببینم، کجا میخوای بمانی توی " خواف". میدانی اینجا مسافرخانه ای ، چیزی ندارد". راننده میپرسد. "نمیدانم. بالاخره یک جائی پیدا میشود. خدا بزرگ است". جوانک جواب میدهد. و راننده میگوید: " باید بیا خانه خودمان. بد نمیگذرد" . و چی از این بهتر؟؟؟
2 سه تا چائی که مینوشند، همینطور که دارند جرف میزنند، راننده از خستگی بخواب فرو میرود و جوانک هم از خدا خواسته ، پشتی پشتش را میخواباند روی زمین،سرش را میگذارد روی پشتی و او هم بخوابی خوش فرو میرود.
زمانی بیدار میشوند که ساعت از 9 شب گذشته و اهل خانه دارند سورو سات شام را آماده میکنند.
"کوکوی سبزی" خیلی خوشمزه است و با نان محلی و سبزی خوردن از هر غدائی بیشتر مزه میدهد.
حالا شده اند سیر و پر و قبراق و سرحال. راننده اشاره ای به پستوی خانه میکند و با سر اشاره ای به بچه ها. انها خودشان میفهمند که مقصود چیست. بدرون پستو میروند و اندکی بعد با یک بسته دراز ، پیچیده در یک پارچه قلمکاری شده باز میگردند. بسته را میگذارند جلوی راننده. راننده به آرامی و با احترام بسته را باز میکند. حالا نوبت جوان است که متعجب شود؟؟ بله، داخل بسته یک "2 تار" است. "2 تاری که در خراسان مرسوم است"!!! سکوت بر قرار است. راننده دست چپش را میبرد بسوی کوک "2 تار" و با ناخن های دست راست بر سیم ها زخمه ای چند میزند و پس از سه 4 بار بالاخره مطمئن میشود که ساز کوک است. و مینوازد و مینوازد و سپس میخواند:
" نوائی، نوائی ، نوائی ، نوائی، همه با وفایند تو گل بی وفایی. الهی برافتد نشان جدایی....و تا آخر.
زمانی به پای اتوبوس رسیده بود که همه صندلیها پر شده بودند. اصرار داشت که سوار شود. "دالون دار" موافق نبود. راننده که عمامه ای به سبگ خراسانیان اصیل بر سرداشت، وقتی اصرار جوان را دید، چارپایه چوبی کنارش ر ا نشان داد و : گفت: " بیا، بیا بالا، بشین ور دست خودم". و جوان لبخند زنان بر روی چهارپایه جلوس کرد . " دالون دار" همانجا کرایه اش را گرفت و پس از حساب کتاب با راننده ، اجازه جرکت اتوبوس را صادر نمود.
اتوبوس براه افتاد. مقصد نهائی "خواف " است!!! . هنوز به "شریف آباد" نرسیده اند که راننده دستی به زانوی جوان میزندو با تعجب میپرسد، "خوب ، جوان ، میخوای بری "خواف " چکار کنی"؟؟؟ کسی را اونجا میشناسی؟؟؟ کار واجبی داری که اینهمه اصرار داشتی سوار شی"؟؟؟ و جوانک میکوید "نه"!!! راننده ببشتر متعحب میشود و میپرسد: "پس میخوای بری خواف چکار کنی"؟؟؟ اونجا که چیزی برای دیدن ندارد، وسط کویر است!!! و جوانک میگوید: " هیچی ، میخوام برم انجا رو ببینم!!! . "فقط همین"؟؟!!/، راننده میپرسد. و جوان خیلی راحت میگوید: "آره"!!!! این جواب راننده را بفکر وا میدارد و دیگر هیچ نمیگوید.
ار گرمسار که رد میشوند، اسفالت هم تمام میشود و وارد میشوند به خاکی. یک تانکر نفتکش " لیلاند" سبز رنگ " شرکت ملی نفت"، افتاده بود جلوی انها. زنجیر بر ق گیرش هم روی زمین کشیده میشد و گرد و خاک فراوانی هم بپا کرده ، بطوریکه با توجه به باریک بودن جاده ، امکان سبقت را از اتوبوس گرفته بود. گرد وخاک داخل اتوبوس را پر کرده ، بطوریکه همه پنجره ها بسته میشود. راننده اتوبوس بالاخره تسلیم میشود و جلوی یک قهوه خانه بعد از "ده نمک" متوقف میشود تا هم گلوئی تازه کنند و هم از شر "تانکر " خلاص شوند.
راننده دست جوان را هم میگیرد و با خود به روی صندلی های جلوی قهوه خانه میبرد. چای اول را که سر می کشند، جوان بحرف در میاید و شعری را زمزمه میکند!! گوشهای راننده تیز میشود!! شعر زبان حال راننده و مسافران است و این جاده های خراب و خاکی!! با این مضمون که " چرا با اینهمه ثروت باید جاده های ما اینچنین باشد و وضع مردمانمان اینگونه"؟؟؟
راننده تعجب میکند، انچه این جوان میخواند، نه شعراست و نه محاوره معمولی. در عین اینکه قاقیه ندارد ولی فکر میکنی شعری را برایت دارند میخوانند!! سرو ته دارد و گوش نواز است!! میپرسد " اینها را کجا خواندی"؟؟ و جوان میگوید: " از جائئ نخواندم، خودم سروده ام"!! . "یعنی اینا "شعر" بود"" ؟؟؟ راننده میپرسد. و جوان جواب میدهد، بله ، به اینها میگویند، "شعرنو"!!! "چی شعر نو؟؟؟. قشنگه ، نشنیده بودم". راننده میپرسد . و جوان شروع میکند به بیان تاریچه شعر نو و بینانگذارنش . و راننده "چهار گوشی" گوش میدهد. خیلی از جوانک خوشش آمده و از اینکه سوارش کرده است خیلی خوشجال است.
دیگر کار کشید به دل و قلوه دادن راننده و مسافر بطوریکه نفهمیدند، کی رسیدند به نزدیکی های "خواف"!!! "خوب ببینم، کجا میخوای بمانی توی " خواف". میدانی اینجا مسافرخانه ای ، چیزی ندارد". راننده میپرسد. "نمیدانم. بالاخره یک جائی پیدا میشود. خدا بزرگ است". جوانک جواب میدهد. و راننده میگوید: " باید بیا خانه خودمان. بد نمیگذرد" . و چی از این بهتر؟؟؟
2 سه تا چائی که مینوشند، همینطور که دارند جرف میزنند، راننده از خستگی بخواب فرو میرود و جوانک هم از خدا خواسته ، پشتی پشتش را میخواباند روی زمین،سرش را میگذارد روی پشتی و او هم بخوابی خوش فرو میرود.
زمانی بیدار میشوند که ساعت از 9 شب گذشته و اهل خانه دارند سورو سات شام را آماده میکنند.
"کوکوی سبزی" خیلی خوشمزه است و با نان محلی و سبزی خوردن از هر غدائی بیشتر مزه میدهد.
حالا شده اند سیر و پر و قبراق و سرحال. راننده اشاره ای به پستوی خانه میکند و با سر اشاره ای به بچه ها. انها خودشان میفهمند که مقصود چیست. بدرون پستو میروند و اندکی بعد با یک بسته دراز ، پیچیده در یک پارچه قلمکاری شده باز میگردند. بسته را میگذارند جلوی راننده. راننده به آرامی و با احترام بسته را باز میکند. حالا نوبت جوان است که متعجب شود؟؟ بله، داخل بسته یک "2 تار" است. "2 تاری که در خراسان مرسوم است"!!! سکوت بر قرار است. راننده دست چپش را میبرد بسوی کوک "2 تار" و با ناخن های دست راست بر سیم ها زخمه ای چند میزند و پس از سه 4 بار بالاخره مطمئن میشود که ساز کوک است. و مینوازد و مینوازد و سپس میخواند:
" نوائی، نوائی ، نوائی ، نوائی، همه با وفایند تو گل بی وفایی. الهی برافتد نشان جدایی....و تا آخر.
❤4
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
در مباحث چندفرهنگی گرایی، موضوع هویت از اهمیت خاصی برخوردار است. ولی نکته اینجاست که هویت ملی آن چیزی نیست که برخی تصور می کنند. هویت ملی از هویت های مختلف تشکیل می شود. هویت ملی یک شی خاص نیست که نمایش بیرونی داشته باشد. بخشی از این هویت ملی، تاریخ این سرزمین…
تازه اینجاست که جوان از بهت بیرون میاید و بی اختیار دست میاندازد به گردن راننده و او را بوسه باران میکند!!! ان راننده "عثمان محمد پرست" نوازنده بزرگ خراسان است و ان جوان هم " مجتبی کاشانی" شاعر و متفکر و مدرسه ساز بزرگ سالهای بعد!!! در همان خواف بود که پیوند میان "عثمان و مجتبی " شکل گرفته و هر روز مستحکم تر میشد. این 2 با هم و در کنار یار دیگرشان ، " پدر عکاسی نوین و سلطان عکاسی طبیعت ایران"، زنده یاد "نیکول فریدنی" بینادی را بنا نهادند که بعدها به "جامعه یاوری فرهنگی" معروف گشت و درکارش ابتدا دادن خدمات درمانی و بعدا مدرسه سازی بود برای مناطق بسیار بسیار محروم جنوب خراسان. کاری که همچنان ادامه دارد.در قالب همین فعالیت ها که منهم به نوعی سهم اندکی در ارائه خدمات پزشکی به نیازمندان داشتم بود که با "عثمان" و "نیکول" هم اشنا شدم و "واله و شیدای " هنر بی بدلیلشان گردیدم.
"جامعه یاوری فرهنگی" در زمان حیات کاشانی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است که در سال۱۳۹۵ تعداد این مجتمعها به ۸۵۰ مورد رسید. در قسمتی از وصیتنامه کاشانی آمده: «من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سرودهام و ..."
کسانی که با "جامعه یاوری فرهنگی" آشنائی دارند عقیده دارند که ، شعر و شعور "مجتبی کاشانی" و "دو تار عثمان" در کنار تصاویر بی بدلیل "نیکول " در معرفی نکبت روستاهای جنوب خراسان و اثرات مثبتی که مدرسه سازی در رفع این محرومیت ها داشت، بود که توانست "جامعه یاوری فرهنگی" را به کمال برساند.
بواقع بازده این واحد فرهنگی حاصل کار سه بزرگ: "مجتبی کاشانی" شیعه ، "عثمان" سنی و "نیکول" ارمنی بود!!! البته کسان بسیار دیگری هم در این موفقیت سهم بسزائی داشتند که باید روزی از انان نیز یادی بکنیم.
از این سه یار ، تنها "عثمان" بر جای مانده بود!!
🌾
"جامعه یاوری فرهنگی" در زمان حیات کاشانی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است که در سال۱۳۹۵ تعداد این مجتمعها به ۸۵۰ مورد رسید. در قسمتی از وصیتنامه کاشانی آمده: «من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سرودهام و ..."
کسانی که با "جامعه یاوری فرهنگی" آشنائی دارند عقیده دارند که ، شعر و شعور "مجتبی کاشانی" و "دو تار عثمان" در کنار تصاویر بی بدلیل "نیکول " در معرفی نکبت روستاهای جنوب خراسان و اثرات مثبتی که مدرسه سازی در رفع این محرومیت ها داشت، بود که توانست "جامعه یاوری فرهنگی" را به کمال برساند.
بواقع بازده این واحد فرهنگی حاصل کار سه بزرگ: "مجتبی کاشانی" شیعه ، "عثمان" سنی و "نیکول" ارمنی بود!!! البته کسان بسیار دیگری هم در این موفقیت سهم بسزائی داشتند که باید روزی از انان نیز یادی بکنیم.
از این سه یار ، تنها "عثمان" بر جای مانده بود!!
🌾
👍8❤4
اطلاعیه
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز پنج شنبه، پنجم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۰ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
✅ جلسه دوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی
✅ افرادی که در رابطه با طلاق متن و نوشته فرستادند، در صورت تمایل برای فردا آمادگی ارائه آن را داشته باشند.
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی
❇️ درضمن فایل های صوتی جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز پنج شنبه، پنجم خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۰ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
✅ جلسه دوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی
✅ افرادی که در رابطه با طلاق متن و نوشته فرستادند، در صورت تمایل برای فردا آمادگی ارائه آن را داشته باشند.
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی
❇️ درضمن فایل های صوتی جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
👍2
اطلاعیه
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۱ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
✅ جلسه سوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی(مصاحبه پدیدارشناسانه، تحلیل و اعتباریابی داده ها)
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی.
✅ حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
❇️ درضمن فایل های صوتی دو جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
کلاس مجازی "#روش_تحقیق" روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۱ صبح درگروه تلگرامی"آکادمی دانش پژوهی دکتر صادقی" برگزار خواهد شد.
✅ جلسه سوم معرفی روش های تحقیق کیفی،
#پدیدار_شناسی(مصاحبه پدیدارشناسانه، تحلیل و اعتباریابی داده ها)
✅ پاسخ به سوالات اعضای آکادمی.
✅ حضور برای همگان آزاد و رایگان است.
❇️ درضمن فایل های صوتی دو جلسه پیش در گروه مزبور، در دسترس اعضاست.
.....................................
آدرس آکادمی:
https://t.me/+_x6ZSSXhzEM4MzY0
@cacpc
👍5❤4